Medical Sciences | Veterinary Sciences | Laboratory Sciences

کنترل مگس میوه زیتون

اهمیت اقتصادی آفت:

لارو مگس زیتون با تغذیه از گوشت میوه ، باعث ریزش میوه ها قبل از برداشت ، کاهش روغن زیتون و ورود قارچهای پاتوژن از محل سوراخ ورودی لاروها شده و اسیدیته داخل میوه ها را 2 تا 4 برابر افزایش می دهد.

**درختان با میوه بزرگتر و ارقام زودرس مانند ماری به عنوان محل تجمع آفت محسوب می شوند که قبل از سایرین آلوده می شوند، لذا در ردیابی آفت توجه ویژه به این درختان گردیده و مبارزه به هنگام صورت گیرد.** 

-           جمع آوری و انهدام میوه های آلوده ریخته شده بر روی زمین و میوه های باقیمانده بر روی درختان

  (قرار دادن در کیسه های پلاستیکی،دفن عمیق و در صورت امکان سوزانده آنها)

-           شخم و پا بیل زدن پای درختان در فصل زمستان

-           برداشت به هنگام میوه زیتون در پاییز

  (برای میوه های روغنی زمانی که 25درصد از زیتونها سبز، 25درصد زرد،25 درصد بنفش و 25 درصد سیاه است،برداشت توصیه می شود)

-           استفاده از کارتهای زرد چسبنده

   ( کارتهای زرد در یک سوم بالایی درخت و در سمت جنوب غربی تاج درختان  نصب و اطراف تله ها به فاصله 30-20 سانتی متر شاخه ها و برگهای درختان قطع گردند.)

-           مدیریت کف باغ و مبارزه با علفهای هرز باغات و همچنین هرس مناسب جهت تهویه مناسب در داخل تاج درختان

-     نصب بطریهای نوشابه حاوی پروتئین هیدرولیزات 3 درصد در روی درختان


برچسب‌ها: زیتون, میوه, مگس, بیماری, olive
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۲ساعت 22:38  توسط رضا بنابی  | 

Bacteria in biological control of disease

 

Use of Plant Growth-Promoting Bacteria for Biocontrol of Plant Disease Pathogenic: microorganisms affecting plant health are a major and chronic threat to food production and ecosystem stability worldwide. As agricultural production intensified over the past few decades, producers became more and more dependent on agrochemicals as a relatively reliable method of crop protection helping with economic stability of their operations. However, increasing use of chemical inputs causes several negative effects, i.e., development of pathogen resistance to the applied agents and their nontarget environmental impacts . Furthermore, the growing cost of pesticides, particularly in less-affluent regions of the world, and consumer demand for pesticide-free food has led to a search for substitutes for these products. There are also a number of fastidious diseases for which chemical solutions are few, ineffective, or nonexistent .Biological control is thus being considered as an alternative or a supplemental way of reducing the use of chemicals in agriculture ).

There has been a large body of literature describing potential uses of plant associated bacteria as agents stimulating plant growth and managing soil and plant health (reviewed in references .Plant growth-promoting bacteria (PGPB)  are associated with many, if not all, plant species and are commonly present in many environments. The most widely studied group of PGPB are plant growth-promoting rhizobacteria (PGPR) colonizing the root surfaces and the closely adhering soil interface, the rhizosphere .As reviewed by Kloepper et al.  or, more recently, by Gray and Smith .some of these PGPR can also enter root interior and establish endophytic populations. Many of them are able to transcend the endodermis barrier, crossing from the root cortex to the vascular system, and subsequently thrive as endophytes in stem, leaves, tubers, and other organs . The extent of endophytic colonization of host plant organs and tissues reflects the ability of bacteria to selectively adapt to these specific ecological niches Consequently, intimate associations between bacteria and host plants can be formed  without harming the plant . Although, it is generally assumed that many bacterial endophyte communities are the product of a colonizing process initiated in the root zone , they may also originate from other source than the rhizosphere, such as the phyllosphere, the anthosphere, or the spermosphere 

Despite their different ecological niches, free-living rhizobacteria and endophytic bacteria use some of the same mechanisms to promote plant growth and control phytopathogens . The widely recognized mechanisms of biocontrol mediated by PGPB are competition for an ecological niche or a substrate, production of inhibitory allelochemicals, and induction of systemic resistance (ISR) in host plants to a broad spectrum of pathogens  and/or abiotic stresses . This review surveys the advances of plant-PGPB interaction research focusing on the principles and mechanisms of action of PGPB, both free-living and endophytic bacteria,


برچسب‌ها: Bacteria, biological, control, disease, biology
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۲ساعت 22:35  توسط رضا بنابی  | 

بیماری های درختان زیتون

 لكه طاووسي زيتون (Olive Peacock Spot)


عامل بيماري :
Spilocaea oleagina


رده بندي عامل بيماري :  Deuteromycota , Deuteromycetes , Hyphales  , Dematiaceae

علائم و خسارت :
اين بيماري به نام لكه چشم پرنده اي (Bird's Eye Spot) زيتون هم خوانده مي شود. علائم به صورت لكه هايي است كه روي برگها، ميوه ها و دم ميوه ها بوجود مي آيند ولي اكثر آنها روي برگها ديده مي شوند. روي برگ، اين لكه ها گرد يا حلقوي و ابتدا دودي رنگند ولي بعدا به رنگ قهوه اي در مي آيند كه هاله اي زرد رنگ اطراف آنها را گرفته است. اين لكه ها در ظاهر شبيه به لكه هاي چشم مانند روي پرهاي دم طاووس است و به همين دليل به اين بيماري لكه طاووسي مي گويند. اگر تعداد لكه هاي ايجاد شده روي دمگل ها (Pedicel) زياد باشد، باعث ريزش شديد ميوه مي شود. برگهاي آلوده كلروزه شده، در نهايت مي ريزند. سرشاخه ها نيز ممكن است در اثر ريزش برگها از بين بروند. ريزش شديد برگها باعث ضعيف شدن درخت يا مرگ درختان كوچك مي شود و مقدار محصول كاهش مي يابد. البته چند سال طول مي كشد تا بيماري روي درخت به صورت حاد درآيد.

بيولوژي :
قارچ درون لكه هاي موجود در برگهايي كه روي درخت باقي مانده اند، زمستان گذراني مي كند.كنيدي هايي كه در برگهاي ريخته شده تشكيل مي شوند، نقش بسيار كمي در گسترش بيماري دارند. ايجاد آلودگي رابطه نزديكي با بارندگي دارد و بيشتر آلودگي ها در طول زمستان ايجاد مي شوند. دماهاي بالا جوانه زدن و رشد اسپورها را محدود مي كند. به همين دليل بيماري در طول تابستان هاي گرم و خشك غيرفعال است. در مناطقي كه تابستان خشك و زمستان هاي ملايم دارند، دوره مناسب بيماري پاييز و زمستان ، و درنواحي كه زمستان سردتر است، بهار و اوايل تابستان مي باشد.
آلودگي هايي كه در فصل اخير ايجاد شده اند، مي توانند در فصل بعدي آشكار شوند چون قارچ مي تواند در شرايط نامناسب به صورت نهان (Latent) باقي بماند. در شرايط مناسب، دوره نهفته بيماري (Incubation Period) حدود دو هفته است.
اپيدميولوژي :
شرايط مناسب براي توسعه بيماري عبارتند از : يك تا دو روز رطوبت نسبي بالا ( نزديك به اشباع )، دامنه دمايي گسترده ولي اپتيمم بين 21- 18 درجه . تابستان هاي گرم و خشكيهای  طولاني مدت از عوامل محدود كننده بيماري اند.
مبارزه :
رطوبت و سايه اندازي كنوپي را كاهش دهيد. با هرس عبور هوا را در شاخ و برگ افزايش دهيد اين كار در باغهاي متركم و نهالستان ها اهميت دارد.
همانطور كه در بخش مبارزه با گره زيتون گفته شد، عليه اين بيماري از سموم مسي استفاده مي شود كه معمولا يكبار سمپاشي در سال، در اواخر پاييز، قبل از شروع بارندگي هاي زمستانه كافي خواهد بود


 سرکوسپوريوز زيتون           Cercosporiose Of Olive


عامل بيماری :
Mycocentrospora  cladosporioides


رده بندی عامل : Deuteromycota , Deuteromycetes , Hyphales

علائم و شرح بيماری:
قارچ داراي اسكلروت هايي به رنگ قهوه اي مايل به سبز، دايره اي يا تا حدودي سيلندري شكل است. كنيدي ها سبز زيتوني و كمي خميده هستند و 6-2 عدد ديواره عرضي دارند. اين قارچ باعث بوجود آمدن لكه برگي هاي خفيفي در زيتون مي شود. علائم به شكل لكه هاي خاكستري تا سربي رنگي است كه در سطح زيرين برگ وجود دارند و بعدا كاملا سياه رنگ مي شوند. سطح بالايي برگها كلروزه يا زرد شده، برگهاي مسن تر شاخه هاي خارجي تاج درخت، به ويژه در طول بهار و تابستان، مي ريزند.
بيولوژي:
اسكلروت ها عمل بقاي قارچ هستند و ميسليوم هاي جديد از آنها بوجود آمده، در سطح زيرين برگ رشد مي كنند. البته گاهي قارچ روي ميوه ها توليد كنيدي و كنيديو فر مي كند.
اپيدميولوژي :
اطلاعات كمي درباره نحوه پخش اين بيماري در دسترس است. باران نقش مهمي در انتقال كنيدي ها از برگهاي آلوده به برگهاي سالم دارد. در ضمن باد هم مي تواند كنيدي ها را از برگهاي افتاده در كف باغ به ساير برگها منتقل كند. آلودگي هاي اوليه در پاييز، بعد از اولين بارندگي، از اسكلروت ها بوجود مي آيند.


آنتراکنوز زیتون  Olive Anthracnose


عامل بیماری :
Glomerella cingulata که آنامورف آن قارچ Colletotrichum gloeosporioides می باشد.اخیرآ قارچ دیگری به نام C.acutatum در میوه های پوسیده پیدا شده است.

رده بندی عامل بیماری :
قارچ Glomerella در ویرایش چهارم کتاب قارچ شناسی الکسوپولوس همراه با جنس های Polystigma  و Phyllachora در راسته Phyllachorales از آسکومیست ها قرار می گیرد و خانواده ای برای آن تعیین نشده است ولی در سایر رده بندی ها این قارچ در خانواده Phyllachoraceae از راسته Polystigmatales از آسکومیست ها قرار داده شده است.

شرح بيماري :
اين بيماري براي اولين بار از پرتغال گزارش شد.در سطح ميوه ميتوان با چشم غير مسلح جوش هايي را ديد كه توده هاي اسپور روي آنها درون آسروول قرار گرفته است.
فرورفتگي هاي كوچكي در سطح ميوه ها بوجود مي آيد كه با آسروول ها پوشيده مي شوند. اين فرو رفتگي ها ابتدا به رنگ آجري مايل به كرم هستند كه در نهايت به رنگ قهوه اي در مي آيند. اندازه اين فرورفتگي ها به تدريج در ميوه افزايش پيدا مي كند و سرانجام تقريبا تمام سطح ميوه را مي گيرد و باعث چروكيدگي و پژمردگي آن مي شود.در شرایط مرطوب توده های مخاطی نارنجی رنگی از اسپورها در سطح میوه بوجود می آید. برگهاي نزديك ميوه ازبين مي روند ولي برگهاي انتهاي شاخه به صورت دسته اي  در مي آيند ( يعني برگها از يك نقطه يا از نقاط نزديك به هم روييده اند ) . روي اين برگها نقاط قهوه اي رنگي ( كه در ابتدا زرد رنگند ) ديده مي شود كه با يك هاله تيره احاطه شده است. اين برگها در طول پيچ مي خورند و به شكل ناودان ( جوي ) درمي آيند.

