پزشکی | علوم آزمایشگاهی | میکروبیولوژی | بیوشیمی | علوم پایه پزشکی | کلینیکال پاتولوژی | دامپزشکی
اعمال فيزيولوژيك كبد

كبد بزرگترين وپركارترين غدة بدن است.جگر (كبد ) در زير ديافراگم وسمت راست شكم قراردارد.شيارهايي جگررابه چهار لوب تقسيم مي كندكه لوب راست بزرگترين لوب است.سياهرگ باب خون تيرة معده-روده وطحال ولوزالمعده رابه جگر مي آورد .سه سياهرگ فوق كبدي خون جگر رابه بزرگ سياهرگ زيرين مي ريزند.بهترين اعمال فيزيولوژيك كبد عبارت است از :

1- ترشح صفرا: صفرا چندين نقش دارد: الف) ذرّات بزرگ چربي غذا رابه ذرّات بسيار ريز تبديل ميكند تا بتواند موردحملة ليپاز لوزامعده قرار گيرد.  ب) به انتقال فرآورده هاي   نهايي چربيهاي هضم شده به غشاي مخاطي روده وجذب آنها از طريق اين غشاء كمك ميكند. ج) صفرا به عنوان يك وسيله براي دفع چندين فرآورده زائد مهم از خون عمل ميكند اين مواد به ويژه شامل بيليروبين  حاصل از انهدام هموگلوبين و مقادير زياد كلسترول ساخته شده توسّط سلولهاي كبدي هستند. املاح صفراوي ميسل تشكيل ميدهند و ميسلها  قدرت حمل مواد را دارند. د) صفرا حالت قليايي دارد و باعث خنثي كردن حالت اسيدي شيره معده مي شود . اين كار باعث ميشود تا براي كار آنزيمهاي لوزالمعده كه در گوارش غذا نقش اصلي دارند شرايط مناسب فراهم آيد .

2-عمل مخزني كبد: كبد يك اندام قابل اتساع است لذا مقادير زياد خون ميتواند در رگهاي خوني آن ذخيره شود به طوري كه در موارد زياد بودن حجم خون به عنوان يك مخزن خوني با ارزش عمل ميكند و در مواقع كاهش حجم خون مقداري خون اضافي در اختيار بدن قرارمي دهد.

3-تشكيل لنف دركبد: دركبدمقدارزيادي لنف تشكيل مي شوددرواقع حدوديك دوم لنف تشكيل شده دربدن درشرايط استراحت دركبد توليدمي شود.

4-سيستم ماكروفاژي كبدي: دركبدماكروفاژهاتوليدمي شوند. سلولهاي ماكروفاژي كبدراسلولهاي كوپفر مي گويند.اين سلولهاباعث پاك كردن وتميزكردن خون وباعث تقويت دستگاه ايمني بدن مي شوند.يكي ازكارهاي مهم سلولهاي كوپفرازبين بردن باكتريهاي موجوددرخون است كه اين كارراباروش فاگوستيوزانجام مي دهند.همچنين باعث پاكسازي خون ازسلولهاي مرده وبقاياي بافتي مي شوند وتوليدكننده اينتركولين  Iنيزبوده كه اين ماده بااثربرهيپوتالاموس باعث بروزتب مي شود-ماكروفاژهادرايمني اكتسابي هم دخالت دارند (ايمني همورال وايمني سلّولي )

5-متابوليسم هيدراتهاي كربن كه شامل اين موارداست  الف) ذخيره گيلكوژن ب)تبديل گالاكتوزوفروكتوزبه گلوكز ج) گلوكونئوژنزكبدبه ويژه براي حفظ غلظت گلوكزخون درحدطبيعي اهميت دارد به طوري كه مازادگلوكزراازخون گرفته وذخيره مي كندوسپس هنگامي كه غلظت گلوكزخون شروع به كاهش مي كند گيلكوژن ذخيره شده رابه گلوكزتبديل كرده وآن رابه خون بازمي گرداند.گلوكونئوژنردركبدنيزدرحفظ غلظت گلوكزخون درحد طبيعي دخالت دارد.اين فرايندوقتي غلظت گلوكزخون به زيرحدطبيعي سقوط كندانجام مي شود.درچنين مواردي مقاديرزيادي اسيدهاي آمينه و تري گليسريدها به گلوكزتبديل مي شود تا گلوكز خون به حدطبيعي برسد.

6-متابوليسم چربي: اگرچه متابوليسم چربي مي تواند دراكثرسلولهاي بدن انجام شودبرخي ازجنبه هاي متابوليسم چربي عمدتأ دركبدانجام مي شود .اين مواردعبارتنداز:الف) سرعت زياداكسيداسيون اسيدهاي چربي  براي تامين انرژي ب) سنتزمقاديرزيادكلسترول وفسفوليپيدها ج) توليدليپوپروتئينها د)تبديل مقاديرزيادهيدراتهاي كربن وپروتئينها به چربي براي آزادكردن انرژي ازچربيهاي خنثي ابتداچربي به اسيدهاي چرب وگليسرول تجزيه مي شودآنگاه اسيدهاي چربي به استيل دوكربني تجزيه مي شود كه استيل كوآنزيم Aراتشكيل داده واستيل كوآنزيم Aدرميتوكندري واردچرخه اسيدسيتريك شده واكسيدگرديده ومقدارزيادي انرژي توليدمي شود.حدود80%درصدكلسترول ساخته شده دركبدبه املاح صفراوي تبديل مي شود .فسفوليپيدهاوكلسترول توليد  شده در كبد براي تشكيل غشاهاوساختمانهاي داخل سلولي استفاده مي شود.

7-متابوليسم پروتئينها: شامل اين  فرآيندها مي باشد . الف) دز آميناسون اسيدهاي آمينه ب)تشكيل اوره براي حذف آمونياك از مايعات بدن ج) تشكيل پروتينهاي پلاسما د) ساخت برفي اسيدهاي آمينه به طوري كه اسيدهاي آمينة غير ضروري دركبد توليد مي شود .
قبل از اينكه اسيدهاي آمينه بتوانند براي توليد انرژي مصرف شوند يا قبل از اينكه بتوانندبه هيدراتهاي كربن ياچربيها تبديل شوندبايد دزآمينه شوند .  تشكيل اوره به وسيلةكبد آمونياك را ازمايعات بدن خارج مي كند.اگر كبد نتواند اين عمل را انجام دهد غلظت آمونياك پلاسما به سرعت بالا رودومنجر به اغماي كبدي ومرگ ميشود .

8-ذخيرة ويتامينها: ويتاميني كه با بيشترين مقدار دركبد ذخيره ميشود ويتامين  Aاست . امّا مقاديرزياد ويتامين   Dو B12هم دركبد ذخيره مي شود.

9 – نقش كبد در انعقاد خون: كبدقسمت زيادي از مواد مورد استفاده درانعقاد خون راتوليدمي كنداين مواد عبارتند از فيبرينوژن-پروترومبين-گلوبولين- فاكتورهاي هفت وهشت . براي توليدبرخي ازاين پروتينها    ويتامين  K   لازم است .

10-ذخيرةآهن: به غير از آهن موجود درهموگلوبين خون بيشترين قسمت آهن بدن به شكل فريتين در كبدذخيره مي شود .سلولهاي كبدي داراي مقدار زيادي پروتئين موسوم به آپوفريتين هستند كه قادر به تركيب با آهن است .به اين صورت كه وقتي آهن به مقدار زياد در مايعات بدن مي شود وجود دارد با آپوفريتين تركيب شده وفريتين تشكيل ميدهدودرسلّولهاي كبدي ذخيره مي شود. وقتي آهن موجود در مايعات بدن به سطح پاييني مي رسدفريتين آهن آزاد ميكند .

11-حذف يا دفع داروها وبرخي هورمونها- كبد توانايي ازسميّت انداختن بسياري از داروهاي مختلف شامل سولفوناميدها- پني سيلين- آمپي سيلين واريترومايسين رادارد. همچنين چند هورمون ترشح شده ازغدددرون ريز شامل تيروكسين وكلية هورمونهاي استروئيدي از قبيل استروژن- كورتيزول وآلدوسترون در كبد يا دچار تغيير شكل شيميايي شده يا دفع مي گردند.آسيب به كبد مي تواند باعث تجمّع  بيش از حدّ اين هورمونها درمايعات بدن شود . يكي از راههاي عمدة دفع كلسيم از خون ابتدا ترشح آن توسطّ كبد به داخل صفرا وعبور آن از روده ودفع به داخل مدفوع است.

12-تنظيم فشار اسمزي وغلظت خون = يكي از پروتئينهاي پلاسما كه دركبد توليدمي شود آلبومين است كه در ايجاد وتنظيم فشار اسمزي خون دخالت دارد.

13- نقش  كبد درجذب مواد غذايي: قندها- اسيدها ي آمينه- آب- نمكها و ويتامينها وارد شبكةمويرگهاي خوني پرزهاي رودة باريك مي شود و سپس اين مواد وارد سياهرگهاي كوچك پرزهاي روده باريك مي شود اين سياهرگهاي كوچك به سياهرگهاي بزرگتر
مي پيوندندوسر انجام اين مواد از طريق سياهرگ باب وارد كبد مي شوند. دركبد اين موادتغيير وتبديلات لازم رامي يابندوسپس بنا به احتياج بدن به خون وارد شده وتوسّط گردش عمومي خون به همةنقاط بدن مي رسد .در واقع كبد به عنوان يك انباروتنظيم كننده وپخش كنندة مواد غذايي جذب شده است.

14-تثبيت دماي بدن : دركبد واكنشهاي شيميايي زيادي انجام مي شود.بسياري
از اين واكنشها مقداري انرژي به صورت گرما ازخود رها مي سازند.گرماي توليدشده از
راه گردش خون به تمام بدن توزيع مي شود اين عمل نقش عمده اي در ثابت نگه داشتن دماي بدن به عهده دارد.

15-تنظيم هورموني = هورمون رشد بركبد اثركرده وسبب ترشح هورمون سوماتومدين
مي شود.سوماتومدين از يك طرف برغدّةهيپوفيزوازطرف ديگربرهيپوتالاموس اثركرده و باعث مهارترشح هورمون رشدازهيپوفيز وهورمون آزادكنندة هورمون رشداز هيپوتالاموس مي شود. هورمون رشدمستقيماً بررشداستخوان وغضروف  اثر ندارد بلكه اين هورمون سبب ترشح سوماتومدين ازكبدشده واين مادهّ براستخوان وغضروف اثر كرده وموجب رشد آنها مي شود.همچنين سوماتومدين براي تشكيل كلاژن لازم است.

منابع:

1-فيزيولوژي پزشكي ترجمه دكتر فرخ شادان.

2-فيزيولوژي- دكتر احمد رستمي.

3-فيزيولوژي بدن انسان ترجمه حسين دانشفر.

4-مروري بر بيماريهاي شايع كبد ومجاري صفراوي- دكتر هوشنگ دانشگر.

5-زيست شناسي عمومي- هيئت مؤلفّان.

 

 

                            تهيه وتنظيم ـ ناصر مستقيمي

برگرفته از : http://biogeomostaghimi.blogfa.com


برچسب‌ها: پزشکی, علوم آزمایشگاهی, فیزیولوژی, کبد, بیوشیمی
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392ساعت 12:5  توسط رضا بنابی  | 

انواع محیط کشت

موضوع :انواع محیط کشت

 انواع محیط کشت  : بر اساس موارد مختلفی محیط کشت طبقه بندی میشود

طبیعی : گیاهی (مثال : محیط حاوی هویج –سیب زمینی )

          حیوانی: (مثال : محیط حاوی جگر- آبگوشت )

مصنوعی : به محیط های سنتزی در آزمایشگاه گفته میشود

2 . طبقه بندی بر اساس ظاهری

1.    جامد                 solid   (حاوی بیش از 5/1 % آگا ر)       مثال : نوترینت آگا ر

2.    نیمه جامد      medium  (حاوی کمتر از 5/1 % آگا ر)      مثال : SIM

3.    مایع                broth   (فاقد ماده آگا ر)                        مثال: نوترینت براث

 نکته : پسوند محیط ها بسته به دارا بودن آگا ر یا نداشتن به ترتیب آگا ر و براث نامیده میشوند

آگا ر : ماده ای از جلبک قرمز دریایی بنام کلرا گرفته شده است این ماده هیچ منبع تغذیه ای برای باکتری ندارد و فقط جهت سفت کردن محیط مورد استفاده قرار می گیرد

قبلا از ماده ژلاتین استفاده می کردند که بدلیل معایبی که داشت نا کارامد بود از جمله:

 a: داشتن آنیم ژلاتیناز در بعضی باکتری ها و در نتیجه تجزیه این ماده و تبدیل محیط به مایع

b : در دمای رشد اکثر باکتری ها که 37 درجه است به حالت ذوب در می آید.

امروزه از ماده بهتری به نام سلیکاژل هم استفاده می شود که بهتر قوام می آید و محیط شفاف تری دارد

 ولی به علت گران بودن استفاده ای کم دارد

3 . طبقه بندی بر اساس  ترکیبا ت

1. پایه  ( Bace.M  )  محیط کشتی است که اکتر میکروارگانیسم ها روی آن رشد می کنند

مثال : نوترینت آگار -  نوترینت براث

2. غنی شده( Enrichment.M ) محیطی که با موادی چون سرم  - خون و ... غنی شده و محیط متناسب تر برای میکروارگانیسم های سخت رشد می باشد

مثال : بلاد آگار(بلاد آگار+ 5% خون خرگوش -اسب - گوسفند و یا انسان)

       شکلات آگار (شکلات آگار + 10% خون)        

نکته : دمای اضافه کردن خون در بلاد آگار 45-50 درجه و شکلات آگار 60 درجه است

4 . طبقه بندی بر اساس  محیط جدا کننده

1. افتراقی Defferantianal.M ) )  : محیطی که بعضی باکتری ها فقط رشد می کنند و عاملی برای افتراق گروهی از باکتری ها می باشد

  مثال: EMB که فقط E.coli   رشد با پرگنه سبز متالیک دارد.

2.انتخابی (Selective.M )  : محیطی که  به بعضی باکتری ها اجازه رشد میدهد

 مثال : SS آگار که  دو باکتری شیگلا و سالمونلا روی آن رشد میکنند 

3.ممانعت کننده ( Inhibitory.M ) : محیطی که بعلت دارا بودن بعضی مواد ممانعت کننده از رشد یکسری باکتری ها جلوگیری می کند .

مثال: EMB  : بعلت داشتن ائوزین و متیلن بلو به باکتری های بزرگ گرم مثبت اجازه رشد نمیدهد و باکتری های گرم منفی فقط رشد می کنند

مک کانکی: بعلت داشتن کریستال ویوله و املاح صفراوی به باکتریهای گرم مثبت اجازه رشد نمیدهد

بلاد آگار اگر به آن نمک سدیم آزید اضافه شود فقط باکتری های گرم منفی رشد می کنند .

5. محیط حاوی آنتی بیوتیک

اگر بخواهیم بر روی محیط فقط یک میکروارگانیسم رشد کند مثلا باکتری از محیط حاوی آنتی بیوتیک استفاده میکنیم

مثال : ما میخواهیم

فقط باکتری رشد کند نه قارچ  ( باید از آنتی بیوتیک سیکلو هگزامید استفاده شود )

مثال : ما میخاهیم

فقط قارچ رشد کند نه باکتری ( باید از آنتی بیوتیک کلرانفنیکل یا تتراسایکلین استفاده شود )

6 . محیط های بیوشیمیایی

بر این اساس که هیچ دو باکتری ای وجود ندارند که از همه لحاظ با هم شبیه باشند حتی اگر یک آزمایش هم بوده  و بر این اساس از آزمایشهای بیوشیمیایی برای افتراق دو باکتری استفاده می شود.

برای مثال : سیمون سیترات –فنیل آلانین – تست اوره   TSI – MR/VP

برگرفته از : http://biogeomostaghimi.blogfa.com


برچسب‌ها: پزشکی, زیست شناسی, علوم آزمایشگاهی, میکروبیولوژی, محیط کشت
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392ساعت 22:10  توسط رضا بنابی  | 

بیوشیمی ساختمانی

بیوشیمی ساختمانی شاخه‌ای از بیوشیمی است که به بررسی اجزای تشکیل دهنده ماکرومولکولها و مواد تشکیل دهنده سلولها و ساختمان و شکل آنها می‌پردازد. این شاخه در ارتباط گسترده با متابولیسم مواد سلولی است.

