علوم آزمایشگاهی | میکروبیولوژی | بیوشیمی | علوم پایه پزشکی | کلینیکال پاتولوژی | پزشکی | دامپزشکی

 10 ماده غذایی برای داشتن یک پوست شاداب

 فلفل دلمه ای قرمز، هویج ، کرفس، دانه ها، اسفناج، چای سبز، روغن نارگیل ، ماهی سالمون، شکلات تیره و پاپایا از مواد غذایی هستند که مصرف روزانه آنها سبب داشتن یک پوست خوب و سالم می شود.

فلفل دلمه ای قرمز بیش از 100 درصد از ویتامین C روزانه انسان را تامین می کند. فلفل دلمه ای قرمز همچنین حاوی مقادیر قابل توجهی از فیبر و ویتامین B6 است.

علاوه بر این فلفل دلمه ای قرمز مملو از کاروتنوئید است که می تواند از بروز چین و چروک بر روی پوست جلوگیری کرده و به افزایش گردش خون در پوست کمک کند.

همچنین فلفل دلمه ای قرمز به دلیل برخورداری از کاروتنوئید برای مبارزه با آکنه بسیار خوب است بنابراین توصیه می شود زمانی که دوست دارید چیزی به عنوان تنقلات بخورید از فلفل دلمه ای قرمز استفاده کنید زیرا این سبزیجات فقط حاوی 30 کالری است و تردی آن بسیار لذت بخش است.

اگر فلفل دلمه ای قرمز را به صورت برش های باریکی درآورید و آنها را در فریزر نگهداری کنید در آن صورت زمانی که دلتان می خواهد چیزی به عنوان تنقلات بخورید، یک تنقلات سالم و خوشمزه در دسترس خواهید داشت.

علاوه بر این فلفل دلمه ای قرمز به دلیل فیبری که دارد باعث می شود که انسان با مصرف کالری کم برای مدت طولانی احساس سیری کند.

شکلات تیره یک تنقلات ایده آل است که مصرف روزانه آن به برخورداری از یک پوست سالم و شاداب کمک می کند.

شکلات تیره مملو از آنتی اکسیدان، اسیدهای چرب و فلاونول ها است که موجب درخشندگی پوست می شود.

آنتی اکسیدان های موجود در شکلات تیره به کاهش خشکی و زبری پوست کمک می کند و از پوست در برابر آسیب های ناشی از تابش نور خورشید کمک می کند.

علاوه بر این کاکائو شل کننده عروق است و موجب افزایش گردش خون می شود که خود به برخورداری از یک پوست سالم کمک می کند.

ماهی سالمون یک غذای عالی برای مبارزه با تنش، اضطراب و افسردگی است. ماهی سالمون همچنین بیشتر ویتامین D مورد نیاز انسان را در روز تامین می کند. ویتامین D مسئول سالم نگاه داشتن قلب، استخوان ها، روده و مغز است.

این ویتامین همچنین به پیشگیری از ابتلا به سرطان روده بزرگ، اضطراب ، افسردگی ، بیماری قلبی و بیماری استخوانی کمک می کند.

از سوی دیگر ماهی سالمون مملو از اسیدهای چرب امگا 3 است که برای مبارزه با التهاب، چین و چروک و آکنه پوست بسیار مفید است.

امگا 3 زیاد ماهی سالمون علاوه بر اینکه پوست انسان را از درون مرطوب می کند سبب تقویت مو نیز می شود.

روغن نارگیل یکی از غنی ترین منابع چربی اشباع شده با حدود 90 درصد کالری است.

روغن نارگیل حاوی «اسید لوریک» است؛ اسید لوریک یک عامل قوی ضد باکتری و ضد ویروسی است که ویروس ها، عفونت، التهاب و آکنه را دور نگاه می دارد.

همچنین روغن نارگیل مملو از اسیدهای چرب ضروری و ویتامین E است که برای مرطوب، نرم و بدون چین و چروک نگاه داشتن پوست بسیار خوب است.

از سوی دیگر روغن نارگیل برای تیروئید نیز بسیار مفید است و علاوه بر این مدارک زیادی وجود دارد که نشان می دهد مصرف این روغن به کاهش وزن کمک می کند.

چای سبز منبع بزرگی از آنتی اکسیدان ها بوده و حاوی یک آمینو اسید منحصر به فرد به نام L-theanine است که به آرامش دادن به بدن و کاهش تنش و اضطراب کمک می کند.

دم کردن آن موجب منتشر کردن «کاتچین» نوعی آنتی اکسیدان می شود که ثابت شده دارای خواص ضد سرطان و ضد التهاب است.

چای سبز همچنین خطر ابتلا به فشار خون بالا را کاهس می دهد.

برای مشاهده نتایج چای سبز باید روزی 3 فنجان و یا بیشتر چای سبز بنوشید.

اسفناج یک غذای سالم و مملو از مواد مغذی است که باید در رژیم غذایی روزانه وجود داشته باشد.

اسفناج منبع بسیار خوبی از آهن، فولات، کلروفیل، ویتامین E، منیزیم، ویتامین A، فیبر، پروتئین گیاهی، و ویتامین C است.

اسفناج به دلیل خواص آنتی اکسیدانی خود و برخورداری از ویتامین های C، E، برای پوست بسیار خوب است.

اسفناج حاوی آنتی اکسیدان هایی است که تمام انواع مشکلات پوستی مبارزه می کند.با مصرف اسفناج در واقع پوست خود را از درون تمیز می کنید.

دانه ها از قبیل شاهدانه، تخمه آفتابگردان، تخمه کدو، و دانه کتان همه برای پوست عالی هستند.

دانه کدو و تخمه آفتابگردان مملو از «سلنیوم» ، ویتامین E، منیزیم و پروتئین هستند.

سلنیوم و پروتئین موجب پیشگیری از بروز چین و چروک، ویتامین E باعث افزایش رطوبت در پوست شما و منیزیم موجب کاهش سطح تنش و اضطراب می شود.

اسیدهای چرب امگا 3 در کتان و شاهدانه برای مبارزه با چین و چروک و آکنه مناسب هستند. به علاوه، این دانه ها سرشار از پروتئین هستند.

کرفس ماده غذایی دیگری است که برای داشتن یک پوست خوب باید هر روز مصرف کرد.

کرفس حاوی ویتامین K است و به حفظ گردش خون سالم و کاهش فشار خون کمک می کند.همچنین کرفس می تواند سطح استرس را کاهش دهد.

همانطور که می دانید استرس باعث خرابی پوست و ابتلا به میگرن و حتی سرطان می شود.

کرفس همچنین حاوی سدیم طبیعی، پتاسیم و آب است و می تواند به پیشگیری از کم آبی کمک کند.

از سوی دیگر اگر نگران شمارش کالری هستید باید بدانید که کرفس کالری بسیار کمی دارد.

پاپایا یک میوه فوق العاده است که مزایای تغذیه ای متعددی دارد.

این میوه کالری بسیار کمی دارد (بطوریکه هر 100 گرم آن فقط 39 کالری دارد) و هیچ کلسترولی ندارد بنابراین اگر تلاش می کنید که وزن خود را کاهش دهید هر روز پاپایا مصرف کنید تا فواید آن را مشاهده کنید.پاپایا فروکتوز کمی دارد و برای هضم بسیار عالی است.

مواد مغذی آنتی اکسیدان موجود در آن، از جمله ویتامین C و E و بتا کاروتن برای کاهش التهاب و آکنه بسیار خوب هستند.

علاوه بر این، ویتامین C موجود در آن از پوست در برابر آسیب های نور خورشید محافظت می کند.

هویج نه تنها برای چشم بلکه برای پوست نیز مفید است.

هویج به ویژه برای پاکسازی پوست از جوش خوب است. هویج سرشار از ویتامین A است و به پیشگیری از تولید بیش از حد سلول ها در لایه بیرونی پوست کمک می کند.

یک دلیل دیگر برای مصرف هویج به عنوان میان وعده این است که ویتامین A موجود در آن به پیشگیری از ساخت سلول های سرطانی پوست کمک می کند بنابراین برای برخورداری از یک پوست خوب هر روز هویج مصرف کنید.

ایرنا


برچسب‌ها: پوست شاداب, گوجه, فلفل دلمه قرمز, اسفناج, زیبا
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم آذر 1393ساعت 8:43  توسط رضا بنابی  | 

  موش‌های هوشمند با مغز انسانی تولید شدند

سلول‌های انسانی پس از رشد به نوعی سلول گلیال بالغ موسوم به آستروسیت تبدیل شدند که مسئول تأمین مواد مغذی و بازسازی آسیب‌های مغزی هستند؛ سلول‌های گلیال انسانی 20 برابر بزرگتر از سلول‌های گلیال موش هستند.

محققان آمریکایی با تزریق نوعی از سلول‌های نابالغ مغز انسان موسوم به سلول‌های گلیال به موش، مغز شبه‌انسانی ایجاد کردند که باعث افزایش عملکرد مغز ابن حیوانات در آزمون‌های شناختی شد. 

 موش‌های هوشمند با مغز انسانی تولید شدند

محققان مرکز پزشکی دانشگاه روچستر در نیویورک با همکاری محققان دانشگاه کپنهاگ در این روش، سلول‌های گلیال نابالغ موسوم به سلول‌های پروژنیتور گلیال را از جنین سقط شده انسان استخراج کردند؛ سپس این سلول‌ها به مغز نوزادان موش پیوند زده شد که در نهایت این سلول‌های انسانی رشد کرده و جایگزین سلول‌های گلیال موش شدند.

سلول‌های انسانی پس از رشد به نوعی سلول گلیال بالغ موسوم به آستروسیت تبدیل شدند که مسئول تأمین مواد مغذی و بازسازی آسیب‌های مغزی هستند؛ سلول‌های گلیال انسانی 20 برابر بزرگتر از سلول‌های گلیال موش هستند.

