کنترل مگس میوه زیتون

کنترل مگس میوه زیتون

اهمیت اقتصادی آفت:

لارو مگس زیتون با تغذیه از گوشت میوه ، باعث ریزش میوه ها قبل از برداشت ، کاهش روغن زیتون و ورود قارچهای پاتوژن از محل سوراخ ورودی لاروها شده و اسیدیته داخل میوه ها را 2 تا 4 برابر افزایش می دهد.

**درختان با میوه بزرگتر و ارقام زودرس مانند ماری به عنوان محل تجمع آفت محسوب می شوند که قبل از سایرین آلوده می شوند، لذا در ردیابی آفت توجه ویژه به این درختان گردیده و مبارزه به هنگام صورت گیرد.** 

-           جمع آوری و انهدام میوه های آلوده ریخته شده بر روی زمین و میوه های باقیمانده بر روی درختان

  (قرار دادن در کیسه های پلاستیکی،دفن عمیق و در صورت امکان سوزانده آنها)

-           شخم و پا بیل زدن پای درختان در فصل زمستان

-           برداشت به هنگام میوه زیتون در پاییز

  (برای میوه های روغنی زمانی که 25درصد از زیتونها سبز، 25درصد زرد،25 درصد بنفش و 25 درصد سیاه است،برداشت توصیه می شود)

-           استفاده از کارتهای زرد چسبنده

   ( کارتهای زرد در یک سوم بالایی درخت و در سمت جنوب غربی تاج درختان  نصب و اطراف تله ها به فاصله 30-20 سانتی متر شاخه ها و برگهای درختان قطع گردند.)

-           مدیریت کف باغ و مبارزه با علفهای هرز باغات و همچنین هرس مناسب جهت تهویه مناسب در داخل تاج درختان

-     نصب بطریهای نوشابه حاوی پروتئین هیدرولیزات 3 درصد در روی درختان

بیماری های درختان زیتون

بیماری های درختان زیتون

 لكه طاووسي زيتون (Olive Peacock Spot)


عامل بيماري :
Spilocaea oleagina


رده بندي عامل بيماري :  Deuteromycota , Deuteromycetes , Hyphales  , Dematiaceae

علائم و خسارت :
اين بيماري به نام لكه چشم پرنده اي (Bird's Eye Spot) زيتون هم خوانده مي شود. علائم به صورت لكه هايي است كه روي برگها، ميوه ها و دم ميوه ها بوجود مي آيند ولي اكثر آنها روي برگها ديده مي شوند. روي برگ، اين لكه ها گرد يا حلقوي و ابتدا دودي رنگند ولي بعدا به رنگ قهوه اي در مي آيند كه هاله اي زرد رنگ اطراف آنها را گرفته است. اين لكه ها در ظاهر شبيه به لكه هاي چشم مانند روي پرهاي دم طاووس است و به همين دليل به اين بيماري لكه طاووسي مي گويند. اگر تعداد لكه هاي ايجاد شده روي دمگل ها (Pedicel) زياد باشد، باعث ريزش شديد ميوه مي شود. برگهاي آلوده كلروزه شده، در نهايت مي ريزند. سرشاخه ها نيز ممكن است در اثر ريزش برگها از بين بروند. ريزش شديد برگها باعث ضعيف شدن درخت يا مرگ درختان كوچك مي شود و مقدار محصول كاهش مي يابد. البته چند سال طول مي كشد تا بيماري روي درخت به صورت حاد درآيد.

بيولوژي :
قارچ درون لكه هاي موجود در برگهايي كه روي درخت باقي مانده اند، زمستان گذراني مي كند.كنيدي هايي كه در برگهاي ريخته شده تشكيل مي شوند، نقش بسيار كمي در گسترش بيماري دارند. ايجاد آلودگي رابطه نزديكي با بارندگي دارد و بيشتر آلودگي ها در طول زمستان ايجاد مي شوند. دماهاي بالا جوانه زدن و رشد اسپورها را محدود مي كند. به همين دليل بيماري در طول تابستان هاي گرم و خشك غيرفعال است. در مناطقي كه تابستان خشك و زمستان هاي ملايم دارند، دوره مناسب بيماري پاييز و زمستان ، و درنواحي كه زمستان سردتر است، بهار و اوايل تابستان مي باشد.
آلودگي هايي كه در فصل اخير ايجاد شده اند، مي توانند در فصل بعدي آشكار شوند چون قارچ مي تواند در شرايط نامناسب به صورت نهان (Latent) باقي بماند. در شرايط مناسب، دوره نهفته بيماري (Incubation Period) حدود دو هفته است.
اپيدميولوژي :
شرايط مناسب براي توسعه بيماري عبارتند از : يك تا دو روز رطوبت نسبي بالا ( نزديك به اشباع )، دامنه دمايي گسترده ولي اپتيمم بين 21- 18 درجه . تابستان هاي گرم و خشكيهای  طولاني مدت از عوامل محدود كننده بيماري اند.
مبارزه :
رطوبت و سايه اندازي كنوپي را كاهش دهيد. با هرس عبور هوا را در شاخ و برگ افزايش دهيد اين كار در باغهاي متركم و نهالستان ها اهميت دارد.
همانطور كه در بخش مبارزه با گره زيتون گفته شد، عليه اين بيماري از سموم مسي استفاده مي شود كه معمولا يكبار سمپاشي در سال، در اواخر پاييز، قبل از شروع بارندگي هاي زمستانه كافي خواهد بود


 سرکوسپوريوز زيتون           Cercosporiose Of Olive


عامل بيماری :
Mycocentrospora  cladosporioides


رده بندی عامل : Deuteromycota , Deuteromycetes , Hyphales

علائم و شرح بيماری:
قارچ داراي اسكلروت هايي به رنگ قهوه اي مايل به سبز، دايره اي يا تا حدودي سيلندري شكل است. كنيدي ها سبز زيتوني و كمي خميده هستند و 6-2 عدد ديواره عرضي دارند. اين قارچ باعث بوجود آمدن لكه برگي هاي خفيفي در زيتون مي شود. علائم به شكل لكه هاي خاكستري تا سربي رنگي است كه در سطح زيرين برگ وجود دارند و بعدا كاملا سياه رنگ مي شوند. سطح بالايي برگها كلروزه يا زرد شده، برگهاي مسن تر شاخه هاي خارجي تاج درخت، به ويژه در طول بهار و تابستان، مي ريزند.
بيولوژي:
اسكلروت ها عمل بقاي قارچ هستند و ميسليوم هاي جديد از آنها بوجود آمده، در سطح زيرين برگ رشد مي كنند. البته گاهي قارچ روي ميوه ها توليد كنيدي و كنيديو فر مي كند.
اپيدميولوژي :
اطلاعات كمي درباره نحوه پخش اين بيماري در دسترس است. باران نقش مهمي در انتقال كنيدي ها از برگهاي آلوده به برگهاي سالم دارد. در ضمن باد هم مي تواند كنيدي ها را از برگهاي افتاده در كف باغ به ساير برگها منتقل كند. آلودگي هاي اوليه در پاييز، بعد از اولين بارندگي، از اسكلروت ها بوجود مي آيند.


آنتراکنوز زیتون  Olive Anthracnose


عامل بیماری :
Glomerella cingulata که آنامورف آن قارچ Colletotrichum gloeosporioides می باشد.اخیرآ قارچ دیگری به نام C.acutatum در میوه های پوسیده پیدا شده است.

رده بندی عامل بیماری :
قارچ Glomerella در ویرایش چهارم کتاب قارچ شناسی الکسوپولوس همراه با جنس های Polystigma  و Phyllachora در راسته Phyllachorales از آسکومیست ها قرار می گیرد و خانواده ای برای آن تعیین نشده است ولی در سایر رده بندی ها این قارچ در خانواده Phyllachoraceae از راسته Polystigmatales از آسکومیست ها قرار داده شده است.

شرح بيماري :
اين بيماري براي اولين بار از پرتغال گزارش شد.در سطح ميوه ميتوان با چشم غير مسلح جوش هايي را ديد كه توده هاي اسپور روي آنها درون آسروول قرار گرفته است.
فرورفتگي هاي كوچكي در سطح ميوه ها بوجود مي آيد كه با آسروول ها پوشيده مي شوند. اين فرو رفتگي ها ابتدا به رنگ آجري مايل به كرم هستند كه در نهايت به رنگ قهوه اي در مي آيند. اندازه اين فرورفتگي ها به تدريج در ميوه افزايش پيدا مي كند و سرانجام تقريبا تمام سطح ميوه را مي گيرد و باعث چروكيدگي و پژمردگي آن مي شود.در شرایط مرطوب توده های مخاطی نارنجی رنگی از اسپورها در سطح میوه بوجود می آید. برگهاي نزديك ميوه ازبين مي روند ولي برگهاي انتهاي شاخه به صورت دسته اي  در مي آيند ( يعني برگها از يك نقطه يا از نقاط نزديك به هم روييده اند ) . روي اين برگها نقاط قهوه اي رنگي ( كه در ابتدا زرد رنگند ) ديده مي شود كه با يك هاله تيره احاطه شده است. اين برگها در طول پيچ مي خورند و به شكل ناودان ( جوي ) درمي آيند.

بيولوژي :
آلودگي هاي اوليه در اثر اسپورهاي توليد شده در آسروول هاي روي ميوه ، برگها و يا شاخه هاي جوان بوجود مي آيد. علائم پوسیدگی هایی که در مراحل اولیه تشکیل میوه بوجود می آیند، ممکن است در زمان رسیدگی میوه ها ظاهر شود. این قارچ می تواند میوه را در تمام مراحل رشد آلوده کند. آسیب های ایجاد شده در اثر ضربه، برداشت نامناسب، استرس های مختلف، سوختگی های ناشی از آفتاب و سمپاشی، رسیدگی بیش از حد یا انبار شدن طولانی مدت، آلودگی را راحت تر می سازند. دوره بحراني حمله بيماري زماني است كه رنگ ميوه ها در حال تغيير است و شرايط محيطي مناسب وجود دارد . شيوع بيماري ممكن است با افزايش حمله مگس زيتون Dacus oleae با نام انگلیسی Olive Fly تشدید شود.
اپيدميولوژي :
بهترين شرايط براي توسعه قارچ دماي 25 درجه سانتيگراد و حداقل رطوبت نسبي مورد نياز آن 92 درصد است.  جوش هايي كه در سطح نواحي آلوده بوجود مي آيند، از كنيدي هايي تشكيل شده اند كه در يك ماده ژله مانند گرانوله ( دانه دانه ) قرار دارد. اين جوش ها در آب باران حل مي شوند و در طول درخت پخش مي گردند و يا باد و باران ، هر دو ، كنيدي ها را از درختي به درخت ديگر انتقال مي دهند.
مبارزه :
مبارزه بيشتر به روش شيميايي صورت مي گيرد ، با استفاده از سموم مسي يا قارچكش هاي آلي . سمپاشي را بايد قبل از آغاز بارندگي هاي پاييزه انجام داد.
 آنتراکنوز زیتون و لکه طاووسی را می توان با سموم زیر کنترل کرد:
ـ هیدروکسید مس ( مثل Kocide 500 WP که خاصیت قارچکشی دارد ) و اکسی کلرید مس ( مانند Cuprox 500 WP که خاصیت قارچکشی و باکتری کشی دارد ) .
در ضمن بايد از كلتيوارهايي استفاده كرد كه حساسيت كمتري دارند و ميوه هاشان ديرتر مي رسد. هرس مناسب ساليانه باعث كاهش اينوكولوم و بهبود گردش هوا در درخت مي گردد.


۷) سایر بیماری های قارچی :


ـ شانکر Diplodia :
در برخی مناطق گزارش شده است که البته خسارت آن کم است و باعث آسيب مستقيم به درخت نمی شود ولی ميتواند باعث تشديد خسارت های ناشی از غدد باکتريايی شود. در حال حاضر مبارزه ای عليه آن صورت نمی گيرد.
ـ پوسیدگی ریشه :علاوه بر قارچ هایی که قبلا به عنوان عامل پوسیدگی ریشه ذکر کردیم، قارچ های دیگری مثل Rhizoctonia ، Pythium و Rosellinia necatrix هم می توانند به ریشه زیتون حمله کنند.
ـ زوال شاخه ها ( Shoot Dieback ) :
Tip Dieback و مرگ شاخه ها به طورغیر مستقیم، می تواند ناشی از پوسیدگی ریشه باشد . با این وجود، این علائم در درختانی که هیچ مشکل واضحی در سیستم ریشه ای ندارند هم دیده شده است. در شاخه های جوان، قارچ Botrytis به عنوان عامل مرگ نوک شاخه ها شناخته شده است ولی در درختان مسن هیچ ارگانیزمی در این رابطه کشف نشده است.
ـ قارچ های عامل پوسیدگی میوه :
Alternaria , Cladosporium و Ulocladium نیز به عنوان عوامل پوسیدگی میوه از بسیاری از کلتیوارها گزارش شده اند. این قارچ ها می توانند هم به عنوان عوامل اولیه و هم به عنوان عوامل ثانویه پوسیدگی به میوه ها حمله کنند. برخی از پوسیدگی های ایجاد شده مثل پوسیدگی نوک میوه که در کلتیوار Sevillano دیده می شود، می تواند در اثر استرس های رطوبتی، مصرف زیاده از حد کودهای ازته و یا متعادل نبودن میزان بر و کلسیم خاک باشد.
در اسپانیا هم عارضه ای که " خشکیدگی نوک میوه Apical Fruit Desiccation"  یا " پوسیدگی راسی Apical Rot " نامیده می شود، در اثر تغییرات ناگهانی در دما و رطوبت که باعث دی هیدراتاسیون موضعی در میوه زیتون، به ویژه در نوک آن، می شود، بوجود می آید.
قارچ های دیگری نیز مثل Capnodium ( عامل ایجاد فوماژین در میوه ها ) ، Phoma و Macrophoma از درختان زیتون گزارش شده اند.