دید کلی

سلولها از بیومولکولهای متعددی ساخته شده‌اند که هر کدام دارای وظایف منحصر به فردی هستند. بین ساختمان و عملکرد ماکرومولکولها ارتباط مستقیمی وجود دارد. پروتئینها از ترکیب اسیدهای آمینه تشکیل شده‌اند که بسته به توالی اسیدهای آمینه و پیوندهای شرکت کننده در ساختمان آنها به شکلهای مختلف دیده می‌شوند و وظایف مربوط بخود را انجام می‌دهند. بطور مشابه ، اعمال اختصاصی پلی‌ساکاریدها ، اسیدهای نوکلئیک و لیپیدها را می‌توان به عنوان نمای مستقیمی از ساختمان شیمیایی آنها به همراه زیر واحدهای مونومری مشخص آنها درک نمود که به شکل پلیمرهای وظیفه‌دار دقیقی به یکدیگر متصل شده‌اند.

برای هر کلاس مولکولها ، یک سلسله مراتب ساختمانی وجود دارد که در آن زیر واحدهایی با ساختمان مشخص توسط پیوندهایی با انعطاف پذیری محدود به یکدیگر متصل شده تا ماکرمولکولهایی ایجاد نماید که ساختمان سه بعدی آنها توسط واکنشهای متقابل ضعیف تعیین می‌گردد. سپس این ماکرومولکولها با یکدیگر واکنش نموده تا ساختمانهای سوپرامولکولی و اندامکهای سلولی را ایجاد نمایند که به
سلول امکان انجام اعمال متابولیکی متعدد را بدهند.

هیدراتهای کربن

هیدراتهای کربن از مولکولهای مهم حیاتی هستند که به شکل ذخایر انرژی ، سوخت ، واسطه‌های متابولیکی و همچنین در ساختار RNA ، DNA و دیواره سلولی باکتریها ، گیاهان و اسکلت خارجی سخت پوستان یافت می‌شوند. همچنین به شکل متصل به چربیها و پروتئینها در سلول وجود دارند. هیدراتهای کربن در سه گروه عمده مونوساکاریدها ، اولیگوساکاریدها و پلی‌ساکاریدها ، قرار می‌گیرند.

مونوساکاریدها آلدئید یا کتونهایی هستند که دارای دو یا چند گروه هدروکسیل می‌باشند. از مهمترین مونوساکاریدها می‌توان به
گلوکز ، فروکتوز و گالاکتوز اشاره کرد. ساکارز ، لاکتوز و مالتوز از فراوانترین دی‌ساکاریدها در طبیعت هستند. از پلی‌ساکاریدهای مهم می‌توان گلیکوژن ، نشاسته و سلولز را نام برد. علاوه بر این قندها ، مشتقات قندها نیز به صورت فراوان یافت می‌شوند.

لیپیدها

لیپیدها مولکولهای زیستی آلی و نامحلول در آب هستند که در ساختمان غشاهای سلولی شرکت دارند. همچنین ذخیره کننده و انتقال دهنده مواد سوختی متابولیسمی می‌باشند. به علاوه به شکل پوشش مخاط سطحی در بسیاری از موجودات عمل می کنند. و به عنوان جزئی از بخش سطحی سلول در شناسایی سلول ، ویژگی گونه‌ای و خصوصیات ایمنی بافتها شرکت دارند. لیپیدها از ترکیب اسیدها چرب و الکلها ایجاد شده‌اند. لیپیدها دو دسته هستند. لیپیدهای مرکب مانند فسفولیپیدها ، اسفنگولیپیدها ، مومها و لیپیدهای ساده مانند تری گلیسریدها.

اسیدهای آمینه

آنالیز پروتئینها نشان داده است که پروتئینها اکثرا شامل 20 نوع اسید آمینه استاندارد هستند. به جز پرولین که گروه آمین آن از نوع ثانویه است سایر اسید‌های آمینه ، α- آمینواسید می باشند. اسیدهای آمینه به چند گروه غیر قطبی ، آروماتیک ، قطبی بدون بار و قطبی باردار ، تقسیم بندی می‌شوند. اسیدهای آمینه علاوه بر شرکت در ساختمان پروتئینها به عنوان واسطه‌های واکنشهای متابولیسمی نیز فعالیت می‌کنند.

پپتیدها و پروتئینها

پلیمریزاسیون L - آلفا آمینواسیدها توسط پیوندهای پپتیدی ، اساس ساختمان پپتیدها و پرتئینها می‌باشد. پیوند پپتیدی یک اتصال CO-NH است. بسیاری از هورمونها و ناقلین عصبی یا تنظیم کننده‌های عصبی و برخی آنتی بیوتیکها ساختار پپتیدی دارند. پروتئینها دارای 4 نوع ساختمان هستند که در هر ساختمان پیوندهای منحصر به فردی شرکت دارند.

پروتئینها را به دو گروه پروتئینهای ساده و ترکیبی تقسیم بندی می‌کنند. از پروتئینهای ساده می‌توان به
فیبرینوژن ، میوزین ، اکتین ، کلاژن و کراتین اشاره کرد. پروتئینهای ترکیبی علاوه بر زنجیره پلی‌پپتیدی حاوی یک بخش غیر پروتئینی هم هستند که سیتوکرومها ، کاتالازها ، پراکسیدازها و هموگلوبین جزء این پروتئینها هستند که نقشهای کلیدی را در واکنشهای سلولی بر عهده دارند.

آنزیمها

بیشتر آنزیمها ساختار پروتئینی دارند و باعث افزایش سرعت واکنشهای بیوشیمیایی به میزان 1012 - 106 برابر در مقایسه با واکنشهایی می‌گردند که در غیاب آنزیم انجام می‌گیرند. اتصال سربسترا به آنزیم مستلزم مکمل بودن سوبسترا از نظر شکل فضایی و همچنین بار الکتریکی با مکان فعال آنزیم است. بر حسب ویژگی کاتالیز آنزیمی آنها را به 6 گروه اصلی اکسیدوردوکتازها ، ترانسفرازها ، هیدرولازها ، لیازها ، ایزومرازها و لیگازها ، طبقه بندی می‌کنند.

اسیدهای نوکلئیک

اسیدهای نوکلئیک شامل DNA و انوع RNAها می‌باشند. واحدهای مونومری DNA دزاکسی ریبونوکلئوتیدها هستند. نوکلئوتیدها در واکنشهایی شرکت می‌کنند که اعمال فیزیولوژیک بسیار متنوعی از قبیل سنتز پروتئین و اسید نوکلئیک ، واکنشهای زنجیره‌ای تنظیمی و انتقال سیگنال داخل سلولی و بین سلولی را شامل می‌شوند. مولکول DNA به عنوان واحد وراثتی محسوب می‌شود که از روی آن RNA که نسخه برداری شده و در ساختار ریبوزوم و پروتئین سازی ، استفاده می‌شود.

ویتامینها

ویتامینها ترکبات آلی غیر از کربوهیدراتها ، لیپیدها و پروتئینها هستند که در طبیعت توسط تک یاخته‌ها ، سلولهای گیاهی و سلولهای تعدادی از جانداران تکامل یاخته ساخته می‌شوند. چون سلولهای بدن انسان قادر به ساختن ویتامینها نیستند. نیاز بدن به ویتامین باید از محیط زیست و به مقادیر لازم توسط مواد غذایی تامین گردد. ویتامینها بیشتر در ساختار کو آنزیمها شرکت می‌کنند. ویتامینها در دو گروه ویتامینهای محلول چربی (A ، E ، K و D) و ویتامینهای محلول در آب (B و C) قرار می‌گیرند.

ارتباط با سایر علوم

بیوشیمی ساختمانی با بسیاری از علوم از بیوشیمی گیاهی ، بیوشیمی بالینی ، زیست شناسی سلولی ، ژنتیک و فیزیولوژی گیاهی ارتباط دارد.

برگرفته از : http://daneshnameh.roshd.ir


برچسب‌ها: پزشکی, علوم آزمایشگاهی, زیست شناسی, بیوشیمی
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392ساعت 0:49  توسط رضا بنابی  | 

 بیوشیمی بالینی

بیوشیمی بالینی یا بیوشیمی کلینیکی یکی از رشته‌های علوم پزشکی است. این علوم بر پایه آزمایشهایی استوار است که بر اساس آنها در نتیجه تشخیص اختلالات در مقدار مواد تشکیل دهنده بدن ، بیماریهای مرتبط با آنها شناخته می‌شود.

 دید کلی

اینک در عصر تسخیر فضا و پیوند اعضا ، بیوشیمی یکی از پیشرفته‌ترین علومی است که دنیای بی‌جان شیمی را را با دنیای زیست شناسی پیوند داده و ثابت کرده است که بسیاری از بیماریها حتی بازتابهای روانی ، نتیجه تغییرات شیمیایی مواد تشکیل دهنده بدن انسان است و فیزیو پاتولوژی این مواد و ارگانهای وابسته به شناخت بیماریها و درمان آنها کمک شایانی می‌کند.

امروزه دانش جدید بیوشیمی بالینی به مثابه چراغ پرفروغی ، فرا راه پزشکان در شناخت بسیاری از بیماریها قرار گرفته است. پیشرفتهای تکنیکی و فنی در اندازه‌گیری
آنزیمها ، هورمونها ، الکترولیتها و متابولیتهای با مقادیر کم و رابطه انکار ناپذیر تغییرات این مواد با ایجاد بیماریهای گوناگون وسعت بی‌نظیری به این رشته از علوم پزشکی داده است.

آب مورد استفاده در آزمایشگاههای بالینی

آب بر حسب درجه خلوص و نوع آن که در آزمایشگاهها مصرف می‌شوند عبارتند از: آب معمولی ، آب مقطر ، آب دیونیزه و آب استریل . برای حل نمودن سرمهای تجارتی که جهت کنترل بکار می‌روند، ساختن محلولهایی استاندارد ، محلولهای مورد آزمایش الکترولتها و رقیق نمودن سرم بیماران باید از آب دیونیزه استفاده کرد. آبی که در آزمایشگاههای تشخیص طبی بکار می‌رود باید دارای خواص زیر باشد: فلزات سنگین آن از 0.01 میلیگرم در لیتر بیشتر نباشد و PH آن بین 7 - 6 باشد.

ریاضیات در بیوشیمی بالینی

نوشتن جواب آزمایشات با ارقامی که ارزش دارند مساله مهمی در کار آزمایشگاههای تشخیص طبی می‌باشد. بطور کلی بیوشیمی کلینیکی ، نوشتن جواب آزمایشها با حذف ارقام بدون ارزش با توجه و اندازه آن آزمایش صورت می‌گیرد. مثلا در نوشتن جواب آزمایشهای گلوکز ، کلسترول و اوره می‌توان ارقاع اعشاری را حذف کرد. ولی در گزارش دادن نتایج اندازه‌گیری کراتین و پتاسیم ، اعداد اعشاری نیز باارزش هستند و نباید حذف یا کامل شوند.

جمع آوری و نگهداری نمونه‌ها

جمع آوری و نگهداری نمونه‌ها یکی از مهمترین کارهای اولیه آزماشیگاه کلینیکی است. گرفتن خون با وسایل تمیز استریل ، جمع آوری و دقت در نوشتن نام بیمار ، زمان گرفتن نمونه ، نمره گذاری لوله ، استفاده از مواد ضد انعقاد مناسب و سانتریفوژ کردن به موقع خون از اعمالی است که از بسیاری از اشتباهات اساسی آزمایشگاه جلوگیری می‌کند.

لوازم شیشه‌ای آزمایشگاه

لوازم شیشه‌ای که در آزمایشگاههای تشخیص طبی وجود دارند عبارتند از: لوله آزمایش ، پی‌پت ، بورت ، بالن ژوژه ، قیف و ... . جنس شیشه بسیار مهم بوده و برای کاربرد آنان باید اطلاعاتی در این زمینه داشت. پیپت برای نقل انتقال محلولها با حجم معین بکار می‌رود. بورت برای اندازه‌گیری حجمها بکار می‌رود. با داشتن بهترین تکنسینها ، بدون داشتن وسایل نمی‌توان جوابهای درستی به دست آزمایش شونده داد.

جدا کردن پروتئینهای پلاسما

در برخی از آزمایشهای بیوشیمی ، وجود پروتئین ، ایجاد کدورت ، رسوب ، تعلیق مواد و تداخل در عده‌ای از واکنشهای شیمیایی می‌نماید. به همین جهت در انجام آن سری از آزمایشها در خون ، ادرار و مایع نخاعی لازم است. پروتئینها را می‌توان به طرق مختلفی جدا کرد. مثل جذب آن بوسیله کائولن ، میکرودیفوژن ، دیالیز نمودن ، اولترافیلتراسیون و یا دناتوره کردن بوسیله حرارت که اینها روشهای فیزیکی هستند. از طریق شیمیایی نیز می‌توان پروتئینها را رسوب داد مانند استفاده از واکنش بین آنتی ژن و آنتی کور.

روشهای آزمایشگاهی

روشهای بسیاری در آزمایشگاهی تشخیص طبی وجود دارد از روشهای مورد استفاده در آزمایشگاهها می‌توان موارد زیر انجام برد: تجزیه وزنی ، تجزیه حجمی ، سنجش کدورت ، اسپکتروفوتومتری ، فیلم فوتومتر ، فلوئورومتر ، الکتروفورز ، کروماتوگرافی و ... .

آزمایشهای فعالیت کلیوی

عمل کلیه‌ها خارج نمودن مواد زیر از بدن و حفظ و جذب دوباره بعضی از مواد حیاتی مثل الکترولیتها می‌باشد. بیماریهای کلیوی به سه دسته تقسیم می‌شوند: بیماریهایی که مستقیما به اعمال کلیه‌ها مربوط نمی‌شوند، بیماریهای مربوط به کلیه‌ها و بیماریهای که بعد از خروج ادرار از کلیه‌ها اتفاق می‌افتد مانند غده‌های سرطانی مثانه. آزمایشهایی که در آزمایشگاههای تشخیص طبی برای سنجش فعالیت کلیه انجام می‌شود به قرار زیر است، آزمایشهای مربوط به میزان تصفیه گلومرولی ، آزمایشهای مربوط به فعالیت لوله‌های نفرون و آزمایشهای تجزیه کامل ادرار.

آزمایشهای کبدی

اعمال کبد به صورت زیر است: ساختن بسیاری از مواد مهم بدن مثل پروتئینها ، کلسترول ، اوره و ... ، ساختن فاکتورهای انعقاد خون ، ذخیره نمودن بعضی از مواد مثل گلیکوژن ، غیر سمی نمودن بعضی از مواد متابولیزمی و داروها . آزمایشهایی که در مورد عملکرد کبد انجام می‌شود به صورت زیر است: اندازه‌گیری بیلی‌روبین پلاسمای خون ، تشخیص بیلی‌روبین ادرار ، اندازه ‌گیری اوربیلی‌نوژن در ادرار و مدفوع ، سنجش آمونیاک و اوره خون و سایر مایعات بدن ، آزمایشهای فلوکولاسیون ، سنجش مقدار آنزیمهای آلکالین فسفاتاز و آلدولاز و آنزیمهای دیگر.

آزمایشهای مربوط به الکترولیتها

زندگی یک سلول زنده در رابطه با متابولیزم آب و الکترولیتها ، بستگی به سه عامل مهم دارد: تنظیم PH و یا در حقیقت ثابت نگهداشتن رابطه بین اسید و باز مایعات بدن ، تنظیم مقادیر کاتیونها و آنیونها در مایعات بدن و تنظیم فشار اسمزی مایعات بدن. اندازه ‌گیری الکترولیتهای بدن ارزش حیاتی داشته و باید در کمال دقت و درستی انجام شود. لوله‌های نمونه برداری ، ظروف آزمایش باید تمیز و عاری از هر نوع آلودگی باشند. آزمایشهایی که در مورد الکترولیتها صورت می‌گیرد، عبارتند از: آزمایش اندازه ‌گیری سدیم ، پتاسیم ، فسفر ، کلر ، بی‌کربنات ، فشار اکسیژن ، فشار دی‌اکسید کربن و ... .

ارتباط بیوشیمی بالینی با سایر علوم

بیوشیمی بالینی علم در حال رشدی است که با بسیاری از علوم ارتباط دارد از جمله است: زیست شناسی ، شیمی ، پزشکی ، علوم آزمایشگاهی و ... .

برگرفته از : http://daneshnameh.roshd.ir


برچسب‌ها: پزشکی, علوم آزمایشگاهی, زیست شناسی, بیوشیمی
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392ساعت 0:45  توسط رضا بنابی  | 

بیوشیمی

بیوشیمی علمی است که درباره ترکیبات و واکنشهای شیمیایی در موجودات زنده بحث می‌کند.