بيولوژي :
آلودگي هاي اوليه در اثر اسپورهاي توليد شده در آسروول هاي روي ميوه ، برگها و يا شاخه هاي جوان بوجود مي آيد. علائم پوسیدگی هایی که در مراحل اولیه تشکیل میوه بوجود می آیند، ممکن است در زمان رسیدگی میوه ها ظاهر شود. این قارچ می تواند میوه را در تمام مراحل رشد آلوده کند. آسیب های ایجاد شده در اثر ضربه، برداشت نامناسب، استرس های مختلف، سوختگی های ناشی از آفتاب و سمپاشی، رسیدگی بیش از حد یا انبار شدن طولانی مدت، آلودگی را راحت تر می سازند. دوره بحراني حمله بيماري زماني است كه رنگ ميوه ها در حال تغيير است و شرايط محيطي مناسب وجود دارد . شيوع بيماري ممكن است با افزايش حمله مگس زيتون Dacus oleae با نام انگلیسی Olive Fly تشدید شود.
اپيدميولوژي :
بهترين شرايط براي توسعه قارچ دماي 25 درجه سانتيگراد و حداقل رطوبت نسبي مورد نياز آن 92 درصد است.  جوش هايي كه در سطح نواحي آلوده بوجود مي آيند، از كنيدي هايي تشكيل شده اند كه در يك ماده ژله مانند گرانوله ( دانه دانه ) قرار دارد. اين جوش ها در آب باران حل مي شوند و در طول درخت پخش مي گردند و يا باد و باران ، هر دو ، كنيدي ها را از درختي به درخت ديگر انتقال مي دهند.
مبارزه :
مبارزه بيشتر به روش شيميايي صورت مي گيرد ، با استفاده از سموم مسي يا قارچكش هاي آلي . سمپاشي را بايد قبل از آغاز بارندگي هاي پاييزه انجام داد.
 آنتراکنوز زیتون و لکه طاووسی را می توان با سموم زیر کنترل کرد:
ـ هیدروکسید مس ( مثل Kocide 500 WP که خاصیت قارچکشی دارد ) و اکسی کلرید مس ( مانند Cuprox 500 WP که خاصیت قارچکشی و باکتری کشی دارد ) .
در ضمن بايد از كلتيوارهايي استفاده كرد كه حساسيت كمتري دارند و ميوه هاشان ديرتر مي رسد. هرس مناسب ساليانه باعث كاهش اينوكولوم و بهبود گردش هوا در درخت مي گردد.


۷) سایر بیماری های قارچی :


ـ شانکر Diplodia :
در برخی مناطق گزارش شده است که البته خسارت آن کم است و باعث آسيب مستقيم به درخت نمی شود ولی ميتواند باعث تشديد خسارت های ناشی از غدد باکتريايی شود. در حال حاضر مبارزه ای عليه آن صورت نمی گيرد.
ـ پوسیدگی ریشه :علاوه بر قارچ هایی که قبلا به عنوان عامل پوسیدگی ریشه ذکر کردیم، قارچ های دیگری مثل Rhizoctonia ، Pythium و Rosellinia necatrix هم می توانند به ریشه زیتون حمله کنند.
ـ زوال شاخه ها ( Shoot Dieback ) :
Tip Dieback و مرگ شاخه ها به طورغیر مستقیم، می تواند ناشی از پوسیدگی ریشه باشد . با این وجود، این علائم در درختانی که هیچ مشکل واضحی در سیستم ریشه ای ندارند هم دیده شده است. در شاخه های جوان، قارچ Botrytis به عنوان عامل مرگ نوک شاخه ها شناخته شده است ولی در درختان مسن هیچ ارگانیزمی در این رابطه کشف نشده است.
ـ قارچ های عامل پوسیدگی میوه :
Alternaria , Cladosporium و Ulocladium نیز به عنوان عوامل پوسیدگی میوه از بسیاری از کلتیوارها گزارش شده اند. این قارچ ها می توانند هم به عنوان عوامل اولیه و هم به عنوان عوامل ثانویه پوسیدگی به میوه ها حمله کنند. برخی از پوسیدگی های ایجاد شده مثل پوسیدگی نوک میوه که در کلتیوار Sevillano دیده می شود، می تواند در اثر استرس های رطوبتی، مصرف زیاده از حد کودهای ازته و یا متعادل نبودن میزان بر و کلسیم خاک باشد.
در اسپانیا هم عارضه ای که " خشکیدگی نوک میوه Apical Fruit Desiccation"  یا " پوسیدگی راسی Apical Rot " نامیده می شود، در اثر تغییرات ناگهانی در دما و رطوبت که باعث دی هیدراتاسیون موضعی در میوه زیتون، به ویژه در نوک آن، می شود، بوجود می آید.
قارچ های دیگری نیز مثل Capnodium ( عامل ایجاد فوماژین در میوه ها ) ، Phoma و Macrophoma از درختان زیتون گزارش شده اند.


 بیماری هایی با عوامل ناشناخته :

ـ لکه های سفید روی برگها : White Spots On Leaves
در بسیاری از واریته ها دیده می شود ( Hardy Mammoth , Manzanillo , Jumbo , Paragon ) .
لایه اپیدرمی از بقیه سلول ها فاصله می گیرد و این امر باعث سفید شدن رنگ سطح برگ می شود. این عارضه فقط در درختان جوان دیده شده است.
ـ لکه دار شدن و رگه رگه شدن: Spotting And Flecking
لکه هایی که ناشی از مرگ و فرو رفتن بافتها هستند در دو طرف برگ دیده می شوند. این عارضه بیشتر در گیاهان جوان واریته Barnea ، به ویژه در برگهای مسن، دیده شده است. این عارضه احتمالآ در اثر استرس بوجود می آید.
ـ پیچ خوردگی برگ : Leaf Distortion
برگها زبر شده و تقریبآ به شکل داس در می آیند. این برگها معمولآروی شاخه های جوان دیده می شوند و در کل برگهای شاخه این عارضه دیده می شود. اگر این شاخه ها را قطع کنیم، بخشهای پائینی رشد طبیعی خود را از سر می گیرند. این عارضه اولین بار در واریته های Frantoio ,  Picual و Barnea  که یک تا دو ساله بودند دیده شد. تصور می شد که این عارضه در اثر کنه جوانه زیتون ( Olive Bud Mite ) بوجود می آید ولی هیچ کنه ای در گیاهان آلوده دیده نشد. سپس احتمال ویروسی بودن این بیماری مطرح شد ولی تا کنون ویروسی روی درخت کشف نشده است. به غیر از استرالیا، عوارض مشابهی هم از کالیفرنیا، ایتالیا، پرتغال و شیلی گزارش شده است که عارضه داسی شدن برگ ( Sickle Leaf Disorder ) نامیده می شود. این عارضه توسط ارگانیزمی که از طریق پیوند قابل انتقال است، بوجود می آید و احتمالآ یک ارگانیزم ویروس مانند می باشد که میوه ها را آلوده نمی کند. در ضمن برخی این عارضه را ناشی از کمبود بر و تغذیه حشرات می دانند.
ـ مرگ ساقه ها : Stem Death
در بسیاری از واریته ها دیده می شود . معمولآ در نهالهای زیر دو سال، چندین سانتیمتر از بافتهای ساقه اصلی، تقریبآ به فاصله ۱۲-۸  سانت از سطح زمین، از بین می روند.بدین ترتیب بافتهای بالای منطقه آلوده می میرند ولی بخشهای زیرین به رشد خود ادامه می دهند. اگر ساقه اصلی را درست از زیر منطقه مرده قطع کنیم، گیاه از پایه تولید ساقه های دیگری خواهد کرد و به رشد خود ادامه خواهد داد. Botryosphaeria تنها قارچی است که تا به حال از منطقه مرده گزارش شده است ولی این قارچ به احتمال زیاد یک عامل پوسیدگی ثانویه است.در ضمن باکتری های مختلفی از این ناحیه جدا شده اند ولی هیچ کدام عامل بیماری نبودند و به عنوان عواملی که بعدآ بافتهای مرده را آلوده کرده اند، شناخته شدند. قارچ های رایزوکتونیا، فیتوفترا و پیتیوم نیز از ریشه یرخی از درختان آلوده جدا سازی شدند ولی غیرمتحمل است که پاتوژن های ریشه بتوانند، در فاصله ای بالاتر از سطح خاک، به ساقه آسیب برسانند. سرمازدگی هم به عنوان یک عامل در نظر گرفته شده است ولی برخی از نمونه ها در منطقه ای نبودند که در معرض سرمازدگی قرار گرفته باشند.
ـ عفونت های پیوندی : Graft Infection
چندین قارچ و باکتری از پیوندهای آلوده جداسازی شده اند که باعث ازبین رفتن پیوندک و مرگ بافتهای بالایی محل پیوند شده اند. ولی هیچ کدام به عنوان عامل اصلی بیماری شناخته نشده اند. اکثر آنها به آسانی قادر به نفوذ در زخمهای ایجاد شده از پیوند زدن هستند. با رطوبتی که در اثر پیچیدن محل پیوند بوجود می آید، آلودگی در شرایط ایده آلی پیشرفت می کند. بنابراین در هنگام پیوند و تکثیر باید بهداشت را کاملآ رعایت کرد تامانع از آلودگی پیوند به این ارگانیزم های فرصت طلب شویم.

برگرفته از : http://phytopatology.blogfa.com


برچسب‌ها: زیتون, میوه, درخت, بیماری, olive
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۲ساعت 22:33  توسط رضا بنابی  | 