 بیماری هایی با عوامل ناشناخته :

ـ لکه های سفید روی برگها : White Spots On Leaves
در بسیاری از واریته ها دیده می شود ( Hardy Mammoth , Manzanillo , Jumbo , Paragon ) .
لایه اپیدرمی از بقیه سلول ها فاصله می گیرد و این امر باعث سفید شدن رنگ سطح برگ می شود. این عارضه فقط در درختان جوان دیده شده است.
ـ لکه دار شدن و رگه رگه شدن: Spotting And Flecking
لکه هایی که ناشی از مرگ و فرو رفتن بافتها هستند در دو طرف برگ دیده می شوند. این عارضه بیشتر در گیاهان جوان واریته Barnea ، به ویژه در برگهای مسن، دیده شده است. این عارضه احتمالآ در اثر استرس بوجود می آید.
ـ پیچ خوردگی برگ : Leaf Distortion
برگها زبر شده و تقریبآ به شکل داس در می آیند. این برگها معمولآروی شاخه های جوان دیده می شوند و در کل برگهای شاخه این عارضه دیده می شود. اگر این شاخه ها را قطع کنیم، بخشهای پائینی رشد طبیعی خود را از سر می گیرند. این عارضه اولین بار در واریته های Frantoio ,  Picual و Barnea  که یک تا دو ساله بودند دیده شد. تصور می شد که این عارضه در اثر کنه جوانه زیتون ( Olive Bud Mite ) بوجود می آید ولی هیچ کنه ای در گیاهان آلوده دیده نشد. سپس احتمال ویروسی بودن این بیماری مطرح شد ولی تا کنون ویروسی روی درخت کشف نشده است. به غیر از استرالیا، عوارض مشابهی هم از کالیفرنیا، ایتالیا، پرتغال و شیلی گزارش شده است که عارضه داسی شدن برگ ( Sickle Leaf Disorder ) نامیده می شود. این عارضه توسط ارگانیزمی که از طریق پیوند قابل انتقال است، بوجود می آید و احتمالآ یک ارگانیزم ویروس مانند می باشد که میوه ها را آلوده نمی کند. در ضمن برخی این عارضه را ناشی از کمبود بر و تغذیه حشرات می دانند.
ـ مرگ ساقه ها : Stem Death
در بسیاری از واریته ها دیده می شود . معمولآ در نهالهای زیر دو سال، چندین سانتیمتر از بافتهای ساقه اصلی، تقریبآ به فاصله ۱۲-۸  سانت از سطح زمین، از بین می روند.بدین ترتیب بافتهای بالای منطقه آلوده می میرند ولی بخشهای زیرین به رشد خود ادامه می دهند. اگر ساقه اصلی را درست از زیر منطقه مرده قطع کنیم، گیاه از پایه تولید ساقه های دیگری خواهد کرد و به رشد خود ادامه خواهد داد. Botryosphaeria تنها قارچی است که تا به حال از منطقه مرده گزارش شده است ولی این قارچ به احتمال زیاد یک عامل پوسیدگی ثانویه است.در ضمن باکتری های مختلفی از این ناحیه جدا شده اند ولی هیچ کدام عامل بیماری نبودند و به عنوان عواملی که بعدآ بافتهای مرده را آلوده کرده اند، شناخته شدند. قارچ های رایزوکتونیا، فیتوفترا و پیتیوم نیز از ریشه یرخی از درختان آلوده جدا سازی شدند ولی غیرمتحمل است که پاتوژن های ریشه بتوانند، در فاصله ای بالاتر از سطح خاک، به ساقه آسیب برسانند. سرمازدگی هم به عنوان یک عامل در نظر گرفته شده است ولی برخی از نمونه ها در منطقه ای نبودند که در معرض سرمازدگی قرار گرفته باشند.
ـ عفونت های پیوندی : Graft Infection
چندین قارچ و باکتری از پیوندهای آلوده جداسازی شده اند که باعث ازبین رفتن پیوندک و مرگ بافتهای بالایی محل پیوند شده اند. ولی هیچ کدام به عنوان عامل اصلی بیماری شناخته نشده اند. اکثر آنها به آسانی قادر به نفوذ در زخمهای ایجاد شده از پیوند زدن هستند. با رطوبتی که در اثر پیچیدن محل پیوند بوجود می آید، آلودگی در شرایط ایده آلی پیشرفت می کند. بنابراین در هنگام پیوند و تکثیر باید بهداشت را کاملآ رعایت کرد تامانع از آلودگی پیوند به این ارگانیزم های فرصت طلب شویم.

برگرفته از : http://phytopatology.blogfa.com

زيتون، ميوه بيماران ديابتي

بهترین روش برای بهبود عملکرد انسولین در بیماران دیابتی، مصرف زیتون است.

به گفته یک پزشک؛

زيتون، ميوه بيماران ديابتي

 

مصرف زيتون عملكرد انسولين و كنترل قند خون را بهبود مي بخشد، از اين جهت مصرف آن براي بيماران ديابتي توصيه مي شود.

به گفته یک پزشک؛
زيتون ميوه بيماران ديابتي
مصرف زيتون عملكرد انسولين و كنترل قند خون را بهبود مي بخشد، از اين جهت مصرف آن براي بيماران ديابتي توصيه مي شود.
به گزارش خبرنگار وب دا، دكتر فريده رحماني عضو هيئت علمي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي با بيان اين مطلب اظهار داشت: در صورت جايگزيني روغن مصرفي با روغن زيتون كلسترول خون به ويژه كلسترول بد كاهش مي يابد روغن زيتون با تحريك كيسه صفرا باعث دفع صفرا مي شود كه از بروز كيسه هاي صفرا جلوگيري مي كند.
وي با اشاره به روش مناسب نگهداري زيتون خاطرنشان كرد: زيتون بايد به صورت شور و در مايع زيتون نگهداري شود پس از اولين مصرف زيتون بايد در ظروف شيشه اي و در محيط خنك و مرطوب نگهداري شود و قبل از مصرف به علت شوري در آب قرار بگيرد.
دكتر رحماني تصريح كرد: فوايد زيتون متوجه تركيبات آن است كه از مهمترين تركيبات زيتون، روغن آن مي باشد كه براي رشد و سلامتي تمامي سلول هاي مغز و اعصاب بسيار ضروري است.

برگرفته از : http://www.7sib.ir

وضعیت بحرانی زیتون

وضعیت بحرانی زیتون

آمارهای سازمان جهاد کشاورزی نشان می دهد گیلان به لحاظ سطح کشت زیتون رتبه چهارم و به لحاظ تولید محصول نیز پس از زنجان و قزوین رتبه سوم را در بین ۲۶ استان زیتون خیز کشوردارد اما متأسفانه چند سالی است که آفت مگس زیتون در برخی از استان های زیتون خیز به ویژه گیلان شیوع پیدا کرد و باعث از بین رفتن بخش عمده ای از این محصول شده است.
براساس اعلام جهاد کشاورزی گیلان ، اگرچه امسال ، سال آور زیتون در گیلان بود اما کاهش دمای هوا در زمان باردهی و نبود مدیریت صحیح باغ ، سبب افزایش جمعیت مگس زیتون ، هجوم این آفت به نیمی از باغ های زیتون و در نتیجه از بین رفتن ۳۵ درصد محصول شده است.
سعید قنادآموز معاون پژوهشی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی گیلان که از سال۸۳ تاکنون تحقیقات زیادی روی آفت مگس زیتون انجام داد در گفتگو با خبرنگار با بیان اینکه آفت مگس زیتون آفتی وارداتی است گفت: این آفت اولین بار در سال۸۳ از طریق زیتون هایی که از برخی کشورهای عربی وارد کشور شده بود به باغ های استان های زیتون خیز از جمله گیلان راه یافت و حدود ۸۰ درصد محصول آن سال را از بین برد اما در همان سال های اول با اقدامات وزارت جهاد کشاورزی تا حدود زیادی کنترل شد.
وی با بیان اینکه آفت مگس زیتون در هوای گرم و خشک و دمای بیش از ۳۳ درجه شانس کمتری برای زنده ماندن دارد گفت: متاسفانه این آفت امسال در زمان باردهی زیتون های رودبار ، به علت کاهش دمای هوا و بارندگی ، فرصت بهتری برای رشد و تکثیر یافت و به سرعت در باغ های زیتون این شهرستان گسترش یافت.
سعید قنادآموز با بیان اینکه مگس زیتون ، درون میوه در حال رشد تخم‌ گذاری کرده و پس از یک هفته تبدیل به لارو می شود گفت: لاروها در ۱۵ تا ۲۰ روز از بافت میوه تغدیه می کنند تا تبدیل به شفیره شوند و ۵ تا ۷ روز طول می کشد تا مگس ها از داخل آن بیرون بیایند.
این گیاه پزشک افزود: آفت مگس زیتون علاوه بر تغذیه بخش عمده ای از زیتون با سوراخ هایی که در آن ایجاد می کنند ، زمینه های ورود قارچ ها و باکتری ها به درون میوه زیتون را فراهم کرده و سبب له شدگی و پوسیدگی باقیمانده میوه و ریختن آن پای درخت می شود.
به گفته وی چرخه زندگی این مگس از اواسط تابستان تا اواخر آبان – زمان باردهی تا برداشت زیتون – ۳ تا ۵ بار تکرار می شود.
سعید قناد آموز با بیان اینکه مگس زیتون پس از پایان فصل برداشت غیر فعال شده و لابه لای شاخه های درختان زمستان گذارانی می کند گفت: لاروهای این مگس از طریق میوه هایی که پای درخت افتاده به خاک راه یافته و در تابستان سال آینده وارد مرحله جدیدی از رشد و تکثیر می شوند از این رو هرس ، جمع آوری بقایای زیتون های آفت زده و شخم زدن پای درختان پس از برداشت تا حدود زیادی از گسترش این آفت در سال آینده جلوگیری می کند.
معاون پژوهشی مرکزتحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی گیلان استفاده از کارت زرد چسبنده ، نصب تله های فرمون جنسی برای جذب مگس ها هنگام جفت گیری ، نصب تله های پروتئینی سمی به عنوان طعمه ، سمپاشی موضعی ، گردپاشی و محلول های دورکننده حشرات را هم از مهم ترین راهکارهای کاهش خسارت ، هنگام هجوم مگس زیتون به باغ ها برشمرد.
معاون بهبود تولیدات گیاهی جهاد کشاورزی گیلان هم می گوید: براساس پیش بینی ها امسال که جزو سال های آور زیتون بود باید بیش از ۱۷ هزار تن محصول برداشت می شد اما برآوردهای اولیه نشان می دهد این میزان به علت هجوم آفت مگس زیتون ۱۳ هزار و ۶۰۰ تن معادل محصول سال های نیاور کاهش یافته است.
ایرج بنیادی با بیان اینکه سالانه ۶۰ درصد از محصول زیتون در اوایل شهریور به صورت نارس و سبز برای تهیه کنسرو برداشت می شود گفت: باغداران رودباری بقیه محصول خود را کمی دیرتر و برای مصارف روغن کشی و دیگر فرآورده ها و محصولاتی جانبی زیتون از درختان می چینند.
وی با بیان اینکه مگس زیتون تا پایان برداشت ، بخش عمده ای از میوه زیتون را می خورد گفت: امسال برای کاهش خسارت های ناشی از این آفت از باغدارن خواستیم ۸۰ درصد از زیتون امسال معادل بیش از ۱۰ هزار تن را زودتر از موعد و برای تولید کنسرو برداشت کنند.
معاون بهبود تولیدات گیاهی جهادکشاورزی گیلان می گوید: با وجود کاهش ۲۰ درصدی مواد اولیه روغن زیتون ، ۶ کارخانه روغن کشی استان باید برای تهیه مواد اولیه خود به فکر واردات زیتون هایی باشند که با توجه به تجربه سال های نه چندان دور ، بعید نیست میزبان آفتهایی از این دست باشند.
ایرج بنیادی می افزاید: مسئولان استانی برای کنترل آفت مگس زیتون عزم جدی دارند و اگرچه استاندار گیلان هفته گذشته ۵۰۰ میلیون تومان اعتبار برای مقابله با این آفت اختصاص دادند اما این اعتبار کافی نیست و برای کنترل این آفت ، دست کم به ۳ میلیارد تومان اعتبار نیاز است که امیدواریم در رایزنی با وزارت جهاد کشاورزی ، اعتبارات مورد نیاز را دریافت و در قالب تسهیلات در اختیار باغدارانی که باغ هایشان در معرض آفت مگس زیتون است ، قرار دهیم.
وی با بیان اینکه از هفته آخر آذر ، طرح مبارزه با آفت مگس زیتون را در رودبارآغاز کردیم ، گفت: مشارکت باغداران برای سرعت گرفتن کار الزامی است.
مدیر حفظ نباتات جهاد کشاورزی گیلان هم با تایید صحبت های معاون بهبود تولیدات گیاهی سازمان جهاد کشاورزی ، نبود مشارکت کافی باغداران برای کنترل این آفت را مهم ترین علت جولان مگس زیتون در باغ های رودبار می داند.
محمد ابراهیم محمدی گفت: بیشترین خسارت ها مربوط به ۲ هزار هکتار از باغ های شهر رودبار و مناطق پایین سد سفیدرود است که هوای آن نسبت به باغ های بالادست سردتر بود و باغداران آن مدیریت کمتری بر باغ های خود داشته اند.
وی افزود: سازمان جهادکشاورزی گیلان از سال۸۳ تاکنون سالانه بطور میانگین۱۲۰میلیون تومان برای مقابله با این آفت هزینه کرد و این اعتبار صرف نصب و توزیع بنر و بروشور ، انواع تله ها ، آفت کش ها و همچنین برگزاری دوره های آموزشی شده است.
مدیرحفظ نبابات جهاد کشاورزی گیلان از ایجاد ۱۷ ایستگاه نمونه برداری زیتون برای رصد این آفت در مناطق مختلف شهرستان رودبار خبر داد و گفت: گزارش کارشناسان این ایستگاه ها در جلسه های کمیته گیاه پزشکی بررسی شد و بر این اساس برای کنترل آفت برنامه ریزی و تصمیم گیری می شود.
فرماندار رودبار که شهرستانش تنها تولیدکننده زیتون در استان است می گوید: براساس دستور استاندار ، فرمانداری رودبار همکاری خود را با سازمان جهاد کشاورزی گیلان برای اجرای طرح مقابله با آفت مگس زیتون آغاز کرد.
غلام حسین رجبی با بیان آن که تاکنون ۶۰ میلیون تومان از ۵۰۰ میلیون تومانی که استانداری برای مقابله با این آفت اختصاص داده جذب شده است گفت: این اعتبار برای چاپ و تکثیر ۲ هزار بروشور ، ۵۰ پوستر ، ۱۶۲ بنر و همچنین خرید انواع تله ، سموم و چسب های جذب کننده آفت مگس زیتون هزینه خواهد شد.
وی می گوید: در نظر داریم توزیع سموم و تله های آفت مگس زیتون را در مدت ۲۰ روز آینده به پایان برسانیم.
فرماندار رودبار با بیان اینکه در گام اول برای اجرای این طرح ، باغ های زیتون رودبار به ۱۰ منطقه تقسیم شده است گفت: از ابتدای هفته هر روز ۱۰ گروه ۳ نفره از کارشناسان جهاد کشاورزی برای بررسی وسعت باغ ها ، تعداد درختان و تخمین امکانات مورد نیاز برای مقابله با این آفت به باغ های منطقه سرکشی می کنند.
غلام حسین رجبی با اعلام اینکه فرمانداری به عنوان دستگاه ناظر موظف است گزارش عملکرد جهاد کشاورزی را روزانه از دهیاران و شوراهای اسلامی شهر و روستای شهرستان رودبار دریافت کند گفت: در این مدت دهیاران و شوراهای اسلامی در مساجد اقدامات کنترل کننده آفت مگس زیتون از جمله جمع آوری ، شخم زدن و هرس باغ ها را برای باغدارن تشریح می کنند.
گفتگوی خبرنگارما با باغداران مناطق پایین سد و اطراف شهر رودبار که بیشتر درگیر این آفت بودند حاکی از این است که ۹۵ درصدآنها هیچ محصولی از باغ خود برداشت نکرده اند.
این باغداران با بیان اینکه در سال های گذشته به علت هزینه بر بودن شخم زدن ، هرس و جمع آوری میوه نتوانسته اند اقدامات پیشگیرانه و کنترل کننده آفت مگس زیتون را در باغ های خود انجام دهند از مسئولان خواست پرداخت تسهیلات برای مقابله با این آفت بودند.
عده ای از این باغداران از امکانات کم از جمله توزیع کم کارت زرد چسبنده ، گلایه داشته و معتقد بودند جهاد کشاورزی باید به دنبال راهکار مناسب تری برای مقابله با این آفت باشد چرا که اگر حتی یک باغ به آفت مگس زیتون آلوده باشد به تدریج به تمامی باغ های منطقه انتقال خواهد یافت.
اما باغدارانی که در مناطق بالادست از جمله لوشان که محصولشان از آفت مگس خسارت کمتری دیده اگرچه شرایط مساعد آب و هوایی را ناجی باغ های خود می دانستند ، اما معتقد بودند پارسال ، هرس و شخم زدن پای درختان درکاهش جمعیت مگس زیتون بی تاثیر نبوده است.
مقابله با آفات زیتون هرچند کاری نیست که بدون عزم جدی مسئولان امکان پذیر باشد اما در این میان همت خود باغداران در همراهی و همکاری با مسئولان جهاد کشاورزی در کاهش یا نابودی این حشرات موذی بی نتیجه نخواهد بود امری که اگر محقق شود باغ های زیتون رودبار نفسی تازه خواهند کرد.