هر موش در ابتدا 300 هزار سلول گلیال انسانی دریافت کرد که در یک بازه زمانی یک ساله، تعداد سلول‌ها به 12 میلیون افزایش پیدا کرد؛ جایگزین کردن سلول‌های مغز موش با سلول‌های گلیال انسانی، یک مغز ترکیبی ایجاد کرد که باعث بهبود کارآیی نورون‌های مغز موش شد.

موش با مغز ترکیبی (نیمی انسان و نیمی موش) در آزمون‌های شناختی و حافظه عملکرد بهتری در مقیاسه با موش‌های معمولی داشتند؛ این جوندگان با مغز ترکیبی، در آزمون یادآوری صداهای مرتبط با شوک الکتریکی عملکرد بهتری ثبت کردند.

نگرانی از ابرموجوداتی با هوش انسانی

نگرانی‌هایی درخصوص تلاش محققان برای تولید موجودات بسیار هوشمند مانند موجودات فیلم‌های علمی- تخیلی مطرح شده است؛ بر اساس فرضیه احتمالی، امکان هوشمندتر کردن حیوانات با تزریق سلول‌های مغز انسان وجود دارد.

اما محققان تأکید می‌کنند که استفاده از این روش محدود بوده و بر روی حیوانات دیگر – بخصوص پیوند سلول‌های گلیال انسانی به مغز میمون – به هیچ عنوان انجام نخواهد شد.

دکتر «استیون گلدمن» سرپرست تیم تحقیقاتی تأکید کرد: علت تولید موش‌هایی با مغز ترکیبی (نیمی مغز انسان و نیمی مغز موش)، استفاده از این حیوانات در تحقیقات بیماری‌های مختلف از جمله اسکیزوفرنی، آلزایمر و توسعه روش‌های درمانی جدید برای ام‌اس است.

  ایسنا



برچسب‌ها: زیست, موش, انسان, هوش, مغز
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم آذر 1393ساعت 8:21  توسط رضا بنابی  | 

 

رزیدنت های پاتولوژی در اقدام اعتراضی خواستار تغییر رشته شدند! 

 

(تضییع رسمی و علنی علوم آزمایشگاهیان-دکترای تک رشته ای علوم آزمایشگاهی- توسط دانشجویان تخصص پاتولوژی پزشکی؛ پاتولوژیست ها می خواهند از قانون نوشته و نانوشته وزارت بهداشت که همان پزشک سالاری مطلق است، استفاده نموده  و به فارغ التحصیلات متخصص Ph.D. علوم آزمایشگاهی توسط تیغ وزارت بهداشت یا همان وزارت پزشکان ضربه بزنند. 

مسئولین ذیصلاح و محترم وزارت بهداشت می توانند با مراجعه به رفرانس های جهانی پزشکی-پیراپزشکی-علوم آزمایشگاهی به راحتی وضعیت رشته علوم آزمایشگاهی را تعیین تکلیف کنند آن هم با توجه به مدارک و مستندات علمی و بین المللی که انشاءالله چنین کاری را وزیر محترم و منطق مدار و علمی و دانشمند بهداشت،درمان و آموزش پزشکی خواهد نمود.) 

 

اگر قرار است به مانند آنچه در سالهای گذشته رخ داد، برخی را با دایر کردن دوره های کوتاه مدت به شمول افراد واجد شرایط تاسیس آزمایشگاه برسانید و یا فارغ التحصیلانی که کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا در یک رشته خاص گرفته‌اند را به جای پاتولوژیست ها به کار بگیرید، پس چرا پاتولوژیست تربیت کرده‌اید؟

 
اگر به اواخر عمر دولت دهم بازگردیم و ماجرای به کارگیری ماماها در شغل پرستاری -که جدای حل مشکل بیکاری ماماها، رفع کمبود پرستار هدف دیگر آن معرفی شده بود و اعتراضات زیادی در هر دو گروه به همراه داشت را- به یاد آوریم، توجه به ماجرای اخیر مجابمان خواهد کرد که این سلیقه‌ای عمل کردن تبدیل به رویه برخی مسئولان در وزارت بهداشت شده است!

به گزارش «تابناک»، متخصصان و دانشجویان آسیب شناسی (پاتولوژی) که چندی پیش همزمان با انتشار کتاب ارزش نسبی خدمات درمانی و مراقبتهای سلامت اعتراضشان بالا گرفته و در دیدار با وزیر بهداشت قول های مساعدی برای حل مشکل گرفته بودند، چند روزی است که دوباره اینقدر عرصه را بر خود تنگ یافته‌اند که مجبور شده‌اند مقابل این وزارت خانه تحصن کرده و حتی از آن بالاتر، خواستار خروج از جمع پاتولوژیست ها شوند!

ماجرا از نامه‌ای شروع شد که مدیر کل آزمایشگاه مرجع سلامت ذیل آن را امضا کرده و بر اساس آن، انحصار این متخصصان برای تاسیس آزمایشگاه پاتولوژی و پاتوبیولوژی ندید گرفته شده و کسانی هم تراز با ایشان در اعطای این مجوز انگاشته شده‌اند که به کل پزشک نیستند و هیچ ارتباط مستقیمی با درمان ندارند!
شروط قانونی که ندید گرفته شده است
شروط قانونی که ندید گرفته شده است
یکی از رزیدنت های معترض در این باره می‌گوید: در حالی که قانون صراحت دارد مجوز تاسیس چنین آزمایشگاه هایی به پاتولوژیست ها داده شود، اما این قانون همیشه نادیده گرفته می‌شود؛ در سالهای دورتر دکترای علوم آزمایشگاهی هم مجاز شناخته شدند تا کمبود پاتولوژیست مشکل ساز نشود اما اکنون با وجودی که دکترای پاتولوژیست تربیت می‌شوند و تخصص علوم آزمایشگاهی برچیده شده، هیچ توجیهی برای زیر پا گذاشتن قانون وجود ندارد.

وی می‌افزاید: دکتر میراب سمیعی در حالی دکترای تک رشته ای را مجاز به تاسیس آزمایشگاه دانسته که قانون به صراحت چیز دیگری می‌گوید و علاوه بر آن، منطق نیز به غلط بودن این تصمیم حکم می‌دهد چراکه تفاوت میان آنچه ما آموخته‌ایم با آنچه دکترای phd خوانده اند بسیار زیاد است؛ تجربه سالهای طولانی پزشکی پشت تخصص ماست که می‌تواند در تشخیص بسیار موثر باشد، در حالی که دکترای تک رشته‌ای با علایم بالینی بیمار هیچ آشنایی نداشته و ندارند و اصلا پزشک نیستند!

بدین ترتیب تحصنی با حضور رزیدنت ها و فارغ التحصیلان پاتولوژی مقابل وزارت بهداشت شکل گرفت که به نظر می‌آید موقتا شکسته شده تا مذاکرات نمایندگان این متخصصان با مسئولان پیگیری شود؛ تحصنی که با نامه نگاری رزیدنت های این رشته به وزارت بهداشت برای تغییر رشته، بسیار جدی است و حکایت از آن دارد که حل و فصلش نیازمند تدبیرهای عاجل و موثر است.

فرید کرمی، رییس انجمن پاتولوژی در این باره به «تابناک» می‌گوید: معتقدیم تا مجاری قانونی وجود دارد، اقداماتی مانند تحصن مناسب نیست به همین دلیل از دانشجویان و متخصصان خواستیم به این اقدامات خود پایان دهند اما این در حالی است که متاسفانه شاهدیم آزمایشگاه مرجع سلامت به عنوان مرجع سیاستگذار آزمایشگاه های کشور در طول عمر خود، نه هیچگاه مسئولانی از خانواده پاتولوژیستها به خود دیده و نه تا امروز آن توجهی که لازم بوده را به این رشته داشته که در نتیجه آن گاه تصمیمات عجیب و غریبی اتخاذ می‌شود که اگر اعتراض و رسانه‌ای کردن ماجرا نباشد، اصلاح کردنشان غیر ممکن به نظر می‌رسد.

وی می‌افزاید: در حالی که سیاست های آموزشی نظام مدت هاست بر تربیت پاتولوژیست قرار گرفته و کشورمان به مانند کشورهای توسعه یافته نگاه تخصصی به این مسائل نشان داده، اما شاهدیم که به سادگی هر چه تمام تر این مسیر قانونی گاه خدشه دار می‌شود و توجیه آن، اشتغال آفرینی برای متخصصانی است که مسئولان نتوانسته‌اند بازار کاری مورد نیاز برای جذبشان را فراهم آورند.
نامه جنجال آفرین
نامه جنجال آفرین
کرمی در ادامه با اشاره به این نکته که نتیجه چنین بی توجهی هایی، گریزان شدن پزشکان از ادامه تحصیل در این رشته و در نتیجه بی فایده شدن دایر کردن آن در دانشگاه ها خواهد شد، می‌گوید: قطعا نمی‌توان مشکل بیکاری برخی فارغ التحصیلان را با هل دادن ایشان به زمینه های کار تخصصی دیگران حل کرد. اگر قرار است به مانند آنچه در سالهای گذشته رخ داد، برخی را با دایر کردن دوره های کوتاه مدت به شمول افراد واجد شرایط تاسیس آزمایشگاه برسانید و یا فارغ التحصیلانی که کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا در یک رشته خاص گرفته‌اند را به جای پاتولوژیست ها به کار بگیرید، پس چرا پاتولوژیست تربیت کرده‌اید و برتری ایشان را در چه می‌دانید؟

رئیس انجمن آسیب شناسی می‌افزاید: البته این تنها مشکل ما نیست بلکه زمانی که تدوین کتاب ارزش نسبی خدمات درمانی و مراقبتهای سلامت در دست اقدام بود، انتظار داشتیم که از نادیده گرفتن خلاصی بیابیم که بعد معلوم شد اینچنین نیست و بهتر است ان تخصص مهم را رها کرده و به سراغ طبابت به عنوان پزشک عمومی برویم!