دید کلی

اساس شیمیایی بسیاری از واکنشها در موجودات زنده شناخته شده است. کشف ساختمان دو رشته‌ای دزاکسی ریبونوکلئیک اسید (DNA) ، جزئیات سنتز پروتئین از ژنها ، مشخص شدن ساختمان سه بعدی و مکانیسم فعالیت بسیاری از مولکولهای پروتئینی ، روشن شدن چرخه‌های مرکزی متابولیسم وابسته بهم و مکانیسمهای تبدیل انرژی و گسترش تکنولوژی Recombinant DNA (نوترکیبی DNA) از دستاوردهای برجسته بیوشیمی هستند. امروزه مشخص شده که الگو و اساس مولکولی باعث تنوع موجودات زنده شده است.

تمامی ارگانیسمها از
باکتریها مانند اشرشیاکلی تا انسان ، از واحدهای ساختمانی یکسانی که به صورت ماکرومولکولها تجمع می‌یابند، تشکیل یافته‌اند. انتقال اطلاعات ژنتیکی از DNA به ریبونوکلئیک اسید (RNA) و پروتئین در تمامی ارگانیسمها به صورت یکسان صورت می‌گیرد. آدنوزین تری فسفات (ATP) ، فرم عمومی انرژی در سیستمهای بیولوژیکی ، از راههای مشابهی در تمامی جانداران تولید می‌شود.

تاثیر بیوشیمی در کلینیک

مکانیسمهای مولکولی بسیاری از بیماریها ، از قبیل بیماری کم خونی و اختلالات ارثی متابولیسم ، مشخص شده است. اندازه گیری فعالیت آنزیمها در تشخیص کلینیکی ضروری می‌باشد. برای مثال ، سطح بعضی از آنزیمها در سرم نشانگر این است که آیا بیمار اخیرا سکته قلبی کرده است یا نه؟بررسی DNAدر تشخیص ناهنجاریهای ژنتیکی ، بیماریهای عفونی و سرطانها نقش مهمی ایفا می کند. سوشهای باکتریایی حاوی DNA نوترکیب که توسط مهندسی ژنتیک ایجاد شده است، امکان تولید پروتئینهایی مانند انسولین و هورمون رشد را فراهم کرده است. به علاوه ، بیوشیمی اساس علایم داروهای جدید خواهد بود. در کشاورزی نیز از تکنولوژی DNA نوترکیب برای تغییرات ژنتیکی روی ارگانیسمها استفاده می‌شود.

گسترش سریع علم و تکنولوژی بیوشیمی در سالهای اخیر ، محققین را قادر ساخته که به بسیاری از سوالات و اشکالات اساسی در مورد
بیولوژی و علم پزشکی جواب بدهند. چگونه یک تخم حاصل از لقاح گامتهای نر و ماده به سلولهای عضلانی ، مغز و کبد تبدیل می‌شود؟ به چه صورت سلولها با همدیگر به صورت یک اندام پیچیده درمی‌آیند؟ چگونه رشد سلولها کنترل می‌شود؟ علت سرطان چیست؟ مکانیسم حافظه کدام است؟ اساس مولکولی اسکیزوفرنی چیست؟

مدلهای مولکولی ساختمان سه بعدی

وقتی ارتباط سه بعدی بیومولکولها و نقش بیولوژیکی آنها را بررسی می‌کنیم، سه نوع مدل اتمی برای نشان دادن ساختمان سه بعدی مورد استفاده قرار می‌گیرد.


مدل فضا پرکن (Space _ Filling)

این نوع مدل ، خیلی واقع بینانه و مصطلح است. اندازه و موقعیت یک اتم در مدل فضا پرکن بوسیله خصوصیات باندها و شعاع پیوندهای واندروالسی مشخص می‌شود. رنگ مدلهای اتم طبق قرارداد مشخص می‌شود.

مدل گوی و میله (ball _ and _ Stick)

این مدل به اندازه مدل فضا پرکن ، دقیق و منطقی نیست. برای اینکه اتمها به صورت کروی نشان داده شده و شعاع آنها کوچکتر از شعاع واندروالسی است.

مدل اسکلتی (Skeletal)

ساده‌ترین مدل مورد استفاده است و تنها شبکه مولکولی را نشان می‌دهد و اتمها به وضوح نشان داده نمی‌شوند. این مدل ، برای نشان دادن ماکرومولکولهای بیولوژیکی از قبیل مولکولهای پروتئینی حاوی چندین هزار اتم مورد استفاده قرار می‌گیرد.

فضا

در نشان دادن ساختمان مولکولی ، بکار بردن مقیاس اهمیت زیادی دارد. واحد آنگستروم ()، بطور معمول برای اندازه‌گیری طول سطح اتمی مورد استفاده قرار می‌گیرد. برای مثال ، طول باند C _ C ، مساوی 1،54 آنگستروم می‌باشد. بیومولکولهای کوچک ، از قبیل کربوهیدراتها و اسیدهای آمینه ، بطور تیپیک ، طولشان چند آنگستروم است. ماکرومولکولهای بیولوژیکی ، از قبیل پروتئینها ، 10 برابر بزرگتر هستند. برای مثال ، پروتئین حمل کننده اکسیژن در گلبولهای قرمز یا هموگلوبین ، دارای قطر 65 آنگستروم است. ماکرومولکولهای چند واحدی 10 برابر بزرگتر می‌باشند. ماشینهای سنتز کننده پروتئین در سلولها یا ریبوزومها ، دارای 300 آنگستروم طول هستند. طول اکثر ویروسها در محدوده 100 تا 1000 آنگستروم است. سلولها بطور طبیعی 100 برابر بزرگتر هستند و در حدود میکرومتر (μm) می‌باشند. برای مثال قطر گلبولهای قرمز حدود 7μm است. میکروسکوپ نوری حداقل تا 2000 آنگستروم قابل استفاده است. مثلا میتوکندری را می‌توان با این میکروسکوپ مشاهده کرد. اما اطلاعات در مورد ساختمانهای بیولوژیکی از مولکولهای 1 تا  آنگستروم با استفاده از میکروسکوپ الکترونی X-ray بدست آمده است. مولکولهای حیات ثابت می‌باشند.

زمان لازم برای انجام واکنشهای بیوشیمیایی

راکسیونهای شیمیایی در سیستمهای بیولوژیکی به وسیله آنزیمها کاتالیز می‌شوند. آنزیمها سوبستراها را در مدت میلی ثانیه () به محصول تبدیل می‌کنند. سرعت بعضی از آنزیمها حتی سریعتر نیز می‌باشد، مثلا کوتاهتر از چند میکروثانیه (). بسیاری از تغییرات فضایی در ماکرومولکولهای بیولوژیکی به سرعت انجام می‌گیرد. برای مثال ، باز شدن دو رشته هلیکسی DNA از همدیگر که برای همانندسازی و رونویسی ضروری است، یک میکروثانیه طول می‌کشد. جابجایی یک واحد (Domain) از پروتئین با حفظ واحد دیگر ، تنها در چند نانوثانیه () اتفاق می‌افتد. بسیاری از پیوندهای غیر کووالان مابین گروههای مختلف ماکرومولکولی در عرض چند نانوثانیه تشکیل و شکسته می‌شوند. حتی واکنشهای خیلی سریع و غیر قابل اندازه گیری نیز وجود دارد. مشخص شده است که اولین واکنش در عمل دیدن ، تغییر در ساختمان ترکیبات جذب کننده فوتون به نام رودوپسین می‌باشد که در عرض  اتفاق می‌افتد.

انرژی

ما بایستی تغییرات انرژی را به حوادث مولکولی ربط دهیم. منبع انرژی برای حیات ، خورشید است. برای مثال ، انرژی فوتون سبز ، حدود 57 کیلوکالری بر مول (Kcal/mol) بوده و ATP ، فرمول عمومی انرژی ، دارای انرژی قابل استفاده به اندازه 12 کیلوکالری بر مول می‌باشد. برعکس ، انرژی متوسط هر ارتعاش آزاد در یک مولکول ، خیلی کم و در حدود 0،6 کیلوکالری بر مول در 25 درجه سانتیگراد می‌باشد. این مقدار انرژی ، خیلی کمتر از آن است که برای تجزیه پیوندهای کووالانسی مورد نیاز است، (برای مثال 83Kcal/mol برای پیوند C _ C). بدین خاطر ، شبکه کووالانسی بیومولکولها در غیاب آنزیمها و انرژی پایدار می‌باشد. از طرف دیگر ، پیوندهای غیر کووالانسی در سیستمهای بیولوژیکی بطور تیپیک دارای چند کیلوکالری انرژی در هر مول می‌باشند. بنابراین انرژی حرارتی برای ساختن و شکستن آنها کافی است. یک واحد جایگزین در انرژی ، ژول می‌باشد که برابر 0،239 کالری است.

ارتباطات قابل بازگشت بیومولکولها

ارتباطات قابل برگشت بیومولکولها از سه نوع پیوند غیر کووالانسی تشکیل شده است. ارتباطات قابل برگشت مولکولی ، مرکز تحرک و جنبش موجود زنده است. نیروهای ضعیف و غیر کووالان نقش کلیدی در رونویسی DNA ، تشکیل ساختمان سه بعدی پروتئینها ، تشخیص اختصاصی سوبستراها بوسیله آنزیمها و کشف مولکولهای سیگنال ایفا می‌کنند. به علاوه ، اکثر مولکولهای بیولوژیکی و پروسه‌های درون مولکولی ، بستگی به پیوندهای غیر کووالانی همانند پیوندهای کووالانی دارند. سه پیوند اصلی غیر کووالان عبارت است از: پیوندهای الکترواستاتیک ، پیوندهای هیدروژنی و پیوندهای واندروالسی آنها از نظر ژئومتری ، قدرت و اختصاصی بودن با هم تفاوت دارند. علاوه از آن ، این پیوندها به مقدار زیادی از طرق مختلف در محلولها تحت تاثیر قرار می‌گیرند.

برگرفته از : http://daneshnameh.roshd.ir


برچسب‌ها: پزشکی, علوم آزمایشگاهی, زیست شناسی, بیوشیمی
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1392ساعت 0:43  توسط رضا بنابی  | 

از نظر بازارکار در رشته های علوم آزمایشگاهی بهترین بازار را بیوشیمی بالینی دارد

 بعد ازآن ایمنی شناسی هم از نظر بازار کار و هم هیئت علمی شدن

 

به گزارش خبرنگار راهبرد سلامت ، دکتر هاشمی رئیس گروه قارچ شناسی دانشگاه علوم پزشکی تهران درخصوص تاسیس آزمایشگاه و کار در آزمایشگاه اظهار داشتند: قبلأ به تنهایی مجوز صادر میگردید البته در حال حاضر هم احتمال هست که مجوز بدهند . همچنین برای کار در آزمایشگاه حتی اگر مدرک لیسانس هم داشته باشند باید تجربه عملی زیادی داشته باشند اگر لیسانس زیست شناسی یا هر لیسانس دیگری هم داشته باشند باید در یک بخش دانشگاه دوره عملی دیده باشند و حتمأ گواهی کار در آزمایشگاه را داشته باشند.
هاشمی متذکر شد قارچ شناسی بازار خوبی ندارد و بازار کار آن بیشتر در تدریس در برخی از
دانشگاه های آزاد میباشد. و بر اساس اولویت رشته اول بیوشیمی بازار خوبی دارد و دوم ایمنی شناسی هم از نظر بازار کار و هم هیئت علمی شدن. وی افزود انجمن علوم آزمایشگاهی خوب حمایت میکند اما علوم آزمایشگاهی در حاشیه و درجه دوم اهمیت هست به همین دلیل دچار ضعف و بی توجهی واقع شده است. علی رغم اینکه بدون یک نتیجه آزمایشگاهی خوب ودقیق پزشکان نمی توانند درمان درستی داشته باشند .
رئیس گروه قارچ شناسی یادآور شد وضعیت شغلی این رشته بهتر نمیشود ولی کیفیت ارائه خدمات بر اساس وضعیت مدیریت آزمایشگاه به احتمال زیاد بالا میرود چون مدیر میخواهد آزمایشگاه خوبی داشته باشد پس کیفیت را از هر لحاظ بهتر میکند.

برای مطالعه کامل،"ادامه مطلب" را کلیک کنید


برچسب‌ها: پزشکی, علوم آزمایشگاهی, آزمایشگاه, بیوشیمی, ایمنی شناسی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392ساعت 18:47  توسط رضا بنابی  | 

رابــِرت کُخ

رابرت کخ

رابــِرت کُخ (به آلمانی: Robert Koch) ‏پزشک و دانشمند آلمانی که به دلیل مطالعاتش در زمینه عوامل میکروبی و کشف عامل بیماری سل که به نام وی باسیل کخ نیز نامید می‌شود مشهور است. وی در سال ۱۸۸۲ میلادی میکوباکتریوم توبرکلوزیس را توصیف نمود.

زندگینامه

کخ در یازدهم دسامبر سال ۱۸۴۳ بعنوان سومین فرزند از سیزده فرزند پدر و مادرش در شهر کلاوس تال ایالت نیدرساکسن آلمان بدنیا آمد. از میان این فرزندان تنها نه پسر و دو دختر توانستند از دوران شیرخوارگی جان سالم بدر برند.

روبرت کخ به هنگامی که چهارساله بود با نگاه کردن به تکالیف مدرسه برادران بزرگترش به خود نوشتن و خواندن را یاد داد.

در سال ۱۸۵۱ در کلوستهال وارد دبیرستان شد. او به زبان‌های کلاسیک لاتین و یونانی که آن زمان در دبیرستان تدریس می‌شد علاقه چندانی نشان نمی‌داد و برعکس به یادگیری فرانسه و انگلیسی علاقه فراوانی داشت و همین دانستن زبان انگلیسی بعدها، به او در پژوهش‌هایش در آفریقا و هندوستان کمک شایانی کرد. در اکتبر ۱۸۶۲ با موفقیت امتحانات دبیرستان را گذراند و دیپلم گرفت.

جوانی

او در سال ۱۸۶۲ پس از اتمام دوران دبیرستان در شهر گوتینگن نخست به تحصیل در رشته زبان‌شناسی پرداخت اما در همان ترم اول رشته تحصیلی خود را عوض نمود و به پزشکی روی آورد.

از بین استادانی که کخ همواره او را به خاطر داشت گئورگ مایسنر، یکی از اساتید کار با حیوانات بود که بعدها نقش مهمی را در زندگی پژوهشی کخ داشت. در سال ۱۸۶۵ کخ تحت‌نظر مایسنر درباره تشکیل اسید سوکسینیک در انسان به مطالعه پرداخت. کخ حتی بخشی از آزمایشات را روی خودش انجام می‌داد و رژیم غذایی خاصی را به خود تحمیل می‌کرد و هر روز ادرار خود را برای وجود اسید سوکسینیک مورد آزمایش قرار می‌داد. [۱]

چهار سال بعد روبرت که در مکتب اساتیدی چون یاکوب هنله[۲]، گئورگ مایسنر [۳] و کارل هاسه[۴] تعلیم دیده بود، تحصیل خود را در این رشته بپایان رسانید و در همان سال در میان شگفتی دیگران نامزدی خود را با امی فراتس [۵] اعلام و سال بعد هم با او ازدواج نمود.

رابرت کخ و همسرش

کخ بلافاصله پس از اتمام تحصیلات خود در بیمارستان عمومی شهر هامبورگ بعنوان پزشکیار مشغول بکار شد. جائیکه در همان سال ۱۸۶۶ بهنگام شیوع بیماری وبا فعالانه به کار پرداخت. بیشتر مبتلایان به این بیماری در آنسال جان خود را از دست دادند. در سال ۱۸۶۸ کخ در شهرک کوچک لانگن هاگن در نزدیکی هانور مشغول بکار بود جائیکه بارها مجبور گشت مطب کوچک خود را بخاطر کمبود مراجعین تعطیل نماید. با این وجود این بزرگمرد پزشکی در اتاق کوچکی که پشت مطبش قرار داشت به تحقیق می‌پرداخت. نخستین کار بزرگ او زمانی شروع شد که به مبارزه با بیماری دامی سیاه زخم که احشام دامداران شهرک لانگن هاگن را نابود می‌کرد، پرداخت. او با ابداع روش نوینی که بر طبق آن پژوهشهای میکروسکوپی آسانتر می‌شد به مشاهده میکروبها پرداخت. تا پیش از آن نمونه‌های آزمایشی را در محلولهایی نگاهداری می‌کردند و بهنگام قرار دادن نمونه‌ها به زیر لوله میکروسکوپ، باکتریها با حرکت در محلول از میدان دید واقع در زیر لوله میکروسکوپ دور می‌شدند. کخ با درست کردن خمیری از جلبکها که آنرا آگار- آگار می‌نامند، میکروبها و باسیلهای پرورشی درون خمیر را کم حرکت می‌کرد.