رشت / واحد مرکزی خبر / اقتصادی

برگرفته از : http://loshan.ir

تاثیر روغن زیتون در بیماری ها

تاثیر روغن زیتون در بیماری ها

زیتون سبز و سیاه

روغن زیتون و سرطان:

سرطان یکی از علل عمده مرگ و میر در کشورهای توسعه یافته است. انواع سرطان رابطه نزدیکی با رژیم غذایی دارد. در سرطان‌های روده‌ بزرگ و راست روده و پستان کاملاً مشخص شده که نوع چربی مصرف شده، یکی از عوامل مهم در ایجاد این سرطان‌هاست و مقدار چربی تأثیر چندانی در بروز آنها ندارد.

مطالعات نشان داده که روغن ‌زیتون میزان آسیب‌های سرطانی را کاهش داده و تعداد تومورهای توسعه یافته را به شکل آشکاری ‌کاهش می دهد و این تومورها تهاجم کمتر و درمان پذیری بیشتری دارند. این اثر مربوط به وجود اسید لینولئیک است که یک اسید چرب امگا 6 می‌ باشد. این اسید چرب در تولید پروستاگلاندین‌هایی موثر است که از ایجاد و توسعه تومورها جلوگیری می کنند.

اکسیداسیون درون سلولی، عامل مهمی در ایجاد سرطان است و مواد آنتی اکسیدان موجود در روغن زیتون، مقاومت سلول‌ها را در برابر اکسیداسیون و سرطان افزایش می‌ دهد.

روغن زیتون و فشار خون:

فشارخون بالا زمانی تعریف می ‌شود که میزان فشار خون به طور دائم بالاتر از 90/140 میلی ‌متر جیوه باشد. مصرف روغن زیتون به صورت منظم، هر دو فشار خون سیستولی و دیاستولی را کاهش می‌ دهد و مقدار دوز داروهای لازم برای کاهش فشارخون را در بیماران کم می‌ کند.

روغن زیتون و بیماری‌های قلبی:

سخت شدگی دیواره‌ رگ‌های خونی در اثر تجمع کلسترول، با شیوه زندگی ارتباط مستقیم دارد. شیوه زندگی مجموعه‌ای از عادات فردی و میزان فعالیت بدنی و نوع رژیم غذایی است. پایین‌ترین میزان مرگ و میر از بیماری‌های قلبی و عروقی در کشورهایی وجود دارد که از روغن زیتون به عنوان تنها منبع چربی در رژیم غذایی خود استفاده می‌ کنند. روغن زیتون به علت داشتن اسیدهای چرب غیراشباع می ‌تواند میزان کلسترول خوب (HDL) را افزایش و کلسترول بد (LDL) را کاهش دهد و به این ترتیب از رسوب کلسترول در رگ‌ها و سخت شدگی عروق جلوگیری می ‌کند.

روغن زیتون و التهاب روماتیسمی:

التهاب روماتیسمی از بیماری‌های عفونی مزمن است که در مفاصل ایجاد می‌ شود. عوامل عفونی، ژن‌ها، هورمون‌ها و رژیم غذایی در بروز آن نقش دارند. مصرف منظم روغن زیتون باعث تسکین علائم این بیماری می ‌شود. افرادی که میزان کمی روغن زیتون مصرف می ‌کنند، 5/2 برابر افرادی که رژیم غذایی سرشار از این روغن را دارند به التهابات روماتیسمی مبتلا می ‌شوند. مکانیسم این عمل هنوز مشخص نشده است، ولی این اثر احتمالاً به آنتی اکسیدان‌های موجود در روغن زیتون مربوط می ‌شود.

روغن زیتون و دستگاه گوارش:

روغن زیتون، صفرا بر است و باعث تخلیه کیسه صفرا می‌ شود، به این ترتیب که انقباض کیسه صفرا و تولید نمک‌های صفراوی را در کبد تحریک کرده و در نتیجه دفع کلسترول را از طریق صفرا افزایش می‌ دهد و از ایجاد سنگ‌های صفراوی جلوگیری می ‌کند.

روغن زیتون به علت داشتن سیتواسترول‌ها مانع جذب کلسترول در روده کوچک می‌ شود و جذب عناصر معدنی مثل کلسیم، منیزیم و آهن را افزایش می‌‌ دهد.

روغن زیتون ملین است و از یبوست جلوگیری می‌ کند همچنین این روغن، انگل‌ها و کرم‌های روده را از بین می ‌برد.

روغن زیتون و احساس درد:

ماده‌ای به نام اوله آکانتال در روغن زیتون وجود دارد که اثری مشابه قرص‌های مسکن مانند ایبوپروفن در کاهش درد دارد.

آنزیم‌ مخصوصی در بدن وجود دارد که سبب آغاز درد می ‌شود و ماده اوله آکانتال جلوی فعالیت این آنزیم را می ‌گیرد، در نتیجه فرآیند احساس درد متوقف می‌ شود. با مصرف روزانه 50 گرم روغن زیتون، حدود 9 میلی ‌گرم اوله آکانتال به بدن می ‌رسد، این مقدار یک دهم میزان داروی ایبوپروفنی است که برای کاهش درد یک فرد بزرگسال تجویز می‌ شود.

روغن زیتون و چاقی:

در کشورهای غربی، چاقی مشکل بزرگ سلامت مردم است، زیرا میزان کالری دریافتی از طریق غذاهای مختلف افزایش یافته، ولی میزان فعالیت روز به روز کاهش می ‌یابد، در نتیجه چاقی اتفاق می ‌افتد.

روغن زیتون مانند سایر چربی‌ها، 9 کیلو کالری انرژی دارد و به نظر می‌ رسد که مصرف آن باعث چاقی می ‌شود. ولی ثابت شده رژیم غذایی غنی از روغن زیتون بیشتر از غذاهای کم چرب به کاهش وزن کمک می‌ کند. در واقع آنچه در بروز چاقی مؤثر است، نوع چربی مصرف شده است، نه مقدار چربی موجود در غذا.

از طرفی روغن زیتون کشش ماهیچه‌های حلقوی را در پایین معده کاهش می‌ دهد و در حرکت توده غذا به سمت روده تأخیر ایجاد می‌ کند، در نتیجه محتویات معده به آهستگی و به تدریج وارد دوازده می ‌شود و احساس سیری مدت بیشتری طول می ‌کشد و با کاهش اشتها فرد می‌ تواند غذای کمتری مصرف کند.

روغن زیتون و تغذیه نوزاد:

رشد نوزادانی که مادران آنها روغن زیتون مصرف می ‌کنند، از نظر قد و وزن و رفتارهای روان شناختی بهتر است. همچنین نوزاد برای جلوگیری از اکسیداسیون مواد در اثر ورود اکسیژن هوا، به ویتامین E نیاز دارد. اگر چه میزان این ویتامین در روغن زیتون زیاد نیست، ولی برای جلوگیری از اثرات اکسیداسیون کافی است.

این ویتامین در مدت شیردهی در پستان‌ها تغلیظ می‌ شود و مادر باید ذخیره کافی از آن را در بدن خود داشته باشد تا مقدار مورد نیاز این ویتامین برای نوزاد در شیر ترشح شود.

مصرف میزان کافی ویتامین E در نوزادان دارای نارسایی لوزالمعده و کلیه ضروری است. به علاوه روغن زیتون، اسیدهای چرب مورد نیاز برای رشد نوزاد را فراهم می‌ کند و نسبت اسید لینولئیک به اسید لینولنیک آن مشابه شیر مادر است.

مصرف روغن زیتون در سنین رشد، سبب بهبود حافظه و بالا رفتن قدرت یادگیری در کودکان می ‌شود.

روغن زیتون و پیری:

بسیاری از بیماری‌های دوران پیری مثل پوکی استخوان و آلزایمر تحت تأثیر رژیم غذایی قرار دارند.

روغن زیتون با کمک به جذب کلسیم، باعث رسوب آن در استخوان‌ها شده و از پوکی استخوان جلوگیری می‌ کند.

روغن زیتون از بروز فراموشی و آلزایمر در افراد مسن جلوگیری می‌ کند، ولی مکانیسم عمل آن ناشناخته است. به نظر می ‌رسد اسیدهای چرب غیراشباع موجود در روغن زیتون می‌ تواند باعث حفظ ساختار غشای سلول‌های مغزی شوند.

فرآیند پیر شدن در انسان با آسیب‌ تدریجی و تغییر ساختمان پوست همراه است. تغییرات پوست مثل ضخیم شدن و از دست دادن قابلیت ارتجاعی لایه‌های پوست، به علت تجمع کلاژن باعث می‌ شود که پوست در برابر عوامل خارجی مثل تشعشات خورشیدی که رادیکال‌های آزاد را ایجاد می‌ کنند حساس شده و روند پیری تسریع شود. مواد آنتی اکسیدان خصوصاً ویتامین E موجود در روغن زیتون از ایجاد رادیکال‌های آزاد و فرآیند اکسیداسیون در سلول‌های پوستی و ایجاد سرطان‌های پوست جلوگیری می‌ کند و کمک می ‌کند تا سلول‌های پوست انعطاف‌ پذیری خود را حفظ کرده و عوارض پیری دیرتر ظاهر شود.

روغن زیتون و پوست:

ویتامین E موجود در روغن زیتون برای حفظ سلامت و زیبایی پوست و مو ضروری است. مصرف مداوم آن، پوست را شاداب نگه می ‌دارد. ماساژ پوست با روغن زیتون، تعریق را کاهش داده و مژه و ابرو را تقویت می ‌کند. کمپرس پوست با روغن زیتون در موارد آفتاب‌ زدگی و سرمازدگی ، گزش مار و عقرب و نیش حشرات باعث التیام آن می‌ شود. همچنین سوزش و درد ناشی از سوختگی را تسکین داده و از بروز تاول جلوگیری می ‌کند.