کرمی با اشاره به اینکه چنین رویکردی موجب خواهد شد به مرور زمان فارغ التحصیلان طب عمومی علاقه ای به ادامه تحصیل در این رشته که مادر طب به شمار می‌رود نداشته باشند، می‌گوید: پاتولوژیست ها از آینده شغلی خود مطمئن نیستند و به این ترتیب که پیش می‌رویم در سالهای آتی نخبگان طب عمومی از پاتولوژی روی گردان خواهند بود چراکه راه آسان تری برای دیگران رسیدن به امتیازات این تخصص وجود دارد و علاوه بر آن، سطح در آمد اینقدر متفاوت است که گزینه های بسیار بسیار بهتری پیش رویشان قرار خواهد داشت؛ نتیجه همه این اتفاقات نیز چیزی نیست جز ضرر متخصصان این رشته و انبوه بیماران.

وی در پایان می‌گوید: امیدواریم این بار نیز به مانند دفعات قبلی که تصمیمات عجیب و غریب پاتولوژی را تحت تاثیر قرار داده بود، مسئولان به ماجرا ورود کرده و گره گشایی کنند که در غیر اینصورت، به نظر باید به دانشجویان این رشته که درخواست تغییر رشته داده‌اند حق داد! در شرایط حساسی که وزارت خانه طرح مهم سلامت را با قوت به پیش می‌برد، می‌شد با اتخاذ چنین تصمیم های عجیبی حاشیه ساز نشد و همدلی جامعه پزشکی کشور را مخدوش نکرد. 
 

برچسب‌ها: آزمایشگاه, علوم آزمایشگاهی, درد و دل, آزمایشگاهیان, مشکلات
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم آذر 1393ساعت 16:21  توسط رضا بنابی  | 

درد دل های آزمایشگاهیان (فارغ التحصیل علوم آزمایشگاهی و زیر مجموعه علوم آزمایشگاهی) 

*.سوال بنده این است که یک فارغ التحصیل آسیب شناسی چگونه تا کنون تمامی بخش های بسیار تخصصی آزمایشگاه ها شامل میکروبشناسی، خون شناسی، ایمنی شناسی، انگل شناسی، مولکولی، ژنتیک و غیره ر را اداره می کرده و مسئول فنی بوده؟ کسی که رشته اصلیش کالبد گشایی و نمونه گیری بافت هاست چگونه تا کنون؟ لااقل متخصص علوم آزمایشگاهی ادعایی داشت میشد بحث کرد. باید مسئولیت فنی این رشته های تخصصی را از صلاحیت یک آسیب شناس گرفت و به متخصصین همان زمینه سپرد. در گذشته به علت کمبود متخصصین علوم آزمایشگاهی می شد سپرد اما امروز متخصصین عزیز آسیب شناسی باید کمی از فضای غیرتخصصی خود خارج شوند و نگاه علمی و اخلاقی به سلامت مردم داشته باشند.
محمدی
متخصص علوم آزمایشگاهی 

*.اکثر دانش آموختگان PHD تک رشته ای، پایه انها کارشناس ازمایشگاه میباشد.تعداد واحدهای درسهای بیوشیمی، ایمنی شناسی، انگل شناسی، قارچ شناسی، خون شناسی و میکروب شناسی و همچنین تعداد واحد کارورزی انها در طول دوره تحصیل 12 ساله به مراتب بیشتر از یک اسیب شناس می باشد. ولی اسیب شناس می تواند مسول فنی همه بخشهای ازمایشگاه باشد در حالیکه تخصص ان فقط در رشته اسیب شناسی میباشد. اما متاسفانه PhD نمتواند از علم ودانش خود استفاده کند. چون در این جامعه پزشک سالاری است.به امید ان روز که ما phdها بتوانیم حقمان رابگیریم.PhD میتواند از پس طرحهای تحقیقاتی بسیار سخت براید اما نمی تواند ازمایشات بسیار ساده بیوشیمی و ...... را manage کند؟؟؟؟؟؟  

*. با سلام
اینکه فارغ التحصیلان رشته پزشکی پس از طی حدود 7 سال و تحمل مشقت های فراوان، فارغ التحصیل شده و عموماً سواد بالایی دارند دلیل بر این نمی شود که یک نفر متخصص پاتولوژی که تا ابتدای دوران تحصیل تخصصی (و حتی در دوران تحصیل) دست به کار عملی و انجام آزمایشات بالینی نزده است، بتواند آن را تفسیر عملی آزمایشگاهی کرده و در صورت بروز مشکل راهکار عملی پیشنهاد نماید.
دوست عزیز! ما دوره های عملی و کنترل کیفیتی که توسط شما گذرانده می شود را مشاهده کرده ایم!!!! شما تنها از نظر علمی و عقلی مجاز به سرپرستی تنها و تنها آزمایشگاه پاتولوژی بوده و حق سرپرستی و اظهار نظر در مورد بخش های دیگر آزمایشگاه را ندارید. امیدوارم با سعه صدر و بینش کافی، این را بپذیرید. 

*.موقعی که داشتم آیین نامه تاسیس آزمایشگاه رو می خوندم به نکته جالبی برخوردم که بحث درموردش خالی از لطف نیست!
قسمتی از آیین نامه که مدرک شخص موسس آزمایشگاه رو تعیین می کنه ( توجه کنید) :
 اشخاص حقيقي متقاضي تاسيس آزمايشگاه بايد داراي يكي از مدارک ذيل باشند :
1-  دكتري تخصصي آسيب شناسي باليني يا تشريحي ( يا هردو )     
2-  دكتري  تخصصي علوم آزمايشگاهي
3-  دكتراي حرفه اي علوم آزمايشگاهي
4-  دكتري تخصصي یا دارندگان مدرک ( PHD) با گرایش بالینی در یک یا چند مورد از موارد قید شده درماده 3
 خوب، مشاهده کردید؟
مدارک شماره ۲ و ۳ که الان دیگه وجود نداره! می مونه مدارک شماره ۱ و ۴
حالا ماده ۳ شامل چه رشته هایی میشه ؟ باهم ببینیم:
الف) بيوشيمي
ب) خون شناسي
ج )بانک خون وایمونوهماتولوژی
د) ميكروب شناسي(باكتري شناسي، انگل شناسي، ويروس شناسي، قارچ شناسي)
ه) ايمني شناسي و سرم شناسي
و) آسيب شناسي تشريحي (سيتوپاتولوژي و پاتولوژي)
ز) ژنتيك پزشكي
ح)سيتوژنتيك پزشكي
  خوب ....اینم دیدید؟
حالا قسمت جالبش اینجاست:
شرایط مسوول فنی آزمایشگاه بودن رو با هم میبینیم:
( منظور همون کسی که به تنهایی می تونه آزمایشگاه تاسیس کنه)
فصل هفتم )  مسئول فني:
ماده 21 -  مسئول فني بايد داراي يكي از مدارك زير باشد:
1- دكتراي تخصصي آسيب شناسي باليني يا تشريحي(يا هر دو)
2-دكتراي تخصصي علوم آزمايشگاهي
3-دكتراي حرفه اي علوم آزمايشگاهي
4-دكتري تخصصي تك رشته اي علوم آزمايشگاهي ( در بخش مربوطه )
تبصره 1- آزمایشگاه صرفا آزمایشاتی را می تواند انجام دهد که مسئول فنی مربوطه را داشته یاشد .
تبصره 2-متخصصين تك رشته اي تنها مسئوليت فني آزمايشگاهي را مي توانند بپذيرند كه در همان رشته فعاليت مي نمايند. در صورتيكه متخصصان تك رشته اي بخواهند مسئوليت فني آزمايشگاه تشخيص پزشکی را بپذيرند لازم است چهار نفر از چهار رشته همزمان معرفي شوند.خوب دوست متخصصی که خودت پزشک هستی و این آیین نامه رو تصویب کردی،
دلسوزه جامعه علوم آزمایشگاهی ...
مگه دکتری تخصصی آسیب شناسی ( که توی ردیف اول هم نوشتینش ... آخر تواضع ) یک رشته تخصصی نیست؟
مگه نباید اون هم مثل تک رشته های پی اچ دی فقط بتونه مسوول قسمت پاتولوژی باشه و نه مسوول فنی کل آزمایشگاه؟
چرا در یک رشته ( که اون هم به صورت کاملا تصادفی از تخصص های رشته پزشکی هست) یک نفر می تونه مسوول فنی باشه ولی کسایی که رشته شون علوم آزمایشگاهی هست اونم بعد از ۴ آزمون واقعا سخت باید برای تاسیس آزمایشگاه به دنبال ۳ تا پی اچ دی دیگه بگردند تازه اونم با شرایط و جلب موافقت همون دوستان
 ( که در عمل یعنی نمی تونن آزمایشگاه تاسیس کنن...سنگ بزرگ علامت نزدنه دیگه )آخه مسوول دلسوزی که این آیین نامه رو نوشتی و خودتم حتما یعنی تصادفا آزمایشگاه داری این رسمشه؟
ای کاش همه به حق خودشون قانع بودند. 

*.همکار عزیز! پروانه تاسیس با پروانه مسوولیت فنی تفاوت داره. آسیب شناسی هم مثل دیگر رشته ها مثل بیوشیمی و ایمنی شناسی یکی از تخصص های مورد استفاده در آزمایشگاههای تشخیص طبی هست. در هر صورت مجوز تاسیس به هر کدام از متخصصین این رشته ها داده شود باید برای هر کدام از حوزه های کاری آن ازمایشگاه مسوول فنی استخدام شود. قانون اشتباهی که مجوز تاسیس آزمایشگاه را تنها در انحصار آسیب شناسان کند که هم رده دیگر تخصص های آزمایشگاهی است نا عادلانه بوده و باید تغییر کند.