بیماریهای مقاربتی

مقدمه
بیماریهای مقاربتی از بیماریهای خیلی شایع در جهان هستند. این بیماریها به طور عمده در نتیجه تماس جنسی با فرد آلوده و یا از طریق مادر آلوده به کودک منتقل می شوند. ولی ممکن است استفاده از سرنگ و سوزن مشترک در معتادان تزریقی نیز سبب ابتلا به این بیماریها گردد.
بر اساس برآورد سازمان جهانی بهداشت بیشتر از ۳۳۰ میلیون مورد جدید بیماریهای مقاربتی قابل درمان از جمله سیفیلیس و سوزاک سالانه در دنیا بروز می نماید و در واقع روزانه شاهد بروز حدود یک میلیون مورد جدید از بیماریهای مقاربتی در دنیا هستیم.
طبق گزارش منابع معتبر جهانی، بیماریهای آمیزشی در دنیا رو به افزایش است و نظر به مسری بودن این بیماریها و عوارض ناشی از عدم درمان و پیشگیری آن، کنترل بیماریهای آمیزشی ضروری می باشد.
چون بیماریهای منتقله از راه تماس جنسی موضوع حساسی است و صحبت کردن آشکار در مورد آنها، در کشورهای مختلف از جمله ایران آسان نیست و سبب بدنامی می شود ، بیماران یا به موقع برای درمان مراجعه نمی کنند و یا برای درمان به درمانگران سنتی مراجعه می کنند. لذا به خوبی معالجه نمی شوند و سبب انتقال و گسترش بیماری می شوند.
در صورت بی توجهی و عدم درمان به موقع این بیماریها، ممکن است عوارض جدی مانند نازایی ، حاملگی خارج از رحم ، سرطان گردن رحم، خونریزی شدید و پارگی لوله های رحمی پیش آید که منجر به مرگ هم می شود. در دو سوم یا بیشتر زنان باردار مبتلا به سیفیلیس اولیه عفونت از طریق جفت به جنین سرایت می کند. عواقب بیماریهای مقاربتی فقط به خود بیماران محدود نمی شود . اگر زنان باردار ،مبتلا به بیماریهای آمیزشی شوند، ممکن است پی آمدهایی نظیر سقط خود به خود ، تولد زودرس ، مرده زایی ، مرگ داخل رحم، تولد با وزن پایین و عفونت چشمها و ریه ها در جنین و نوزاد ایجاد شود.
ابتلا به بیماریهای آمیزشی ، خطر آلودگی به ویروس ایدز را افزایش می دهد و موجب بروز بیماری ایدز و مرگ بیماران می شود.
بیماریهای مقاربتی قابل پیشگیری و درمان هستند.
تعریف
بیماریهای مقاربتی از انواع بیماریهای واگیردار هستند که به طور عمده از طریق آمیزش جنسی با فرد آلوده انتقال می یابند.انتقال از مادر آلوده به نوزاد و از راه خون هم امکان دارد. این بیماریها توسط تعدادی از عوامل بیماریزا ایجاد می شوند که باعث بروز علائمی مانند ترشحات مجرای ادرار در مردان ، ترشح مهبل در زنان ، زخم در ناحیه تناسلی ، درد در قسمت تحتانی شکم در زنان ، تورم و قرمزی بیضه و تورم غدد لنفاوی در کشاله ران می گردد. در بعضی ها ، بخصوص در زنان ممکن است عفونت ، علامتی ایجاد نکند.
کنترل بیماریهای مقاربتی به سه دلیل زیر دارای اهمیت است:
- به علت دامنه و گسترش این بیماریها
- به علت ایجاد عوارض جدی
- به علت ارتباط بین بیماریهای منتقله از راه مقاربت و آلودگی به ویروس ایدز
دو نوع از بیماریهای مهم مقاربتی سوزاک و سیفیلیس هستند. بیماری ایدز هم در این طبقه بندی جای دارد، هر چند که ایدز از طریق غیر آمیزشی هم منتقل می شود.
عوامل بیماری زا
بیش از ۲۰ موجود زنده میکروسکوپی مختلف از جمله باکتری، قارچ ، انگل ، ویروس و … سبب بیماریهای مقاربتی می شوند، ولی معمولاً علائم و نشانه های یکسانی ایجاد می کنند مثلاً ترشح از مجرای آلت در مردان و ترشح مهبل در زنان و زخم تناسلی از علائم شایع بیماریهای آمیزشی است.
راههای سرایت
چنانچه از نام بیماریها پیداست، راه اصلی انتقال بیماریهای آمیزشی ، نزدیکی جنسی (مهبلی یا مقعدی) با فرد آلوده است. سایر راههای انتقال عبارتند از:
- از مادر آلوده به نوزاد در حین حاملگی ، در زمان زایمان و یا بعد از تولد
- از راه انتقال خون و فرآورده های خونی آلوده و اشتراک در سرنگ و سوزن تزریقی آلوده
مهم است بدانیم که شریک جنسی آلوده ممکن است دارای علامت نباشد و نداند که بیمار است و سبب انتقال و گسترش بیماری گردد.
بیماریهای مقاربتی ، خطر آلودگی به ویروس ایدز را افزایش می دهند.
رفتارهای زیر احتمال انتقال بیماری را افزایش می دهد:
- داشتن بیش از یک شریک جنسی
- داشتن شریک جنسی که دارای شرکای جنسی متعدد است.
- داشتن انحراف جنسی و نزدیکی با افراد فاسد و بدکاره
- عدم استفاده از کاندوم در هر یک از شرایط یادشده در بالا
راه های ورود عوامل بیماریزا معمولاً از طریق اندامهای تناسلی، مجاری ادراری ، مخاط دهان و مقعد ، پوست خراش یافته و خون است.
در زنان و نیز در مردان، بیماریهای قابل انتقال از راه مقاربت در گروه سنی ۱۵- ۳۰ سال در بالاترین حد است و در سنین بعدی کاهش پیدا میکند.
عوامل اجتماعی که بر انتقال این نوع بیماریها تأثیر می گذارند عبارتند از:
تأخیر در درمان بیماریهای منتقله از راه مقاربت به دلایل زیر:
۱٫ زنان مبتلا اغلب علامت ندارند. حدود ۸۰% زنان آلوده به سوزاک ممکن است بدون علامت باشند.
۲٫ ترس از بدنامی ممکن است مردم را به سرپوش نهادن وادارد و این خود سبب افزایش و گسترش آلودگی می شود.
۳٫ ممکن است امکانات بهداشتی – درمانی در دسترس نباشد و یا بیماران استطاعت پرداخت هزینه خدمات را نداشته باشند.
۴٫ ممکن است مردم ترجیح دهند برای اجتناب از بی آبروئی ، به درمانگران سنتی مراجعه کنند.
۵٫ بالاخره ممکن است داروهای لازم را به طور کامل مصرف نکنند . درمان موثر وقتی امکان پذیر است که بیماران دوره درمان را کامل کنند.

همراه نیاوردن شرکای جنسی برای درمان
کوتاهی در استفاده از کاندوم برای فعالیت امن جنسی
علاوه بر عوامل اجتماعی و رفتاری یاد شده در بالا، عوامل زیر هم در انتقال بیماریهای مقاربتی موثرند:
سن:
ماهیت مخاط مهبل و دهانه رحم در زنان جوان، آنها را برای آلوده شدن بسیار مستعد می سازد. زنان جوان وقتی بسیار زود ازدواج می کنند و یا از نظر جنسی فعال می شوند، مخصوصاً در معرض خطر بیشتری قرار دارند.
جنس:
بیماریهای مقاربتی ابتدا از طریق تماس جنسی درون مهبلی به زنان منتقل می شود. زنان راحت تر و سریعتر از مردان به بیماریهای مقاربتی مبتلا می شوند.
ختنه:
مردان ختنه شده کمتر از مردان ختنه نشده به بیماریهای مقاربتی مبتلا می شوند.
ازدواج دیرهنگام
در اکثر جوامع افراد معینی ممکن است وجود داشته باشند که اختصاصاً در مقابل بیماریهای آمیزشی آسیب پذیر باشند و عبارتند از:
دختران نوجوانی که از نظر جنسی فعال هستند.
زنانی که دارای چند شریک جنسی هستند.
زنان بدکاره و فاسد و مشتریان آنها
مردان و زنانی که شغل آنها ایجاب می کند که از خانواده خود دور باشند و شرکای جنسی دائمی در درازمدت ندارند.
علائم
مهمترین علائم و شکایات بیماران مبتلا به بیماریهای مقاربتی عبارتند از:
- ترشح غیرعادی از مجرای تناسلی زن ( افزایش مقدار، تغییر بو و رنگ)
- سوزش ، خارش و درد در هنگام مقاربت زنان
- هرگونه زخم و یا ضایعه تناسلی
- درد در قسمت تحتانی شکم و درد واضح لگنی در زنان
- تورم (برآمدگی) دو طرفه یا یک طرفه غدد لنفاوی در کشاله ران
- درد، قرمزی و تورم در بیضه ها
- قرمزی، ترشح و تورم چشم در نوزادان
بیماریهای قابل انتقال از طریق مقاربت در زنها، معمولاً علامتی ایجاد نمی کنند و یا علائم خفیف دارند. بنابر این زنها کمتر برای درمان مراجعه می کنند. ۸۰% زنان آلوده به سوزاک ممکن است بدون علامت باشند . البته ۱۰% مردان آلوده به سوزاک هم ،علامتی ندارند.
تشخیص
بیش از ۲۰ عامل بیماریزای مختلف بیماریهای مقاربتی ایجاد می کنند که معمولاً علائم و نشانه های مشابهی دارند و اگر دقت شود به آسانی تشخیص داده می شوند. دسترسی به تسهیلات و امکانات آزمایشگاهی به تشخیص کمک میکند، زیرا بعضی از علائم ، خصوصاً در زنان ممکن است نتیجه علل دیگری غیر از بیماریهای مقاربتی باشد.
درمان
علاوه بر درمان بیمار باید همسر و شریک جنسی او نیز درمان شود. اگر یک طرف درمان شود ، چون بیماری مسری است، چرخه انتقال ادامه می یابد. افراد مبتلا تا بهبودی کامل باید از تماس جنسی خودداری کنند و این خودداری تا از بین رفتن علائم و دوره کامل درمان باید ادامه داشته باشد. اگر مبتلایان به بیماریهای مقاربتی نتوانند از فعالیت جنسی تا بهبودی کامل خودداری کنند باید در تمام مراحل نزدیکی از کاندوم استفاده نمایند.
از آنجایی که خطر آلودگی به ویروس ایدز در افراد مبتلا به بیماریهای مقاربتی چند برابر می شود، باید سعی شود طبق توصیه و تجویز پزشک، درمانهای مراقبتی و دارویی لازم انجام و دوره درمان کامل شود.
وجود قرمزی و ترشح چشم در نوزادان ، ممکن است با عفونت مادر مرتبط باشد، لذا علاوه بر نوزاد ، والدین او نیز باید تحت مراقبتهای لازم پزشکی قرار گیرند.
امروزه بیماریهای مقاربتی قابل درمان هستند ، ولی ممکن است در آینده عوارض آنها قابل درمان نباشند. همانطور که ایدز درمانی ندارد و بنابر این مهم است که از رفتارهایی که سبب آلودگی می شوند پرهیز شود.
عواض بیماریهای مقاربتی
شواهد اخیر نشان داده است که بیماریهای شایع منتقله از راه مقاربت به انتشار آلودگی به ویروس ایدز کمک می کنند. افراد مبتلا به بیماریهای آمیزشی از جمله سوزاک، سیفیلیس و … اگر در معرض ویروس بیماری ایدز قرار گیرند، احتمال آلودگی آنها بیشتر است.
عوارض بیماریهای مقاربتی که آسیب های جدی به وجود می آورند و گاهی در زنان سبب مرگ هم می شوند عبارتند از:
- درد کهنه و مزمن در ناحیه شکم که زن را دچار عذاب جسمی و روحی می کند.
- نازایی در زنان و ناباروری و تنگی پیشابراه در مردان
- سقط خود به خودی
- حاملگی خارج از رحمی
- سرطان دستگاه تناسلی بخصوص گردن رحم
- مرده زایی ، ناهنجاریهای مادرزادی و مرگ نوزاد
- مرگ زن به علت عفونت و سایر عوارض یاد شده
- عفونتهای چشمی بالقوه کور کننده و سینه پهلو در کودکان
بسیاری از زنان ممکن است بدون آنکه بدانند که مبتلا به بیماری التهابی لگن هستند نابارور شوند. ۵۵- ۸۵ درصد زنان مبتلا به بیماریهای عفونی لگن ممکن است نابارور شوند.
در اثر بیماریهای التهابی و عفونی و تنگی لوله های رحمی، خطر بروز حاملگی های خارج از رحم – که می تواند سبب مرگ مادر و جنین شود- افزایش می یابد. حاملگی خارج از رحم اگر باعث پارگی لوله های رحمی شود، خونریزی های شدید ایجاد می کند. در کشورهای در حال توسعه ، حاملگی های خارج از رحم باعث مرگ ۱- ۵% مادران می شود.
سوزاک در مردان ممکن است عوارض شدیدی به وجود آورد. آلودگی می تواند از پیشابراه به قسمتهای دیگر تناسلی انتشار یابد و سبب تنگی مجرا و ناباروری شود، ولی امروز این عوارض بسیار نادر است.
سیفیلیس در زمان بارداری ، ممکن است از طریق کیسه آب، جنین را آلوده سازد. حدود ۴۰% حاملگی های زنان مبتلا به سیفیلیس به سقط جنین، مرده زایی و مرگ در زمانی نزدیک به زایمان ختم می شوند.
باید دانست که اگر بیماری زود تشخیص داده شود و به موقع درمان شود، کلیه این عوارض قابل اجتناب هستند. اگر آلودگی به ویروس ایدز که برای آن هیچ درمانی وجود ندارد، به این مجموعه اضافه شود ، بیماریهای مقاربتی ، آلودگی و ابتلای به ایدز را تسهیل می کنند، این موضوع اهمیت پیشگیری از بیماریهای آمیزشی را نشان می دهد.
راههای کنترل و پیشگیری
اگرچه بیماریهای مقاربتی به طور کلی باعث عوارض جانبی و عواقب زیادی می شوند ولی تلاشهای محدودی برای کنترل آنها انجام شده است. بنابر این موفقیت های بسیار کمی برای کاستن شیوع و جلوگیری از موارد جدید بیماریها حاصل گشته است. در نتیجه بیماریهای آمیزشی سریعاً در تمام جهان و به خصوص در کشورهای در حال توسعه، گسترش و انتشار یافته است.
اهداف اصلی کنترل بیماریهای مقاربتی عبارتند از:
- قطع نمودن انتقال عفونت و در نتیجه کاهش موارد جدید بیماریهای مقاربتی
- کاستن از طول مدت زمان عفونت جهت کاهش میزان شیوع و در نتیجه پیشگیری نمودن از گسترش بیماریها، عوارض جانبی و عواقب آن
- کاهش خطر آلودگی به ویروس ایدز
به منظور کاهش انتشار آلودگی بیماریهای مقاربتی، داشتن راهکارهای علمی ، موثر و قابل دسترس مهم است. پاره ای از آنها به شرح زیر است:

- تشخیص سریع و درمان به موقع افراد مبتلا به بیماریهای مقاربتی، هم به منظور کاهش انتقال به دیگران و هم به حد اقل رساندن عوارض و عواقب آن
- آموزش بیماران و جامعه در مورد خطرات روابط جنسی ناامن و ترغیب آنها به استفاده از کاندوم و محدود کردن شرکای جنسی
- درمان و آموزش شرکای جنسی بیماران
- هدف قرار دادن گروههای آسیب پذیر
- مراعات اصول اخلاقی و بهداشتی در روابط جنسی و نداشتن رفتارهای جنسی پرخطر
- وفاداری به همسر و داشتن رفتار جنسی مسوولانه
- خویشتن داری در تجرد و اجتناب از روابط جنسی نامشروع قبل از ازدواج و استفاده از کاندوم در هنگام ضرورت
- تمرین رفتارهای بهداشتی از جمله عدم استفاده مشترک از لباسهای زیر در زنان و استحمام و …
- ادرار کردن بعد از نزدیکی و شستشوی نواحی تناسلی بعد از مقاربت
- توجه به بروز هر گونه علامت بیماریهای جنسی در خود و همسر
- شناسایی و آموزش گروه هایی خاص از مردم نظیر کارگران مهاجر و سیار و آنهایی که به هر علتی برای انجام کار از خانواده خود به مدتهای طولانی دورند.
موانعی که در سر راه کنترل بیماریهای مقاربتی قرار دارند و باید متوجه آنها بود عبارتند از:

- تغییر در رفتارهای جنسی مشکل است. رفتارهای جنسی با فرهنگ هر منطقه شکل می گیرد و با مذهب تاثیر می پذیرد. تغییر در رفتارهای جنسی، به دلیل آنکه موضوع بسیار شخصی و عمیقاً ریشه دار است مشکل است. استفاده از داروها، از جمله الکل ، توانایی افراد را برای تصمیم گیری خوب و عاقلانه بر ضد آلودگی به بیماریهای مقاربتی و آلودگی به ویروس ایدز مختل می سازد. خوشبختانه وجود فرهنگ اسلامی و ترویج اخلاق حسنه موجب پیشگیری از بیماریهای مقاربتی می شود و لذا ترویج فرهنگ بیگانه از جمله موانع و مشکلات محسوب می شود.
- بحث در مورد روابط جنسی خیلی هم ساده و آسان نیست. افراد ممکن است از سوال کردن در مورد اطلاعاتی که نیاز دارند، خجالت بکشند و برای درمان دیر مراجعه کنند و بخصوص از دادن مشخصات شرکای جنسی خود ابا داشته باشند.
- بسیاری از بیماران بدون علامت هستند . افراد مبتلا به بیماریهای آمیزشی ممکن است علامتی نداشته باشند و بیماری را منتشر کنند و این امر مشکلات فراوانی در راه کنترل و جلوگیری از بیماریهای آمیزشی فراهم می آورد.
- درمان همیشه آسان و یا موثر نیست. بعضی از باکتریها نظیر عامل سوزاک به داروهای مصرفی مقاوم می شوند. مقاومت به داروها مستلزم تغییر داروهای انتخابی است. تولید واکسن برای بیماریهای مقاربتی نظیر آلودگی به ویروس ایدز ، به علت تغییرات مستمر ویروس در حال حاضر امکان ندارد.
می توان با بکار بردن شیوه های زیر بر دامنه مراقبت و کنترل افزود:

· رازداری و تضمین پنهانی و محرمانه عمل کردن در درمان موارد
· بدنام نکردن افراد
· برقراری ارتباط درست جلب اعتماد و احترام به بیماران
· ارائه خدمات در زمان مناسب و کاهش زمان انتظار
· کمک به پرداخت قسمتی از هزینه درمان
· ترویج فرهنگ اسلامی و قداست خانواده و تشویق به ازدواج

برگرفته از : http://www.njavan.com


برچسب‌ها: پزشکی, بهداشت, جنسی, بیماری, مقاربتی
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۲ساعت 22:28  توسط رضا بنابی  | 

بهترین روش برای بهبود عملکرد انسولین در بیماران دیابتی، مصرف زیتون است.

به گفته یک پزشک؛

زيتون، ميوه بيماران ديابتي

 

مصرف زيتون عملكرد انسولين و كنترل قند خون را بهبود مي بخشد، از اين جهت مصرف آن براي بيماران ديابتي توصيه مي شود.

به گفته یک پزشک؛
زيتون ميوه بيماران ديابتي
مصرف زيتون عملكرد انسولين و كنترل قند خون را بهبود مي بخشد، از اين جهت مصرف آن براي بيماران ديابتي توصيه مي شود.
به گزارش خبرنگار وب دا، دكتر فريده رحماني عضو هيئت علمي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي با بيان اين مطلب اظهار داشت: در صورت جايگزيني روغن مصرفي با روغن زيتون كلسترول خون به ويژه كلسترول بد كاهش مي يابد روغن زيتون با تحريك كيسه صفرا باعث دفع صفرا مي شود كه از بروز كيسه هاي صفرا جلوگيري مي كند.
وي با اشاره به روش مناسب نگهداري زيتون خاطرنشان كرد: زيتون بايد به صورت شور و در مايع زيتون نگهداري شود پس از اولين مصرف زيتون بايد در ظروف شيشه اي و در محيط خنك و مرطوب نگهداري شود و قبل از مصرف به علت شوري در آب قرار بگيرد.
دكتر رحماني تصريح كرد: فوايد زيتون متوجه تركيبات آن است كه از مهمترين تركيبات زيتون، روغن آن مي باشد كه براي رشد و سلامتي تمامي سلول هاي مغز و اعصاب بسيار ضروري است.

برگرفته از : http://www.7sib.ir


برچسب‌ها: زیتون, میوه, دیابت, بیماری, olive
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۲ساعت 22:25  توسط رضا بنابی  | 