او در سالهای ۱۸۷۰ و ۱۸۷۱ داوطلبانه بعنوان پزشک ارتش در جنگهای میان آلمان و فرانسه خدمت نمود و پس از بازگشت از جنگ با شرکت در امتحانی که با موفقیت آنرا پشت سر گذاشت، توانست بعنوان رسمی پزشک دولتی دست یابد و عضو آکادمی پزشکی سلطنتی آلمان گردد.

کخ ابتدا تنها کار می‌کرد اما بعدها سرپرستی تیمهای پزشکی متعددی را بعهده گرفت. یکی از بزرگترین و بارزترین استعدادهای وی همانا تشکیل تیمهایی از متخصصین بدور خویش و تشویق ایشان به کار بود.

در آن زمان پزشکان اروپا در امر مبارزه با بیماریها زیاد موفق نبودند و کخ در این رابطه می‌گفت : زمانی که پزشکی در پشت تابوت بیمارش راه می‌رود، به این می‌ماند که علت در پی نتیجه دوان است.

موزه رابرت کخ

کخ بهمراه متخصصین پیرامونش کوشش می‌کردند که در مسیری دیگر گام بردارند. در سال ۱۸۸۲ کخ موفقترین سال زندگی پزشکی خود را که با فراز و نشیب بعدی هم همراه شد، پشت سرگذاشت. او در این سال رسماً اعلام نمود که عامل بیماری سل را شناسائی کرده‌است. این یک خبر خارق العاده بود که بسرعت در تمامی جهان پخش گردید. سل یک بیماری معمولی نبود. به آن طاعون سپید می‌گفتند و مسبب بیست درصد از کل مرگ و میرها در اروپا بود که بیشتر نیز گریبان جوانترها را می‌گرفت و درمان هم نداشت زیرا که علت را نمی‌شناختند. با کشف باسیل کخ، اکنون مشخص گشته بود که این بیماری از کجا می‌آید و چرا بیشتر در محله‌های پرجمعیت و کم درآمد یافت می‌شود و نیز چگونه می‌توان از گسترش آن جلوگیری نمود.

در سال ۱۸۸۳ کخ بهمراه تیمی پزشکی از فرانسه در مصر بمبارزه با وبا برخاست و در آنجا باکتری ویبریو را که عامل اصلی بیماری وبا می‌باشد، دوباره شناسایی کرد. این باکتری پیشتر توسط پزشکی ایتالیایی بنام فیلیپو پاچینی در سال ۱۸۵۴ یعنی تقریباً سی سال پیشتر از کخ کشف شده بود ولی به این کشف اهمیتی نداده بودند.

در سال ۱۸۸۵ کخ بدرجه استادی دانشگاه برلین نایل گشت.

DPAG-2005-RobertKoch.jpg

هشت سال پس از کشف عامل بیماری سل، کخ دچار اشتباهی در امر عرضه داروی معالجه این بیماری گردید. ماجرا به اینصورت بود که در اوت سال ۱۸۹۰ قرار بود که پنج هزار نفر از پزشکان و پژوهشگران در رشته پزشکی از چهل کشور جهان، بمناسبت دهمین کنگره بین‌المللی پزشکی گرد هم آیند. کشور آلمان بعنوان میزبان این گردهم آیی کوشش فراوان داشت که خود را موفق و مسلط به فن نشان دهد. روبرت کخ نیز بعنوان یکی از سه سخنگوی اصلی کنگره برگزیده شده بود. مشخص نیست که آیا کخ تحت تاثیر فشارهای تبلیغاتی و یا اینکه بنا به انگیزه‌های شخصی در این کنگره دارویی برای معالجه و پیشگیری بیماری سل به شرکت کنندگان در کنگره معرفی کرد. این دارو گرچه پیش از آن بمدت کوتاهی بر روی خود کخ و برخی دیگر از همکارانش آزمایش شده بود ولی این آزمایشات به نتایج قطعی نرسیده بودند. پخش این خبر هزاران نفر بیمار را از سراسر اروپا بسوی برلین روانه ساخت. همگی امید داشتند که بهبود یابند. بیمارستانهای برلین پر شده بودند و هتلهای برلین نیز مملو از بیماران بود بصورتیکه امر مداوا در خود هتلها انجام می‌گرفت. اما دارو چیزی را که از آن انتظار می‌رفت انجام نداد و کخ که تحت فشار عمومی قرار گرفته بود از ترس مردم خشمگین بهمراه همسرش آلمان را بمقصد مصر ترک نمود. این آغاز سفرهای زیادی بمناطق مختلفی در جهان بود که در آنها کخ پیوسته در شکار میکروبها و باسیلها بود و بمبارزه با بیماریهای مسری و شایع می‌پرداخت و سالهای زیادی بطول کشید.همان سال با یک دختر جوان به نام هدویگ فرایبرگ ازدواج مجدد کرد که تا پایان عمر با او بود.

در سال ۱۸۹۳ کخ از همسرش جدا شد و در سال ۱۹۰۵ آکادمی نوبل با دادن جایزه پزشکی نوبل آن سال به کخ از زحمات و کارهایش در امر پزشکی قدردانی نمود.

مرگ

پنج سال پس از آن در بیست و سوم ماه می‌سال ۱۹۱۰ کخ که بارها از دست بیماریهای عفونی و مسری مانند مالاریا رهایی یافته بود در سمت چپ سینه خود احساس درد کرد و دچار نفس‌تنگی شد. او را به بیمارستانی در بادن-بادن آلمان منتقل نمودند. در بیست و هفتم همان ماه پزشک معالجش او را در اتاق خود در برابر درب باز بالکن و نشسته بر روی صندلیش بی‌حرکت یافت. جسد کخ را بنا به وصیتش سوزاندند و خاکسترش را در ظرفی نهاده و به انستیتوی مبارزه با بیماریهای عفونی در برلین فرستادند. این ظرف در محلی مخصوص نگاه داشتند و پس از آن نیز با انتقال آن به انستیتوی تازه‌ای که بنام خود کخ نامیده می‌شود از آن نگاهداری می‌کنند.

انگاره کخ

روبرت کخ در شکل گیری نظریه میکروب‌های بیماری‌زا نقش مهمی ایفا نمود. بر اساس انگاره کخ (به آلمانی: Henle-Koch-Postulate) برای اینکه ثابت شود شود ریزاندامگانی عامل بیماری ای است:

۱- ریزاندامگان عامل بیماری باید به مقدار زیاد در تمام گونه موجودات زنده مبتلا به این بیماری یافت شود، اما باید در گونه‌های سالم یافت نشود.

۲- ریزاندامگان عامل بیماری باید از یک موجود زنده بیمار جدا شده و بتواند در کشت خالصی رشد داده شود.

۳- هنگامی که موجود زندهٔ مشابهی به ریزاندامگان عامل بیماری کشت شده آلوده گشت باید بیمار شود.

۴- ریزاندامگان عامل بیماری که از موجود زندهٔ بیمار جدا می‌شود باید از با ریزاندامگان عامل بیماری اولیه و کشت گشته مشابه باشد.

گرچه این نطریه شامل کاستی‌ها ی اساسی است، اما در شکل گیری نظریه میکروب‌های بیماری‌زا نقش مهمی داشت.

برگرفته از : http://fa.wikipedia.org


برچسب‌ها: پزشکی, علوم آزمایشگاهی, آزمایشگاه, کخ, میکروبیولوژی
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1392ساعت 9:54  توسط رضا بنابی  | 

معرفي انستیتو

معرفي
انستيتو پاستور ايران موسسه اي تحقيقاتي توليدي و آموزشي است كه با هدف تامين بهداشت و سلامت جامعه در سال 1299 تاسيس شد در آن زمان ضرورت تاسيس موسسه اي علمي كه بتواند در زمينه هاي واگير فعاليت داشته و قادر به توليد برخي از واكسن ها باشد احساس مي شد بر اين اساس در تاريخ 23 اكتبر 1919 ميلادي (1298 شمسي) مذاكرات لازم بين هيات هاي ايراني و فرانسوي در انستيتو پاستور پاريس صورت گرفت و در تاريخ20 ژانويه 1920 ميلادي (1299 شمسي) قرارداد همكاري بين دو كشور به امضا رسيد. از اين زمان فعاليت رسمي انستيتو پاستور ايران آغاز شد كه اين فعاليت به لحاظ كمي و كيفي همچنان در حال گسترش است.

تاريخچه انستيتو پاستور ايران
در سال  1298 و يك سال پس از جنگ جهاني اول، دولت ايران با آن كه هنوز از مصائب جنگ جهاني فوق آسوده نگشته و اثرات خانمان سوز لشكركشي و قحطي و بيماري را با بردباري تحمل مي‌كرد براي تعالي علم پزشكي و تحقيقات پيرامون انواع بيماريهاي واگيردار بومي به فكر تجديد روابط علمي خود با كشور فرانسه افتاد و حصول اين مقصود را به عهده هيئت نمايندگي سياسي خود كه براي شركت در كنفرانس صلح عازم پاريس بود واگذار نمود. هئيت نمايندگي ايران، در اول آبان ماه 1298 با مرحوم اميل رو، دانشمند مشهوري كه در آن موقع رئيس انستيتو پاستور پاريس بود، در انستيتو پاستور پاريس ملاقات نمود و در همان ملاقات اساس و شالوده تاسيس انستيتو پاستور ايران پي‌ريزي گرديد. سه ماه پس از اين ملاقات در تاريخ 30 ديماه 1299، مرحوم پروفسور رنه لگروكه از طرف انستيتو پاستور پاريس مامور رسيدگي بود موافقت‌نامه‌اي را كه در آينده سرمشق همكاري‌هاي فني ايران و فرانسه گرديد با وزير امور خارجه ايران به امضاء رسانيد و بدين ترتيب يك انستيتوي علمي و بهداشتي به نام انستيتو پاستور ايران در كشور ايران تاسيس شد

سياست ها
سياست هاي ذيل بوسيله اين انستيتو دنبال مي شود:

انجام  تحقيقات پايه و کابردي در زمينه تشخيص بيماري هاي مختلف و ارايه روشهاي کنترل
انجام تحقيقات پايه و کاربردي در مورد ساخت محصولات بيولوژيک و آزمايشگاهي و پرورش حيوانات آزمايشگاهي
انجام تحقيقات در زمينه  علوم پايه پزشکي
برگزاري واحدهاي عملي مستقل در زمينه هاي مختلف تخصصي و انجام پروژه هاي تحقيقاتي و آموزشي مشترک با مراکز مشابه در داخل و خارج از ايران

برگرفته از : http://fa.pasteur.ac.ir/pages.aspx?id=475


برچسب‌ها: پزشکی, علوم آزمایشگاهی, آزمایشگاه, پاستور, انستیتو پاستور ایران
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1392ساعت 9:45  توسط رضا بنابی  | 

انستیتو پاستور

مرکز پزشکی انستیتو پاستور، پاریس

انستیتو پاستور موسسه غیرانتفاعی و خصوصی فرانسوی است که برای پژوهش در زمینه‌های زیست‌شناسی و میکروارگانیسم‌ها و بیماری‌ها و واکسن‌ها از سال ۱۸۸۷ تشکیل شده است. این موسسه بنام بنیان‌گذار و نخستین رئیس آن لوئی پاستور نام گذاری شده است. تاکنون هشت‌تن از پژوهشگران این موسسه برنده جایزه نوبل پزشکی و زیست‌شناسی شده‌اند. در حال حاضر انستیتو پاستور در ۲۴ کشور، از جمله ایران، شعبه دارد.

انستیتو پاستور برای مدتی بیش از یک قرن در خط مقدم مبارزه با بیماری‌های عفونی قرار داشته است. این سازمان جهانی پژوهش‌های زیستی- پزشکی با مرکزیت پاریس، در سال ۱۹۸۳ اولین جایی بود که ویروس HIV جدا شد. در طی سالیان متمادی انستیتو پاستور باعث کشفیاتی پیشرو شده که علوم پزشکی را قادر به کنترل بیماری‌های خطرناکی مثل دیفتری، کزاز، سل، فلج اطفال، آنفلوآنزا، تب زرد و طاعون ساخته است. از سال ۱۹۰۸ تاکنون، ۸ نفر از دانشمندان انستیتو پاستور برنده جایزه نوبل فیزیولوژی و پزشکی شده‌اند که به عنوان آخرین نمونه در سال ۲۰۰۸ این جایزه به صورت مشترک به دو محقق این موسسه تعلق گرفته است.

تاریخچه

انستیتو پاستور در سال ۱۸۸۷ توسط لویی پاستور بنیان نهاده شد. این موسسه در ۴ ژوئن ۱۸۸۷ تاسیس شد و در ۱۴ نوامبر ۱۸۸۸ رسماً شروع به کار کرد. البته در ابتدا فقط یک مرکز مبارزه با هاری راه افتاد ولی پس از مدت کوتاهی مراجعات بیماران به آن تا حدی زیاد شد که این ساختمان پاسخگوی آن نبود. پاستور که از مدت‌ها قبل ایده تاسیس موسسه‌ای جامع را در سر داشت ولی از نظر جسمی دیگر توان این توسعه را نداشت، خرید و ساخت ساختمان‌های جدید را به دو دوست مورد اعتمادش، گرانشه و دوکلو واگذار کرد و انستیتو پاستور به این صورت راه‌اندازی شد.

پاستور دانشمندی بود که مطالعات اولیه‌اش در مورد تخمیر به پژوهش‌هایی پیشرو در زمینه میکروب‌شناسی منجر شد. پاستور کاشف روشی در استریلیزاسیون است که به افتخار او پاستوریزاسیون نامیده می‌شود. او روش‌های واکسیناسیون به منظور کنترل عفونت باکتریایی را تدوین کرد و همچنین واکسنی موثر برای هاری ساخت.

پاستور هم به پژوهش‌های پایه و هم به مطالعات کاربردی می‌پرداخت. به محض تاسیس انستیتو پاستور، دانشمندانی با تخصص‌های مختلف دور او جمع شدند. این موسسه در ابتدا دارای ۵ دپارتمان شد که مدیریت آنها به عهده این افراد بود: دو هم‌مدرسه‌ای پاستور در دانشسرای عالی(۱) (امیل دوکلو [Duclaux]، پژوهش‌های میکروبی عمومی؛ و شارل شمبرلن [Chamberland]، پژوهش‌های میکروبی با کاربرد بهداشتی)، یک زیست‌شناس (ایلیا ایلیچ مچنیکف [Mechnikov]، پژوهش‌های میکروبی مورفولوژیک) و دو پزشک (ژاک ژوزف گرانشه [Grancher]، هاری؛ و امیل رو [Roux]، پژوهش‌های میکروبی فنی). یک سال پس از افتتاح انستیتو پاستور، امیل رو اولین دوره آموزش میکروب‌شناسی جهان را در این مرکز آغاز کرد.

ساختار و پشتیبانی

انستیتو پاستور به عنوان یک سازمان خصوصی غیرانتفاعی توسط یک هیات مدیره مستقل اداره می‌شود که در حال حاضر ریاست آن را فرانسوا ایِره (Ailleret) بر عهده دارد. دبیرکل فعلی انستیتو پاستور خانم آلیس دوتری (Dautry) است.

انستیتو پاستور با جذب کمک‌های مالی از منابع مختلف و متعدد از خودمختاری خود محافظت کرده، استقلال دانشمندانش را تضمین می‌کند. این موسسه تا کنون بحران‌های مالی شدیدی را پشت سر گذاشته ولی خوشبختانه برای خروج از هیچ کدام از آنها استقلال علمی خود را به خطر نینداخته است. بعضی از منابع اعتبارات انستیتو پاستور اینها هستند: یارانه‌های دولت فرانسه، حق‌المشاوره‌ها، حق صدور انواع مجوز، درآمد حاصل از قراردادها، درآمدهای حاصل از فروش واکسن، سرم و آزمون‌های تشخیصی، و کمک‌های بخش خصوصی.

بیمارستان پاستور

بیمارستان پاستور در اولین سال قرن بیستم جلوی ساختمان اصلی موسسه ساخته شد و برای مدت‌ها توسط اعضا برای مشاهدات بالینی و آزمایش روش‌های درمانی ابداع‌شده توسط موسسه به کار می‌رفت. این بیمارستان از همان ابتدا فقط ۱۲۰ تخت داشت و هر بیمار در یک اتاق خصوصی کوچک و مناسب برای قرنطینه ساکن بود. بیمارستان در عوض یک پاویون بزرگ داشت که در حال حاضر دپارتمان بیوشیمی انستیتو پاستور را نیز در آن جا داده‌اند.