*. دوست عزیز پاتولوژیست اینکه شما ادعا دارین تخصص پاتولوژی مادر پزشکی هست این سوال رو به ذهن ما متبادرمیکنه چطور ممکنه برای یک رشته مادر تحصیلات درسطح تخصص متوقف بشه و درجه فوق تخصص و فلوشیپی برای این رشته تعریف نشده باشه؟!
شما دراصل نگران تنها ممر درآمدتون هستین نه مرگ رشته پاتولوژی
حتی اگه دروسی رو که پی اچ دی های تک رشته ای علوم آزمایشگاهی در سطح ارشد و پی اچ دی میخونن نادیده بگیریم ما درسطح کارشناسی بیشتر از دوره هشت ساله شما از آزمایشگاة میخونیم. 

*.اقایون لطفا وقتی از قانون حرف میزنند لطفا قانونی هم عمل کنند
پزشکی که 7 سال چزشکی خونده و ظرف 4 سال پاتولوژی و آزمایشگاه طبی را میخواند به خودش اجازه میدهد به کسی که از اول تحصیل تا دکترای تخصصی خودش را در رابطه با ازمایشگاه میگزراند اعتراض کند
دوستان پاتولوژیست به رشته پاتولوژی خودشان بپردازند و دکترای تخصصی تک رشته هم به رشته خودشان بپردازند
پیشنهاد میکنم که برای تاسیس ازمایشگاه یک پاتولوژیست با یک دکترای تخصصی اقدام کنند و هرچه بیشتر تخصصی عمل کنند. 

*.نقش پاتولوژیست ها در آزمایشگاه در طول سالیان متمادی کاملا مشخص و مسجل شده است: به عنوان حامل (حمل کننده) مهر. کدوم پاتولوژیست تا حالا تونسته توی این مملکت تستی رو راه اندازی بکنه. توی فراهم کردن وسایل و امکانات ساده ترین تست ( پاپ اسمیر) هم موندن.  

*.بنده دانشجوی دوره دکترای بیوشیمی بالینی ارومیه هستم. از متخصصین محترم پاتولوزی خواهش می کنم چند جمله در مورد عوامل دخیل در فعالیت انزیمی یک انزیم توضیح بدن که اساس ازمایش های بیوشیمی و اکثر کیت ها هست سپس ادعای علامه بودن نمایید. اگر موضوع تخصص باشد ما متخصص تریم.  

*.اگر هر کسی به جایگاه واقعی خود قانع باشد مشکلاتی از این قبیل نخواهیم داشت . در ضمن متخصصان آزمایشگاهی که 12 سال زحمت کشیده و درس خوانده اند ، شایشته نیست این چنین در موردشان قضاوت کنید و از اصطلاحاتی نظیر راه میان بر استفاده کنید . اگر با دقت بیشتری نگاه کنیم می بینیم که در بین همین افراد اساتید و متخصصان بسیار ارزشمند و توانایی پرورش یافته و خدمات بسیاری را برای کشور انجام داده اند.  

*.بنده دانشجوی ارشد هماتولوژی هستم و یک استاد رشته پاتولوژی رو دعوت به مناظره علمی می کنم و این که واقعا کدوم یکی از ما میتونیم آزمایشگاه رو بچرخونیم. به شرطی که انصاف رعایت بشه. شما خودتون هم خوب میدونین که سواد آزمایشگاهیتون از ما کمتره بنده از دوره کاردانیم در آزمایشگاه بزرگ شدم و خودم به چشمم دیدم که رزیدنت پاتولوژی اصلا بلد نبود پیپت دستش بگیره.  

*.به نظر شما کسانی که 4 سال کارشناسی علوم آزمایشگاهی ،3سال کازشناسی ارشد و 5 سال دکتری تخصصی رشته های علوم آزمایشگاهی را خوانده اند با آزمایشگاه و فرآیند های آن بیشتر آشنا هستند یا پاتولوژیست های محترم که در طول دوره رزیدنتی تنها چند واحد مرتبط با آزمایشگاه را سپری کرده اند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  

*.آزمایشگاه را آزمایشگاه چی اداره می کند،کسی که درآزمایشگاه کارکرده است.پاتولوژیست های محترم اصلا در طول دوران تحصیلشان، در آزمایشگاه به عنوان کاردان ،کارشناس،..کارکرده اند که به یکباره مسئولیت فنی آن را برعهده بگیرند؟پاتولوژیست های محترم پزشک معالج بوده وتخصص پاتولوژی رادارندووجهه تشخیصی ندارند.کمااینکه دکترا های تخصصی تک رشته ای، کارشناس آزمایشگاه ،کارشناس ارشد یک رشته تخصصی آزمایشگاه بوده و برابربا پاتولوژیست های محترم متخصص در یک رشته تخصصی آزمایشگاه می باشند.بنابراین حقی که از لحاظ مدرک بر پاتولوژیست ها وارد است بر دکتراهای تخصصی نیز صادق است.از لحاظ صلاحیت تجربه و کاری نیز قضاوت بر عهده مردم...  

*. چه ربطی داره
تا حال تو کدوم آزمایشگاهی اومدن مریضو معاینه کردن
اتفاقا اونی که PHD علمش خیلی بیشتر از اون پاتولوژیست هست و خیلی کارایی بیشتر داره  

*.آقایان و خانم های محترم پاتولوژیست
شما که در طول دوران تحصیل اسامی تجهیزات آزمایشگاهی رو یاد نمی گیرید و کلا تنها دوره کوتاهی در آزمایشگاه تشخیص طبی کار آموزی می کنید چطور می تونید در مورد حق طبیعی دکترای تخصصی علوم آزمایشگاهی که کل 12 سال تحصیل خود را در آزمایشگاه بسر برده اند اظهار نظر کنید؟!!!!.  

*.راس میگن دیگه اونا تاسیس کنن بعد چنتا فارغ التحصیل علوم آزمایشگاهی و میکروبیولوژی با حقوق ماهی 200 تومن بدون بیمه استخدام کنن عصر به عصر هم یه سری بزنن آزمایشگاه سود کلان متخصصین به قول یارو متخصص  

*.باید به عرض جنابان پاتولوژیست برسانیم که شاید ما در زمینه بالینی به اندازه شما اطلاعات نداریم ولی شما هم در زمینه آزمایشگاهی به اندازه ما اطلاعات ندارید کما اینکه اگر یه دانشجوی ارشد تک رشته مثلا هماتولوژی را با یک رزیدنت پاتولوژی مقایسه کنید از نظر سواد آزمایشگاهی اگر با انصاف باشید خود شما هم متوجه خواهید شد که یک ارشد تک رشته در زمینه خود از شما بیشتر میداند. شما دریایی پهناور با عمق بسیار کم هستید ولی دکتراهای تک رشته دریایی با وسعت کم ولی با عمق بالا می باشند. امتحان کردن این کار هم مجانی است. خودتان هم میدانید که در زمینه آزمایشگاه یک کاردان علوم آزمایشگاهی از شما ببیش تر میداند.  

*.واقعاَ متاسفم از اینکه در جامعه ما تنها به حرف کسایی توجه میشه که قدرت بیشتری داخل نظام سلامت دارند، چرا فرافکنی میکنید مگه نظام سلامت ما فقط از پزشکان تشکیل شده و هر کس دیگه ای خارج از این حوزه بی سواد محسوب میشه، من خواهش میکنم خود شمایی که یک طرفه این مطالبو به چاپ میرسونی به آزمایشگاه های تشخیص طبی یه سری بزنید و ببینید چه کسایی آزمایشگاه هارو میگردونن و پاتولوژیست های محترم چقدر از اوقات گرانبهاشونو داخل آزمایشگاه میگذرونند، چرا یک دانشجوی دکترای رشته های پایه رو غیرمستقیم بی سواد خطاب می کنن در حالی که همین دانشجوها بیشتر از ده سال با انواع و اقسام تست های آزمایگاهی آشنایی پیدا کردن و در انجام و تفسیر و کنترل کیفی نتایج، تجربه و مهارت بسیار بیشتری از یک پاتولوژیست دارند، چرا به دنبال رواج پزشک سالاری هستید، انجام صحیح تست ها و اداره یک آزمایشگاه بر مبنای استاندارد های صحیح کنترل کیفی چه ارتباطی به معاینه بیمار و آشنایی با مسائل بالینی مربوط به آن دارند، هر چند در این زمینه نیز دانشجویان علوم پایه از توانایی های لازم برخوردار هستند.
فقط کافیه قوانین مربوط به تاسیس آزمایشگاه در کشورهای دیگه رو یه بررسی بکنید تا متوجه بشید چه ظلم بزرگی در حق علوم پایه پزشکی و جامعه علوم آزمایشگاهی انجام شده.
ممنون.  

*.پاتولوژیستها بهیچ عنوان در مورد کیفیت و کمیت ازمایشات بیوشیمی، میکروبیولوژی و ..نگاه عمیق و ارمایشگاهی ندارند. بهیچ عنوان اصول کنترل کیفیت ای ازمایشات و نحوه رفع اشکال انها را نمی دانند. چون کار ازمایشگاهی انجام نداده اند. و تایید و امضا جواب ازمایشات را انجم می دهند.ارمایشاتی که از صحت جواب ان چیزی نمی دانند. 