وضعیت بحرانی زیتون

آمارهای سازمان جهاد کشاورزی نشان می دهد گیلان به لحاظ سطح کشت زیتون رتبه چهارم و به لحاظ تولید محصول نیز پس از زنجان و قزوین رتبه سوم را در بین ۲۶ استان زیتون خیز کشوردارد اما متأسفانه چند سالی است که آفت مگس زیتون در برخی از استان های زیتون خیز به ویژه گیلان شیوع پیدا کرد و باعث از بین رفتن بخش عمده ای از این محصول شده است.
براساس اعلام جهاد کشاورزی گیلان ، اگرچه امسال ، سال آور زیتون در گیلان بود اما کاهش دمای هوا در زمان باردهی و نبود مدیریت صحیح باغ ، سبب افزایش جمعیت مگس زیتون ، هجوم این آفت به نیمی از باغ های زیتون و در نتیجه از بین رفتن ۳۵ درصد محصول شده است.
سعید قنادآموز معاون پژوهشی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی گیلان که از سال۸۳ تاکنون تحقیقات زیادی روی آفت مگس زیتون انجام داد در گفتگو با خبرنگار با بیان اینکه آفت مگس زیتون آفتی وارداتی است گفت: این آفت اولین بار در سال۸۳ از طریق زیتون هایی که از برخی کشورهای عربی وارد کشور شده بود به باغ های استان های زیتون خیز از جمله گیلان راه یافت و حدود ۸۰ درصد محصول آن سال را از بین برد اما در همان سال های اول با اقدامات وزارت جهاد کشاورزی تا حدود زیادی کنترل شد.
وی با بیان اینکه آفت مگس زیتون در هوای گرم و خشک و دمای بیش از ۳۳ درجه شانس کمتری برای زنده ماندن دارد گفت: متاسفانه این آفت امسال در زمان باردهی زیتون های رودبار ، به علت کاهش دمای هوا و بارندگی ، فرصت بهتری برای رشد و تکثیر یافت و به سرعت در باغ های زیتون این شهرستان گسترش یافت.
سعید قنادآموز با بیان اینکه مگس زیتون ، درون میوه در حال رشد تخم‌ گذاری کرده و پس از یک هفته تبدیل به لارو می شود گفت: لاروها در ۱۵ تا ۲۰ روز از بافت میوه تغدیه می کنند تا تبدیل به شفیره شوند و ۵ تا ۷ روز طول می کشد تا مگس ها از داخل آن بیرون بیایند.
این گیاه پزشک افزود: آفت مگس زیتون علاوه بر تغذیه بخش عمده ای از زیتون با سوراخ هایی که در آن ایجاد می کنند ، زمینه های ورود قارچ ها و باکتری ها به درون میوه زیتون را فراهم کرده و سبب له شدگی و پوسیدگی باقیمانده میوه و ریختن آن پای درخت می شود.
به گفته وی چرخه زندگی این مگس از اواسط تابستان تا اواخر آبان – زمان باردهی تا برداشت زیتون – ۳ تا ۵ بار تکرار می شود.
سعید قناد آموز با بیان اینکه مگس زیتون پس از پایان فصل برداشت غیر فعال شده و لابه لای شاخه های درختان زمستان گذارانی می کند گفت: لاروهای این مگس از طریق میوه هایی که پای درخت افتاده به خاک راه یافته و در تابستان سال آینده وارد مرحله جدیدی از رشد و تکثیر می شوند از این رو هرس ، جمع آوری بقایای زیتون های آفت زده و شخم زدن پای درختان پس از برداشت تا حدود زیادی از گسترش این آفت در سال آینده جلوگیری می کند.
معاون پژوهشی مرکزتحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی گیلان استفاده از کارت زرد چسبنده ، نصب تله های فرمون جنسی برای جذب مگس ها هنگام جفت گیری ، نصب تله های پروتئینی سمی به عنوان طعمه ، سمپاشی موضعی ، گردپاشی و محلول های دورکننده حشرات را هم از مهم ترین راهکارهای کاهش خسارت ، هنگام هجوم مگس زیتون به باغ ها برشمرد.
معاون بهبود تولیدات گیاهی جهاد کشاورزی گیلان هم می گوید: براساس پیش بینی ها امسال که جزو سال های آور زیتون بود باید بیش از ۱۷ هزار تن محصول برداشت می شد اما برآوردهای اولیه نشان می دهد این میزان به علت هجوم آفت مگس زیتون ۱۳ هزار و ۶۰۰ تن معادل محصول سال های نیاور کاهش یافته است.
ایرج بنیادی با بیان اینکه سالانه ۶۰ درصد از محصول زیتون در اوایل شهریور به صورت نارس و سبز برای تهیه کنسرو برداشت می شود گفت: باغداران رودباری بقیه محصول خود را کمی دیرتر و برای مصارف روغن کشی و دیگر فرآورده ها و محصولاتی جانبی زیتون از درختان می چینند.
وی با بیان اینکه مگس زیتون تا پایان برداشت ، بخش عمده ای از میوه زیتون را می خورد گفت: امسال برای کاهش خسارت های ناشی از این آفت از باغدارن خواستیم ۸۰ درصد از زیتون امسال معادل بیش از ۱۰ هزار تن را زودتر از موعد و برای تولید کنسرو برداشت کنند.
معاون بهبود تولیدات گیاهی جهادکشاورزی گیلان می گوید: با وجود کاهش ۲۰ درصدی مواد اولیه روغن زیتون ، ۶ کارخانه روغن کشی استان باید برای تهیه مواد اولیه خود به فکر واردات زیتون هایی باشند که با توجه به تجربه سال های نه چندان دور ، بعید نیست میزبان آفتهایی از این دست باشند.
ایرج بنیادی می افزاید: مسئولان استانی برای کنترل آفت مگس زیتون عزم جدی دارند و اگرچه استاندار گیلان هفته گذشته ۵۰۰ میلیون تومان اعتبار برای مقابله با این آفت اختصاص دادند اما این اعتبار کافی نیست و برای کنترل این آفت ، دست کم به ۳ میلیارد تومان اعتبار نیاز است که امیدواریم در رایزنی با وزارت جهاد کشاورزی ، اعتبارات مورد نیاز را دریافت و در قالب تسهیلات در اختیار باغدارانی که باغ هایشان در معرض آفت مگس زیتون است ، قرار دهیم.
وی با بیان اینکه از هفته آخر آذر ، طرح مبارزه با آفت مگس زیتون را در رودبارآغاز کردیم ، گفت: مشارکت باغداران برای سرعت گرفتن کار الزامی است.
مدیر حفظ نباتات جهاد کشاورزی گیلان هم با تایید صحبت های معاون بهبود تولیدات گیاهی سازمان جهاد کشاورزی ، نبود مشارکت کافی باغداران برای کنترل این آفت را مهم ترین علت جولان مگس زیتون در باغ های رودبار می داند.
محمد ابراهیم محمدی گفت: بیشترین خسارت ها مربوط به ۲ هزار هکتار از باغ های شهر رودبار و مناطق پایین سد سفیدرود است که هوای آن نسبت به باغ های بالادست سردتر بود و باغداران آن مدیریت کمتری بر باغ های خود داشته اند.
وی افزود: سازمان جهادکشاورزی گیلان از سال۸۳ تاکنون سالانه بطور میانگین۱۲۰میلیون تومان برای مقابله با این آفت هزینه کرد و این اعتبار صرف نصب و توزیع بنر و بروشور ، انواع تله ها ، آفت کش ها و همچنین برگزاری دوره های آموزشی شده است.
مدیرحفظ نبابات جهاد کشاورزی گیلان از ایجاد ۱۷ ایستگاه نمونه برداری زیتون برای رصد این آفت در مناطق مختلف شهرستان رودبار خبر داد و گفت: گزارش کارشناسان این ایستگاه ها در جلسه های کمیته گیاه پزشکی بررسی شد و بر این اساس برای کنترل آفت برنامه ریزی و تصمیم گیری می شود.
فرماندار رودبار که شهرستانش تنها تولیدکننده زیتون در استان است می گوید: براساس دستور استاندار ، فرمانداری رودبار همکاری خود را با سازمان جهاد کشاورزی گیلان برای اجرای طرح مقابله با آفت مگس زیتون آغاز کرد.
غلام حسین رجبی با بیان آن که تاکنون ۶۰ میلیون تومان از ۵۰۰ میلیون تومانی که استانداری برای مقابله با این آفت اختصاص داده جذب شده است گفت: این اعتبار برای چاپ و تکثیر ۲ هزار بروشور ، ۵۰ پوستر ، ۱۶۲ بنر و همچنین خرید انواع تله ، سموم و چسب های جذب کننده آفت مگس زیتون هزینه خواهد شد.
وی می گوید: در نظر داریم توزیع سموم و تله های آفت مگس زیتون را در مدت ۲۰ روز آینده به پایان برسانیم.
فرماندار رودبار با بیان اینکه در گام اول برای اجرای این طرح ، باغ های زیتون رودبار به ۱۰ منطقه تقسیم شده است گفت: از ابتدای هفته هر روز ۱۰ گروه ۳ نفره از کارشناسان جهاد کشاورزی برای بررسی وسعت باغ ها ، تعداد درختان و تخمین امکانات مورد نیاز برای مقابله با این آفت به باغ های منطقه سرکشی می کنند.
غلام حسین رجبی با اعلام اینکه فرمانداری به عنوان دستگاه ناظر موظف است گزارش عملکرد جهاد کشاورزی را روزانه از دهیاران و شوراهای اسلامی شهر و روستای شهرستان رودبار دریافت کند گفت: در این مدت دهیاران و شوراهای اسلامی در مساجد اقدامات کنترل کننده آفت مگس زیتون از جمله جمع آوری ، شخم زدن و هرس باغ ها را برای باغدارن تشریح می کنند.
گفتگوی خبرنگارما با باغداران مناطق پایین سد و اطراف شهر رودبار که بیشتر درگیر این آفت بودند حاکی از این است که ۹۵ درصدآنها هیچ محصولی از باغ خود برداشت نکرده اند.
این باغداران با بیان اینکه در سال های گذشته به علت هزینه بر بودن شخم زدن ، هرس و جمع آوری میوه نتوانسته اند اقدامات پیشگیرانه و کنترل کننده آفت مگس زیتون را در باغ های خود انجام دهند از مسئولان خواست پرداخت تسهیلات برای مقابله با این آفت بودند.
عده ای از این باغداران از امکانات کم از جمله توزیع کم کارت زرد چسبنده ، گلایه داشته و معتقد بودند جهاد کشاورزی باید به دنبال راهکار مناسب تری برای مقابله با این آفت باشد چرا که اگر حتی یک باغ به آفت مگس زیتون آلوده باشد به تدریج به تمامی باغ های منطقه انتقال خواهد یافت.
اما باغدارانی که در مناطق بالادست از جمله لوشان که محصولشان از آفت مگس خسارت کمتری دیده اگرچه شرایط مساعد آب و هوایی را ناجی باغ های خود می دانستند ، اما معتقد بودند پارسال ، هرس و شخم زدن پای درختان درکاهش جمعیت مگس زیتون بی تاثیر نبوده است.
مقابله با آفات زیتون هرچند کاری نیست که بدون عزم جدی مسئولان امکان پذیر باشد اما در این میان همت خود باغداران در همراهی و همکاری با مسئولان جهاد کشاورزی در کاهش یا نابودی این حشرات موذی بی نتیجه نخواهد بود امری که اگر محقق شود باغ های زیتون رودبار نفسی تازه خواهند کرد.

رشت / واحد مرکزی خبر / اقتصادی

برگرفته از : http://loshan.ir


برچسب‌ها: زیتون, میوه, بحران, بیماری, olive
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۲ساعت 22:24  توسط رضا بنابی  | 

تاثیر روغن زیتون در بیماری ها

زیتون سبز و سیاه

روغن زیتون و سرطان:

سرطان یکی از علل عمده مرگ و میر در کشورهای توسعه یافته است. انواع سرطان رابطه نزدیکی با رژیم غذایی دارد. در سرطان‌های روده‌ بزرگ و راست روده و پستان کاملاً مشخص شده که نوع چربی مصرف شده، یکی از عوامل مهم در ایجاد این سرطان‌هاست و مقدار چربی تأثیر چندانی در بروز آنها ندارد.

مطالعات نشان داده که روغن ‌زیتون میزان آسیب‌های سرطانی را کاهش داده و تعداد تومورهای توسعه یافته را به شکل آشکاری ‌کاهش می دهد و این تومورها تهاجم کمتر و درمان پذیری بیشتری دارند. این اثر مربوط به وجود اسید لینولئیک است که یک اسید چرب امگا 6 می‌ باشد. این اسید چرب در تولید پروستاگلاندین‌هایی موثر است که از ایجاد و توسعه تومورها جلوگیری می کنند.

اکسیداسیون درون سلولی، عامل مهمی در ایجاد سرطان است و مواد آنتی اکسیدان موجود در روغن زیتون، مقاومت سلول‌ها را در برابر اکسیداسیون و سرطان افزایش می‌ دهد.

روغن زیتون و فشار خون:

فشارخون بالا زمانی تعریف می ‌شود که میزان فشار خون به طور دائم بالاتر از 90/140 میلی ‌متر جیوه باشد. مصرف روغن زیتون به صورت منظم، هر دو فشار خون سیستولی و دیاستولی را کاهش می‌ دهد و مقدار دوز داروهای لازم برای کاهش فشارخون را در بیماران کم می‌ کند.

روغن زیتون و بیماری‌های قلبی:

سخت شدگی دیواره‌ رگ‌های خونی در اثر تجمع کلسترول، با شیوه زندگی ارتباط مستقیم دارد. شیوه زندگی مجموعه‌ای از عادات فردی و میزان فعالیت بدنی و نوع رژیم غذایی است. پایین‌ترین میزان مرگ و میر از بیماری‌های قلبی و عروقی در کشورهایی وجود دارد که از روغن زیتون به عنوان تنها منبع چربی در رژیم غذایی خود استفاده می‌ کنند. روغن زیتون به علت داشتن اسیدهای چرب غیراشباع می ‌تواند میزان کلسترول خوب (HDL) را افزایش و کلسترول بد (LDL) را کاهش دهد و به این ترتیب از رسوب کلسترول در رگ‌ها و سخت شدگی عروق جلوگیری می ‌کند.