برای برطرف کردن خشکی و ترک پوست می ‌توان از مخلوط روغن زیتون با گلیسیرین به نسبت مساوی استفاده کرد.

آزاده اسدی دهخوارقانی- کارشناس تغذیه

*مطالب مرتبط:

تهیه و مصرف روغن زیتون

زیتون در قرآن

زیتون، شادابى بخش پوست

کشف خاصیت "مسکن" در روغن زیتون

اكثر روغن‌های زیتون تقلبی است

انواع تقلب در شیر و روغن

رژیم مدیترانه ای چیست؟

برگرفته از : http://www.tebyan.net

پژمردگي و رتيسسليومي زيتون

پژمردگي و رتيسسليومي زيتون

پژمردگی ورتیسیلیومی یكی از مهمترین بیماری های زیتون است. این بیماری زیتون های تجاری كشت
شده در باغها و همینطور زیتون هایی كه در فضای سبز به كار رفته اند، حمله می كند. بیماری های مولد غده،بیماریهای مولد زخم و سایر پوسیدگی های ریشه ای كه باعث آسیب رسیدن به ریشه می گردند، ورود ورتیسیلیوم را به گیاه، در خاكهای آلوده، تسهیل می كنند.




شرح بیماری
به عنوان یك قارچ خاكزاد، ورتیسیلیوم ابتدا به سیستم ریشه های زیتون، زمانی كه دمای هوا پایین است، حمله میكند. ( قارچ در دمای بالاتر از ۳۰ درجه رشد نمی كند ). بعد از نفوذ به ریشه ها، قارچ رشد كرده، ازمیان آوندها شروع به حركت می نماید و سرانجام به شاخه ها و سرشاخه ها می رسد. دوره آلودگی از اواخر زمستان شروع شده و تا بهار طول می كشد. با شروع اولین گرمای تابستانه، قارچ غیرفعال می شود ولی متاسفانه تا آن زمان خسارت وارد شده است و درختان علائم بیماری را نشان می دهند. حضور قارچ در بافتهای آوندی باعث كاهش و قطع شدن جریان آب از ریشه به برگ می گردد. علائم پژمردگی ورتیسیلیومی را می توان مستقیما به توكسین هایی كه توسط قارچ تولید می شوند و مانع انتقال آب از ریشه به ساقه می شوند، نسبت داد.
قارچ از فصلی به فصل دیگر درون خاك و احتمالا ریشه های آلوده باقی می ماند. هر دو قارچ عامل بیماری تولید كنیدی هایی می كنند كه عمر کوتاهی دارند. قارچ V. dahliae تولید میكرواسكلروت هم میكند ولی V. albo-atrum میسلیومی با دیواره ضخیم و سیاهرنگ، شبیه به میكرواسكلروت تولید میكند كه البته میكرواسكلروت نیست. مناسب ترین دما برای رشد گونه اول ۲۸- ۲۵ درجه و برای گونه دوم ۲۵- ۲۰ درجه است. قارچ V. dahliae در خاك به صورت میكرواسكلروت تا ۱۵ سال هم باقی میماند. هر دوی آنها می توانند به صورت میسلیوم در میزبان های پایا، اندام های تكثیری یا در بقایای گیاهان زمستان گذرانی كنند.
علائم :
شروع ظهور علائم، در بهار، نزدیك زمان گلدهی است. برگهای تازه به سمت داخل پیچ میخورند و رنگ سبز تیره و جلوه براق خود را از دست می دهند. رنگ آنها خاكستری كدر و قهوه ای می شود. ریزش برگ و میوه های كه بعد از ین صورت می گیرد، بستگی به شدت آلودگی، شدت وزش باد و استرس گرمایی موجود دارد. دستجات گل روی شاخه های آلوده از بین می روند و چسبیده به درخت باقی می مانند. رنگ پوست ممكن است تقریبا آبی رنگ شود. شاخه های تكی و مجزا، بخشهای بزرگی از درخت یا كل تاج درخت ممكن است در طول یك فصل زراعی ازبین برود. با این حال مرگ كل درخت به ندرت دیده شده است.
سیستم آوندی گیاهانی كه آلوده به وریسیلیوم هستند، علامت مشخصی به صورت تغییر رنگ آوندها نشان می دهند. آوندهای آبكش در طول ساقه و ریشه به زنگ قهوه ای یا سبز در می آیند. ولی این علامت در درختان زیتون كمتر دیده شده است. برای مشاهده این علامت شاخه ای از درخت را ببرید و پوست آن را بكنید تا بتوانید تغییر رنگ آوندها را مشاهده كنید. ولی برای اینكه از وجود ورتیسیلیوم مطمئن شوید باید نمونه ها را در آزمایشگاه كشت دهید.
با سرد شدن دوباره هوا، قارچ بار دیگر فعال می شود و رشد وتكثیر را از سر می گیرد. شاخه ها هر سال، در طول دوره های سرد، بارها مورد حمله قرار می گیرند.
كنترل :
هیچ راه مبارزه ای برای درختان آلوده شده وجود ندارد. هرس سرشاخه های آلوده توصیه می شود ولی نمی توان با این روش باعث عقب نشینی قارچ از درون شاخه ها شد. محل اصلی قارچ درون ریشه ها است و از آنجا به سمت شاخه ها پیش روی می كند. استفاده از قارچكش ها هم موثر نیست. حتی تركیبات سیستمیك هم اثر كمی در توقف قارچ ورتیسیلیوم دارند.
پیشگیری بهترین روش مبارزه است ولی همیشه امكان پذیر نیست ببسیاری از گیاهانی كه به عنوان خوراك دام به کار می روند،سبزیجات و گیاهان زینتی به ورتیسیلیوم حساسند. خاكها به آسانی قبل از كشت به ورتیسیلیوم آلوده می شوند. عامل بیماری می تواند تا چندین سال درون خاك زنده بماند و به محض كشت گیاه حساس، در صورت مناسب بودن شرایط آن را آلوده كند. بنا براین بهتر است تا جایی كه ممكن است از كشت در زمین های آلوده، به ویژه زمین هایی كه سبزیجات به مدت طولانی در آنها كشت می شده اند خودداری كنیم.
ضدعفونی خاك با حرارت دادن خاكهای مرطوب به مدت نیم ساعت تا ۷۱ درجه سانتیگراد باعث حذف ورتیسیلیوم از خاك گلخانه ها شده است ولی این روش در باغها عملی نیست.
آفتاب دهی (Soil Solarization) روشی موثر برای كاهش شیوع پژمردگی ورتیسیلیومی در بسیاری از باغها و زیتون های كشت شده در فضای سبز می باشد. قبل از كشت در محلی كه به وجود بیماری در آن شك دارید، آن را آبیاری كنید و عمیقا شخم بزنید . بعد از آن خاك را با یك پلاستیك شفاف به قطر ۴ تا ۶ میلیمتر به مدت ۸- ۶ هفته و یا اگر امكان دارد، بیش از این مدت، بپوشانید. لبه های پلاستیك را با خاك محكم كنید و روی چند نقطه از پلاستیك خاك بریزید تا مانع از حركت پلاستیك موقع وزش باد شود. محلی كه برای آفتاب دهی انتخاب می كنید باید كاملا در معرض نور خورشید باشد تا اشعه های خورشید بتواند ۳۰ ساتنیمتر اول خاك را گرم و ضدعفونی كند.
آفتاب دهی با موفقیت نسبی در باغهای زیتون مورد استفاده قرار گرفته است. قبل از استقرار پلاستیك ها علفهای هرز پای درختان را ازبین ببرید، شاخه های آلوده را قطع كنید و خاك را آبیاری كنید. پلاستیك ها باید با فاصله چندین سانتیمتر از محدوده سایه انداز درخت روی خاك قرار داده شوند. اگرچه دمای خاك در طول دوره های آفتابی كنترل بسیار بالا می رود، ولی درختان هیچ علائمی مبنی بر ناسازگاری نشان ندادند. طی آزمایشات انجام شده مقدار ورتیسیلیوم خاك با این روش كاهش پیدا كرد و جمعیت میكروارگانیسم های مفید خاك به طور معنی داری افزایش یافت. درخت بعد از آن به خوبی رشد كرد و دوباره كمتر به ورتیسیلیوم آلوده شد. ولی متاسفانه آلودگی های قبلی درخت هنوز وجود داشتند.
تدخین خاك (Soil Fumigation) روش دیگری است كه می توان انجام داد و البته اگرچه می توان با روش های تدخینی زمین را قبل از كشت ضدعفونی كرد ولی بهتر است از كشت در زمین آلوده خودداری كنیم زیرا تدخین روشی پرهزینه است و به ندرت باعث كنترل ۱۰۰% می شود و مصرف برخی از مواد تدخینی موثر مثل متیل بروماید، به خاطر آسیب هایی كه محیط زیست می زنند به تدریج منسوخ شده. انتخاب دقیق زمین و استفاده از نهال های سالم می تواند جلوی بسیاری از روش های پر هزینه را بگیرد.
مخلوط كلروپیكرین/ متیل بروماید و سم متام سدیم بیشترین سموم استفاده شده علیه ورتیسیلیوم برای تدخین خاك هستند.
راه دیگر مبارزه استفاده از ارقام مقاوم است. واریته Ascalano اگرچه یك واریته مقاوم نیست ولی متحمل محسوب می شود.
بسیاری از گیاهان زراعی نظیر پنبه ( كه یك میزبان مطلوب است و اینوكولوم قارچ در مزارع پنبه به سرعت افزایش می یابد ) ، خانواده كدوئیان، فلفل، پسته، هسته داران، گوجه فرنگی و گیاهان زینتی مثل پیچ امین الدوله، یاس بنفش، ماگنولیا، درخت پر، درخت لاله و درختانی مثل افرا، نارون، اقاقیا، زبان گنجشك، درخت عرعر، سنجد و انجیر به ورتیسیلیوم حساسند.
از گیاهان مقاوم می توان بسیاری از بازدانگان مثل سرو، ژنكیو، نراد، سروكوهی، نوئل، سرخدار، تمام تك لپه ای ها مثل خرما، برخی از دولپه ای ها ( سیب، گلابی، به، زالزالك، شاه بلوط، بلوط، مركبات، توت، گردو، چنار، تبریزی، نمدار، بید ) را نام برد.

برگرفته از : http://www.njavan.com

معرفی سپردار بنفش زیتون

معرفی سپردار بنفش زیتون



 



سپردار بنفش زیتون
Parlatoria oleae

این حشره اگرچه برای اولین بار از روی درختان زیتون جمع‌آوری شده است ولی به عده زیادی از درختان میوه دانه‌دار، هسته‌دار، گیاهان زینتی و جنگلی حمله می‌نماید. این سپردار روی برگ، شاخه، تنه و میوه زندگی می‌کند و در محلی که خرطوم خود را در بافت گیاه فرو می‌نماید، کلروفیل گیاه میزبان از بین رفته و به جای آن لکه گرد و قرمز ارغوانی رنگی به وجود می‌آید. در روی تنه و سرشاخه محل تجمع شپشک‌ها، لکه‌های قهوه‌ای رنگ مشاهده می‌شود که تصور می‌رود یک نوع بیماری فیزیولوژیک باشد. این وضعیت روی میوه‌های مختلف نیز مشاهده می‌شود و اغلب ممکن است با علائم بیماریهای گیاهی خاص اشتباه شود. حمله و تغذیه این شپشک باعث ضعف درختان میوه و آماده شدن آنها برای حمله سوسکهای پوستخوار و سایر آفات درجه دوم می‌شود.

زیست‌شناسی و مشخصات

در نقاط معتدل سرد زمستان را به صورت پوره سن دو و در نواحی گرمتر به صورت حشرات کامل نابالغ در روی شاخه‌ها و تنه درختان به سر می‌برد. حشرات ماده به رنگ بنفش تیره، فاقد بال، پا و شاخک می‌باشند. بدن حشره را پولک خاکستری رنگی پوشانده است و جلد لاروی به رنگ قرمز در کنار سپر قرار دارد. حشرات ماده در اواخر فروردین ماه و اوایل اردیبهشت ماه شروع به تخم‌ریزی می‌کنند. دوره نشو و نمای جنینی حدود 20 روز می‌باشد. پس از آن پورهایی به رنگ ارغوانی روشن از تخم خارج می‌شوند که دارای شش پا و یک جفت شاخک مودار می‌باشند. سطح بدن نیز از موهای پراکنده پوشیده است. پوره‌ها به آسانی بوسیله باد منتقل می‌شوند. دوره زندگی بسته به شرایط فصل در حود 30 تا 50 روز است و 2 تا 3 نسل در سال دارد.