*.با سلام
حق تاسیس آزمایشگاه تشخیص طبی فقط نباید در انحصار پاتولوژیست ها باشد. به چند دلیل:
1- در آزمایشگاه تشخیص طبی فقط آنالیت های مختلفی اندازه گیری می شوند که بیشتر آنها هم آزمایشهای بیوشیمیایی است و چه بسا یک متخصص بیوشیمی بهتر هم آنها را تفسیر می کند و هم انجام می دهد
2- آقایان پاتولوژیست هیچ گونه تفسیری روی برگه آزمایش ندارند و صرفا یک کاردان آزمایشگاه تمامی تست ها را انجام داده و پاتولوژیست فقط برگه را مهر می کند.
3- کار درمان و تفسیر به عهده پزشک معالج مریض خواهد بود نه پاتولوژیست
4- انصافا یک پاتولوژیست چقد با تست های آزمایشگاهی آشنایی دارد؟ چقد دستگاهها را می شناسد؟ چقد کنترل کیفی بلد است
5- یک آزمایشگاه تشخیص طبی فقط دیدن لام نیست... بخش های مختلفی دارد.
6- هیچ کجای دنیا تاسیس آزمایشگاه منحصرا در اختیار پاتولوژیست نیست
در آخر اینکه من فکر میکنم برای تاسیس یک آزمایشگاه تشخیص طبی جنرال صرفا مدرک پاتولوژیست کافی نیست..ای کاش یک برنامه زنده و یک جلسه با حضور نمایندگان پاتولوژیست ها و رشته های علوم پایه (بیوشیمی و ایمنولوژی و ...) برگزار میشد که مشخص شود رشته ای علوم آزمایشگاهی هم حق تاسیس آزمایشگاه دارند. از مسئولین محترم خواهشمندم که منطقی با این قضیه برخورد کنند  

*.خیلی جالبه!!!!! نمیدونستیم پاتولوژی هم تک رشته نیست!! برای بنده عجیب است که چطور در کشورهای پیشرفته دنیا مانند امریکا و کشورهای اروپایی PH.D های آزمایشگاهی علاوه بر تاسیس آزمایشگاه جواز مسئول فنی آزمایشگاه را هم دارا هستند ولی در ایران پاتولوژیست های عزیز توقع دیگری دارند. بهتر است پاتولوژیست ها بدانند که PH.D های آزمایشگاه تعداد واحدهای آزمایشگاهی نظری و عملی بیشتری نسبت به پاتولوژیست ها گذرانده اند و حتی دروس آزمایشگاهی در دانشگاه ها توسط Ph.D ها تدریس می شود. پس چطور پاتولوژیست ها مقدم ترند!!! نکته دیگر اینکه کار آزمایشگاه تشخیص است نه درمان که در این متن نوشتید Ph.D درمان نمی داند!!!!
مسئله ای که امروزه اکثریت دانشجویان علوم پزشکی را آزار می دهد پزشک سالاری است. چون پزشک هستید همه چی در انحصار شماست؟؟؟!!  

*."یکی از رزیدنت های معترض " هنووووووز نمی دانند که وظیفه آزمایشگاه تشخیص (نهایی) نیست، بلکه تشخیص فقط بر عهده پزشکی است که آزمایش را در خواست داده است. آزمایشگاه باید آزمایش بلد باشد، که شمای پاتولوژیست آن را بلد نیستید و به حق "فاصله شما با آنها (ما) بسیار زیاد است" !!!؟؟؟  

*.واقعا متاسفم ک حتی نخواستید اسمی از رشته علوم ازمایشگاهی و بچه های فارغ تحصیل اون ببرید و فقط نوشتید یه رشته خاص!!اگ یه پاتولوژیست همچین ادعایی داره پس تکلیف خودشون ک فقط دوره تخصص یه مدت شش ماه اموزش عملی میبینن و ادعای همه فن حریفی دارن چیه!!
درحالی ک ما از همون دوران کارشناسی با نمونه انسان و انواع ازمایشات تا اخر دکتراشم سرو کار داریم چیزی در حدود دوازده سال اینامتاسفم واس سایت شمایی ک انقدر بی عدالتی و با غرض فقط از پاتولوژیستا دفاع کردین. 

*.خیلی جالبه من که دکتری میکروبشناسی پزشکی هستم و خدا میدونه تا حالا چندین واحد باکتری شناسی، ویروس شناسی، ایمنی شناسی و بیوشیمی راپاس کردم از نظر این افراد توان آزمایشگاه چرخاندن ندارم! جالب قضیه اینجاست که این دوستان بعد از قبولی در دوره تخصص بدلیل ناآشنایی مطلق با آزمایشگاه (نا سلامتی فقط در کلینیک فعالیت می کردند تا آنموقع) حتی از اصول بدیهی آزمایشگاهی هم آگاهی ندارند و من و امثال ن تازه به این دوستان کشت4 منطقه یاد بدیم. و بعد از فارغ التحیلی، این افراد اجازه آزمایشگاه و مسئول فنی بودن را دارند اما من ندارم!!!  

*.وظیفه دکتر متخصص در آزمایشگاه گزارش نتایج آزمایشگاه است نه تفسیر آن و تشخیص بیماری... آزمایشگاه نیاز به یک متخصص آشنا به آزمایشگاه دارد نه پزشکی که خودش زیر نظر تک رشته ایی ها تربیت شده و آموزش دیده.اگر شما پاتولوژیست ها حرفه ایی هستین چرا واحدهای تخصصی تونو تحت نطر ما آموزش میبینین؟  

*.به نظر من مسئولین مرتبط با این قضیه با یک بررسی ساده در واحد های دانشگاهی گذرانده شده توسط متخصصین پاتولوزی و متخصصین تک رشته ای می توانند تفاوت موجود را کاملا درک کنند. عزیزان پاتولوزیست بهتر است به جای جوسازی به حق خود قانع باشند و قبول کنند که آزمایشگاه نیاز به متخصص آشنا به آزمایشگاه دارد نه مفسر. لطفا تفسیر را به عهده ی پزشک معالج بگزارید. این اولین اصل ازمایشگاه است که شما از آن بی اطلاعید متخصصین محترم پاتولوژست.  

*.در اینکه شما متخصص پاتولوژی بوده و در این زمینه صاحبنظر هستید هیچ شکی نیست. کما اینکه ما دانش آموختگان تک رشته ای آزمایشگاه هیچگاه به خود اجازه دخالت در امور پاتولوژی را نداده ایم. ولی متاسفانه در یک ظلم یکطرفه در سالهای گذشته حق تاسیس آزمایشگاه بصورت انفرادی و مسئولیت فنی آن از ما گرفته شده و به ناحق به شما داده شده است. خود شما هم بهتر از ما میدانید که در زمینه های تخصصی ایمونولوژی، هماتولوژی، میکروب شناسی، بیوشیمی و ... با متخصصین تک رشته ای قابل مقایسه نیستید. به همان صورت که جامعه ما در زمینه پاتولوژی با شما متخصصین آسیب شناسی قابل قیاس نیست.
آشنا نبودن متخصصین آسیب شناسی با تکنیکهای آزمایشگاهی از آنجایی بیشتر نمود پیدا کرده که در سالهای اخیر بسیاری از آزمایشها، تکنیکها و دستگاههای مربوطه در بخشهای مختلف آزمایشگاه تخصصی و چه بسا فوق تخصصی شده است که متخصصین آسیب شناسی کاملاً با آنها بیگانه هستند.
در پایان برای داشتن جامعه ای بهتر و به روایت خودتان ارتقای کیفیت خدمات تشخیصی برای بیماران محترم بهتر است هر کاری به متخصص مربوطه واگذار شده و از اینکه یک حق ناحق مجدداً اصلاح شده و به صاحبان اصلی آن بازگردانده شده است ابراز نگرانی نکنیم.
با احترام  

*.خیلی دوست دارم یه آزمون برگزار بشه بین پاتولوژیست ها و علوم پایه تا ببینم پاتولوژیست ها بازهم ادعای حرفه ایی بودن تو بخش های مختلف آزمایشگاه را دارن یا نه؟! اگه یه روز کارشناس آزمایشگاهتون که اونم از بچه های علوم آزمایشگاهی یا میکروب شناسی هستن نباشن اصلا میتونین آزمایشگاه را بگردانین؟ محیط کشت تا حالا ساختین؟ کنترل کیفی بلدین؟ و... من جای شما بودم به حق خودم قانع میشدم و میرفتم لام میدیدم یا بقول خودتون سرطان تشخیص میدادم ...  

*.لطفا به پزشکان محترم پاتولوژی بفرمایید که با کدام منطق سازگار است کسی که در مقاطع مختلف کاردانی (2سال)،کارشناسی (2سال)ٰ، ارشد(سه سال)و مقطع پی اچ دی(4سال) در زمینه آزمایشگاه در دانشگاههای کشور تحصیل کرده علم کافی برای تاسیس آزمایشگاه ندارد ولی پزشکان محترم پاتولوژی با 2سال آنهم در مقطع پی اچ دی در زمینه آزمایشگاه در دانشگاههای کشور تحصیل کرده اند علم کافی دارند؟؟؟؟؟ یا دانشگاه آنها در کره مریخ است و سال آنها سال نوری است. لطفا مسولین محترم امر اندکی تامل کنند و قضاوت کنند که کدام بی عدالتی و کسب علم برای اندوختن ثروت محض است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 

*.لطفا توجه کنید که یک متخصص پاتولوژی طی دوره تحصیل خود تنها با بالین بیمار سر و کار داشته و پس از آن تنها یک دوره کوتاه آزمایشگاه آن هم زیر نظر کارشناسان آزمایشگاه بیمارستان ها گذرانده است. اما یک دکترای تخصصی آزمایشکاه طی 12 سال دوره تحصیل خود منحصرا دانش تئوری و تکنیک های عملی آزمایشگاهی را آموزش دیده و به کلیه فیلد های آزمایشگاهی و کنترل کیفی و خطاهای مربوطه اشراف کامل دارد پس منطقی است که این افراد صلاحیت بیشتری جهت تاسیس و مدیریت آزمایشگاه دارند. با تشکر  

*.به نظر من همان طور که یک متخصص پاتولوژی با گذراندن یک دوره کوتاه آزمایشگاه می تواند حق تاسیس و مدیریت یک آزمایشگاه را داشه باشد ، یک دکترای تخصصی آزمایشاه هم می تواند با گذراندن یک دوره کوتاه بالینی از این حق برخوردار باشد. به خصوص اینکه مدیریت یک آزمایشگاه بیشتر از اینکه به دانش بالینی نیاز داشته باشد وابسته به مهارت های آزمایشگاهی است.  