روغن زیتون و التهاب روماتیسمی:

التهاب روماتیسمی از بیماری‌های عفونی مزمن است که در مفاصل ایجاد می‌ شود. عوامل عفونی، ژن‌ها، هورمون‌ها و رژیم غذایی در بروز آن نقش دارند. مصرف منظم روغن زیتون باعث تسکین علائم این بیماری می ‌شود. افرادی که میزان کمی روغن زیتون مصرف می ‌کنند، 5/2 برابر افرادی که رژیم غذایی سرشار از این روغن را دارند به التهابات روماتیسمی مبتلا می ‌شوند. مکانیسم این عمل هنوز مشخص نشده است، ولی این اثر احتمالاً به آنتی اکسیدان‌های موجود در روغن زیتون مربوط می ‌شود.

روغن زیتون و دستگاه گوارش:

روغن زیتون، صفرا بر است و باعث تخلیه کیسه صفرا می‌ شود، به این ترتیب که انقباض کیسه صفرا و تولید نمک‌های صفراوی را در کبد تحریک کرده و در نتیجه دفع کلسترول را از طریق صفرا افزایش می‌ دهد و از ایجاد سنگ‌های صفراوی جلوگیری می ‌کند.

روغن زیتون به علت داشتن سیتواسترول‌ها مانع جذب کلسترول در روده کوچک می‌ شود و جذب عناصر معدنی مثل کلسیم، منیزیم و آهن را افزایش می‌‌ دهد.

روغن زیتون ملین است و از یبوست جلوگیری می‌ کند همچنین این روغن، انگل‌ها و کرم‌های روده را از بین می ‌برد.

روغن زیتون و احساس درد:

ماده‌ای به نام اوله آکانتال در روغن زیتون وجود دارد که اثری مشابه قرص‌های مسکن مانند ایبوپروفن در کاهش درد دارد.

آنزیم‌ مخصوصی در بدن وجود دارد که سبب آغاز درد می ‌شود و ماده اوله آکانتال جلوی فعالیت این آنزیم را می ‌گیرد، در نتیجه فرآیند احساس درد متوقف می‌ شود. با مصرف روزانه 50 گرم روغن زیتون، حدود 9 میلی ‌گرم اوله آکانتال به بدن می ‌رسد، این مقدار یک دهم میزان داروی ایبوپروفنی است که برای کاهش درد یک فرد بزرگسال تجویز می‌ شود.

روغن زیتون و چاقی:

در کشورهای غربی، چاقی مشکل بزرگ سلامت مردم است، زیرا میزان کالری دریافتی از طریق غذاهای مختلف افزایش یافته، ولی میزان فعالیت روز به روز کاهش می ‌یابد، در نتیجه چاقی اتفاق می ‌افتد.

روغن زیتون مانند سایر چربی‌ها، 9 کیلو کالری انرژی دارد و به نظر می‌ رسد که مصرف آن باعث چاقی می ‌شود. ولی ثابت شده رژیم غذایی غنی از روغن زیتون بیشتر از غذاهای کم چرب به کاهش وزن کمک می‌ کند. در واقع آنچه در بروز چاقی مؤثر است، نوع چربی مصرف شده است، نه مقدار چربی موجود در غذا.

از طرفی روغن زیتون کشش ماهیچه‌های حلقوی را در پایین معده کاهش می‌ دهد و در حرکت توده غذا به سمت روده تأخیر ایجاد می‌ کند، در نتیجه محتویات معده به آهستگی و به تدریج وارد دوازده می ‌شود و احساس سیری مدت بیشتری طول می ‌کشد و با کاهش اشتها فرد می‌ تواند غذای کمتری مصرف کند.

روغن زیتون و تغذیه نوزاد:

رشد نوزادانی که مادران آنها روغن زیتون مصرف می ‌کنند، از نظر قد و وزن و رفتارهای روان شناختی بهتر است. همچنین نوزاد برای جلوگیری از اکسیداسیون مواد در اثر ورود اکسیژن هوا، به ویتامین E نیاز دارد. اگر چه میزان این ویتامین در روغن زیتون زیاد نیست، ولی برای جلوگیری از اثرات اکسیداسیون کافی است.

این ویتامین در مدت شیردهی در پستان‌ها تغلیظ می‌ شود و مادر باید ذخیره کافی از آن را در بدن خود داشته باشد تا مقدار مورد نیاز این ویتامین برای نوزاد در شیر ترشح شود.

مصرف میزان کافی ویتامین E در نوزادان دارای نارسایی لوزالمعده و کلیه ضروری است. به علاوه روغن زیتون، اسیدهای چرب مورد نیاز برای رشد نوزاد را فراهم می‌ کند و نسبت اسید لینولئیک به اسید لینولنیک آن مشابه شیر مادر است.

مصرف روغن زیتون در سنین رشد، سبب بهبود حافظه و بالا رفتن قدرت یادگیری در کودکان می ‌شود.

روغن زیتون و پیری:

بسیاری از بیماری‌های دوران پیری مثل پوکی استخوان و آلزایمر تحت تأثیر رژیم غذایی قرار دارند.

روغن زیتون با کمک به جذب کلسیم، باعث رسوب آن در استخوان‌ها شده و از پوکی استخوان جلوگیری می‌ کند.

روغن زیتون از بروز فراموشی و آلزایمر در افراد مسن جلوگیری می‌ کند، ولی مکانیسم عمل آن ناشناخته است. به نظر می ‌رسد اسیدهای چرب غیراشباع موجود در روغن زیتون می‌ تواند باعث حفظ ساختار غشای سلول‌های مغزی شوند.

فرآیند پیر شدن در انسان با آسیب‌ تدریجی و تغییر ساختمان پوست همراه است. تغییرات پوست مثل ضخیم شدن و از دست دادن قابلیت ارتجاعی لایه‌های پوست، به علت تجمع کلاژن باعث می‌ شود که پوست در برابر عوامل خارجی مثل تشعشات خورشیدی که رادیکال‌های آزاد را ایجاد می‌ کنند حساس شده و روند پیری تسریع شود. مواد آنتی اکسیدان خصوصاً ویتامین E موجود در روغن زیتون از ایجاد رادیکال‌های آزاد و فرآیند اکسیداسیون در سلول‌های پوستی و ایجاد سرطان‌های پوست جلوگیری می‌ کند و کمک می ‌کند تا سلول‌های پوست انعطاف‌ پذیری خود را حفظ کرده و عوارض پیری دیرتر ظاهر شود.

روغن زیتون و پوست:

ویتامین E موجود در روغن زیتون برای حفظ سلامت و زیبایی پوست و مو ضروری است. مصرف مداوم آن، پوست را شاداب نگه می ‌دارد. ماساژ پوست با روغن زیتون، تعریق را کاهش داده و مژه و ابرو را تقویت می ‌کند. کمپرس پوست با روغن زیتون در موارد آفتاب‌ زدگی و سرمازدگی ، گزش مار و عقرب و نیش حشرات باعث التیام آن می‌ شود. همچنین سوزش و درد ناشی از سوختگی را تسکین داده و از بروز تاول جلوگیری می ‌کند.

برای برطرف کردن خشکی و ترک پوست می ‌توان از مخلوط روغن زیتون با گلیسیرین به نسبت مساوی استفاده کرد.

آزاده اسدی دهخوارقانی- کارشناس تغذیه

*مطالب مرتبط:

تهیه و مصرف روغن زیتون

زیتون در قرآن

زیتون، شادابى بخش پوست

کشف خاصیت "مسکن" در روغن زیتون

اكثر روغن‌های زیتون تقلبی است

انواع تقلب در شیر و روغن

رژیم مدیترانه ای چیست؟

برگرفته از : http://www.tebyan.net


برچسب‌ها: زیتون, میوه, پزشکی, بیماری, olive
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۲ساعت 22:21  توسط رضا بنابی  | 

پژمردگي و رتيسسليومي زيتون

پژمردگی ورتیسیلیومی یكی از مهمترین بیماری های زیتون است. این بیماری زیتون های تجاری كشت
شده در باغها و همینطور زیتون هایی كه در فضای سبز به كار رفته اند، حمله می كند. بیماری های مولد غده،بیماریهای مولد زخم و سایر پوسیدگی های ریشه ای كه باعث آسیب رسیدن به ریشه می گردند، ورود ورتیسیلیوم را به گیاه، در خاكهای آلوده، تسهیل می كنند.