موزه و آرامگاه پاستور

موزه پاستور در بال جنوبی اولین و قدیمی‌ترین ساختمان این موسسه قرار گرفته و در ۱۹۳۶ افتتاح شده است. این آپارتمان، محل سکونت پاستور در ۷ سال آخر زندگی‌اش (۹۵-۱۸۸۸) بوده است. این موزه همچنین حاوی مجموعه‌ای از اشیای علمی نشان‌دهنده روش کار پاستور و نیز یک نمازخانه مخصوص تدفین به سبک بیزانسی است که پاستور را در آنجا به خاک سپرده‌اند.

وضعیت کنونی انستیتو پاستور

انستیتو پاستور در حال حاضر یکی از مراکز پژوهشی برتر دنیاست که ۱۰۰ واحد پژوهشی با نزدیک به ۲۷۰۰ کارمند از جمله ۵۰۰ دانشمند ثابت و ۶۰۰ دانشمند قراردادی دارد که سالانه از ۷۰ کشور دنیا بازدید می‌کنند. این موسسه همچنین شامل شبکه‌ای از ۲۸ موسسه رسیدگی به مشکلات طبی عمدتاً در کشورهای در حال توسعه است که همگی نام انستیتو پاستور را در کشور خود یدک می‌کشند. این ۲۸ مرکز (همگی در پایتخت کشورهای ذکرشده، مگر آن که شهر دیگری داخل پرانتز قید شده باشد) عبارتند از: الجزایر، جمهوری آفریقای مرکزی، بلژیک، برزیل (سائوپائولو)، کامبوج، سنگال، فرانسه (لیل)، گوادلوپ، گویان فرانسه، ویتنام، ایران، ساحل عاج، ماداگاسکار، مراکش (کازابلانکا)، کالدونیای جدید، روسیه (سن‌پترزبورگ)، تونس، یونان، اروگوئه، رومانی، نیجر، کامرون، کره جنوبی، چین (شانگهای)، آمریکا (نیویورک)، کانادا (مون‌رئال)، هنگ‌کنگ و هند (کونور).

مراکز پژوهشی

بر اساس اطلاعات پایگاه اینترنتی انستیتو پاستور، این موسسه در سال ۲۰۰۸ دارای ۱۰ دپارتمان پژوهشی اصلی به این شرح بوده است: زیست‌شناسی سلولی و عفونت، زیست‌شناسی تکاملی، ژنوم و ژنتیک، ایمنی‌شناسی، عفونت و همه‌گیرشناسی، میکروب‌شناسی، علوم عصبی، انگل‌شناسی و قارچ‌شناسی، شیمی و زیست‌شناسی ساختاری، و ویروس‌شناسی. همچنین دپارتمان‌هایی غیر پژوهشی در انستیتو پاستور وجود دارند که به موارد زیر اختصاص دارند: حفظ مدارک و بایگانی‌ها، حفظ کشت‌های قبلی میکروارگانیسم‌ها، انتشارات و کتابخانه.

علاوه بر جداسازی ویروس‌های 1-HIV و 2-HIV پژوهشگران انستیتو پاستور در سال‌های اخیر به این موفقیت‌ها نیز دست یافته‌اند: تولید آزمونی برای شناسایی زودهنگام سرطان کولون، تولید واکسن هپاتیت B به روش مهندسی ژنتیک، و یک آزمون تشخیصی سریع برای ردیابی هلیکوباکتر پیلوری. سایر پژوهش‌های در حال انجام عبارتند از: مطالعه در مورد سرطان با بررسی اختصاصی نقش انکوژن‌ها، شناسایی نشانگرهای توموری به منظور تولید روش‌های تشخیصی و درمانی جدید، مطالعه روی ویروس‌های پاپیلومای انسانی و نقش آنها در ایجاد سرطان‌های سرویکس، و تولید واکسن علیه بسیاری از بیماری‌ها از جمله ایدز، مالاریا، تب دانگ و شیگلا. در حال حاضر یکی از شاخه‌های عمده پژوهشی انستیتو پاستور، تعیین توالی کامل ژنوم چند ارگانیسم دارای اهمیت پزشکی با امید کشف روش‌های درمانی تازه است. انستیتو پاستور در پروژه‌های تعیین توالی ژنوم ساکارومایسس سرویشیا (۱۹۹۶)، باسیلوس سوبتیلیس (۱۹۹۷) و مایکوباکتریوم توبرکولوزیس (۱۹۹۸) نقش داشته است.

مراکز آموزشی

انستیتو پاستور از بدو تاسیس خود همواره محل گردهمایی دانشمندانی از رشته‌های مختلف برای کسب تحصیلات تکمیلی بوده است. امروزه تقریباً ۳۰۰ دانشجو در مقطع کارشناسی تا دکترا و ۵۰۰ دانشجو در مقاطع بالاتر از دکترا از نزدیک به ۴۰ کشور مختلف در برنامه‌های مطالعاتی انستیتو پاستور شرکت دارند. این افراد دانشجویانی از شاخه‌های پزشکی، شیمی، داروسازی، دامپزشکی و سایر رشته‌ها را شامل می‌شوند.

مرکز مرجع همه‌گیرشناختی

سویه‌های باکتری‌ها و ویروس‌ها از بسیاری از کشورهای مختلف برای شناسایی به آزمایشگاه مرجع این موسسه فرستاده می‌شوند. علاوه بر حفظ این منابع حیاتی همه‌گیرشناختی، انستیتو پاستور به عنوان مشاور دولت فرانسه و سازمان جهانی بهداشت (WHO) سازمان ملل متحد عمل می‌کند. دانشمندان انستیتو پاستور همچنین به پایش همه‌گیری‌ها و کنترل موارد شیوع ناگهانی بیماری‌های عفونی در سراسر جهان کمک می‌کنند. این فعالیت‌ها باعث ایجاد همکاری نزدیک بین این موسسه و مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌ها (CDC) ایالات متحده شده است.

تولید واکسن و ابزارهای تشخیصی

تولید و بازاریابی آزمون‌های تشخیصی تولیدشده در آزمایشگاه‌های موسسه بر عهده شرکت سانوفی دیاگنوستیکس پاستور(۱) (یک شرکت وابسته به شرکت داروسازی فرانسوی سانوفی) و تولید و بازاریابی واکسن‌ها بر عهده شرکت سرم‌ها و واکسن‌های پاستور(۲) است.

افتخارات

دستاوردهای علمی متعددی در انستیتو پاستور توسط جانشینان پاستور به دست آمده که برخی از مهم‌ترین‌هایشان عبارتند از:

امیل رو و الکساندر یرسین (Yersin) مکانیسم عمل کورینه‌باکتریوم دیفتریه و چگونگی درمان دیفتری به وسیله آنتی‌توکسین‌ها را کشف کردند. الکساندر یرسین در ۱۸۹۴ یرسینیا پستیس، عامل طاعون خیارکی، را کشف کرد. پل لویی سیمون (Simond) در ۱۸۹۸ نقش کنه‌ها را در انتقال طاعون کشف کرد.

آلبرت کالمت (Calmette) و کامیل گِرَن (Guerin) طریقه کشت مایکوباکتریوم توبرکولوزیس و نوع ضعیف‌تر آن باسیل کالمت- گرن (BCG) را کشف و بر این اساس در ۱۹۲۱ اولین واکسن موثر علیه سل را در انستیتو پاستور شهر لیل تولید کردند. کالمت سال‌ها مدیر اولین شعبه انستیتو پاستور در خارج از پاریس (لیل) و موسس اولین شعبه موسسه در خارج از فرانسه (سایگون) بود و پژوهش‌های مشهوری درباره سرم‌های ضد مارگزیدگی و عفونت کرم قلابدار انجام داد.

آلفونس لاوران (Laveran) جایزه نوبل ۱۹۰۷ را به دلیل پژوهش‌هایش درباره نقش آغازیان در ایجاد بیماری انسانی (خصوصاً مالاریا) دریافت کرد.

ایلیا ایلیچ (الی) مچنیکف به خاطر کشف دستگاه ایمنی بدن، اصول ایمنی‌زایی و نظریه فاگوسیتوز در سال ۱۹۰۸ جایزه نوبل برد.

کنستانتین لوادیتی (Levaditi) و کارل لندشتاینر (Landsteiner) در ۱۹۱۰ کشف کردند که فلج اطفال ناشی از یک ویروس است.

فلیکس درل (d’Herelle) در ۱۹۱۷ باکتریوفاژ را کشف کرد.

ژول بورده (Bordet، باکتری بوردتلا به افتخار او نامگذاری شده) جایزه نوبل ۱۹۱۹ را به خاطر کشفیاتش در مورد ایمنی به خصوص کاربرد آنتی‌بادی‌ها و مکانیسم عمل کمپلمان گرفت.

شارل نیکول (Nicolle) جایزه نوبل ۱۹۲۸ را به خاطر کشف طریقه انتقال تیفوس، خصوصاً نقش شپش‌ها در این مورد دریافت کرد (البته عامل بیماری یعنی ریکتزیا پرووازکی را بعدها دو دانشمند دیگر از خارج انستیتو پاستور به نام‌های ریکتز و پرووازکی کشف کردند).

آندره شامتومس (Chantemesse) و فرنالد ویدال (Widal) واکسنی را علیه حصبه تولید کردند.

ژان لگره (Laigret) در ۱۹۳۲ اولین واکسن تب زرد را ساخت.

آندره لووف (Lwoff) در ۱۹۵۱ وجود پروویروس‌ها را اثبات کرد.

پیر لِپَن (Lepine) در ۱۹۵۴ یکی از اولین واکسن‌ها را علیه فلج اطفال ساخت.

دانیل بووه (Bovet) در ۱۹۵۷ نوبل شیمی را به خاطر کشفیاتش در زمینه آنتی‌هیستامین‌ها و ترکیبات صناعی کورار دریافت کرد.

ژاک مونو (Monod، رئیس آینده انستیتو پاستور)، فرانسوا ژاکوب و آندره لووف نوبل پزشکی ۱۹۶۵ را به خاطر کشفیاتشان در زمینه تکثیر ویروس‌ها بردند.

ژان پیر شانگو (Changeux) در ۱۹۷۰ نخستین گیرنده یک ناقل عصبی (گیرنده استیل کولین) را شناسایی کرد.

پیر تیویه (Tiollais) در ۱۹۸۵ نخستین واکسن انسانی تولیدشده از سلول‌های حیوانی به روش مهندسی ژنتیک را (علیه هپاتیت B) ساخت.

لوک مونتانیه و فرانسوا باره- سینوسی و همکاران دو نوع ویروس HIV مولد ایدز را در سال‌های ۱۹۸۳ و ۱۹۸۵ کشف کردند و برنده جایزه نوبل ۲۰۰۸ شدند.

معروف است که بزرگ‌ترین اشتباه تاریخی انستیتو پاستور بی‌توجهی به توصیه ارنست دوشن برای استفاده از قارچ پنی‌سیلیوم گلوکوم برای درمان عفونت‌ها در سال ۱۸۹۷ بوده است. بهره‌برداری زودتر از این کشف می‌توانست به نجات میلیون‌ها نفر در جنگ جهانی اول منجر شود. تاکید پژوهشگران انستیتو پاستور ابتدا روی طب پیشگیرانه و تولید آنتی‌توکسین و واکسن بود، اما بعد از جنگ جهانی دوم به خصوص روی زیست‌شناسی مولکولی متمرکز شدند.


برچسب‌ها: پزشکی, علوم آزمایشگاهی, آزمایشگاه, پاستور, انستیتو پاستور
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1392ساعت 9:35  توسط رضا بنابی  | 

 لویی پاستور

پاستور

لویی پاستور (به فرانسوی: Louis Pasteur) (زاده ۱۸۲۲ - درگذشته ۱۸۹۵)، از شیمی‌دانان و زیست‌شناسان مشهور فرانسوی است.

 

در یک نگاه

شهرت وی مدیون شناخت نقش باکتری‌ها در بروز بیماری و کشف واکسن ضد هاری می‌باشد. همچنین عمل پاستوریزه‌کردن که مأخوذ از نام اوست، از ابداعات این دانشمند شهیر است.

لویی پاستور در تاریخ (۲۷ دسامبر ۱۸۲۲ (میلادی)) در شاتو ویله نوولتان از ایالت ژورا زاده شد

برجسته ترین کار این دانشمند شیمی و فیزیک کشف دارویی برای در مان مرض وحشت آور هاری است .پس از آن دیگر کسی از بیماری و شنیدن سگ هار دچار وحشت نشد. لویی پاستور به سال ۱۸۲۲ متولد شد پدرش رنگرز بود در دانشسرای عالی پاریس تحصیلات خود را به پایان رسانید او در دوران تدریس فیزیک در دیژون و آموزش شیمی در استرانبورگ همه‌اش در اندیشه کشف آفت آبجو و شراب را نمی‌دانستند و پیوسته ذهنشان مشغول آن بود. پاستور از کوشش بی فرجام همکارانش نومید نشد و سرانجام دریافت که ذرات زنده‌ای عامل حقیقی این تحولات هستند.او به سال ۱۸۷۲ کتاب معروفش را دربارهی تخمیر نوشت و از آن پس سازندگان آبجو دستورات او را به کار بستند. در ۱۸۶۵ کرم ابریشم در فرانسه دچار مرض می‌شد و از میان می‌رفت و صنعت ابریشم سازی زیان می‌دید پاستور همراه دوستش دوما بر این مهم همت گماشت آنان پس از مدتی دریافتند که یک نوع باسیل موذی موجب آنهمه آفت است و راه کشتنش آسان گردید. کشت میکروب‌ها از ابداعات اوست. هفتای میکروب را می‌کاشت بعد به احشام تزریق می‌کرد و با این کار جان هزاران گاو و گوسفند را نجات می‌داد این شیوه را دربارهٔ مرغ به کار بست سود مند افتاد. پاستور برای درمان هاری با حوصلهٔ قابل تمجیدی دل به کار بست وآزمایش‌های فراوانی روی سگ انجام داد و دلیرانه برای نخستین بار نتیجهٔ تحقیق خود را بر روی انسان آزمود (۱۸۸۵). سه سال بعد از انستیتو پاستور در پاریس بنیاد گذاشته شد و سپس از روی آن نمونه‌های زیادی در دنیا ایجاد گردید. این موسسات تا کنن جا میلیون‌ها تن را از مرگ نجات داده‌اند و تا جهان باقی است این کوشش انسانی برقرار خواهد ماند. پاستور مردی ساده و مهربان بود غرضی جز خدمت به دانش و انسان نداشت از اغراض دنیوی منزه بود مرگ این دانش مند خیر خواه به سال ۱۸۹۵ در حوالی پاریس اتفاق افتاد

تولد و تحصیل

لویی پاستور در خانواده یک گروهبان مستعفی ِ ارتش شکست خورده ناپلئون بنام ژان ژوزف پاستور به‌دنیا آمد. جد او به شغل دباغی مشغول بود، لوئی پس از گذراندن دو سال تحصیل در دوره دبستان به‌عنوان شاگرد روزانه وارد کولژآربوا شد. او دانش‌آموزی متوسط ِخوب بااستعدادی چشم‌گیر در رشته هنر شناخته می‌شد. در سال ۱۸۴۳ برای بار دوم در آزمون ورودی مدرسه عالی فرانسه شرکت و پس از اتمام تحصیلات، در سن ۲۶ سالگی (۱۸۴۸) به سمت ِ استاد در رشته شیمی دانشگاه استراسبورگ پذیرفته شد. او با تهیه و نوشتن رساله‌هایی درباره فیزیک و شیمی درجه دکترای ِ خود را گرفت. وی در این زمان با نوشتن نامه‌ای به‌رئیس دانشگاه استراسبورگ و کسب ِ موافقت وی، در روز (۲۹ مه ۱۸۴۹) با دختر ۲۲ ساله وی ازدواج می‌نماید. لویی پاستور در این هنگام ۲۶ سال داشت. همسر جوان لویی پاستور، با حمایت از فعالیت‌های علمی شوهرش، مسؤلیت کارهای اداری و دفتری را نیز به‌عهده می‌گیرد.

خانواده

آنها دارای 6 دختر می‌شوند که هرسه قبل از رسیدن به‌سن بلوغ می‌میرند، دختر چهارم و پسری بنام ژان باتیست از آن‌ها پا می‌گیرد که آن پسر بعدها سیاست‌مدار می‌شود. (ژان بابتیست در کودکی به وسیله پدرش از مرگ نجات یافته ولی ۵۰ سال بعد در سال ۱۹۴۰ که آلمان‌ها به فرانسه تاختند و می‌خواستند به‌سردابی که مقبرهٔ پاستور بود و پسرش نگهبانی آن را به عهده داشت به‌زور وارد شوند، با مقاومت روبرو شده و در این برخورد، ژان بابتیست جانش را از دست می‌دهد.)

رد کردن نظریه خلق الساعه پاستور پس از مدتی به فعالیت نورشناسی علاقه‌مند شده و به تحقیقات فراوانی نیز دست می‌زند.