*.سلام من موندم چطور دوستان پاتولوژیست اینطور دست و پای خودشونو گم کردن. حل این مسعله خیلی سادست. عزیزان تصور نکنن هرکسی که phd داره میتونه بره آزمایشگاه بزنه. اگه اینطور باشه سر هر کوچه یه ازمایشگاه میزنن. برای ازمایشگاه زدن عزیزان تک رشته ای که واقعا حقشو دارن آزمون و محدودیت تعداد قراره که بزارن. مثلا سالی 30 نفر. پس بهتره اینجوری به هم نتازیم و با ارامش اجازه کار رو به طرف مقابل بدیم و زیاده خواهی نکنیم. بعد اونوقت میشه مقایسه کرد که پاتولوژیست ها کارشون بهتره یا phd ها  

*.بنده به عنوان هیات علمی میکروب شناسی یکی از دانشگاه های علوم پزشکی اجازه ورود به آزمایشگاه های تحت نظر دانشگاه را ندارم که فقط در بخش میکروب مسوول فنی باشم. یعنی پاتولوژیست به من این اجازه را نمیدهد و حاضر است بخشهای میکروب شناسی را با اطلاعات ناقص خود که آنها را نیز از بنده یاد گرفته بگرداند ولی بنده حق ورود به بخش تخصصی خود را ندارم. این افراد عادت کردند به انحصار طلبی. یک نفر باید این انحصار را بشکند  

*.یک سوال از پاتولوژیست ها در طول دوره تحصیلتون چند واحد بیو شیمی سم شناس انگل شناس قارچ شناس باکتری شناسی و خون شناس گذرانده اید؟ تنها یک بخش از آزمایشگاه پاتولوژی میباشد پس از کرسی قدرت پایین بیاین و علمی یرخورد کنید نه عامی !!!!!!!!!!!!!!  

*.دوستان پزشک با دو سال دروس نظری ازمایشگاه را خوانده اند به هیچ وجه صلاحیت کار در ازمایشگاه بصورت تک نفر را ندارند. متاسفانه ضوابط کار در ازمایشگاه توسط این ادمها نوشته شده. این بندگان خدا در طول دوره دو ساله اموزش خود یکبار نمونه ازمایشگاهی را ندیده اند با حضور متخصصین صدماتی که پاتولوگها به تشخیص وارد کرده اند جبران میشود.

 

منبع : http://www.tabnak.ir


برچسب‌ها: آزمایشگاه, علوم آزمایشگاهی, درد و دل, آزمایشگاهیان, مشکلات
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم آذر 1393ساعت 15:58  توسط رضا بنابی  | 

 

 

برگرفته از : http://fa.wikipedia.org


برچسب‌ها: فیزیولوژی, فارماکولوژی, بیوشیمی, داروشناسی, طبقه بندی
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم آذر 1393ساعت 9:7  توسط رضا بنابی  | 

فشارسنج خون 

 

فشارسنج خون دستگاهی است که در پزشکی برای اندازه‌گیری فشار خون افراد استفاده می‌شود.

انواع

  • فشارسنج جیوه‌ای: این نوع فشارسنج مهمترین استاندارد اندازه‌گیری فشار خون شناخته می‌شود. در این دستگاه‌ها، یک ستون جیوه مثل دستگاه دماسنج وجود دارد که فشار را نشان می‌دهد.احتمال درست کار نکردن این دستگاه خیلی کم است. ستون جیوه تنها چیزی است که در آن حرکت می‌کند. هنگام خواندن فشار، باید به اعدادی دقت شود که در دو طرف ستون جیوه ارائه شده‌اند. با این‌حال، استفاده از فشارسنج جیوه‌ای رو به کاهش است، چون جیوه سمی است و می‌تواند محیط را آلوده کند.
  • فشارسنج عقربه‌ای بعضی از دستگاه‌های فشارسنج عقربه‌ای هستند. فشارسنج عقربه‌ای وسیله‌ای است فنردار که با استفاده از فشار هوا عقربه‌ای را روی صفحه مُدرجی حرکت می‌دهد که هر درجهٔ آن نشانگر یک میلیمتر جیوه‌است. این نوع فشارسنج ارزان و حملش نسبت به نوع جیوه‌ای راحت‌تر است.
  • فشارسنج دیجیتال':از آنجا که در موارد نادر دستگاه‌های دیجیتالی و خودکار فشارخون را اشتباه محاسبه می‌کنند، همیشه ترجیح داده می‌شود که از فشارسنج جیوه‌ای استفاده شود و استفاده از دستگاه‌های دیجیتالی تنها برای بیمارانی توصیه می‌شود که توانایی استفاده از این وسایل استاندارد را ندارند.

استفاده برای جلوگیری از خونریزی

بازو بند فشار خون نیز می‌توان برای جلوگیری از خونریزی سرخرگی دست یا پا به جای شریان‌بند استفاده کرد. بازوبند را کمی بالاتر از محل زخم(بین زخم و قلب) قرار دهید وتا حدی آن را باد کنید که خونریزی را متوقف کند. معمولاً میزان فشار لازم برای این کار در افرادی که فشار خون طبیعی دارند mmHg ۱۵۰ (میلیمتر جیوه) است.

پس از کنترل خونریزی پانسمان روی زخم را برندارید. بازو بند را می‌توانید به مدت ۳۰ دقیقه و یا بیشتر هم در محل نگه دارید، فقط باید کاملاً مراقب باشید که در این حین، فشار بازوبند کم نشود. استفاده از این وسیله احتمالاً تنها راه کنترل خونریزی در مصدومینی است که در وسیله نقلیه له شده و تصادفی، گیر کرده‌اند از این وسیله نیز می‌توان پس از کاربرد پانسمان فشار دهنده استفاده نمود. 

برگرفته از : http://fa.wikipedia.org

بازوبند فشار خون به همراه گوشی پزشکی

برچسب‌ها: فیزیولوژی, قلب, فشار, خون, فشار سنج
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم آذر 1393ساعت 9:3  توسط رضا بنابی  | 

 داروهای کاهنده فشار خون 

داروهای کاهنده فشار خون به داروهایی گفته می‌شود که برای درمان فشار خون به کار می رود.

با توجه به مکانیسمهای مختلف افزایش فشارخون داروهای مقابله با افزایش فشار خون به چهار دسته کلی تقسیم می‌شوند:

۱. انواع دیورتیکها مانند تیازیدها، فورزماید و اسپیرونولاکتون

۲. بلوک کننده‌های سمپاتیک مانند داروهای بلوک کننده بتا (آتنولول) یا آلفابلوکرها (پرازوسین)

۳. شل کننده‌های عروق مانند بلوک کننده کانال کلسیم (نیفدیپین) و نیتروپروساید سدیم

۴. مهار کننده‌های آنزیم مبدل آنژیوتانسین مانند انالاپریل یا بلوک کننده‌های آنژیوتانسین مانند لوزارتان

بخشی از گیاهان مؤثر بر فشار خون

  • شیرین بیان: افزایش دهنده فشار خون است. موادی دارد که خاصیت مینرالوکورتیکوئیدی دارند و نگهدارنده آب و املاح در بدن هستند. در گذشته پیش از مسافرت‌های طولانی به شترها شیرین‌بیان می‌دادند تا آب و املاح در بدن آنها باقی بماند. شیرین‌بیان در زخم معده هم استفاده می‌شود. طبیعت گرم دارد.[۱]
  • گل گاو زبان(Bourrache): سبب پایین آمدن فشار خون می‌شود. طبیعت گرم دارد.

گیاهان زیر همه باعث کاهش فشار خون می‌شوند:

  • عناب (Jujube)
  • گنه تلخه،
  • برگ زیتون،
  • شاه توت،
  • سرخ ولیک،
  • دم آلبالو و دم گیلاس: این دو بعنوان دیورتیک و ادرارآور هم مطرح هستند.
  • سیاه دانه
  • چای ترش 
  •  
  • برگرفته از : http://fa.wikipedia.org

برچسب‌ها: فیزیولوژی, قلب, فشار, خون, دارو
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم آذر 1393ساعت 9:0  توسط رضا بنابی  | 

 الکتروکاردیوگرام دینامیک یا هولتر

ای‌کی‌جی هولتر

الکتروکاردیوگرام دینامیک یا هولتر در پزشکی به روشی تشخیصی برای پایش و مونیتورینگ فعالیت قلب در تشخیص بی‌نظمی‌های تپش در قلب برای یک دوره زمانی بلندمدت از ۲۴ تا ۴۸ ساعت گفته می‌شود که به افتخار مخترع آن نورمن هولتر به این نام شناخته می‌شود.

روش کار

هولتر شامل دو بخش جداگانه مانیتورینگ رجیستراتور و اسکنر است. پایشگر(مانیتورینگ) توسط تعدادی سیم به الکترودهای چسبی روی سینه بیمار وصل می‌شود و دستگاه نوار قلب بیمار را برای مدت ۲۴ تا ۴۸ ساعت می‌تواند ضبط کند. پس از این زمان بیمار نزد پزشک بازگشته و دستگاه ثبت هولتر را به اسکنر مربوط به آن متصل می‌کنند تااطلاعات ثبت شده در هولتر را آنالیز و قسمت‌های مهم آن روی نوار قلب ثبت می‌شود و بدین ترتیب٬ پزشک می‌تواند فعالیت قلب را در یک دوره زمانی بسیار طولانی‌تر از یک نوارقلب ساده کنترل نماید.