کنترل:

کفشدوزکهای شکارگر Coccinelidae:Coleoptera
Chilocorus bipustulatus-1
Exochomus quadripustulatus-2

زنبورهای پارازیتوئید Aphelinidae:Hymenoptera
Fiscus testaceus-1
Aphytis proclia-2
Aphytis mytilaspidis-3
Aphytis chrysomphali var. mazandranica-4
Aphytis maculicornis-5

کنترل شیمیایی:
مبارزه شیمیایی باید زمانی باشد که شپشک در مرحله Crawler باشد و 75% پوره‌های از زیر سپر خارج شده باشند.
آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% به نسبت 2 در هزار
اتیون EC47% به نسبت 1/5 درهزار
اتریمفوس(اکامت) EC50% به نسبت 1در هزار
کلرپیریفوس(دورسبان) EC40.8%به نسبت 1/5- 1 درهزار
روغن امولسیون شونده O 80% به نسبت 0.5 درصد

مبارزه زمستانه:
این مبارزه اغلب در مورد گونه‌هایی عمل می‌شود که حشره به صورت پوره و یا حشره کامل می‌باشد. این روش در مورد شپشکهای زیر خانواده Lecaninae که دارای بدن بدون محافظ می‌باشند خیلی مؤثر است (مانند شپشک سیاه زیتون). سم‌پاشی زمستانه اواخر زمستان به صورت روغن‌پاشی سموم روغنی (Volk) پس از سپری شدن اوج سرمای زمستان و قبل از بیداری درختان انجام می‌شود (روغن‌های زمستانه دارای هیدروکربن اشباع کمتری هستند).
مبارزه شیمیایی با شپشک های مرکبات:
فرمول سم حاوی: مالاتیون امولسیون 60%
اتیون امولسیون 47% 200 سی سی
دیتان یا زینب 200 سی سی
تریون یا تترادیفون 200 سی سی
روغن ولک یا سیترول 1 لیتر
2 نوبت سمپاشی در طول سال :
1- اوایل تابستان ( بعد از گلدهی و شروع رشد میوه)
2- اواخر تابستان (اواخر شهریور ماه)
منبع: حشرات از منظر گیاهپزشکی

برگرفته از : http://www.njavan.com

بیماریهای درختان زیتون

بیماریهای درختان زیتون

بیماریهای درختان زیتون


زیتون ( olea europaea oleaceae) درختی است با عمر طولانی، نیمه گرمسیری، همیشه سبز و بومی مدیترانه.


● بیماری های درختان زیتون
زیتون ( olea europaea oleaceae) درختی است با عمر طولانی، نیمه گرمسیری، همیشه سبز و بومی مدیترانه. عمر برخی از آنها تا ۱۰۰۰ سال هم می رسد. ارزش زیتون به خاطر میوه و روغن آن است. كشورهای حاشیه مدیترانه دارای ۹۵% از كل سطح زیر كشت زیتون دنیا می باشند. ۹۰% زیتون های تولید شده برای تهیه روغن به كار میرود.
اسپانیا برگترین تولیدكننده روغن زیتون جهان است ( ۲۳% ). بعد از آن تركیه (۱۲% ) ،امریكا (۱۱.۴%) ، مراكش (۸.۵%) ، سوریه (۷.۵%) و یونان (۷.۳%).
درخت زیتون قادر است خود را با شرایط محیطی مختلف وفق دهد. این درخت احتیاج به اقلیم های ملایم با تابستان های نه چندان گرم و زمستان های سرد دارد. اگر چه زیتون برای باردهی مناسب به سرما احتیاج دارد ، ولی اگر دما به كمتر از ۱۰- درجه سانتیگراد برسد آسیب می بیند. زیتون به عنوان یك گونه گیاهی مقاوم به خشكی شناخته می شود و می تواند استرس های آبی را تحمل كند. حداقل آب مورد نیاز زیتون در سال ۲۰۰۰ متر مكعب در هكتار است. بیشتر این آب ، در طول دوره گلدهی و تشكیل دانه در اواخر بهار و بعد در تابستان كه اندازه میوه ها افزایش پیدا می كند، مورد نیاز است. زیتون میتواند در خاكهای فقیر و خاكهای صخره ای حاشیه تپه ها هم رشد كند ولی بهترین زیتون ها از درختانی به عمل می آید كه در خاكهای عمیق كشت شده اند. زیتون خاكهای شور و قلیایی و خاكهایی كه آهك زیادی دارند را هم تحمل می كند.
سیستم ریشه ای زیتون سطحی است و قادر به تحمل خاكهای غرقاب شده نیست و حتی در خاكهای عمیق هم فقط ۹۰ تا ۱۲۰ سانتیمتر در خاك نفوذ می كند. بخش های هوائی درخت دارای شاخه های اصلی مجتمع و متراكم، میانگره های كوتاه و برگهای متراكم است كه اگر با هرس راه باریكی در شاخه ها باز نكنیم، مانع از رسیدن نور به مركز درخت می شوند.
كنار هر برگ در زیتون جوانه های گل دهنده وجود دارند. این جوانه ها در فصل جاری به وجود می آیندو در فصل رشد بعدی جوانه می زنند. هر گل آذین شامل ۱۵ تا ۳۰ گل است كه این تعداد به نوع كلتیوار و شرایط زراعی آن سال بستگی دارد. اگر در كنار همه برگها یك گل آذین بوجود بیاید، هر سر شاخه پتانسیل تولید چند صد گل را خواهد داشت.ولی تنها پنج درصد از این گلها به میوه تبدیل می شوند.
زیتون توسط باد گرده افشانی می شود. در نتیجه گلدهی در شرایط بارندگی، دما ی بالا و بادهای خشك منجر به آسیب دیدن فرایند تشكیل میوه می گردد. بیشتر كلتیوار های زیتون در حالت تك كشتی (monoculturing) هم تولید میوه می كنند ولی محصول آنها در شرایط cross_pollination بهتراست. برداشت زیتون درپاییز یا زمستان صورت می گیرد.
سطح زیر كشت زیتون در ایران حدود ۶۷ هزار هكتار است كه از هر هكتار باغ آبی ( ۱۰ سال به بالا ) به طور متوسط ۵ تن محصول برداشت می شود و در باغهایی كه مدیریت مناسبی دارند تا ۱۰ تن هم زیتون قابل برداشت است. زیتون با توجه به شرایط محیطی و نوع كلتیوار بعد از ۵ تا ۸ سال به بار می نشیند و گیاهی است كاملا صنعتی . ۲۰% از محصول زیتون كشور برای تهیه كنسرو و بقیه برای تولید روغن استفاده می شود.

● بیماری های زیتون :
۱ ) گره زیتون : olive knot

▪ عامل بیماری :
pseudomonas syringae p.v savastanoi
▪ رده بندی عامل بیماری : bacteria , gracilicutes , pseudomonadales , pseudomonadaceae
در برخی منابع عامل بیماری pseudomonas savastanoi معرفی شده است.
بیماری ایجاد شده توسط این باکتری در فرانسه به سل زیتون (tuberculosis of olive ) معروف است و علاوه بر زیتون روی درختان زبان گنجشک(ash) نیز ایجاد بیماری می کند( شانکر درختان زبان گنجشک ) .

▪ علائم:
روی درختان گالهایی قابل مشاهده اند که که تقریبا در تمامی بافتها و بخشهای گیاه از جمله دمبرگها (petiole) و پهنک برگ(lamina) هم بوجود می آیند. آلودگی های اولیه باعث ایجاد فرورفتگی هایی می شوند که در اثر متلاشی شدن سلول ها بوجود می آیند. سپس بعد از اینکه درخت در بهار شروع به رشد می کند، تكثیر بافتهای اطراف این فرو رفتگی ها باعث بوجود آمدن گا ل یا گره در این نقاط می گردند. گره ها در اثر هیپرپلازی بافتها در ساقه های جوان، نقاط رشد و قسمتهای قطع شده بوجود می آیند.در واقع تكثیر زیاده از حد سلولهای میزبان در اثر تولید ایندول استیك اسید (iaa) توسط سلولهای باكتری است. بعد از گذشت چند ماه گره ها ظاهری اسفنجی و نامنظم پیدا می كنند و سپس سخت و قهوه ای می شوند. در شاخه های كوچك ، گره ها به ۲ سانتیمتر هم می رسند. این گره ها باعث برگ ریزی و از بین رفتن شاخه های گل دهنده شده و منجر به كاهش محصول می شوند. در ضمن گره ها باعث كاهش اندازه میوه ها و مقدار روغن و نیز از بین رفتن طعم میوه ها می گردند.از میان واریته های كشت شده واریته manzanillo از همه حساس تراست.

▪ اپیدمیولوژی :
باكتر یها با آب باران در كل درخت پخش می شوند( مقدار آلودگی با میزان بارندگی رابطه دارد) و فقط از راه زخم می توانند وارد بافتهای درخت شوند. باكتری ها معمولا از جای افتادن برگها، تركهای ناشی از سرمازدگی، ضربات، هرس، تگرگ و حتی بادهای شدید نفوذ می كنند. جای افتادن برگها بین ۱۰- ۷ روز پس از افتادن آنها حساس است. بنابراین بیشترین خطر متوجه درختانی است كه در طول دوره بارندگی، منافذ زیادی برای ورود باكتری دارند.

▪ كنترل :
كنترل گره زیتون شامل هرس تابستانه برای ازبین بردن اینوكولوم ( گره های روی درخت ) و حفاظت از درخت با باكتری كشهای مسی ، قبل و در طول دوره بارندگی است. ( مس تنها ماده ای است كه برای كنترل گره زیتون ثبت شده است ). تركیبات مسی از آلوده شدن منافذ درخت جلوگیری می كنند ولی باعث ازبین بردن گره ها نمی شوند.
چون تولید آلودگی ارتباطی با سن درخت ندارد، بنابراین مبارزه سالانه را از اولین پاییز بعد از كاشت درخت شروع می كنیم. در ضمن باید توجه داشت كه درختان جوان به شدت به یخبندان حساسند و یخبندان باعث بوجود آمدن تركهای زیادی در پوست آنها می شود كه باكتری از طریق آنها می تواند آلودگی ایجاد كند. بنابراین استفاده از سموم مسی در درختان جوان برای كاهش تكثیر اینوكولوم و جلوگیری از آلودگی های بعدی، بسیار مفید خواهد بود.
باكتری های گره زیتون توسط آب باران از گره های موجود به منافذ منتقل می شوند. بنابراین باید قبل از شروع فصل بارندگی از سموم مسی استفاده كرد. در ضمن این روش بهترین راه مبارزه با لكه طاووسی زیتون نیز هست. آزمایشات نشان داده اند كه یكبار سمپاشی در سال علیه گره زیتون كافی نیست. حداقل دوبار سمپاشی در سال، یكی در پاییز و دیگری در اوایل بهار، مورد نیاز است.
میزان حفاظت تركیبات مسی از درخت، بسیار بستگی به مقدار اینوكولوم موجود در دوران آلودگی دارد. بنابراین بهترین روش این است كه مقدار اینوكولوم را كاهش دهیم. سمپاشی سالیانه با مس در به حداقل رساندن میزان اینوكولوم بسیار موثر است. بنابراین وقتی شرایط محیطی برای شیوع آلودگی مناسب می شود ( مثلا بعد از یخبندان ) اپیدمی بوجود نخواهد آمد. در حالتی كه اینوكولوم باكتری روی درختان زیاد است، میزان محافظت تركیبات مسی حداقل است. پس لازم است هر سال سمپاشی را انجام دهیم.
اگر در زمستان دما زیر ۲۰- درجه برود، پوست درخت آسیب دیده، ترك می خورد .این تركها نقاط ایده آلی برای نفوذ باكتری اند و باید با سموم مسی پوشیده شوند. زمانی كه باكتری در تركهای ناشی از سرمازدگی تكثیر شود، مقدار اینوكولوم به شدت افزایش پیدادخواهد كرد و كنترل بسیار مشكل خواهد شد. پس بعد از یخبندان هم سمپاشی لازم است.
اینكه از چه نوع سم مسی استفاده كنیم، چندان مهم نیست. nordox ، kocide و مخلوط بردو همگی تقریبا به یك میزان باعث كنترل گره زیتون می شوند. مهم استاندارد بودن سم و مناسب بودن زمان سمپاشی است. در ضمن این موضوع برای مبارزه با لكه طاووسی زیتون هم صدق می كند.
روش دوم مبارزه هرس كردن است ولی باید توجه داشت كه هرس كردن وقتی بیشترین تاثیر را دارد كه میزان اینوكولوم در باغ كم باشد. در باغهایی كه به شدت آلوده اند،هرس كردن مناسب به منظور از بین بردن اینوكولوم امكان پذیر نیست. در این حالت تنها روش ممكن، هرس شاخه های اصلی كل درخت یا بخشی از آن است ، به این منظور كه در فصل رشد بعدی شاخه های جدیدی شروع به رشد كنند.

علی رغم آنچه كه به نظر می رسد، پاییز بدترین زمان برای هرس درختان زیتون است. نكات زیر را قبل از هرس كردن در نظر داشته باشید :
▪ حساسیت به یخبندان (freeze sensitivity) :
كنوپی بوجود آمده در تابستان گذشته می تواند شاخه های نازك و كوچك را از دمای بسیار پایین حفاظت كند. انجام هرس برای خلوت كردن كنوپی، این حفاظ را از بین خواهد برد و درختان هرس شده طی یخبندان بعدی بسیار شدیدتر از درختان هرس نشده آسیب خواهند دید و به شدت توسط گره زیتون آلوده خواهند شد كه كنترل آن بسیار مشكل است.

▪ مدیریت اندازه درخت (managing crop size) :
هرس روش بسیار مناسبی برای كنترل اندازه درخت است به ویژه وقتی كه كم كردن حجم درخت مد نظر نیست. بنابراین بهترین كار این است كه تا بهار، تا وقتی كه مقدار رشد جوانه انتهایی قابل اندازه گیری است، صبر كنید. سپس میزان شدت هرس را انتخاب كنید.

▪ گره زیتون :
همانطور كه گفته شد، هرس قبل یا در طول دوره بارندگی باعث ایجاد زخمهایی در درخت می شود كه برای تولید آلودگی مناسبند. باران باكتری ها را در طول درخت جابجا می كند و آلودگی گسترش می یابد.
پس بهتر است هرس را در تابستان انجام دهیم. در ضمن وسایل هرس را باید بعد از هرس هر درخت ضد عفونی كرد.