پاستور تحقیقات خود را در مورد عمل تخمیر ادامه داده و در این راستا به نتایج مهمی دست می‌یابد. او به‌این موضوع اساسی پی‌می‌برد که تخمیر نتیجه فعالیت‌های موجودات میکروسکپی و باکتری‌ها می‌باشد.

آزمایش‌های پاستور بر روی موادی مانند چغندر قند، سرکه، شراب و شیر و عصاره گوشت با موفقیت انجام پذیرفت و به فرضیهٔ خودانگیزه‌ای (خود به‌خودی) پایان بخشید.آزمایش پاستور به این ترتیب بود که مقداری عصارهٔ گوشت را درون یک ظرف شیشه‌ای ریخت و روی آن را با استفاده از درپوش بست و برای آزمایش کنترلی به همان مقدار گوشت را درون یک ظرف دیگر به همان اندازه ریخت ولی درِ این یکی را نبست. پس از مدتی مشاهده کرد که آن ظرفی که درش باز بوده بوی بدی می‌دهد و مواد درون آن خراب شده در حالی که ظرفی که درپوش داشت بوی عصارهٔ گوشت را می‌داد و به هیچ عنوان خراب نشده‌بود. پس از این آزمایش او به این نتیجه رسید که هیچ ماده‌ای خودبه‌خود به وجود نمی‌آید بلکه حاصل واکنش دیگر موجودات است. همچنین او دریافت که موجودات زنده‌ای به نام باکتری در هوا وجود دارد و برای اطمینان پنبه‌ای را به عصارهٔ گوشت آغشته کرد و به عنوان درپوش درون سر شیشه‌ای که دارای عصارهٔ گوشت بود گذاشت. بعد از مدتی متوجه شد که پنبه سیاه شده‌است و به وجود باکتری‌ها در هوا یقین پیدا کرد. تلاش علمی این دانشمند بزرگ، جهشی نوین در دانش پزشکی محسوب شده و به عنوان راه‌گشای اکتشافات بعدی در تاریخ بشریت ثبت شده‌است.

پاستور نتایج مطالعات خود را در سوم اوت ۱۸۵۷ به‌آکادمی علوم در شهر (لیل) ارائه و فرضیهٔ خود را مبنی بر تأثیر موجودات ذره بینی و نفوذ اکسیژن در اجسام، و تجزیهٔ آن‌ها، اثبات نمود. کشف واکسن ضد هاری نیز از جمله دست‌آوردهای لویی پاستور است که تا به‌امروز مورد استفاده قرار می‌گیرد.

مرگ

پاستور در سن ۷۳ سالگی در اثر عوارض سکتهٔ مغزی که اولین مورد آن در ۱۸۶۸ اتفاق افتاد و باعث فلج شدن سمت چپ بدنش شد، درگذشت.

وی در تاریخ (۲۸ سپتامبر ۱۸۹۵ (میلادی)) در نزدیکی پاریس درگذشت.

مقبرهٔ او در زیرزمین انستیتو پاستور پاریس می‌باشد.

برگرفته از : http://fa.wikipedia.org


برچسب‌ها: پزشکی, علوم آزمایشگاهی, آزمایشگاه, میکروبیولوژی, پاستور
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1392ساعت 8:43  توسط رضا بنابی  | 

پزشکی کل‌نگر یا طب جامع‌گرا

 

پزشکی کل‌نگر یا طب جامع‌گرا یک مفهوم در حرفه پزشکی است که در آن تمام جنبه‌های نیازهای مردم از جمله نیازهای روانی، جسمی و اجتماعی باید در نظر گرفته شود و به عنوان یک کل دیده شود. همانطور که در بالا تعریف شده، این نگاه جامع در علم پزشکی به طور گسترده‌ای پذیرفته شده است. تعریف‌های مختلف طب جامع، ادعا می‌کنند که بیماری، در نتیجهٔ عدم تعادل فیزیکی، احساسی، معنوی، اجتماعی و زیست محیطی در بدن ایجاد می‌شود.

 

طب جایگزین

در طب جایگزین، باور بر این است که جنبه روحی بیمار نیز باید در پزشکی مورد توجه قرار گیرد.

تمرین‌های طب جایگزین

نکوهش ها

گذشته از اثرات شبه داروها، هیچ مطالعه منتشر شده علمی که اثبات کند پزشکی کل‌نگر در درمان هر بیماری شناخته شده است وجود ندارد. انجمن سرطان آمریکا توصیه می‌کند که اگر اصلا پزشکی کل‌نگر بخواهد مورد استفاده قرار گیرد، باید فقط به همراه پزشکی رایج و نه به عنوان جایگزین استفاده شود.

 

برگرفته از : http://fa.wikipedia.org


برچسب‌ها: پزشکی, علوم آزمایشگاهی, آزمایشگاه, پزشکی کل‌نگر, طب جامع‌گرا
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1392ساعت 12:36  توسط رضا بنابی  | 

 پزشکی جایگزین یا طب جایگزین

 

Lu 2.jpg

منظور از پزشکی جایگزین یا طب جایگزین کلیه روشهای درمانی است که در حیطه پزشکی رسمی (مدرن) قرار نگرفته و یا اثر بخشی آنها اثبات نشده است. انسان در درازای تاریخ شیوه‌های گوناگونی برای درمان و بهداشت بکار برده‌است از پزشکی سنتی تا هومیوپاتی، گیاه درمانی، سنگ درمانی، آب درمانی، فرادرمانی [۱]، انرژی درمانی، پزشکی کهن ایرانی (اوستا، ابوعلی سینا، ابوریحان بیرونی)، مصری و چینی و پزشکی سلولی.

همه روش‌های پزشکی جایگزین یا مکمل در فرایند درمان دارای بخشی غیر قابل تعریف و یا حلقه‌ای گم‌شده می‌باشند که از دیدگاه علم قابل بررسی نیست. این مسئله که در این نوع پزشکی از بیمار چه خواسته می‌شود، مشخص است و تاثیر آن بر بیمار نیز قابل ثبت و ضبط دقیق علمی و قابل تکرار و تجربه است، اما بهبود از نگاه علمی قابل توجیه نیست.[۲]

 

برگرفته از : http://fa.wikipedia.org


برچسب‌ها: پزشکی, علوم آزمایشگاهی, آزمایشگاه, پزشکی جایگزین, طب جایگزین
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1392ساعت 12:34  توسط رضا بنابی  | 

آموزش پزشکی

 

آموزش پزشکی در اصطلاح دانشگاهی به رشته‌ای اشاره دارد که به بررسی مبانی یادگیری و آموزش در پزشکی می‌پردازد. حوزه‌های اصلی آموزش پزشکی شامل دوره آموزش پزشکی عمومی و دوره‌های دستیاری می‌باشد. آموزش پزشکی با تکیه بر نظریه‌های یادگیری به ارائه راهکار و رویکرد در فرآیند آموزش پزشکی می‌پردازد. این رشته در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری تخصصی در بعضی دانشگاههای علوم پزشکی کشور تدریس می شود. همچنین بصورت یادگیری از راه دور نیز در مقطع کارشناسی ارشد ارائه می گردد. همایش آموزش پزشکی بصورت سالانه در یکی از دانشگاههای علوم پزشکی کشور برگزار می گردد.

موضوعاتی که در این رشته بررسی می‌شوند شامل موارد زیر است:

  • بررسی نظریه‌های یادگیری و روش‌های مختلف تدریس
  • بهترین سامانه آموزشی برای یادگیری مفاهیم سلامت و پزشکی (از لحاظ زمان‌بندی و سیر منطقی ارئه دروس)
  • انواع ارزشیابی
  • چگونگی پذیرش دانشجویان در رشته پزشکی
  • آموزش پزشکی مبتنی بر وب

ارتباط نظریه‌های یادگیری با آموزش پزشکی

رفتارگرایی
با تکیه بر رویکرد رفتارگرایی ارائه اهداف آموزشی و بیان دقیق و قابل لمس آن از وظایف اساسی آموزش‌دهنده است. اهداف می‌بایست بر اساس چهار معیار به طور دقیق مشخص شوند: ۱- مخاطب ۲-فعل رفتاری ۳-شرایط و موقعیت انجام رفتار ۴-معیار درستی یا نادرستی
زیربنای آموزش مبتنی بر صلاحیت (به انگلیسی: Competency-based education) رفتارگرایی است.[۱] در این نوع یادگیری تاکید اصلی بر برون‌دادهای یادگیری (به انگلیسی: Learning outcomes) است که می‌بایست قبل از فرآیند یادگیری به طور دقیق تعریف شده باشند.
نظریه‌های یادگیری شناختی (به انگلیسی
Cognitive learning theories)

برگرفته از : http://fa.wikipedia.org


برچسب‌ها: پزشکی, علوم آزمایشگاهی, آزمایشگاه, آموزش پزشکی, توسعه پزشکی
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1392ساعت 12:32  توسط رضا بنابی  | 

میکروبیولوژی پزشکی

 

میکروبیولوژی پزشکی شاخه‌ای از میکروبیولوژی و پزشکی است که به مطالعه میکروارگانیسم‌هایی که در پزشکی اهمیت دارند و قادر به ایجاد بیماری‌های عفونی در انسان هستند، می‌پردازد. [۱] میکروبیولوژی پزشکی شامل مطالعه بیماری‌زایی و اپیدمیولوژی میکروبی و مرتبط با مطالعه پاتولوژی و ایمونولوژی بیماری‌ها است.

این شاخه از میکروبیولوژی از شاخه‌هایی است که به طور گسترده مورد مطالعه قرار گرفته و به دلیل اهمیت فراوان آن در پزشکی، به چند شاخه تقسیم شده است.

همراه با ارائه دانش و درک عمیق از ماهیت پاتوژن٬ این سیر مطالعه در چندین نوآوری ایمونولوژیکی در زمینه علوم پزشکی به کار گرفته شده است. به دلیل تلاش‌های دانشمندان و محققان در زمینه میکروبیولوژی پزشکی٬ از طریق توسعه واکسن در برابر ارگانیسم‌های مهاجم٬ بیماری‌های مرگبار و ناتوان کننده مثل آبله٬ فلج اطفال و سل٬ یا ریشه‌کن شده‌اند یا تا حد زیادی قابل درمان‌اند. میکروب‌ها مرتب در حال تکامل و تغییر هستند و هزاران نسل جدید را در هر سال تولید می‌کنند. به این ترتیب عدم تقارنی در تکامل بشر و انگل‌ها و میکروب‌های آن پدید می‌آید‌‌ که تنها علاج آن تکامل دانش میکروبیولوژی پزشکی است.

شاخه‌های میکروبیولوژی پزشکی

چهار شاخه در میکروبیولوژی پزشکی وجود دارد:

  • باکتری‌شناسی پزشکی
  • ویروس‌شناسی بالینی
  • قارچ‌شناسی پزشکی
  • انگل‌شناسی پزشکی (برخی از انگل‌ها به خاطر اندازه‌شان میکروب محسوب نمی‌شوند.)

سازمان کار

عمدتاً چهار حوزه عمده فعالیت دارد:

  • ارائه مشاوره‌های بالینی بر روی تحقیق، تشخیص و درمان بیماران مبتلا به بیماری‌های عفونی
  • ایجاد و جهت‌دهی به برنامه‌های کنترل عفونت در طول مدت مراقبت
  • بهداشت عمومی و پیشگیری از بیماری‌های واگیر و همه‌گیر
  • جهت علمی و اجرایی آزمایشگاه میکروبیولوژی تشخیصی

برگرفته از : http://fa.wikipedia.org


برچسب‌ها: پزشکی, علوم آزمایشگاهی, آزمایشگاه, میکروبیولوژی, میکروب شناسی
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1392ساعت 12:29  توسط رضا بنابی  | 

ایمنی‌شناسی یا ایمونولوژی

 

ایمنی‌شناسی یا ایمونولوژی یکی از شاخه‌های زیست‌شناسی است که به بررسی انواع واکنش ایمنی جانداران در برابر آنتی ژن‌های بیگانه و روند ایجاد مصونیت در برابر عوامل بیماریزا می‌پردازد.

ایمونولوژی علم شناخت، بررسی و اثبات سیستم‌های دخیل در ایمنی بدن است. این علم هم به جنبه های فیزیولوژیک پاسخ دفاعی بدن به عوامل بیگانه می پردازد و هم به جنبه های پاتولوژیک سیستم ایمنی در l,hvnd مانند بیماریهای خودایمنی ، حساسیت ، نقص ایمنی ، واکسیناسیون و پیوند اعضاء.

سیستم ایمنی بدن

سیستم ایمنی بدن سیستمی پیچیده و در نهایت دقت می‌باشد که شامل اعضاء متنوع، با عملکردی متفاوت و مرتبط می باشند که در صورت کوچکترین تداخل و ناهماهنگی در انجام وظایف اعضاء آن امکان پیدایش اختلالات و ظهور عوارضی وخیم و بعضا غیر قابل برگشت وجود دارد. از جمله اعضاء اصلی و فرعی این سیستم می توان به سلولها (مانند لنفوسیتها، مونوسیتها، ماکروفاژها و سلولهای فرعی و تخصصی دیگر) ، بافت ها (بافتهای لنفاوی، بافت پوششی و ...) و مولکول‌های محلول در خون (مانند آنتی بادی ها، کمپلمان و سایتوکاینها و ... ) اشاره کرد.

دفاع اختصاصی سیستم ایمنی بدن

در این مکانیسم، علاوه بر ماکروفاژها نوعی از گلبول‌های سفید به نام لنفوسیت‌ها نقش دارند که از سلول‌های بنیادین مغز استخوان (مغز قرمز استخوان) حاصل می‌شوند. لنفوسیت‌ها به طور اختصاصی عمل می‌کنند، یعنی یک نوع خاصی از عوامل بیگانه را شناسایی و از بین می‌برند. لنفوسیت‌ها پس از به وجود آمدن نابالغ هستند و برای کسب ویژگی‌های لازم برای شناسایی و مبارزه با میکروب‌ها، باید تکامل یابند. بر اساس محل کسب تکامل، لنفوسیت‌ها را به دو دستهٔ لنفوسیت‌های B و لنفوسیت‌های T تقسیم می‌کنند. لنفوسیت‌های B در مغز استخوان و لنفوسیت‌های T در تیموس تخصص یافته‌اند.

لنفوسیت‌های بالغ توانایی شناسایی مولکول‌ها و سلول‌های خودی را از بیگانه، و نیز مقابله با عوامل بیگانه را به دست می‌آورند و وارد جریان خون می‌شوند. لنفوسیت‌ها بر سطح خود دارای گیرنده‌هایی هستند که از لحاظ شکل هندسی مکمل نوع خاصی از آنتی‌ژن (که بر سطح عوامل بیگانه قرار دارد) است. به این ترتیب، هر لنفوسیت، با داشتن نوع خاصی گیرنده، آنتی‌ژن خاصی را شناسایی کرده و از بین می‌برد. به همین علت می‌گوییم که لنفوسیت‌ها به طور اختصاصی عمل می‌کنند. برخی از لنفوسیت‌ها بین لنف و خون در گردش‌اند، و برخی دیگر در گره‌های لنفی، طحال، لوزه‌ها و آپاندیس جمع می‌شوند.

ایمنی هومورال

آنتی‌ژن و پادتن (آنتی‌بادی) مکمل آن

ایمنی هومورال [۱] بخشی از دفاع اختصاصی است که به مبارزه با باکتری‌ها و ویروس‌های موجود در مایعات بدن می‌پردازد ودر آن لنفوسیت‌های B نقش دارند. لنفوسیت‌های B هنگامی که برای نخستین بار یه آنتی‌ژنی متصل می‌شوند، رشد می‌یابند، تقسیم می‌شوند و طی تغییراتی به پلاسموسیت و سلول‌های B خاطره تبدیل می‌شوند. پلاسموسیت‌ها پروتئین‌هایی به نام پادتن ترشح می‌کنند که در خون محلول هستند. هر نوع پادتن به به نوع خاصی آنتی‌ژن متصل می‌شود و آن را از بین می‌برد. نحوهٔ عمل پادتن‌ها گوناگون است. در بسیاری از موارد پادتن با اتصال به آنتی‌ژن‌های سطح عامل بیگانه، از اتصال آن به سایر سلول‌های بدن جلوگیری می‌کند، و موجب می‌شود میکروب به آسانی توسط ماکروفاژ بلعیده شود. سلول‌های B خاطره نیز در بدن در حالت آماده‌باش می‌مانند و درصورت برخورد دوباره با همان آنتی‌ژن، تعداد بیشتری پلاسموسیت و مقدار کمی سلول خاطره تولید می‌کنند. در نتیجه، پادتن با مقدار و سرعت بیشتر تولید می‌گردد و مبارزه با شدت بیشتری انجام می‌گیرد.