کاربرد

نوارقلب معمولی تنها قادر به ثبت وضعیت آنی بیمار است درحالی‌که گاهی انواع آریتمی در زمانی بیمار را آزار می‌دهد که در حال انجام کارهای روزانه است و یا شب‌هنگام و زمانی که خواب است. مانیتورینگ هولتر این امکان را به پزشک می‌دهد که بتواند روند فعالیت قلبی بیمار را در یک دوره زمانی مشخص در دسترس داشته باشد. تشخیص انواع آریتمی حاد و فلوتر دهلیزی و دیس‌ریتمی لحظه‌ای توسط این روش امکان‌پذیر می‌گردد. 

هولتر

برگرفته از : http://fa.wikipedia.org


برچسب‌ها: الکتروکاردیوگرام, دینامیک, هولتر, قلب, فیزیولوژی
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم آذر 1393ساعت 8:52  توسط رضا بنابی  | 

 ضربان‌ساز یا پیس میکر

 ضربان ساز-پیس میکر 

شماتیک ضربان‌ساز طبیعی دهلیزی(پیش‌آهنگ) در قلب

ضربان‌ساز یا پیس میکر (به انگلیسی: pacemaker) در پزشکی به بخشی از قلب و یا در حالت مصنوعی دستگاهی که عمل ضربان‌سازی را تقلید می‌کند گفته می‌شود که ضربان ایجاد کرده و آهنگ آن‌را تنظیم می‌کند.

قلب انسان به طور میانگین نزدیک به صدهزار بار در روز می‌تپد. معمولاً سلولهای تحریک کننده الکتریکی قلب در بافتهای گرهی آن تجمع یافته‌اند .در بین دو دهلیز این تنها دهلیز راست است که دارای بافت گرهی است به نام گره پیش آهنگکه در دیواره پشتی دهلیز راست و در زیر منفذ بزرگ سیاهرگ زبرین قرار دارد. برای انقباض ابتدا گره پیش آهنگ به صورت ریتم خودبه خودی تحریک می‌شود و این پیام انقباض را از طریق ۳ رشته گرهی دهلیز راست به گره دهلیزی بطنی – که در حد فاصل بین دیواره دهلیزها و بطن‌ها و کمی متمایل به دهلیز راست قرار دارد – هدایت می‌کند. سپس بافتهای گرهی داخل بطنها از جمله باندل هیس این موج تحریک الکتریکی را در سراسر بطنها منتشر می کنند.

همه سلولهای این بافتهای گرهی دارای ضربان ریتمیک پایه هستند ولی چون تعداد ضربان گره پیش آهنگ در دقیقه بیشتر است لذا با ارسال موجهای تحریکی ( معمولاً هفتاد تا صد ضربان در دقیقه ) موجب تحریک سریعتر سایر بافتها نسبت به ریتم پایه خودشان می شود. پس سایر سلولهای قلب در حالت طبیعی ضربان ساز نیستند و فقط گره پیش آهنگ یا سینوسی ضربان ساز است .

در صورتیکه به هر دلیلی موج هدایت الکتریکی از گره پیش آهنگ به سایر بافتهای گرهی نرسد آنها خود می توانند ضربان ساز باشند که مهمترین این اختلالات بلوک دهلیزی - بطنی است که ضربان ساز دهلیز گره پیش آهنگ و ضربان ساز بطنها گره دهلیزی بطنی است.

پیس میکر طبیعی

ECG Principle fast.gif

قلب دارای سلولهای (بالقوه) پیس میکر متعددی است که در گره سینوسی(گره پیش‌آهنگ)٬ گره دهلیزی-بطنی (AV node)٬ دسته هیس(Hiss bundle) و سلول‌های پورکینژ قرار دارند. ضربان‌ساز اصلی و طبیعی یا گره سینوسی‌دهلیزی دارای سریعترین میزان دشارژ طبیعی(۷۰-۸۰ بار در دقیقه)است. این دشارژ در گره دهلیزی-بطنی حدود ۶۰ پالس در دقیقه(bpm) ودر دسته هیس حدود ۵۰ bpm و در سلولهای پورکینژ ۳۰ ضربه در دقیقه می‌باشد. در حالت پیدایش نقص در پیس‌میکر طبیعی و سریع‌تر٬ پیس میکر آهسته‌تر بعدی٬ کار ضربان‌سازی در قلب را به‌عهده می‌گیرد.

پیس میکر مصنوعی

پیس میکر مصنوعی در مقایسه با سانتیمتر
بدنه پیس میکر ۴ سانتیمتر و الکترودها بین ۵۰ تا ۶۰ سانتیمتر طول دارند.

در برخی بیماران قلبی مانند مبتلایان به کندی ضربان قلب شدید ( برادیکاردی )، نامنظمی ضربان قلب و بلوک قلبی گاه از ضربان ساز یا پیس میکر مصنوعی (به انگلیسی: artificial pacemaker) استفاده می کنیم . این ضربان ساز می تواند موقتاً خارجی باشد ولی معمولاً با عمل جراحی در داخل بافت قلب کاشته می شود.

ویژگیهای پیس میکر بستگی به بیماری فرد دارد و مثلاً می تواند دو الکترود داشته باشد که در داخل دهلیز و بطن کار گذاشته می‌شود و با انرژی باتری که نیمه عمر چند ساله دارد موجب ایجاد ضربانهای قلب شود . امروزه بسیاری از پیس میکرها را می توان بدون بیهوشی عمومی و قط با بی حسی موضعی و برشی در سمت چپ سینه جایگذاری کرد . 

برگرفته از : http://fa.wikipedia.org


برچسب‌ها: فیزیولوژی, قلب, ضربان, پیس میکر, ضربان ساز
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم آذر 1393ساعت 8:49  توسط رضا بنابی  | 

نوار قلب 

نوار قلب-الکتروکاردیوگرام  

در تصویر محل قرار گرفتن الکترودها در یک ای. کی. جی ۱۰ الکترودی نمایش داده شده

الکتروکاردیوگرام (به انگلیسی: Electrocardiogram) یا نوار قلب[۱] به نمودار ثبت‌شده تغییرات پتانسیل الکتریکی ناشی از تحریک عضله قلب گفته می‌شود. معمولاً با مخفف ECG یا EKG (مورد دوم مخفف کلمهٔ آلمانی Elektrokardiogramm) مشخص می‌شود.

الکتروکاردیوم ثبت شده با ۱۲ لید
قسمت‌های مختلف یک الکتروکاردیوگرام

دستگاه الکتروکاردیوگراف، این نمودار را بر روی نوار کاغذی خط کشی شده‌ای به طور پیوسته ضبط می‌کند. اطلاعاتی که روی الکتروکاردیوگرام ضبط می‌شود نشان دهنده امواج الکتریکی محرک قلب می‌باشد. این امواج نمایشگر مراحل مختلف تحریکات قلبی هستند.

سیکل قلبی همراه با الکتروکاردیوگرافی

ECG principle slow.gif

در این مرحله بطون و دهلیزها در حال استراحت اند. خون تیره به وسیله بزرگ سیاهرگهای زبرین و زیرین، به دهلیز راست می‌ریزد. این خون به خاطر وزنش، از طریق دریچه‌های لختی - که به هنگام پایان موج T سیکل قلبی پیشین باز شده‌اند- وارد بطون می‌شود و آنها را تا حدی پر می‌کند. اما برای اینکه خون دهلیزها به طور کامل وارد بطون بشود، دهلیزها باید منقبض شوند. لازم به ذکر است هر ماهیچه‌ای در قلب که بخواهد منقبض شود یا استراحت کند، ابتدا باید موج انقباض یا استراحتش در تمام نقاط آن ماهیچه منتشر شود. پس برای انقباض دهلیزها، ابتدا باید پیام انقباض در سراسر آنها منتشر بشود. این کار توسط بافت گرهی دهلیز انجام می‌شود. در بین دو دهلیز این تنها دهلیز راست است که دارای بافت گرهی است، از سویی کانون زایش انقباضات قلب نیز که همان گره پیش آهنگ می‌باشد در دیواره پشتی دهلیز راست و در زیر منفذ بزرگ سیاهرگ زبرین قرار دارد. پس برای انقباض ابتدا گره پیش آهنگ به صورت ریتم خودبه خودی تحریک می‌شود و این پیام انقباض را از طریق ۳ رشته گرهی دهلیز راست به گره دهلیزی بطنی – که در حد فاصل بین دیواره دهلیزها و بطون و کمی متمایل به دهلیز راست قرار دارد – هدایت می‌کند. طی حرکت پیام از پیشاهنگ به دهلیزی- بطنی، میونهای میوکارد قلب که در مسیر انتقال این پیام قرار دارند، منقبض شده و این انقباض از میونی به میون دیگر در دهلیز راست انتشار می‌یابد و نهایتاً از طریق میونهای دهلیز راست به میونهای دهلیز چپ نیز منتشر شده و کل دهلیز هارا فرا می‌گیرد. البته این پیام نمی‌تواند از طریق میونهای دهلیزها به میونهای بطون منتقل شود، چون در دیواره بین بطون و دهلیزها بافت پیوندی رشته‌ای عایقی قرار دارد که که باعث می‌شود انتقال پیام از دهلیزها به بطون تنها از طریق بافت گرهی که از وسط این عایق رد می‌شود – صورت گیرد. اگر این بافت عایق نبود، دهلیزها و بطون هم زمان به هم منقبض می‌شدند و کارایی قلب بسیار پایین می‌آمد؛ چون در این حالت پس از پمپاژ مقدار کمی خون به بطون، آنها نیز همین مقدار کم را به سمت بدن و ششها پمپ می‌کردند و خون کمی به آنها می‌رسید. پس از اینکه این پیام به طور کامل سراسر دهلیز را فرا گرفت، در الکتروکاردیوگرام موج P ثبت می‌شود. بلافاصله بعد از آن مدت استراحت عمومی قلب یعنی ۰٫۴ ثانیه به اتمام می‌رسد.