برگرفته از : http://www.njavan.com

شپشک سیاه زیتون

شپشک سیاه زیتون

شپشک سیاه زیتون
black scale
saissetia oleae bernard.
homoptera/coccidae

این آفت برای نخستین بار در سال 1325 در روی گیاه خرزهره و در روی چند درخت مرکبات در رامسر (دواچی 1325)وسپس در لاهیجان و بندرانزلی (کریوخین1326) در روی بوته های خرزهره دیده شده است.

گرچه در سال پیدایش این آفات در ایران تا جائیکه ممکن بوده است گیاهان و درختان آلوده بریده و سوزانده شده است ولی از قرار معلوم آفت ریشه کن نشده و چند سال بعد در نفاط دیگر گیلان از جمله رودبار ظاهر شده است
به هر حال تا سالهای قبل از 1350 شپشک سیاه زیتون در منطقه ی زیتونکاری رودبار بسیار فراوان بوده است ولی در نتیجه ی سمپاشی های مکرر و منظم و سرمای سخت زمستان جمعیت آفت بسیار کاهش یافته است به طوریکه سالهای بعداز 1354 این آفت به طور پراکنده فقط در روی گیاهان زینتی موجود در برخی از باغهای رامسر و ویلاهای خصوصی کنار دریای خزر دیده شده است
این آفت در بسیاری از مناطق زیتون و مرکبات خیز جهان به ویژه در نقاط گرمسیری و در مناطق با آب و هوای نسبتا سردتر فعلا در روی گیاهان گلخانه ای یافت می شده است.
حمله ی این آفت در روی برگ سرشاخه های جوان و گاهی در روی شاخه های قطور با انبوهی جمعیت کم و بیش زیاد دیده می شود این حشره با خرطوم خود شیره ی گیاهی میزبان را می مکد و حمله ی آن با عسلک چسبناک فراوانی روی شاخه ها و روی گیاه میزبان همراه است

زیان این آفت زمانی شدید تر می شود که یک بیماری قارچی به نام کپک سیاه یا قارچ دوده ای نیز پس از تراوش عسلک روی گیاه به میزبان حمله کرده و در روی عسلک رشد ونمو نموده و مانند لایه ی نازک و سیاه و دوده مانندی از عمل کاربن گیری برگها جلوگیری می نماید سرانجام زیان خود آفت (شپشک ساه زیتون) به همراه پوشش بازدارنده از کپک سیاه به درخت آسیب فراوان رسانیده و مانع تغذیه و انجام فتوسنتز شده رفته رفته درخت مبتلا را تضعیف نموده و سبب ریختن بی موقع برگهای آن شده و نهایتا باروری آن را کاهش داده و سبب خشک شدن و نابودی درخت می گردد


شپشک سیاه زیتون اصلا بومی ایران نبوده است و قبل از سال 1325 نیز گزارشی از وجود آن در ایران در دست نیست ولی این آفت در بسیاری از کشورهایدیگر تولید کننده ی زیتون و در کرانه های دریای مدیترانه وجود داشته و دارد و معلوم نیست چه زمانی و به چه وضعی به ایران آورده شده است
شپشک سیاه زیتون آفتی است چند خوار که به گیاهان زیادی از جمله زیتون خرزهره مرکبات برگ نو گردو سیکاس انار مو قهوه ختمی ارغوان گل سرخ درختان میوه ی تیره ی گل سرخیان مانند بادام سیب گلابی آلو زرد الو و بسیاری از گیاهان دیگر مانند سماق آفتابگردان به ژاپنی بادنجان به مورد زولا کنگر خودرو و غیره از تیره های گوناگون حمله می کند و شماره میزبانهای آن متجاوز از 200 است

ریخت شناسی حشره

حشره ماده:
بدن حشره ی ماده کاملا کروی و کشیده است درازای آن 3تا5.5 و پهنای آن 2 تا 4.5 و بلندی آن 3.5 تا 4.5 میلیمتر و رنگ آن قهوه ای تیره نزدیک به سیاه است
پوسته ی پشتی این حشره سخت و دارای نقش برجسته و آشکاری مانند i است
بدن ماده های جوان دارای برآمدگی کمتر و به رنگ خاکی یا قهوه ای روشن است که با آغاز تخم ریزی کم کم برآمدگی پشتی آنها بیشتر و رنگشان تیره تر می شود.
نمای میکروسکوپی این حشره چنین است : شاخک حشره ی ماده دارای 8 بند است که بند سوم آن بلندتر از دیگر بندهاست.در پوسته ی پشتی غده های لوله ای کوچکی وجود دارد که دهانه ی هر یک از آنها به میان یاخته ی بیضی چند وجهی نامنظمی باز می شود
خارهای پشتی بدن کلفت و به شکل مخروط کشیده ای است
موهای کناری بدن کم و بیش کلفت و بلند و نوک بیشتر آنها دانه دار است
در دو طرف سینه در برابر هر یک از سوراخهای دمی سه عدد خار دیده می شود که خار میانی آنها خیلی بلندتر است و 22 تا 43 غده ی پنج یاخته ای از نزدیک این خارها تا پهلوی سوراخ دمی چیده شده است
درازای صفحه آنان نزدیک دو برابر پهنا و در سر آن سه موی کوتاه وجود دارد حلقه ی کیتینی آنان نیز 8 موی کم و بیش بلند دارد تخم های شپشک سیاه بیضی شکل به درازای 0.3 میلیمتر و رنگ آنها در آغاز سفید مرواریدی است که کم کم نارنجی شده و نزدیک بازشدن تخمها به رنگ سرخ کم رنگ دیده می شود


پوره سن یکم:
بدن پوره های سن یکم بیضی شکل و مسطح و به رنگ قهو ه ای روشن و به درازای 0.34 میلیمتر است چشمانی سیاه شاخکهای شش بندی و سه جفت پا دارند

پوره سن دوم:
نیز به شکل پوره های سن اول هستند با اندازه های نزدیک دو برابر آنها و با رنگی تیره تر که در پشت بدن آنها کم کم نقش پدیدار می شود

حشره ی نر :
که گاهی در کالیفرنیای آمریکا دیده شده است دارای دو بال شفاف است درازای بدن آن نزدیک به یک میلیمتر و رنگش زرد عسلی است
این حشره تاکنون در ایران مشاهده نشده است و تولید مثل ماده از راه دخترزایی صورت می گیرد و نیازی به جفتگیری ندارد


زیست شناسی حشره:

شپشک سیاه زیتون زمستان را در باغهای زیتون رودبار در دورهی سن یکم وسن دوم غالبا در پشت برگها و کنار رگبرگها می گذراند
از این رو مرگ و میر آفت به ویژه پوره های سن یکم در این دوره از سال بسیار است و در سالهایی که سرمای زمستان سختتر می شود مرگ و میر آنچنان زیاد می گردد که تا دو سه سال پس از آن تعداد حشره خیلی کم باقی مانده و به زحمت می توان جمعیتهایی از آن را به صورت فعال مشاهده کرد

پوره ها با فرا رسیدن بهار زندگی خود را که در زمستان خیلی کندتر می شود از سر می گیرند و بیشتر پوره های سن دوم زمستان را گذرانده اند و آنهایی که در بهار به سن دوم رسیده اند کم کم برای دسترسی به شیره ی گیاهی فراوانتر از روی برگها به روی شاخه های جوان و آبدار نقل مکان می کنند
در خرداد ماه نیز این پوره ها به سن سوم می رسند و با آماده شدن دستگاه زاد آوری که نشانه ی آن نیمکره ای شدن بدن و سخت تر و تیره تر شدن پوسته ی رویه ی پشتی است بارور شده و تخم ریزی را آغاز میکنند با آغاز تخم ریزی که کم کم تخمها به زیر شکم رها می شوند پوست شکم و پاها از روی گیاه میزبان بلند شده و به پشت بدن می چسبد
بالاخره در پایان دوره ی تخم ریزی که خود حشره مرده است بدن آن مانند کاسه ی واوگون یا سر پوشی که از لبه ها به گیاه میزبان چسبیده باشد تخمها را در بر می گیرد و سپری برای آنها در مقابل پدیده های محیط زیست به وجود می آورد هر گاه این سرپوش را با نوک سنجاقی بلند کنیم انبوه فراوانی از تخمها را که آغشته به گرد مومی سفید رنگی است می بینیم
این گرد مومی را که از چسبیدن تخمها به یکدیگر جلوگیری می کند حشره ی ماده به هنگام تخمریزی از غده های ویژه ای تراوش می کند
میانگین تعداد تخمهای یک حشره ماده در روی درختان زیتون رودبار نزدیک به 400 عدد است و بیشترین آن تا 750 عدد شمارش شده است ولی در روی گیاه خرزهره ی کاشته شده در کرانه دریای مازندران هم اندازه ی حشره های ماده درشتتر می شود و هم تعداد تخمهای آنها تا 2000 عدد نیز می رسد.طبق بررسیهای انجام شده تعداد تخمهای این حشره در شرایط مساعد به 4000 نیز می رسد
روی هم رفته شرایط اکولوژیکی محیط زیست بر درشتی اندازه و باروری شپشک سیاه مانند شپشکهای دیگر تاثیر زیادی دارد مثلا به درجه حرارت هوا و نم نسبی هوا و فراوانی شیره ی گیاهی میزبان (رشد کافی و سریع) بستگی زیادی دارد بنابراین تصور می رود پایین بودن میزان باروری این شپشک در رودبار به کم بودن شیره ی گیاهی درختان زیتون به ویژه در درختان کهنسال و کمی دما و نم هوای این منطقه در مقایسه با آب و هوای کرانه های دریای مازندران بستگی داشته باشد ولی در همانجا هم در روی گیاهان پاکوتاه مانند بادنجان آفتابگردان و برخی گیاهان هرز که ساقه ی آبدارتری دارند و در پیرامون آنها دما و نم بیشتری وجود دارد شپشکها خیلی درشت ترند و تخم بیشتری دارند
...
...
...

مبارزه با شپشک سیاه زیتون

گرچه زاد اوری این حشره بسیار زیاد است و گسترش آن به سرعت صورت می گیرد ولی مهار کردن آن با سمهای حشره کش آسان است و می توان از خسارت آن جلوگیری به عمل آورد ولی چون از طرفی کاربرد سموم حشره کش در مبارزه با آفات پایانی ندارد و برای جلوگیری از زیان این آفت نیز دست کم باید همه ساله دوبار درختان آلوده را سمپاشی کرد و از طرف دیگر سمپاشی که باید از طرف عموم زیتون کاران صورت گیرد در پهنه ی گسترده ی زیتون کاریها صرف نظر از هزینه ی هنگفت دشواریهای دیگری از نظر به هم خوردن تعادل طبیعی منطقه و آلوده شدن محیط زیست در بر دارد از این رو در برخی از کشورهای زیتون خیز از جمله آمریکای شمالی برای مبارزه با این آفت ترجیح می دهند که از دشمنان طبیعی آن کمک بگیرند تا نیازی به سمپاشی شیمیایی نباشد و یا دست کم از تکرار آن جلوگیری شود

دشمنان طبیعی شپشک سیاه زیتون

زنبورها hymenoptera
- در استرالیا آفریقا اسرائیل و کالیفرنیا coccophagus pulchellus westw(aphelinidae)
-در استرالیا و کالیفرنیا
diversinerus elegans silvestri (encyrtidae)h
diversinerus smithi compere(encyrtidae)h
- در آمریکای جنوبی
lecaniobius utilis compere euplemidae
- در پرو کرانه های دریای مدیترانه و کالیفرنیا
metaphcus flavus howard (encyrtidae)l

از سخت بالپوشها coleoptera
-کرانه ی دریای مازندران
adalia sp
- همه جا
chilochorus dipustulatus l
- قفقاز و بیشتر جاهای جنوب کشور شوروی و اروپا
coccinela 14-punctata l
- همه جا
coccinela septempunctata l
- در کشورهای کنار دریای مدیترانه و جنوب روسیه مرکز و شمال ایران در کرانه های دریای خزر
exochomus quadripustulatus l

از پروانه ها
lepidoptera
-در کشورهای کنار دریای مدیترانه و آفریقای غربی
eublemma scitula ramb (nuctudiae)l
از بالتوریها
neuroptera
در کالیفرنیا
agulla bractea carpenter (raphidiidae)l
-در همه جا
chrysopa ssp(chrysopidae)l
از قارچهای انگل
entomogenous fungi
- در کرانه ی دریای خزر در ایران و کرانه دریای مدیترانه و در کرانه دریای سیاه در شوروی
cephalosporium leucanii zimm

مبارزه ی شیمیایی
اثر سمپاشی برای مبارزه با شپشک سیاه زیتون در سنین جوانی و زمانی که پوره ها در سن یکم هستند بیشتر است برای سمپاشی آنها از سمهای فسفره یا کاربامات یا یکی از امولسیون های روغنی تابستانی محلول در آب را میتوان با موفقیت به کار برد.
برخی از سموم فسفره و دوواز کاربرد آنها
سوپراسید 40% یک در هزار
دیازمون 60% یک در هزار
مالاتیون 50% دو تا دو و نیم در هزار

برگرفته از : http://www.njavan.com

معرفی شپشک سپردار بنفش زیتون

 معرفی شپشک سپردار بنفش زیتون

سپردار بنفش زیتون Parlatoria oleae
Hom.: Diaspididae
این حشره اگرچه برای اولین بار از روی درختان زیتون جمع‌آوری شده است ولی به عده زیادی از درختان میوه دانه‌دار، هسته‌دار، گیاهان زینتی و جنگلی حمله می‌نماید. این سپردار روی برگ، شاخه، تنه و میوه زندگی می‌کند و در محلی که خرطوم خود را در بافت گیاه فرو می‌نماید، کلروفیل گیاه میزبان از بین رفته و به جای آن لکه گرد و قرمز ارغوانی رنگی به وجود می‌آید. در روی تنه و سرشاخه محل تجمع شپشک‌ها، لکه‌های قهوه‌ای رنگ مشاهده می‌شود که تصور می‌رود یک نوع بیماری فیزیولوژیک باشد. این وضعیت روی میوه‌های مختلف نیز مشاهده می‌شود و اغلب ممکن است با علائم بیماریهای گیاهی خاص اشتباه شود. حمله و تغذیه این شپشک باعث ضعف درختان میوه و آماده شدن آنها برای حمله سوسکهای پوستخوار و سایر آفات درجه دوم می‌شود.