شرح بیماری
به عنوان یك قارچ خاكزاد، ورتیسیلیوم ابتدا به سیستم ریشه های زیتون، زمانی كه دمای هوا پایین است، حمله میكند. ( قارچ در دمای بالاتر از ۳۰ درجه رشد نمی كند ). بعد از نفوذ به ریشه ها، قارچ رشد كرده، ازمیان آوندها شروع به حركت می نماید و سرانجام به شاخه ها و سرشاخه ها می رسد. دوره آلودگی از اواخر زمستان شروع شده و تا بهار طول می كشد. با شروع اولین گرمای تابستانه، قارچ غیرفعال می شود ولی متاسفانه تا آن زمان خسارت وارد شده است و درختان علائم بیماری را نشان می دهند. حضور قارچ در بافتهای آوندی باعث كاهش و قطع شدن جریان آب از ریشه به برگ می گردد. علائم پژمردگی ورتیسیلیومی را می توان مستقیما به توكسین هایی كه توسط قارچ تولید می شوند و مانع انتقال آب از ریشه به ساقه می شوند، نسبت داد.
قارچ از فصلی به فصل دیگر درون خاك و احتمالا ریشه های آلوده باقی می ماند. هر دو قارچ عامل بیماری تولید كنیدی هایی می كنند كه عمر کوتاهی دارند. قارچ V. dahliae تولید میكرواسكلروت هم میكند ولی V. albo-atrum میسلیومی با دیواره ضخیم و سیاهرنگ، شبیه به میكرواسكلروت تولید میكند كه البته میكرواسكلروت نیست. مناسب ترین دما برای رشد گونه اول ۲۸- ۲۵ درجه و برای گونه دوم ۲۵- ۲۰ درجه است. قارچ V. dahliae در خاك به صورت میكرواسكلروت تا ۱۵ سال هم باقی میماند. هر دوی آنها می توانند به صورت میسلیوم در میزبان های پایا، اندام های تكثیری یا در بقایای گیاهان زمستان گذرانی كنند.
علائم :
شروع ظهور علائم، در بهار، نزدیك زمان گلدهی است. برگهای تازه به سمت داخل پیچ میخورند و رنگ سبز تیره و جلوه براق خود را از دست می دهند. رنگ آنها خاكستری كدر و قهوه ای می شود. ریزش برگ و میوه های كه بعد از ین صورت می گیرد، بستگی به شدت آلودگی، شدت وزش باد و استرس گرمایی موجود دارد. دستجات گل روی شاخه های آلوده از بین می روند و چسبیده به درخت باقی می مانند. رنگ پوست ممكن است تقریبا آبی رنگ شود. شاخه های تكی و مجزا، بخشهای بزرگی از درخت یا كل تاج درخت ممكن است در طول یك فصل زراعی ازبین برود. با این حال مرگ كل درخت به ندرت دیده شده است.
سیستم آوندی گیاهانی كه آلوده به وریسیلیوم هستند، علامت مشخصی به صورت تغییر رنگ آوندها نشان می دهند. آوندهای آبكش در طول ساقه و ریشه به زنگ قهوه ای یا سبز در می آیند. ولی این علامت در درختان زیتون كمتر دیده شده است. برای مشاهده این علامت شاخه ای از درخت را ببرید و پوست آن را بكنید تا بتوانید تغییر رنگ آوندها را مشاهده كنید. ولی برای اینكه از وجود ورتیسیلیوم مطمئن شوید باید نمونه ها را در آزمایشگاه كشت دهید.
با سرد شدن دوباره هوا، قارچ بار دیگر فعال می شود و رشد وتكثیر را از سر می گیرد. شاخه ها هر سال، در طول دوره های سرد، بارها مورد حمله قرار می گیرند.
كنترل :
هیچ راه مبارزه ای برای درختان آلوده شده وجود ندارد. هرس سرشاخه های آلوده توصیه می شود ولی نمی توان با این روش باعث عقب نشینی قارچ از درون شاخه ها شد. محل اصلی قارچ درون ریشه ها است و از آنجا به سمت شاخه ها پیش روی می كند. استفاده از قارچكش ها هم موثر نیست. حتی تركیبات سیستمیك هم اثر كمی در توقف قارچ ورتیسیلیوم دارند.
پیشگیری بهترین روش مبارزه است ولی همیشه امكان پذیر نیست ببسیاری از گیاهانی كه به عنوان خوراك دام به کار می روند،سبزیجات و گیاهان زینتی به ورتیسیلیوم حساسند. خاكها به آسانی قبل از كشت به ورتیسیلیوم آلوده می شوند. عامل بیماری می تواند تا چندین سال درون خاك زنده بماند و به محض كشت گیاه حساس، در صورت مناسب بودن شرایط آن را آلوده كند. بنا براین بهتر است تا جایی كه ممكن است از كشت در زمین های آلوده، به ویژه زمین هایی كه سبزیجات به مدت طولانی در آنها كشت می شده اند خودداری كنیم.
ضدعفونی خاك با حرارت دادن خاكهای مرطوب به مدت نیم ساعت تا ۷۱ درجه سانتیگراد باعث حذف ورتیسیلیوم از خاك گلخانه ها شده است ولی این روش در باغها عملی نیست.
آفتاب دهی (Soil Solarization) روشی موثر برای كاهش شیوع پژمردگی ورتیسیلیومی در بسیاری از باغها و زیتون های كشت شده در فضای سبز می باشد. قبل از كشت در محلی كه به وجود بیماری در آن شك دارید، آن را آبیاری كنید و عمیقا شخم بزنید . بعد از آن خاك را با یك پلاستیك شفاف به قطر ۴ تا ۶ میلیمتر به مدت ۸- ۶ هفته و یا اگر امكان دارد، بیش از این مدت، بپوشانید. لبه های پلاستیك را با خاك محكم كنید و روی چند نقطه از پلاستیك خاك بریزید تا مانع از حركت پلاستیك موقع وزش باد شود. محلی كه برای آفتاب دهی انتخاب می كنید باید كاملا در معرض نور خورشید باشد تا اشعه های خورشید بتواند ۳۰ ساتنیمتر اول خاك را گرم و ضدعفونی كند.
آفتاب دهی با موفقیت نسبی در باغهای زیتون مورد استفاده قرار گرفته است. قبل از استقرار پلاستیك ها علفهای هرز پای درختان را ازبین ببرید، شاخه های آلوده را قطع كنید و خاك را آبیاری كنید. پلاستیك ها باید با فاصله چندین سانتیمتر از محدوده سایه انداز درخت روی خاك قرار داده شوند. اگرچه دمای خاك در طول دوره های آفتابی كنترل بسیار بالا می رود، ولی درختان هیچ علائمی مبنی بر ناسازگاری نشان ندادند. طی آزمایشات انجام شده مقدار ورتیسیلیوم خاك با این روش كاهش پیدا كرد و جمعیت میكروارگانیسم های مفید خاك به طور معنی داری افزایش یافت. درخت بعد از آن به خوبی رشد كرد و دوباره كمتر به ورتیسیلیوم آلوده شد. ولی متاسفانه آلودگی های قبلی درخت هنوز وجود داشتند.
تدخین خاك (Soil Fumigation) روش دیگری است كه می توان انجام داد و البته اگرچه می توان با روش های تدخینی زمین را قبل از كشت ضدعفونی كرد ولی بهتر است از كشت در زمین آلوده خودداری كنیم زیرا تدخین روشی پرهزینه است و به ندرت باعث كنترل ۱۰۰% می شود و مصرف برخی از مواد تدخینی موثر مثل متیل بروماید، به خاطر آسیب هایی كه محیط زیست می زنند به تدریج منسوخ شده. انتخاب دقیق زمین و استفاده از نهال های سالم می تواند جلوی بسیاری از روش های پر هزینه را بگیرد.
مخلوط كلروپیكرین/ متیل بروماید و سم متام سدیم بیشترین سموم استفاده شده علیه ورتیسیلیوم برای تدخین خاك هستند.
راه دیگر مبارزه استفاده از ارقام مقاوم است. واریته Ascalano اگرچه یك واریته مقاوم نیست ولی متحمل محسوب می شود.
بسیاری از گیاهان زراعی نظیر پنبه ( كه یك میزبان مطلوب است و اینوكولوم قارچ در مزارع پنبه به سرعت افزایش می یابد ) ، خانواده كدوئیان، فلفل، پسته، هسته داران، گوجه فرنگی و گیاهان زینتی مثل پیچ امین الدوله، یاس بنفش، ماگنولیا، درخت پر، درخت لاله و درختانی مثل افرا، نارون، اقاقیا، زبان گنجشك، درخت عرعر، سنجد و انجیر به ورتیسیلیوم حساسند.
از گیاهان مقاوم می توان بسیاری از بازدانگان مثل سرو، ژنكیو، نراد، سروكوهی، نوئل، سرخدار، تمام تك لپه ای ها مثل خرما، برخی از دولپه ای ها ( سیب، گلابی، به، زالزالك، شاه بلوط، بلوط، مركبات، توت، گردو، چنار، تبریزی، نمدار، بید ) را نام برد.

برگرفته از : http://www.njavan.com


برچسب‌ها: زیتون, میوه, درخت, بیماری, olive
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۲ساعت 22:12  توسط رضا بنابی  | 

معرفی سپردار بنفش زیتون



 



سپردار بنفش زیتون
Parlatoria oleae

این حشره اگرچه برای اولین بار از روی درختان زیتون جمع‌آوری شده است ولی به عده زیادی از درختان میوه دانه‌دار، هسته‌دار، گیاهان زینتی و جنگلی حمله می‌نماید. این سپردار روی برگ، شاخه، تنه و میوه زندگی می‌کند و در محلی که خرطوم خود را در بافت گیاه فرو می‌نماید، کلروفیل گیاه میزبان از بین رفته و به جای آن لکه گرد و قرمز ارغوانی رنگی به وجود می‌آید. در روی تنه و سرشاخه محل تجمع شپشک‌ها، لکه‌های قهوه‌ای رنگ مشاهده می‌شود که تصور می‌رود یک نوع بیماری فیزیولوژیک باشد. این وضعیت روی میوه‌های مختلف نیز مشاهده می‌شود و اغلب ممکن است با علائم بیماریهای گیاهی خاص اشتباه شود. حمله و تغذیه این شپشک باعث ضعف درختان میوه و آماده شدن آنها برای حمله سوسکهای پوستخوار و سایر آفات درجه دوم می‌شود.

زیست‌شناسی و مشخصات

در نقاط معتدل سرد زمستان را به صورت پوره سن دو و در نواحی گرمتر به صورت حشرات کامل نابالغ در روی شاخه‌ها و تنه درختان به سر می‌برد. حشرات ماده به رنگ بنفش تیره، فاقد بال، پا و شاخک می‌باشند. بدن حشره را پولک خاکستری رنگی پوشانده است و جلد لاروی به رنگ قرمز در کنار سپر قرار دارد. حشرات ماده در اواخر فروردین ماه و اوایل اردیبهشت ماه شروع به تخم‌ریزی می‌کنند. دوره نشو و نمای جنینی حدود 20 روز می‌باشد. پس از آن پورهایی به رنگ ارغوانی روشن از تخم خارج می‌شوند که دارای شش پا و یک جفت شاخک مودار می‌باشند. سطح بدن نیز از موهای پراکنده پوشیده است. پوره‌ها به آسانی بوسیله باد منتقل می‌شوند. دوره زندگی بسته به شرایط فصل در حود 30 تا 50 روز است و 2 تا 3 نسل در سال دارد.

کنترل:

کفشدوزکهای شکارگر Coccinelidae:Coleoptera
Chilocorus bipustulatus-1
Exochomus quadripustulatus-2

زنبورهای پارازیتوئید Aphelinidae:Hymenoptera
Fiscus testaceus-1
Aphytis proclia-2
Aphytis mytilaspidis-3
Aphytis chrysomphali var. mazandranica-4
Aphytis maculicornis-5

کنترل شیمیایی:
مبارزه شیمیایی باید زمانی باشد که شپشک در مرحله Crawler باشد و 75% پوره‌های از زیر سپر خارج شده باشند.
آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% به نسبت 2 در هزار
اتیون EC47% به نسبت 1/5 درهزار
اتریمفوس(اکامت) EC50% به نسبت 1در هزار
کلرپیریفوس(دورسبان) EC40.8%به نسبت 1/5- 1 درهزار
روغن امولسیون شونده O 80% به نسبت 0.5 درصد

مبارزه زمستانه:
این مبارزه اغلب در مورد گونه‌هایی عمل می‌شود که حشره به صورت پوره و یا حشره کامل می‌باشد. این روش در مورد شپشکهای زیر خانواده Lecaninae که دارای بدن بدون محافظ می‌باشند خیلی مؤثر است (مانند شپشک سیاه زیتون). سم‌پاشی زمستانه اواخر زمستان به صورت روغن‌پاشی سموم روغنی (Volk) پس از سپری شدن اوج سرمای زمستان و قبل از بیداری درختان انجام می‌شود (روغن‌های زمستانه دارای هیدروکربن اشباع کمتری هستند).
مبارزه شیمیایی با شپشک های مرکبات:
فرمول سم حاوی: مالاتیون امولسیون 60%
اتیون امولسیون 47% 200 سی سی
دیتان یا زینب 200 سی سی
تریون یا تترادیفون 200 سی سی
روغن ولک یا سیترول 1 لیتر
2 نوبت سمپاشی در طول سال :
1- اوایل تابستان ( بعد از گلدهی و شروع رشد میوه)
2- اواخر تابستان (اواخر شهریور ماه)
منبع: حشرات از منظر گیاهپزشکی

برگرفته از : http://www.njavan.com


برچسب‌ها: زیتون, میوه, درخت, بیماری, olive
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۲ساعت 22:10  توسط رضا بنابی  | 

بیماریهای درختان زیتون

بیماریهای درختان زیتون


زیتون ( olea europaea oleaceae) درختی است با عمر طولانی، نیمه گرمسیری، همیشه سبز و بومی مدیترانه.