ایمنی سلولی

مکانیسم ایمنی سلولی به مبارزه با سلول‌های آلوده به ویروس و باکتری، و سلول‌های سرطانی می‌پردازد. در این روش، لنفوسیت‌های T نقش دارند. این سلول‌ها نیز، پس از اتصال با آنتی‌ژنی خاص، تکثیر پیدا کرده و انواعی از سلول‌های T را به وجود می‌آورند:

  • سلول‌های T کشنده (یا سیتوتوکسیک): این سلول‌ها توانایی شناسایی و حملهٔ مستیم را به سلول آلوده یا سرطانی دارند. آن‌ها با ترشح پروتئینی به نام پرفورین، منافذی را در این سلول‌ها ایجاد می‌کنند که به مرگ آن‌ها می‌انجامد.
  • سلول‌های T کمک‌کننده: فراوان‌ترین نوع لنفوسیت‌های T می‌باشد که به اعمال دستگاه ایمنی کمک می‌کند. این سلول‌ها، هدف ویروس HIV هستند.
  • سلول‌های T تضعیف‌کننده: این سلول‌ها اعمال سلول‌های T کشنده و کمک‌کننده را کنترل می‌کنند و به پاسخ ایمنی خاتمه می‌دهند و از پاسخ‌های بیش از حد شدید جلوگیری می‌کنند.
    روند پاسخ ایمنی
  • سلول‌های T خاطره: این سلول‌ها در حالت آماده‌باش در بدن می‌مانند.و طریقه ی مبارزه با ویروس را به نسل های بعدی انتقال میدهند.

 

برگرفته از : http://fa.wikipedia.org


برچسب‌ها: پزشکی, علوم آزمایشگاهی, آزمایشگاه, ایمنی‌شناسی, ایمونولوژی
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1392ساعت 12:12  توسط رضا بنابی  | 

الکتروفورز

Electrophoresis

الکتروفورز

الکتروفورز (به انگلیسی: Electrophoresis) به حرکات ذرات در یک مایع تحت میدان الکتریکی گویند. به سبب اینکه ماکرومولکولهای زیستی مانند دی‌ان‌ای و پروتئینها باردار هستند می‌توان با قرار دادن آنها در یک میدان الکتریکی، آنها را بر اساس خواص فیزیکی مانند شکل فضایی، وزن مولکولی و بار الکتریکی، تفکیک کرد. برای این منظور از روشی بنام الکتروفورز استفاده می‌شود. روش‌های مختلف الکتروفورزی برای تفکیک و مطالعه بیومولکولها اعم از اسیدهای نوکلئیک یا پروتئین‌ها ابداع شده‌است.

الکتروفورز ژل

تصویر شماتیک از فرایند الکتروفورز

از یک محیط نیمه جامد (ژل) به عنوان فاز ثابت استفاده می‌شود. این نوع الکتروفورز برحسب نوع ژل به کار گرفته شده به دو نوع الکتروفورز ژل پلی‌اکریل آمید ( PAGE) و الکتروفورز ژل آگارز تقسیم می‌شود. الکتروفورز PAGE دارای قدرت تفکیک بسیار بالائی بوده و برای تفکیک پروتئین‌ها و اسیدهای نوکلئیک به کار گرفته می‌شود. به منظور بررسی پروتئین‌ها با استفاده از PAGE، به سبب اینکه پروتئین‌ها دارای بارهای مختلفی هستند، معمولاً برای اینکه تفکیک فقط براساس وزن مولکولی انجام شود به بافر ماده شیمیائی SDS (سدیم دو دسیل سولفات ) اضافه می‌شود. SDS مولکول بزرگی با بار منفی می‌باشد. این ماده باعث واسرشت شدن پروتئین‌ها شده و به آنها متصل می‌شود. به ازای هر دو اسید آمینه، یک مولکول SDS به پروتئین متصل می‌شود که باعث القاء بارمنفی متناسب با وزن مولکولی به پروتئین می‌شود. هر چه غلظت پلی اکریل آمید بیشتر باشد قدرت تفکیک ژل بیشتر خواهد بود و مولکول‌های دارای وزن مولکولی نزدیک به هم را بهتر تفکیک می‌نماید.

برای تفکیک اسیدهای نوکلئیک در صورت امکان از ژل آگارز استفاده می‌شود. تهیه ژل مزبور به مراتب سریعتر وآسانتر از ژل پلی اکریل آمید بوده و هزینه کمتری را در بر می‌گیرد. معمولاً برای تفکیک قطعات بزرگ DNA (بزرگ‌تر از ۵۰۰ جفت باز) در صورتیکه هدف صرفاً بررسی کیفی و تفکیک باشد استفاده از ژل آگارز انتخاب اول است. برای تفکیک قطعات کوچک DNA دو رشته‌ای و قطعات DNA تک رشته‌ای از ژل پلی اکریل آمید استفاده می‌شود. قدرت تفکیک ژل‌های مزبور ارتباط مستقیمی با غلظت آنها دارد. برای مثال، برای تفکیک قطعاتی به اندازه ۱۰۰ جفت باز از آگاروز ۳٪ و برای قطعات حدود ۲۰۰۰ جفت باز از آگارز ۸/۰ ٪ استفاده می‌شود. در صورتیکه نیاز به تفکیک DNA به صورت تک رشته‌ای باشد، از مواد واسرشت کننده نظیر اوره، فرمالدهید یا فرمامید در ژل هم‌زمان با الکتروفورز استفاده می‌شود. به این نوع ژل‌ها، ژل واسرشت کننده می‌گویند. چنین ژل هائی پیچ و تاب‌های اسیدهای نوکلئیک را از هم باز کرده و بنابراین تفکیک مولکول‌ها فقط براساس طول و نه ساختار دوم انجام می‌شود. در این ژل‌ها مولکول‌های کوچک‌تر در مقایسه با مولکول‌های بزرگ‌تر سریعتر حرکت کرده و مسافت بیشتری را طی می‌کنند. از روش PAGE برای بررسی جهش‌ها و تعیین توالی دی‌ان‌ای استفاده می‌شود.

الکتروفورز کافی

آند این دستگاه از جنس گرافیت است. همین ویژگی سبب کاهش چشمگیر قیمت آن شده است.

دستگاه الکتروفورز هوشمند

پس از سالها خدمت الکتروفورز ساده به علوم مولکولی، ناگذیر الکتروفورز هوشمند طراحی گردید. این سیستم قادر است. پس از رؤیت باندهای آبی رنگ DNA تماس تلفنی با کاربر خود برقرار نموده و دستور خاموش شدن را به صورت تلفنی دریافت کند. توانایی دیگر این سیستم حیرت برانگیز کنترل دمای بافر و مقدار بافر می باشد. این نوع الکتروفورز از طریق سیستم پمپینگ مقدار بافر نشت کرده به تشتک پایین را به تشتک بالا انتقال می دهد و از طریق E-cooler دمای مضر سیستم را کاهش می دهد.

مزیت های الکتروفورز هوشمند

۱- اعلام هشدار پایان کار الکتروفورز
۲- خنک سازی الکترونیکی در کمترین حجم با استفاده از E-cooler ۲
۳- تنظیم مقدار بافر تشتک ها
۴-اعلام وضعیت های بحرانی از طریق تماس تلفنی خودکار
۵- اعلام هشدار قطع جریان برق الکترودها

 

برگرفته از : http://fa.wikipedia.org


برچسب‌ها: پزشکی, علوم آزمایشگاهی, آزمایشگاه, الکتروفورز
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1392ساعت 12:9  توسط رضا بنابی  | 

پادتن فلورسانت

Direct fluorescent antibody

پادتن فلورسانت یا (به انگلیسی: Direct fluorescent antibody) (DFA) یکی از روشهای انجام آزمایشهای سرم‌شناسی است که به بررسی پادگنهای موجود در سرم خون با افزودن پادتن فلورسانس شده به نمونه میپردازد.

توصیف آزمایشهای سرم شناسی

آزمایشهای سرم شناسی اغلب براین اساس استوار هستند که بجای یافتن یک آنتی ژن یا عامل بیماریزا در بدن آسانتر است که پاسخ اختصاصی بدن به آن آنتی ژن (آنتی بادی) را جستجو کرد مثلاً بجای جستجوی ویروس ایدز ، آنتی بادی علیه ویروس ایدز در بدن را سنجید ؛ بالابودن سطوح آنتی بادی در خون نشانه مواجهه فرد با ویروس ایدز است.

روشهای انجام آزمایشهای سرم شناسی عبارتند از: تست الیزا ، آگلوتینه شدن ، پرسیپیتاسیون ، تست فیکاسیون کمپلمان و فلورسانت آنتی بادی

  • تست فلورسانت آنتی بادی: این تست نوعی روش مستقیم بررسی آنتی ژن است برخلاف روش وسترن بلات که روش غیرمستقیمی است. یکی از کاربردهای این روش جستجوی آنتی‌ژن هاری در موارد مشکوک است.

برگرفته از : http://fa.wikipedia.org


برچسب‌ها: پزشکی, علوم آزمایشگاهی, آزمایشگاه, پادتن فلورسانت
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1392ساعت 12:6  توسط رضا بنابی  | 

وسترن بلاتینگ

وسترن بلاتینگ یکی از روشهای بلاتینگ است که برای تشخیص و آنالیز پروتئین‌ها استفاده می‌شود. این روش یک آزمایش تأییدکننده است و وجود نوعی پادتن(ایمونوگلوبولین نوع جی) برعلیه چند نوع پروتئین ویروسی را بررسی می‌کند . این روش در مقایسه با تست الیزا٬ اختصاصی‌تر است ولی از حساسیت کمتری برخوردار است و چون آزمایشی نسبتاً گران محسوب می‌شود٬ به عنوان اولین آزمایش انجام نمی‌گیرد و بیشتر در تأیید نتایج مثبت شده تست الیزا بکار می‌رود. تست وسترن بلات در همراهی با تست الیزا٬ بیش از ۹۹٪ مورد اطمینان خواهد بود.

مراحل وسترن بلاتینگ

این روش آزمایشگاهی دارای ۳ مرحله است: اول انتقال به ژل الکتروفورز دوم انتقال به غشاء نیتروسلولز و سوم شناسایی پروتئین اختصاصی. ابتدا پروتئین‌های تفکیک شده بر روی ژل الکتروفورز به غشاء منتقل می‌شود. سپس از پادتن‌ها (آنتی بادی‌ها) برای مشخص کردن پروتئین‌ها استفاده می‌شود. برخلاف روش ، روش وسترن بلات یک روش غیر مستقیم جستجوی پادگن است.

 

برگرفته از : http://fa.wikipedia.org


برچسب‌ها: پزشکی, علوم آزمایشگاهی, آزمایشگاه, وسترن بلاتینگ
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1392ساعت 12:3  توسط رضا بنابی  | 

تاسیس آزمایشگاه

سلام به دوستان عزیز

دیروز که داشتم آیین نامه تاسیس آزمایشگاه رو می خوندم به نکته جالبی برخوردم که درج اون در وبلاگ خالی از لطف نیست!

قسمتی از آیین نامه که مدرک شخص موسس آزمایشگاه رو تعیین می کنه ( توجه کنید) :

 اشخاص حقيقي متقاضي تاسيس آزمايشگاه بايد داراي يكي از مدارک ذيل باشند :

1-  دكتري تخصصي آسيب شناسي باليني يا تشريحي ( يا هردو )     

2-  دكتري  تخصصي علوم آزمايشگاهي

3-  دكتراي حرفه اي علوم آزمايشگاهي

4-  دكتري تخصصي یا دارندگان مدرک ( PHD) با گرایش بالینی در یک یا چند مورد از موارد قید شده درماده 3

 خوب، مشاهده کردید؟

مدارک شماره ۲ و ۳ که الان دیگه وجود نداره! می مونه مدارک شماره ۱ و ۴

حالا ماده ۳ شامل چه رشته هایی میشه ؟ باهم ببینیم:

الف) بيوشيمي

ب) خون شناسي

ج )بانک خون وایمونوهماتولوژی

د) ميكروب شناسي(باكتري شناسي، انگل شناسي، ويروس شناسي، قارچ شناسي)

ه) ايمني شناسي و سرم شناسي

و) آسيب شناسي تشريحي (سيتوپاتولوژي و پاتولوژي)

ز) ژنتيك پزشكي

ح)سيتوژنتيك پزشكي

  خوب ....اینم دیدید؟

حالا قسمت جالبش اینجاست:

شرایط مسوول فنی آزمایشگاه بودن رو با هم میبینیم:

( منظور همون کسی که به تنهایی می تونه آزمایشگاه تاسیس کنه)

فصل هفتم )  مسئول فني:

ماده 21 -  مسئول فني بايد داراي يكي از مدارك زير باشد:

1- دكتراي تخصصي آسيب شناسي باليني يا تشريحي(يا هر دو)

2-دكتراي تخصصي علوم آزمايشگاهي

3-دكتراي حرفه اي علوم آزمايشگاهي

4-دكتري تخصصي تك رشته اي علوم آزمايشگاهي ( در بخش مربوطه )

تبصره 1- آزمایشگاه صرفا آزمایشاتی را می تواند انجام دهد که مسئول فنی مربوطه را داشته یاشد .

تبصره 2-متخصصين تك رشته اي تنها مسئوليت فني آزمايشگاهي را مي توانند بپذيرند كه در همان رشته فعاليت مي نمايند. در صورتيكه متخصصان تك رشته اي بخواهند مسئوليت فني آزمايشگاه تشخيص پزشکی را بپذيرند لازم است چهار نفر از چهار رشته همزمان معرفي شوند.

 

 ملاحظه نمودید؟ باز بگید راجبه مشکلات صحبت نکنم!

خوب دوست متخصصی که خودت پزشک هستی و این آیین نامه رو تصویب کردی،

دلسوزه جامعه علوم آزمایشگاهی ...

مگه دکتری تخصصی آسیب شناسی ( که توی ردیف اول هم نوشتینش ... آخر تواضع ) یک رشته تخصصی نیست؟

مگه نباید اون هم مثل تک رشته های پی اچ دی فقط بتونه مسوول قسمت پاتولوژی باشه و نه مسوول فنی کل آزمایشگاه؟

چرا در یک رشته ( که اون هم به صورت کاملا تصادفی از تخصص های رشته پزشکی هست) یک نفر می تونه مسوول فنی باشه ولی کسایی که رشته شون علوم آزمایشگاهی هست اونم بعد از ۴ آزمون واقعا سخت باید برای تاسیس آزمایشگاه به دنبال ۳ تا پی اچ دی دیگه بگردند تازه اونم با شرایط و جلب موافقت همون دوستان

 ( که در عمل یعنی نمی تونن آزمایشگاه تاسیس کنن...سنگ بزرگ علامت نزدنه دیگه )

آخه مسوول دلسوزی که این آیین نامه رو نوشتی و خودتم حتما یعنی تصادفا آزمایشگاه داری این رسمشه؟

ای کاش همه به حق خودشون قانع بودند و می دونستند این درآمدی که با این ایین نامه ها درمیارند درآمد نیست بلکه حق الناسه و بعدا باید جواب پس بدن

برگرفته از : http://www.ajums.blogfa.com/cat-18.aspx


برچسب‌ها: علوم آزمایشگاهی, آزمایشگاه, تاسیس, میکروبیولوژی, شرایط
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1392ساعت 9:5  توسط رضا بنابی  | 

زین‌الدین ابوالفضایل اسماعیل بن حسین جرجانی :

سید اسماعیل

زین‌الدین ابوالفضایل اسماعیل بن حسین جرجانی معروف به سید اسماعیل پزشکی ایرانی بود که به‌ عربی و فارسی می‌نوشت‌. او در ۴۳۴ قمری از گرگان در شرق دریای خزر برخاست و در دربار خوارزم برآمد و در ۱۱۳۵ ـ ۱۱۳۶میلادی مطابق با ۵۳1 قمری، درگذشت‌.

ذخیره‌خوارزمشاهی

وی رساله‌ ی طبی مفصلی به ‌فارسی نوشت به ‌نام ذخیره خوارزمشاهی‌، که‌ احتمالاً اندکی پس از ۱۱۱۰میلادی ، برای قطب‌الدین محمد (پادشاهی‌اش از ۱۰۹۷ تا ۱۱۲۷میلادی)، تألیف‌ شده است‌. احتمالاً این نخستین دایرةالمعارف طبی بود که به ‌جای عربی به ‌فارسی نوشته می‌شد و از کتب پایه و جامع در پزشکی سنتی امروز است.