زیست‌شناسی و مشخصات
در نقاط معتدل سرد زمستان را به صورت پوره سن دو و در نواحی گرمتر به صورت حشرات کامل نابالغ در روی شاخه‌ها و تنه درختان به سر می‌برد. حشرات ماده به رنگ بنفش تیره، فاقد بال، پا و شاخک می‌باشند. بدن حشره را پولک خاکستری رنگی پوشانده است و جلد لاروی به رنگ قرمز در کنار سپر قرار دارد. حشرات ماده در اواخر فروردین ماه و اوایل اردیبهشت ماه شروع به تخم‌ریزی می‌کنند. دوره نشو و نمای جنینی حدود 20 روز می‌باشد. پس از آن پورهایی به رنگ ارغوانی روشن از تخم خارج می‌شوند که دارای شش پا و یک جفت شاخک مودار می‌باشند. سطح بدن نیز از موهای پراکنده پوشیده است. پوره‌ها به آسانی بوسیله باد منتقل می‌شوند. دوره زندگی بسته به شرایط فصل در حود 30 تا 50 روز است و 2 تا 3 نسل در سال دارد.

مبارزه:
کنترل بیولوژیک: کفشدوزکهای شکارگر Col.: Coccinelidae
1- Chilocorus bipustulatus
2- Exochomus quadripustulatus
زنبورهای پارازیتوئید Hymenoptera: Aphelinidae
1- Fiscus testaceus
2- Aphytis proclia
3- Aphytis mytilaspidis
4- Aphytis chrysomphali var. mazandranica
5- Aphytis maculicornis
کنترل شیمیایی:
مبارزه شیمیایی باید زمانی باشد که شپشک در مرحله Crawler باشد و 75% پوره‌های از زیر سپر خارج شده باشند.
1. آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% و 2در هزار
2. اتیون EC47% و 1.5 درهزار
3. اتریمفوس(اکامت) EC50% و 1در هزار
4. کلرپیریفوس(دورسبان) EC40.8% و 1.5- 1 درهزار
5. روغن امولسیون شونده O 80% و 0.5 درصد
مبارزه زمستانه: این مبارزه اغلب در مورد گونه‌هایی عمل می‌شود که حشره به صورت پوره و یا حشره کامل می‌باشد. این روش در مورد شپشکهای زیر خانواده Lecaninae که دارای بدن بدون محافظ می‌باشند خیلی مؤثر است (مانند شپشک سیاه زیتون). سم‌پاشی زمستانه اواخر زمستان به صورت روغن‌پاشی (سموم روغنی Volk) پس از سپری شدن اوج سرمای زمستان و قبل از بیداری درختان انجام می‌شود (روغن‌های زمستانه دارای

برگرفته از : http://www.njavan.com

آفات و بیماریهای درختان زیتون

 آفات و بیماریهای درختان زیتون

مگس میوه زیتونBactrocera olea
Fruit Fly (Diptera: Tephritidae)
مقدمه:
مگس میوه زیتون یک آفت مهم زیتون در بیشتر کشورهای حاشیه دریای مدیترانه است. لاروهامونوفاژهستند ومنحصرا از میوه زیتون تغذیه می کنند حشرات بالغ نیز ازشهد، عسلک به طور فرصت طلبانه ازمنابع شیرابه یا غذاهای نیمه جامد تغذیه می کننند . با تونل هایی که توسط لارو در داخل میوه ایجاد می کند زخم ایجاد می شود و 30% از محصول زیتون کاسته می شود در کشور های مدیترانه وبه خصوص در یونان و ایتالیا که بیشترین تولید اقتصادی در آنجا است.

مگس میوه زیتون به طور اساسی یک آفت جدی در کشت زیتون ها در سراسر این منطقه می باشد. آن مشاهده شده در اکتبر 1998 در کالیفرنیا،در منطقه لوس آنجلس ، و بعد ازاین انتشار یافته به شمال کالیفرنیا 1999، سنترال والی 2000، و به مارین ، ناپا، سونوما، 2001 ، شاستا، الدورادو، و لیک 2002 (vorela and vossen 2003) . زیتون ها پرورش می یابند به صورت تجاری در کالیفرنیا برای میوه ودر مقیاس کمتر آنها پرورش می یابند معمولا بصورت زینتی . درفلوریدا ،درختان زیتون کند رشد هستند و همیشه سبز که ممکن است پرورش یابند به صورت زینتی اما نسبت به میوه کاربرد تجاری ندارند . درختان زیتون به طورگسترده به عنوان زینتی در فلوریدا استفاده می شوند و میوه این درختان ممکن است گسترش مگس میوه زیتون را تامین کند. از این رو استان و ایالت برنامه ای را باید برای نگهداری و مراقبت در برابر مگس میوه زیتون دنبال کند .اکثر اوقات لاروها و شفیره ها مانعی در برابر زیتون منطقه مدیترانه هستند، و بعضی اوقات حشرات بالغ نیز درامتداد لاروها و شفیره قرار می گیرند .

گسترش آفت:
حوزه مدیترانه ،شمال،شرق ، وجنوب آفریقا،جزایر قناری،هند،غرب آسیا، وظاهرا هرجایی که زیتون ها (جنس زیتون) وجود دارد در نیمکره شرقی . در نیمکره غربی آن در کالیفرنیا وجود دارد.

شناسایی :
مراحل نابالغ مانند ظهور دیگر مگس های میوه است بویژه Bactrocera spp . فیلیپ شرح داد به تفصیل شرح لارو را . مگس میوه زیتون یکی از گونه های کوچک در این جنس است. ماده بالغ تقریبا mm5 طول دارد، ودارای بال پهن که تقریبا mm10 است. بالها اساسا شفاف هستند ومشخص شده اند برنگ قهوه ای ، شامل نقاطی در نوک بال. قفسه سینه سیاه رنگ است . سطح پشتی با کرکهای نقره ای رنگ با 2 خط موازی می باشند . بازوها، یا شانه ها و فضای بالا و پایین بالها زرد هستند . بخش داخلی سپرچه سیاه رنگ است . وبخش پشتی زرد رنگ است شکم سیاه رنگ ،پوشیده شده به صورت پراکنده با کرک خاکستری رنگ. بخش های اساسی با خطوط متقاطع رنگ پریده مشخص شده است و خطوط موازی نا منظم یا خال های برنگ قهوه ای مایل به قرمز در مرکز انتهای بخش ها مشخص شده است . انتهای بخش زرد مایل به قرمز . غلاف تخمریز سیاه رنگ است ، با تخمریز برنگ قرمز.


تاریخچه زندگی وعادات :
در منطقه مدیترانه سالانه 5-2 نسل از مگس ها بوجود می آید .زمستانگذرانی در مرحله شفیره گی چند سانتی متر زیر خاک و برگ های ریخته شده می باشد و مگس های بالغ از مارس تا می پدیدار می شوند. که بستگی دارد به عرض جغرافیایی و دما. در شرایط تابستان ، دوره قبل از تخمگذاری از 10-6 روز تاقبل از تخمگذاری می باشد.در زمان طولانی نیاز دارد ابتدا به دما ولی نه زیاد. در دوره قبل از تخمگذاری حشره ماده به عمل می آورد تخمدان را و ابتدا دستگاه تخمگذاری را. ابتدا در ماه ژوئن حشرات ماده به صورت فعال جستجو می کنند وتخمریزی دراوایل بوجودآمدن میوه های زیتون است. روزانه ممکن است 12-10 تخم بگذارند ،معمولا یک تخم در هر میوه زیتون و حدود 250-200 تخم در دوره زندگی می گذارند. ماده ها با تخمریز میوه را سوراخ می کنند و تخم را در زیر پوست میوه قرار می دهند . ارو مگس تغذیه می کند از بافت میوه ، تااینکه میوه از درخت بریزد . مراحل تخم ،لارو، و شفیره به ترتیب 3-2،14-10،و حدود 10روز در تابستان در یوگسلاوی طول می کشد. مدت سیکل زندگی گونه از 1تا 6یا7 ماه می باشد. مگس های نر صداهای گوش خراش یا سیگنال های طولانی اظهار علاقه را تولید می کنند. اظهار علاقه وجفتگیری در هنگام غروب اتفاق می افتد نزدیک به اواخر دوره روشنایی روز. مگس های ماده میوه زیتون فرمون چند ترکیبی تولید می کنند، وفقط مگس های ماده تفریتید قادر به تولید این فرمون هستند؛نرها نیز فرمون تولید می کنند در دیگر مگس های تفریتید که در حال مطالعه است. قسمت عمده ترکیب فرمون 1,7–dioxaspiro [5.5]undecane است که آن بنسبت در مدت طولانی برای نرها جذب کننده است. مگس های نر معمولا این ترکیب راتولید می کنند و نر ها را جذب می کنند اما ماده ها نمی توتنند جذب شوند به این ترکیب جنسی . مگس های ماده وحشی احتمالا چندین بار در طول مدت زندگی جفتگیری می کنند.

میزبان ها:
زیتون ها – جنس زیتون olea spp

روش های مدیریت کنترل:
در نیمکره شرقی،حشره کشهایی که به صورت طعمه مسموم یا اسپری(محلول پاشی) در هوا برای کنترل مگس میوه زیتون استفاده می شود. تکنیک ها بیشتر در شرایط ملایم تست می شوند یا استفاده می شوند در محیط های محدود که از پرتوافشانی استفاده می شود برای استرلیزه کردن نرهاو فرمون ها. هر دو جنس می توانند استرلیزه شوند با 12-8 کراد (80-120 Gy radiation) که در شفیره ها باپهنای بیشتر انجام می شود. سنتز 1.5.7-trioxaspiro [5.5] undecane شبیه ترکیب عمده فرمون است،که سنتز شده می باشند وتست شده و تحت شرایط بهینه که آن مثل تر کیب طبیعی جذب می کند اما نمی توان ازآن به مدت طولانی در تله ها نسبت به ماده طبیعی استفاده کرد. گذاشتن تخته 3لایه کوچک مربع شکل به طور شناور درمحلول آبکی (a.i.) 0.1%دلتا مترین به مدت 15دقیقه و اضافه کردن طعمه به جایگاه حاوی فرمون جنسی یا بی کربنات آمونیوم ،جلب کننده غذا،ارزش موثری در کنترل آزمایشی باغ بزرگ دارد.
در کالیفرنیا، مدیریت بستگی دارد به محلول پاشی ،تله گذاری مگس های بالغ ،زمان برداشت،مراعات اصول بهداشتی میوه بعد از برداشت،و کنترل بیولوژیکی.

برگرفته از : http://www.njavan.com

بیماریهای درختان زیتون

بیماریهای درختان زیتون

 

بیماریهای درختان زیتون

 