● بیماری های درختان زیتون
زیتون ( olea europaea oleaceae) درختی است با عمر طولانی، نیمه گرمسیری، همیشه سبز و بومی مدیترانه. عمر برخی از آنها تا ۱۰۰۰ سال هم می رسد. ارزش زیتون به خاطر میوه و روغن آن است. كشورهای حاشیه مدیترانه دارای ۹۵% از كل سطح زیر كشت زیتون دنیا می باشند. ۹۰% زیتون های تولید شده برای تهیه روغن به كار میرود.
اسپانیا برگترین تولیدكننده روغن زیتون جهان است ( ۲۳% ). بعد از آن تركیه (۱۲% ) ،امریكا (۱۱.۴%) ، مراكش (۸.۵%) ، سوریه (۷.۵%) و یونان (۷.۳%).
درخت زیتون قادر است خود را با شرایط محیطی مختلف وفق دهد. این درخت احتیاج به اقلیم های ملایم با تابستان های نه چندان گرم و زمستان های سرد دارد. اگر چه زیتون برای باردهی مناسب به سرما احتیاج دارد ، ولی اگر دما به كمتر از ۱۰- درجه سانتیگراد برسد آسیب می بیند. زیتون به عنوان یك گونه گیاهی مقاوم به خشكی شناخته می شود و می تواند استرس های آبی را تحمل كند. حداقل آب مورد نیاز زیتون در سال ۲۰۰۰ متر مكعب در هكتار است. بیشتر این آب ، در طول دوره گلدهی و تشكیل دانه در اواخر بهار و بعد در تابستان كه اندازه میوه ها افزایش پیدا می كند، مورد نیاز است. زیتون میتواند در خاكهای فقیر و خاكهای صخره ای حاشیه تپه ها هم رشد كند ولی بهترین زیتون ها از درختانی به عمل می آید كه در خاكهای عمیق كشت شده اند. زیتون خاكهای شور و قلیایی و خاكهایی كه آهك زیادی دارند را هم تحمل می كند.
سیستم ریشه ای زیتون سطحی است و قادر به تحمل خاكهای غرقاب شده نیست و حتی در خاكهای عمیق هم فقط ۹۰ تا ۱۲۰ سانتیمتر در خاك نفوذ می كند. بخش های هوائی درخت دارای شاخه های اصلی مجتمع و متراكم، میانگره های كوتاه و برگهای متراكم است كه اگر با هرس راه باریكی در شاخه ها باز نكنیم، مانع از رسیدن نور به مركز درخت می شوند.
كنار هر برگ در زیتون جوانه های گل دهنده وجود دارند. این جوانه ها در فصل جاری به وجود می آیندو در فصل رشد بعدی جوانه می زنند. هر گل آذین شامل ۱۵ تا ۳۰ گل است كه این تعداد به نوع كلتیوار و شرایط زراعی آن سال بستگی دارد. اگر در كنار همه برگها یك گل آذین بوجود بیاید، هر سر شاخه پتانسیل تولید چند صد گل را خواهد داشت.ولی تنها پنج درصد از این گلها به میوه تبدیل می شوند.
زیتون توسط باد گرده افشانی می شود. در نتیجه گلدهی در شرایط بارندگی، دما ی بالا و بادهای خشك منجر به آسیب دیدن فرایند تشكیل میوه می گردد. بیشتر كلتیوار های زیتون در حالت تك كشتی (monoculturing) هم تولید میوه می كنند ولی محصول آنها در شرایط cross_pollination بهتراست. برداشت زیتون درپاییز یا زمستان صورت می گیرد.
سطح زیر كشت زیتون در ایران حدود ۶۷ هزار هكتار است كه از هر هكتار باغ آبی ( ۱۰ سال به بالا ) به طور متوسط ۵ تن محصول برداشت می شود و در باغهایی كه مدیریت مناسبی دارند تا ۱۰ تن هم زیتون قابل برداشت است. زیتون با توجه به شرایط محیطی و نوع كلتیوار بعد از ۵ تا ۸ سال به بار می نشیند و گیاهی است كاملا صنعتی . ۲۰% از محصول زیتون كشور برای تهیه كنسرو و بقیه برای تولید روغن استفاده می شود.

● بیماری های زیتون :
۱ ) گره زیتون : olive knot

▪ عامل بیماری :
pseudomonas syringae p.v savastanoi
▪ رده بندی عامل بیماری : bacteria , gracilicutes , pseudomonadales , pseudomonadaceae
در برخی منابع عامل بیماری pseudomonas savastanoi معرفی شده است.
بیماری ایجاد شده توسط این باکتری در فرانسه به سل زیتون (tuberculosis of olive ) معروف است و علاوه بر زیتون روی درختان زبان گنجشک(ash) نیز ایجاد بیماری می کند( شانکر درختان زبان گنجشک ) .

▪ علائم:
روی درختان گالهایی قابل مشاهده اند که که تقریبا در تمامی بافتها و بخشهای گیاه از جمله دمبرگها (petiole) و پهنک برگ(lamina) هم بوجود می آیند. آلودگی های اولیه باعث ایجاد فرورفتگی هایی می شوند که در اثر متلاشی شدن سلول ها بوجود می آیند. سپس بعد از اینکه درخت در بهار شروع به رشد می کند، تكثیر بافتهای اطراف این فرو رفتگی ها باعث بوجود آمدن گا ل یا گره در این نقاط می گردند. گره ها در اثر هیپرپلازی بافتها در ساقه های جوان، نقاط رشد و قسمتهای قطع شده بوجود می آیند.در واقع تكثیر زیاده از حد سلولهای میزبان در اثر تولید ایندول استیك اسید (iaa) توسط سلولهای باكتری است. بعد از گذشت چند ماه گره ها ظاهری اسفنجی و نامنظم پیدا می كنند و سپس سخت و قهوه ای می شوند. در شاخه های كوچك ، گره ها به ۲ سانتیمتر هم می رسند. این گره ها باعث برگ ریزی و از بین رفتن شاخه های گل دهنده شده و منجر به كاهش محصول می شوند. در ضمن گره ها باعث كاهش اندازه میوه ها و مقدار روغن و نیز از بین رفتن طعم میوه ها می گردند.از میان واریته های كشت شده واریته manzanillo از همه حساس تراست.

▪ اپیدمیولوژی :
باكتر یها با آب باران در كل درخت پخش می شوند( مقدار آلودگی با میزان بارندگی رابطه دارد) و فقط از راه زخم می توانند وارد بافتهای درخت شوند. باكتری ها معمولا از جای افتادن برگها، تركهای ناشی از سرمازدگی، ضربات، هرس، تگرگ و حتی بادهای شدید نفوذ می كنند. جای افتادن برگها بین ۱۰- ۷ روز پس از افتادن آنها حساس است. بنابراین بیشترین خطر متوجه درختانی است كه در طول دوره بارندگی، منافذ زیادی برای ورود باكتری دارند.

▪ كنترل :
كنترل گره زیتون شامل هرس تابستانه برای ازبین بردن اینوكولوم ( گره های روی درخت ) و حفاظت از درخت با باكتری كشهای مسی ، قبل و در طول دوره بارندگی است. ( مس تنها ماده ای است كه برای كنترل گره زیتون ثبت شده است ). تركیبات مسی از آلوده شدن منافذ درخت جلوگیری می كنند ولی باعث ازبین بردن گره ها نمی شوند.
چون تولید آلودگی ارتباطی با سن درخت ندارد، بنابراین مبارزه سالانه را از اولین پاییز بعد از كاشت درخت شروع می كنیم. در ضمن باید توجه داشت كه درختان جوان به شدت به یخبندان حساسند و یخبندان باعث بوجود آمدن تركهای زیادی در پوست آنها می شود كه باكتری از طریق آنها می تواند آلودگی ایجاد كند. بنابراین استفاده از سموم مسی در درختان جوان برای كاهش تكثیر اینوكولوم و جلوگیری از آلودگی های بعدی، بسیار مفید خواهد بود.
باكتری های گره زیتون توسط آب باران از گره های موجود به منافذ منتقل می شوند. بنابراین باید قبل از شروع فصل بارندگی از سموم مسی استفاده كرد. در ضمن این روش بهترین راه مبارزه با لكه طاووسی زیتون نیز هست. آزمایشات نشان داده اند كه یكبار سمپاشی در سال علیه گره زیتون كافی نیست. حداقل دوبار سمپاشی در سال، یكی در پاییز و دیگری در اوایل بهار، مورد نیاز است.
میزان حفاظت تركیبات مسی از درخت، بسیار بستگی به مقدار اینوكولوم موجود در دوران آلودگی دارد. بنابراین بهترین روش این است كه مقدار اینوكولوم را كاهش دهیم. سمپاشی سالیانه با مس در به حداقل رساندن میزان اینوكولوم بسیار موثر است. بنابراین وقتی شرایط محیطی برای شیوع آلودگی مناسب می شود ( مثلا بعد از یخبندان ) اپیدمی بوجود نخواهد آمد. در حالتی كه اینوكولوم باكتری روی درختان زیاد است، میزان محافظت تركیبات مسی حداقل است. پس لازم است هر سال سمپاشی را انجام دهیم.
اگر در زمستان دما زیر ۲۰- درجه برود، پوست درخت آسیب دیده، ترك می خورد .این تركها نقاط ایده آلی برای نفوذ باكتری اند و باید با سموم مسی پوشیده شوند. زمانی كه باكتری در تركهای ناشی از سرمازدگی تكثیر شود، مقدار اینوكولوم به شدت افزایش پیدادخواهد كرد و كنترل بسیار مشكل خواهد شد. پس بعد از یخبندان هم سمپاشی لازم است.
اینكه از چه نوع سم مسی استفاده كنیم، چندان مهم نیست. nordox ، kocide و مخلوط بردو همگی تقریبا به یك میزان باعث كنترل گره زیتون می شوند. مهم استاندارد بودن سم و مناسب بودن زمان سمپاشی است. در ضمن این موضوع برای مبارزه با لكه طاووسی زیتون هم صدق می كند.
روش دوم مبارزه هرس كردن است ولی باید توجه داشت كه هرس كردن وقتی بیشترین تاثیر را دارد كه میزان اینوكولوم در باغ كم باشد. در باغهایی كه به شدت آلوده اند،هرس كردن مناسب به منظور از بین بردن اینوكولوم امكان پذیر نیست. در این حالت تنها روش ممكن، هرس شاخه های اصلی كل درخت یا بخشی از آن است ، به این منظور كه در فصل رشد بعدی شاخه های جدیدی شروع به رشد كنند.

علی رغم آنچه كه به نظر می رسد، پاییز بدترین زمان برای هرس درختان زیتون است. نكات زیر را قبل از هرس كردن در نظر داشته باشید :
▪ حساسیت به یخبندان (freeze sensitivity) :
كنوپی بوجود آمده در تابستان گذشته می تواند شاخه های نازك و كوچك را از دمای بسیار پایین حفاظت كند. انجام هرس برای خلوت كردن كنوپی، این حفاظ را از بین خواهد برد و درختان هرس شده طی یخبندان بعدی بسیار شدیدتر از درختان هرس نشده آسیب خواهند دید و به شدت توسط گره زیتون آلوده خواهند شد كه كنترل آن بسیار مشكل است.

▪ مدیریت اندازه درخت (managing crop size) :
هرس روش بسیار مناسبی برای كنترل اندازه درخت است به ویژه وقتی كه كم كردن حجم درخت مد نظر نیست. بنابراین بهترین كار این است كه تا بهار، تا وقتی كه مقدار رشد جوانه انتهایی قابل اندازه گیری است، صبر كنید. سپس میزان شدت هرس را انتخاب كنید.

▪ گره زیتون :
همانطور كه گفته شد، هرس قبل یا در طول دوره بارندگی باعث ایجاد زخمهایی در درخت می شود كه برای تولید آلودگی مناسبند. باران باكتری ها را در طول درخت جابجا می كند و آلودگی گسترش می یابد.
پس بهتر است هرس را در تابستان انجام دهیم. در ضمن وسایل هرس را باید بعد از هرس هر درخت ضد عفونی كرد.

برگرفته از : http://www.njavan.com


برچسب‌ها: زیتون, میوه, درخت, بیماری, olive
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۲ساعت 22:8  توسط رضا بنابی  |