حوادث قلب در ابتدای دیاستول

۱) ورود بیش از ۷۵٪ خون از دهلیزها به بطون در اثر وزن خون

۲) انتشار موج انقباض دهلیزها در سراسر دهلیزها ---- ایجاد موج P در الکتروکاردیوگرام

وضعیت دریچه‌ها

سینی‌ها ---- بسته؛ تا خون وارد شده به بطون از طریق این دریچه‌ها وارد سرخرگها نشود.

لختی‌ها ---- باز؛ تا خون دهلیزها وارد بطون شوند.

مرحله دوم – انقباض دهلیزها به مدت ۰/۱ ثانیه

در ابتدای این مرحله بلافاصله دهلیزها منقبض می‌شوند و ٪ ۲۵ خون باقی‌مانده را نیز وارد بطن‌ها می‌کنند. حالا در هر بطن ۱۲۰ میلی‌لیترخون موجود است یعنی به طور کلی ۲۴۰ میلی‌لیتر در هردو بطن. این انقباض به مدت یک‌دهم ۰/۱ ثانیه طول می‌کشد و و از انتهای موج P تا اانتهای موج R را در الکتروکاردیوگرام را در بر می‌گیرد. اما در طی این انقباض و در این یک‌دهم (۰/۱) ثانیه، دو عمل بسیار مهم نیز همزمان رخ می‌دهد:

  1. انتشار موج انقباض بطون: بطون موظف اند بلافاصله بعد از انقباض دهلیزها و پرشدن کامل خود از خون منقبض شوند و خون را به سرخرگها وارد کنند. بنابر این پس از گذشت مدت بسیار کمی از این ۰/۱ ثانیه (فاصله انتهای P تا Q) موج انقباض بطون که خیلی قدرتمند می‌باشد، در سراسر بطون منتشر می‌شود. برای این عمل، گره دهلیزی بطنی که در پایان استراحت عمومی قلب پیام انقباض را گرفته، این پیام را از طریق رشته و الیاف گرهی دیواره بین دو بطن و دیواره بطون و همچنین به کمک الیاف ماهیچه‌ای که برای انتقال پیام تخصصی شده‌اند، به سراسر بطون و نهایتاً به نوک پایین قلب منتقل می‌کند. اما سرعت هدایت پیام بافت دهلیزی-بطنی و الیاف گرهی دیواره بین دو بطن خیلی کم و در عوض سرعت انتشار پیام الیاف گرهی دیواره بطون خیلی زیاد است و دلیل آن اینکهاگر سرعت این سه قسمت با هم برابر بود، پیام بلافاصله سراسر دیواره بین دو بطن را فرا می‌گرفت (چون اول به دیواره میانی می‌رود و بعد از انجا به سراسر بطن) و دیواره میانی زودتر از جاهای دیگر بطن منقبض می‌شد. ولی اکنون، در حین اینکه پیام در دیواره میانی منتشر می‌شود، به سرعت توسط الیاف دیواره بطنها تمام بطنها را فرا می‌گیرد و عملاً این تفاوت سرعت سبب می‌شود که پیام انقباض در یک مدت تمام بطنها را فرا بگیرد. این عمل کمتر از ۰/۱ ثانیه طول می‌کشد و نهایتاً موج QRS را در الکتروکاردیوگرام ایجاد می‌کند.
  2. انتشار موج استراحت در دهلیزها: همزمان با انقباض دهلیزها، چون بلافاصله بعد از انقباض، دهلیزها باید استراحت کنند، پس پیام استراحت در آنها شروع به انتشار می‌کند. این پیام که اندکی بعد از شروع انقباض آغاز می‌شود، به مدت کمتر از ۰/۱ ثانیه طول می‌کشد (فاصله انتهای P تا Q) و هیچ موجی در الکتروکاردیوگرام دیده نمی‌شود چون قدرت موج انتشار انقباض بطن‌ها آن‌قدر زیاد است که این پیام کوچک در کمپلکس QRS گم می‌شود و با پایان یافتن موج QRS استراحت دهلیزها آغاز می‌شود.

حوادث قلب در انتهای دیاستول

۱) انقباض دهلیزها ---- وقوع از P تا پایان R (انقباض تغییری در الکتروکاردیوگرام ایجاد نمی‌کند چون پیام الکتریکی منتقل نمی‌شود!)

۲) انتشار پیام انقباض بطون ---- ایجاد موج QRSدر الکتروکاردیوگرام

۳) انتشار پیام استراحت دهلیزها ---- زیر موج پیام قوی انتشار انقباض بطون گم می‌شود!

۴)شنیدن صدای اول قلب

وضعیت دریچه‌ها

سینی‌ها ---- بسته؛ تا خون وارد شده به بطون از طریق این دریچه‌ها وارد سرخرگها نشود. لختی‌ها ---- باز؛ تا خون دهلیزها وارد بطون شوند.

مرحله سوم – انقباض بطن‌ها به مدت ۰/۳ ثانیه

بلافاصله با انتشار پیام انقباض، بطون شروع به انقباض می‌کنند و خون را با فشار بالای سیستولی به سمت سرخرگها پمپ می‌کنند. این خون با فشار خود از سویی دریچه‌های یکطرفه لختی را – که فقط به سمت بطون باز می‌شوند- بسته و باعث شنیده شدن صدای اول قلب می‌شوند. و از سوی دیگر با فشار دریچه‌های سینی را – که فقط به سمت سرخرگها باز می‌شوند- باز کرده و وارد سرخرگها می‌شود. تمامی این مراحل در مدت زمان بسیار کوتاه و در موج S روی می‌دهند. همچنین دهلیزها بعد از پایان انتشار پیام استراحتشان تا ۰/۷ ثانیه استراحت می‌کنند. در این مدت خون دوباره از بزرگ سیاهرگهای زیرین و زبرین وارد دهلیز راست می‌شود؛ اما بدلیل بسته بودن لختی‌ها خون نمی‌تواند وارد بطون شود و اندک اندک وارد دهلیزها می‌شود. (این رویه به مدت ۰/۳ ثانیه یعنی پایان انقباض بطنی ادامه میابد)

موارد روی داده در موج S

  1. استراحت دهلیزها و انقباض بطون
  2. بسته شدن دریچه‌های لختی در اثر فشار خون ناشی از انقباض بطون
  3. بازشدن دریچه‌های سینی در اثر فشار خون ناشی از انقباض بطون

پس از گذشت اندکی از انقباض بطن‌ها که روی نوار در فاصله S تا T را دربر می‌گیرد٬ چون بطن‌ها بلافاصله بعد از انقباض (پایان این ۰/۳ ثانیه) باید استراحت کنند، پالس استراحت آنها منتشر می‌شود و موج T را در الکتروکاردیوگرام ثبت می‌کند. پس از پایان این موج بطن‌ها نیز شروع به استراحت می‌کنند. سپس استراحت عمومی قلب آغاز می‌شود، چون دهلیزها نیز ۰/۳ ثانیه است که استراحت خود را آغاز کرده‌اند. استراحت بطون باعث قطع فشار اعمال شده بر روی دریچه‌ها می‌شود در نتیجه دریچه‌های سینی بسته می‌شوند و صدای دوم قلب را٬ که کوتاه‌تر و زیرتر است٬ به وجود می‌آورد. از سویی دریچه‌های لختی که ۰/۳ ثانیه است تحت تاثیر فشار خون موجود در دهلیزها هستند، از این موقعیت یعنی قطع فشار سیستولی استفاده کرده و دریچه‌های لختی را در جهت بطن‌ها باز کرده و شروع به پر کردن بطن‌ها می‌کنند.

در طول این روند باید چند نکته را درنظر گرفت:

  • حداکثر انقباض بطون، در ابتدای موج T انجام می‌شود.
  • زمان استراحت بطون ۰/۵ ثانیه و زمان استراحت دهلیزها ۰/۷ ثانیه می‌باشد.
  • بازشدن دریچه صدایی ایجاد نمی‌کند.

حوادث قلب در سیستول

۱) انقباض بطون به مدت ۰/۳ ثانیه --- فاصله S تا T

۲) استراحت دهلیزها

۳) شنیدن صدای دوم قلب

وضعیت دریچه‌ها

۱) سینی ها--- ابتدا باز (در هنگام انقباض بطون) و بعد بسته (پس از اتمام انقباض بطون) ۲) لختی ها---- ابتدا بسته (در هنگام انقباض بطون) و بعد باز (پس از اتمام انقباض بطون)

تغییرات ECG در بیماریها

در تعداد زیادی از بیماریهای قلبی ما تغییراتی در نوار قلب داریم که راهگشا می‌باشد مثلاً در آریتمی قلبی تعداد یا شکل امواج در نوار قلب تغییر می‌کند. در بیماریهای ایسکمیک قلبی معمولاً بسته به حاد یا قدیمی بودن واقعه ایسکمیک و ناحیه رگهای درگیر ما موج Q عمیق، موج T برعکس یا بالا و پایین رفتن قطعه S T را داریم. در برخی بیماریها نیز ما انحراف محور قلب را داریم. در برخی بلوکهای قلبی پهن شدن کمپلکس QRS را داریم. در برخی اختلالات الکترولیتهای سرم مانند افزایش پتاسیم خون نیز ما تغییرات ECG داریم. 

برگرفته از : http://fa.wikipedia.org


برچسب‌ها: فیزیولوژی, قلب, نوار قلب, الکتروکاردیوگرام, ECG
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم آذر 1393ساعت 8:45  توسط رضا بنابی  |