ذخیره شامل قریب 750000 واژه‌، در نه کتاب (۷۵ باب‌، ۱۱۰۷ فصل‌) است‌، و کتاب دهمی به‌ نام کتاب قرابادین بعداً بدان ضمیمه شده است‌. برای جانشین قطب‌الدین‌، اتسز (پادشاهی‌اش از ۱۱۲۷ تا ۱۱۵۶میلادی)، رساله‌ٴ دیگری نوشت به نام اَغراض الطب که (بیشتر براساس ذخیره بود) و در حدود ۱۱۲۷ ـ ۱۱۳۵میلادی، به اتمام رسید. خلاصه‌ای از ذخیره را مترجم ناشناسی به عبری ترجمه کرد. این امر بسیار مهم است‌، چون‌ از آثار طبی فارسی عملاً هیچ ترجمه‌ ی دیگری به‌عبری وجود ندارد.

سایر آثار

مشخص نیست سایر آثار جرجانی ابتدا به فارسی نوشته شده‌، یا عربی یا به هر دو زبان یا به چه‌ زبانی‌. در زیر نام و مشخصات چند اثر دیگر وی ذکر شده است :

  1. التذکره االاشرفیه فی‌الصناعه الطبیه : مجموعه‌ ای است طبی که آن را به علاءالدین پسر ایل ارسلان اهدا کرد.
  2. خفی علایی : در ۱۱۱۳میلادی ، خلاصه‌ ی فشرده‌ای از التذکره را در دو کتاب تکمیل کرد و آن را خفی علایی نام‌ نهاد.
  3. المُنَـبٍه  : یک رساله‌ٴ فلسفی که در آن پوچی تمایلات دنیوی را بیان کرده است‌.
  4. الاغراض الطبیه و المباحث العلائیه.

برگرفته از : http://fa.wikipedia.org


برچسب‌ها: علوم آزمایشگاهی, پزشکی, سید اسماعیل, زین‌الدین ابوالفضایل اسماعیل بن حسین جرجانی, طب اسلامی
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392ساعت 9:45  توسط رضا بنابی  | 

علوم آزمایشگاهی

LabMachines.jpg

علوم آزمایشگاهی یکی از شاخه‌های علوم پزشکی است و بیشتر با آنالیز آزمایشگاهی خون، مایعات و بافت‌های بدن انسان با هدف تشخیص بیماری، پیگیری درمان و حفظ سلامت افراد جامعه سر و کار دارد. [۱]

رشته دانشگاهی

در ایران رشته علوم‌آزمایشگاهی در مقطع کارشناسی پیوسته ۱۳۰ واحد دارد که ۱۶ واحد آن کارآموزی در مراکز درمانی است.[۲] دوره کاردانی دارای ۷۲ واحد است.[۳]همچنین در دوره کارشناسی ناپیوسته ٦٥واحد درسی ارائه می شود.[۴]

دروس علوم آزمایشگاهی هم پوشانی زیادی با دروس علوم پایه پزشکی دارد. مانند:[۵]

ردیف نام درس ردیف نام درس
١ آناتومی ٩ ایمنی شناسی
٢ آسیب شناسی ١٠ خون شناسی
٣ میکروب شناسی ١١ ایمونوهماتولوژی
٤ باکتری شناسی ١٢ بانک خون
٥ ویروس شناسی ١٣ زیست شناسی
٦ قارچ شناسی ١٤ بیوشیمی
٧ انگل شناسی ١٥ زبان تخصصی
٨ بافت شناسی

روز بزرگداشت علوم آزمایشگاهیان

روز ۳۰ فروردین از سال ۱۳۸۲ با گرامی‌داشت دانشمند ایرانی، سید اسماعیل جرجانی، بنیانگذار علم آزمایشگاه عنوان روز علوم آزمایشگاهیان تعیین شد.[۶] کشور توسط نظام پزشکی نیز برگزار می شود.[۷]

برگرقته از : http://fa.wikipedia.org


برچسب‌ها: علوم آزمایشگاهی, بالینی, پزشکی, پیراپزشکی, علوم آزمایشگاهی بالینی
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392ساعت 9:41  توسط رضا بنابی  | 

 علوم آزمایشگاهی دامپزشکی ، با بن بستهای زیاد

 

گردآوری و نویسنده : رضا بنابی rezabonabi@yahoo.com

رشته علوم آزمایشگاهی دامپزشکی در سالهای اخیر تاسیس شد(طبق مصوبه مورّخ 16/04/1370 در گروه : پزشکی ، کمیته تخصصی : دامپزشکی ، وزارت علوم) تا بن بستی که کاردان های دامپزشکی به آن دچار بودند از نظر کار و تحصیل و تخصص را بر طرف کند ولی خود متاسفانه بن بست دیگری در مقطع دیگری ایجاد نمود،هم از نظر ادامه تحصیل وهم از نظر اشتغال چون از هر دو نظر این رشته همانند شتر مرغ می نمود که از یک طرف علوم آزمایشگاهی و مرتبط با علوم آزمایشگاهی بالینی که خود علوم آزمایشگاهی پزشکی این رشته را قبول ندارند و از طرفی دامپزشکی است که عملا کارهای مربوط به کلینیک های دامپزشکی را نمی توانند انجام دهند و صرفا تحت نظر یک دکتر دامپزشک در بخش های تحت امر آنها خدمت می کنند(در رسته آزمایشگاهی) در نتیجه

الف-از منظر اشتغال ؛ این رشته هم از نظر دکترهای علوم آزمایشگاهی و پزشکان پاتولوژیست و هم دکترهای دامپزشک تکلیفش آنچنان روشن نیست که عملاً هم از اینجا مانده اند و هم از آنجا رانده.به دامپزشکان مراجعه می کنید می گوید یا کاردان لازم دارم یا دکتر و بسیار کم پیش می آید که دقیقا علوم آزمایشگاهی دامپزشکی در سرجای خودش بکار گرفته شود همچنین در بخش دامپزشکی اکثراً لیسانس علوم آزمایشگاهی دامپزشکی کار و حقوق یک کاردان دامپزشکی را انجام داده و دریافت می کند.از سویی از نظر دکترهای علوم آزمایشگاهی و پزشکان پاتولوژیست و اصولا در آزمایشگاههای تشخیص طبی جایگاه و پایگاهی ندارند مگر آنکه مسئول آزمایشگاه با توجه به کمبود نیرو و بدلیل اینکه برای یک کارشناس یا کاردان علوم آزمایشگاهی پزشکی کلی اصرار کند و خواهش کند و پول بیشتری هم بعنوان حقوق پرداخت کند از کارشناسهای بیکار علوم آزمایشگاهی دامپزشکی،از همه جا رانده شده بهره برداری می کند.(با حقوق کمتر)در زمانی که بنده فارغ التحصیل این رشته بودم یعنی سالهای 1382 و قبل از آن چون رشته کاملاً نو و جدید بود و در جامعه و حتی میان متخصصین امر آگاهی چندانی وجود نداشت و نیز صرفاً در وزارت علوم (دانشگاههای دولتی) اجرا می شد در نتیجه بازار کار بد نبود و پزشکان پاتولوژیست و دکترهای علوم آزمایشگاهی نا دانسته به جذب این قشر جدید می پرداختند(البته در آن زمان هم عده ای از دامپزشکان با استثمار و سوءاستفاده از آنها هزار جور کار مختلف بر دوش این قشر می نهادند از کارهای دیپلم تا کاردان و کارشناس و تا حتی کارهای درمانگاههای خود را!!) در نتیجه کارشناسان علوم آزمایشگاهی دامپزشکی ترجیح می دهند درصورتیکه امکانش باشد در آزمایشگاههای تشخصی طبی کار کنند تا اینکه زیر تیغ استثمار دامپزشکان قرار گیرند.از وقتی که پای دانشگاه آزاد اسلامی به کار پذیرش دانشجوی علوم آزمایشگاهی دامپزشکی باز شد فاتحه این رشته هم خوانده شد و ارزشی که قبلا به این رشته کمی قائل بودند هم بدلیل کاهش کیفیت علمی و نیز زیاد شدن تعداد فارغ التحصیلان و آگاهی یافتن وزارت بهداشت از اشتغال فارغ التحصیلان این رشته در بخش آزمایشگاههای پزشکی کاملا از بین رفت.

ب.از منظر ادامه تحصیل ؛ یک کارشناس علوم آزمایشگاهی دامپزشکی با گذراندن واحدهای درسی بسیار سنگین و زیاد در مقاطع کاردانی و کارشناسی ناپیوسته که مطالعات آزمایشگاهی سلامت و بیماری های حداقل چهار یا پنج نوع دام اهلی بانضمام موارد استثنا مثلاً پاتولوژی دامهای اهلی را مطالعه می کردیم حتی می رسید به فیل و شتر و زرافه که موارد استثنا هم چند مورد بود بایستی آنها را برای امتحانات مطالعه می کردیم که کاری بسیار دشوار است در حالیکه دوستان علوم آزمایشگاهی پزشکی مان فقط انسان را مطالعه می کردند در ضمن دغدغه اشتغال هم عمدتاً ندارند ، در حالی که پدر بچه های علوم آزمایشگاهی دامپزشکی در می آمد.در نهایت وقتی سراغ کار می رفتیم مثلاً پست "مسئول آزمایشگاه" و یا "مسئول فنی" کارخانه شیر پاستوریزه که شخصاً تجربه درخواست به آنجا را دارم ارجاع دادند به معاونت غذا و داروی دانشگاه علوم پزشکی در آنجا لیست مشاغلی که امکان کار تحت عنوان شغلی فوق را داشت شامل رشته هایی مثل علوم آزمایشگاهی پزشکی،شیمی،مواد غذایی و چند رشته دیگر که زیاد هم مرتبط نبودند مانند خود شیمی ولی اسمی از علوم آزمایشگاهی دامپزشکی نبود در حالی که در مقاطع کاردانی و کارشناسی تغذیه،بهداشت مواد غذایی،بهداشت و بازرسی گوشت،آزمایشگاه مواد غذایی و چندین واحد درسی مرتبط را گذرانده بودیم ولی در شیمی و حتی خود علوم آزمایشگاهی پزشکی این واحدهای درسی یا نیست یا بسیار کمتر از ما مطالعه می شود. نتیجه این است که کارشناس علوم آزمایشگاهی دامپزشکی نمی توانست حتی در کارخانه شیر پاستوریزه هم کار پیدا کند.(طبق لیست معاونت غذا و داروی وزارت بهداشت) کار بدینجا ختم نمی شود در بحث ادامه تحصیل در اکثریت رشته های علوم پایه پزشکی رشته علوم آزمایشگاهی پزشکی امکان آزمون دادن دارد ولی رشته علوم آزمایشگاهی دامپزشکی امکان حتی آزمون دادن هم ندارد شاید چهار یا پنج رشته مشخص امکان تحصیلش در علوم پایه پزشکی برایمان موجود باشد آن هم با رقابت با دوستان علوم آزمایشگاهی پزشکی که دقیقا سرفصل هایی را گذرانده اند که در امتحانات فوق لیسانس از آنها سئوال می آید ولی برای علوم آزمایشگاهی دامپزشکی سرفصل متفاوت بوده و تاکید شدیدی بر دامپزشکی بودن داشته است.اخیرا چند رشته علوم پایه در بخش دامپزشکی تاسیس شده است که متاسفانه در آزمون اخیر از سئوالات و سرفصل های رشته علوم آزمایشگاهی پزشکی اغلب استفاده شده بود تا علوم آزمایشگاهی دامپزشکی.در ادامه تحصیل ، ما حق شرکت در رشته های مشخص شده در دفترچه را داریم هم در مقطع کاردانی به کارشناسی ناپیوسته و هم در کارشناسی به کارشناسی ارشد ولی رشته علوم آزمایشگاهی پزشکی بدون هیچگونه مشکلی هم می تواند در آزمون کارشناسی ناپیوسته و هم کارشناسی ارشد رشته های گروه دامپزشکی شرکت کند و قبول شود و تحصیل کند در حالیکه بر عکس آن در کارشناسی ناپیوسته قطعا میسر نیست و در کارشناسی ارشد تنها در چند رشته کاملاً محدود گردیده است.جالب اینکه در دفترچه آزمون سراسری فوق لیسانس ، این رشته زیر مجموعه علوم آزمایشگاهی پزشکی طبقه بندی شده است.علت اصلی هم این است که ما در وزارتخانه هایی مثل بهداشت ، علوم و سازمان های دامپزشکی کشور و نظام دامپزشکی و نظام پزشکی در حقیقت هیچگونه متولی و مسئول و دلسوزی نداریم چون تصمیم گیرندگان مان عزیزان دکترهای دامپزشکی است که اصلا ما را قبول ندارند و رشته مان را یک کار اضافه و باطل می شمارند و از سوی دیگر نیز پزشکان و دکترهای علوم آزمایشگاهی قرار دارند که در حقیقت آنها نیز صرفا از رشته علوم آزمایشگاهی پزشکی حمایت می کنند در نتیجه هم کار و اشتغال و هم ادامه تحصیل کارشناسان علوم آزمایشگاهی دامپزشکی همواره با مشکلات بسیار فروانی مواجه شده است و من شخصاً با آن مواجه و شاهد آن بوده ام.(اخیراً هم با مراجعه به آزمایشگاههای مختلف تشخیص طبی برای کار نیم وقت در بعد از ظهرها از بکار گیری بنده با توجه به پسوند دامپزشکی رشته ام سر باززده اند.)

جهت استحضار دوستان اکثر بیماریهای پستانداران اعم از انسان یا دام مشترک بین انسان و دام است که در اصطلاح زئونوز گفته می شود که در راس آن بیمارهایی خطرناک و مسری مثل توبرکلوزیس (سل) ، بروسلوزیس (تب مالت) ، آنتراکس یا شاربن (سیاه زخم) و نیز در مطالعات غیر میکروبی نیز مثلا در بخش بیوشیمی ما قند خون دام را انجام می دهیم که رِنج سلامتی و بیماری اش مشخص است و برادران علوم آزمایشگاهی پزشکی قند خون انسان را مطالعه می کند با رِنج سلامت و بیماری مشخص و روش تست/اندازه گیری/آزمایش در هر دو مورد یکسان است ولی نتایج یکی مختص دام و دیگری انسان است.جالب اینکه دوستان علوم آزمایشگاهی پزشکی در تمام زمینه های آزمایشگاهی پزشکی،دامپزشکی،تغذیه و صنایع غذایی امکان کار و اشتغال دارند در صورتیکه ما به جز دامپزشکی حتی در آزمایشگاههای صنایع غذایی و فرآورده های دامی مانند کارخانجات شیر پاستوریزه نیز نمی توانیم کار بکنیم که این دیگر ظلم عظیم و نابخشودنی است.

***************

طبق مصوبه مورّخ 16/04/1370 در گروه : پزشکی ، کمیته تخصصی : دامپزشکی ، وزارت علوم

تعریف و هدف از رشته کارشناسی ناپیوسته علوم آزمایشگاهی دامپزشکی :

هدف تربیت کارشناسانی است که از عهده انجام آزمایشات بیوفیزیکی،بیوشیمیایی،هماتولوژی،آسیب شناسی،باکتری شناسی،ویروس شناسی،قارچ شناسی،انگل شناسی،سم شناسی،تجزیه مواد خوراکی(انسان و دام) و سایر آزمایشهای مشابه را در سطحی عالی تر نسبت به مقطع کاردانی زیر نظر دامپزشکان عمومی و یا متخصص در مراکز علمی،آموزشی،پژوهشی و خدماتی در سازمانهای ذیربط برآیند.

نقش و توانایی های این رشته :

1-انجام آزمایشات مختلف در رابطه با تشخیص،پیشگیری و ریشه کنی بیماری های دامی در بخش های دولتی یا خصوصی.

2-مدیریت فنّی و اداری آزمایشگاههای دامپزشکی تحت نظارت علمی دامپزشکان.

3-انجام آزمایشات گوناگون در رابطه با انجام طرحهای تحقیقاتی در مراکز آموزشی و پژوهشی.

4-آماده سازی دستگاهها و انجام آزمایشات ذیربط در رابطه با دروس عملی دانشجویان دانشکده ها و آموزشکده های دامپزشکی کشور.

ضرورت و اهمیت این رشته :

اهمیت و ضرورت تشکیل این دوره با توجه به موارد زیر می باشد :

1-نیاز آزمایشگاههای مراکز دامپزشکی استانها وابسته به سازمان دامپزشکی کشور.

2-نیاز آزمایشگاههای دانشکده ها و آموزشکده های دامپزشکی کشور.

3-نیاز موسسات تحقیقاتی علوم دامپزشکی.

4-نیاز آزمایشگاههای بخش خصوصی.


برچسب‌ها: دامپزشکی, علوم آزمایشگاهی, علوم آزمایشگاهی دامپزشکی, مشکلات, معضلات
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392ساعت 17:41  توسط رضا بنابی  |