زیتون ( Olea europaea Oleaceae) درختی است با عمر طولانی، نیمه گرمسیری، همیشه سبز و بومی مدیترانه. عمر برخی از آنها تا ۱۰۰۰ سال هم می رسد. ارزش زیتون به خاطر میوه و روغن آن است. كشورهای حاشیه مدیترانه دارای ۹۵% از كل سطح زیر كشت زیتون دنیا می باشند. ۹۰% زیتون های تولید شده برای تهیه روغن به كار میرود.
اسپانیا برگترین تولیدكننده روغن زیتون جهان است ( ۲۳% ). بعد از آن تركیه (۱۲% ) ،امریكا (۱۱.۴%) ، مراكش (۸.۵%) ، سوریه (۷.۵%) و یونان (۷.۳%).
درخت زیتون قادر است خود را با شرایط محیطی مختلف وفق دهد. این درخت احتیاج به اقلیم های ملایم با تابستان های نه چندان گرم و زمستان های سرد دارد. اگر چه زیتون برای باردهی مناسب به سرما احتیاج دارد ، ولی اگر دما به كمتر از ۱۰- درجه سانتیگراد برسد آسیب می بیند. زیتون به عنوان یك گونه گیاهی مقاوم به خشكی شناخته می شود و می تواند استرس های آبی را تحمل كند. حداقل آب مورد نیاز زیتون در سال ۲۰۰۰ متر مكعب در هكتار است. بیشتر این آب ، در طول دوره گلدهی و تشكیل دانه در اواخر بهار و بعد در تابستان كه اندازه میوه ها افزایش پیدا می كند، مورد نیاز است. زیتون میتواند در خاكهای فقیر و خاكهای صخره ای حاشیه تپه ها هم رشد كند ولی بهترین زیتون ها از درختانی به عمل می آید كه در خاكهای عمیق كشت شده اند. زیتون خاكهای شور و قلیایی و خاكهایی كه آهك زیادی دارند را هم تحمل می كند.
سیستم ریشه ای زیتون سطحی است و قادر به تحمل خاكهای غرقاب شده نیست و حتی در خاكهای عمیق هم فقط ۹۰ تا ۱۲۰ سانتیمتر در خاك نفوذ می كند. بخش های هوائی درخت دارای شاخه های اصلی مجتمع و متراكم، میانگره های كوتاه و برگهای متراكم است كه اگر با هرس راه باریكی در شاخه ها باز نكنیم، مانع از رسیدن نور به مركز درخت می شوند.
كنار هر برگ در زیتون جوانه های گل دهنده وجود دارند. این جوانه ها در فصل جاری به وجود می آیندو در فصل رشد بعدی جوانه می زنند. هر گل آذین شامل ۱۵ تا ۳۰ گل است كه این تعداد به نوع كلتیوار و شرایط زراعی آن سال بستگی دارد. اگر در كنار همه برگها یك گل آذین بوجود بیاید، هر سر شاخه پتانسیل تولید چند صد گل را خواهد داشت.ولی تنها پنج درصد از این گلها به میوه تبدیل می شوند.
زیتون توسط باد گرده افشانی می شود. در نتیجه گلدهی در شرایط بارندگی، دما ی بالا و بادهای خشك منجر به آسیب دیدن فرایند تشكیل میوه می گردد. بیشتر كلتیوار های زیتون در حالت تك كشتی (monoculturing) هم تولید میوه می كنند ولی محصول آنها در شرایط cross_pollination بهتراست. برداشت زیتون درپاییز یا زمستان صورت می گیرد.
سطح زیر كشت زیتون در ایران حدود ۶۷ هزار هكتار است كه از هر هكتار باغ آبی ( ۱۰ سال به بالا ) به طور متوسط ۵ تن محصول برداشت می شود و در باغهایی كه مدیریت مناسبی دارند تا ۱۰ تن هم زیتون قابل برداشت است. زیتون با توجه به شرایط محیطی و نوع كلتیوار بعد از ۵ تا ۸ سال به بار می نشیند و گیاهی است كاملا صنعتی . ۲۰% از محصول زیتون كشور برای تهیه كنسرو و بقیه برای تولید روغن استفاده می شود.
● بیماری های زیتون :
۱ ) گره زیتون : Olive Knot
● عامل بیماری :
Pseudomonas syringae p.v savastanoi
رده بندی عامل بیماری : Bacteria , Gracilicutes , Pseudomonadales , Pseudomonadaceae
در برخی منابع عامل بیماری Pseudomonas savastanoi معرفی شده است.
بیماری ایجاد شده توسط این باکتری در فرانسه به سل زیتون (Tuberculosis of olive ) معروف است و علاوه بر زیتون روی درختان زبان گنجشک(Ash) نیز ایجاد بیماری می کند( شانکر درختان زبان گنجشک ) .
● علائم:
روی درختان گالهایی قابل مشاهده اند که که تقریبا در تمامی بافتها و بخشهای گیاه از جمله دمبرگها (Petiole) و پهنک برگ(Lamina) هم بوجود می آیند. آلودگی های اولیه باعث ایجاد فرورفتگی هایی می شوند که در اثر متلاشی شدن سلول ها بوجود می آیند. سپس بعد از اینکه درخت در بهار شروع به رشد می کند، تكثیر بافتهای اطراف این فرو رفتگی ها باعث بوجود آمدن گا ل یا گره در این نقاط می گردند. گره ها در اثر هیپرپلازی بافتها در ساقه های جوان، نقاط رشد و قسمتهای قطع شده بوجود می آیند.در واقع تكثیر زیاده از حد سلولهای میزبان در اثر تولید ایندول استیك اسید (IAA) توسط سلولهای باكتری است. بعد از گذشت چند ماه گره ها ظاهری اسفنجی و نامنظم پیدا می كنند و سپس سخت و قهوه ای می شوند. در شاخه های كوچك ، گره ها به ۲ سانتیمتر هم می رسند. این گره ها باعث برگ ریزی و از بین رفتن شاخه های گل دهنده شده و منجر به كاهش محصول می شوند. در ضمن گره ها باعث كاهش اندازه میوه ها و مقدار روغن و نیز از بین رفتن طعم میوه ها می گردند.از میان واریته های كشت شده واریته Manzanillo از همه حساس تراست.
● اپیدمیولوژی :
باكتر یها با آب باران در كل درخت پخش می شوند( مقدار آلودگی با میزان بارندگی رابطه دارد) و فقط از راه زخم می توانند وارد بافتهای درخت شوند. باكتری ها معمولا از جای افتادن برگها، تركهای ناشی از سرمازدگی، ضربات، هرس، تگرگ و حتی بادهای شدید نفوذ می كنند. جای افتادن برگها بین ۱۰- ۷ روز پس از افتادن آنها حساس است. بنابراین بیشترین خطر متوجه درختانی است كه در طول دوره بارندگی، منافذ زیادی برای ورود باكتری دارند.
● كنترل :
كنترل گره زیتون شامل هرس تابستانه برای ازبین بردن اینوكولوم ( گره های روی درخت ) و حفاظت از درخت با باكتری كشهای مسی ، قبل و در طول دوره بارندگی است. ( مس تنها ماده ای است كه برای كنترل گره زیتون ثبت شده است ). تركیبات مسی از آلوده شدن منافذ درخت جلوگیری می كنند ولی باعث ازبین بردن گره ها نمی شوند.
چون تولید آلودگی ارتباطی با سن درخت ندارد، بنابراین مبارزه سالانه را از اولین پاییز بعد از كاشت درخت شروع می كنیم. در ضمن باید توجه داشت كه درختان جوان به شدت به یخبندان حساسند و یخبندان باعث بوجود آمدن تركهای زیادی در پوست آنها می شود كه باكتری از طریق آنها می تواند آلودگی ایجاد كند. بنابراین استفاده از سموم مسی در درختان جوان برای كاهش تكثیر اینوكولوم و جلوگیری از آلودگی های بعدی، بسیار مفید خواهد بود.
باكتری های گره زیتون توسط آب باران از گره های موجود به منافذ منتقل می شوند. بنابراین باید قبل از شروع فصل بارندگی از سموم مسی استفاده كرد. در ضمن این روش بهترین راه مبارزه با لكه طاووسی زیتون نیز هست. آزمایشات نشان داده اند كه یكبار سمپاشی در سال علیه گره زیتون كافی نیست. حداقل دوبار سمپاشی در سال، یكی در پاییز و دیگری در اوایل بهار، مورد نیاز است.
میزان حفاظت تركیبات مسی از درخت، بسیار بستگی به مقدار اینوكولوم موجود در دوران آلودگی دارد. بنابراین بهترین روش این است كه مقدار اینوكولوم را كاهش دهیم. سمپاشی سالیانه با مس در به حداقل رساندن میزان اینوكولوم بسیار موثر است. بنابراین وقتی شرایط محیطی برای شیوع آلودگی مناسب می شود ( مثلا بعد از یخبندان ) اپیدمی بوجود نخواهد آمد. در حالتی كه اینوكولوم باكتری روی درختان زیاد است، میزان محافظت تركیبات مسی حداقل است. پس لازم است هر سال سمپاشی را انجام دهیم.
اگر در زمستان دما زیر ۲۰- درجه برود، پوست درخت آسیب دیده، ترك می خورد .این تركها نقاط ایده آلی برای نفوذ باكتری اند و باید با سموم مسی پوشیده شوند. زمانی كه باكتری در تركهای ناشی از سرمازدگی تكثیر شود، مقدار اینوكولوم به شدت افزایش پیدادخواهد كرد و كنترل بسیار مشكل خواهد شد. پس بعد از یخبندان هم سمپاشی لازم است.
اینكه از چه نوع سم مسی استفاده كنیم، چندان مهم نیست. Nordox ، Kocide و مخلوط بردو همگی تقریبا به یك میزان باعث كنترل گره زیتون می شوند. مهم استاندارد بودن سم و مناسب بودن زمان سمپاشی است. در ضمن این موضوع برای مبارزه با لكه طاووسی زیتون هم صدق می كند.
روش دوم مبارزه هرس كردن است ولی باید توجه داشت كه هرس كردن وقتی بیشترین تاثیر را دارد كه میزان اینوكولوم در باغ كم باشد. در باغهایی كه به شدت آلوده اند،هرس كردن مناسب به منظور از بین بردن اینوكولوم امكان پذیر نیست. در این حالت تنها روش ممكن، هرس شاخه های اصلی كل درخت یا بخشی از آن است ، به این منظور كه در فصل رشد بعدی شاخه های جدیدی شروع به رشد كنند.
علی رغم آنچه كه به نظر می رسد، پاییز بدترین زمان برای هرس درختان زیتون است. نكات زیر را قبل از هرس كردن در نظر داشته باشید :
_ حساسیت به یخبندان (Freeze Sensitivity) : كنوپی بوجود آمده در تابستان گذشته می تواند شاخه های نازك و كوچك را از دمای بسیار پایین حفاظت كند. انجام هرس برای خلوت كردن كنوپی، این حفاظ را از بین خواهد برد و درختان هرس شده طی یخبندان بعدی بسیار شدیدتر از درختان هرس نشده آسیب خواهند دید و به شدت توسط گره زیتون آلوده خواهند شد كه كنترل آن بسیار مشكل است.
_ مدیریت اندازه درخت (Managing Crop Size) : هرس روش بسیار مناسبی برای كنترل اندازه درخت است به ویژه وقتی كه كم كردن حجم درخت مد نظر نیست. بنابراین بهترین كار این است كه تا بهار، تا وقتی كه مقدار رشد جوانه انتهایی قابل اندازه گیری است، صبر كنید. سپس میزان شدت هرس را انتخاب كنید.
_ گره زیتون : همانطور كه گفته شد، هرس قبل یا در طول دوره بارندگی باعث ایجاد زخمهایی در درخت می شود كه برای تولید آلودگی مناسبند. باران باكتری ها را در طول درخت جابجا می كند و آلودگی گسترش می یابد.
پس بهتر است هرس را در تابستان انجام دهیم. در ضمن وسایل هرس را باید بعد از هرس هر درخت ضد عفونی كرد.● بیماری های قارچی :
۱) پژمردگی ورتیسیلیومی زیتون : Olive Verticillium Wilt
عامل بیماری :
قارچ Verticillium dahliae و گونه Verticillium albo-atrum که در برخی نقاط فقط گونه اول گزارش شده است.
رده بندی عامل:
قارچ ورتیسیلیوم از قارچهای ناقص و از گروه Phialosporea است. در نوعی دیگر از رده بندی ورتیسیلیوم در راسته Hyphales از Deuteromycota قرار می گیرد.
آلودگی و گسترش:
پژمردگی ورتیسیلیومی یكی از مهمترین بیماری های زیتون است. این بیماری زیتون های تجاری كشت شده در باغها و همینطور زیتون هایی كه در فضای سبز به كار رفته اند، حمله می كند. نماتد مولد غده، نماتد مولد زخم و سایر پوسیدگی های ریشه ای كه باعث آسیب رسیدن به ریشه می گردند، ورود ورتیسیلیوم را به گیاه، در خاكهای آلوده، تسهیل می كنند.
● شرح بیماری :
به عنوان یك قارچ خاكزاد، ورتیسیلیوم ابتدا به سیستم ریشه های زیتون، زمانی كه دمای هوا پایین است، حمله میكند. ( قارچ در دمای بالاتر از ۳۰ درجه رشد نمی كند ). بعد از نفوذ به ریشه ها، قارچ رشد كرده، ازمیان آوندها شروع به حركت می نماید و سرانجام به شاخه ها و سرشاخه ها می رسد. دوره آلودگی از اواخر زمستان شروع شده و تا بهار طول می كشد. با شروع اولین گرمای تابستانه، قارچ غیرفعال می شود ولی متاسفانه تا آن زمان خسارت وارد شده است و درختان علائم بیماری را نشان می دهند. حضور قارچ در بافتهای آوندی باعث كاهش و قطع شدن جریان آب از ریشه به برگ می گردد. علائم پژمردگی ورتیسیلیومی را می توان مستقیما به توكسین هایی كه توسط قارچ تولید می شوند و مانع انتقال آب از ریشه به ساقه می شوند، نسبت داد.
قارچ از فصلی به فصل دیگر درون خاك و احتمالا ریشه های آلوده باقی می ماند. هر دو قارچ عامل بیماری تولید كنیدی هایی می كنند كه عمر کوتاهی دارند. قارچ V. dahliae تولید میكرواسكلروت هم میكند ولی V. albo-atrum میسلیومی با دیواره ضخیم و سیاهرنگ، شبیه به میكرواسكلروت تولید میكند كه البته میكرواسكلروت نیست. مناسب ترین دما برای رشد گونه اول ۲۸- ۲۵ درجه و برای گونه دوم ۲۵- ۲۰ درجه است. قارچ V. dahliae در خاك به صورت میكرواسكلروت تا ۱۵ سال هم باقی میماند. هر دوی آنها می توانند به صورت میسلیوم در میزبان های پایا، اندام های تكثیری یا در بقایای گیاهان زمستان گذرانی كنند.
● علائم:
شروع ظهور علائم، در بهار، نزدیك زمان گلدهی است. برگهای تازه به سمت داخل پیچ میخورند و رنگ سبز تیره و جلوه براق خود را از دست می دهند. رنگ آنها خاكستری كدر و قهوه ای می شود. ریزش برگ و میوه های كه بعد از ین صورت می گیرد، بستگی به شدت آلودگی، شدت وزش باد و استرس گرمایی موجود دارد. دستجات گل روی شاخه های آلوده از بین می روند و چسبیده به درخت باقی می مانند. رنگ پوست ممكن است تقریبا آبی رنگ شود. شاخه های تكی و مجزا، بخشهای بزرگی از درخت یا كل تاج درخت ممكن است در طول یك فصل زراعی ازبین برود. با این حال مرگ كل درخت به ندرت دیده شده است.
سیستم آوندی گیاهانی كه آلوده به وریسیلیوم هستند، علامت مشخصی به صورت تغییر رنگ آوندها نشان می دهند. آوندهای آبكش در طول ساقه و ریشه به زنگ قهوه ای یا سبز در می آیند. ولی این علامت در درختان زیتون كمتر دیده شده است. برای مشاهده این علامت شاخه ای از درخت را ببرید و پوست آن را بكنید تا بتوانید تغییر رنگ آوندها را مشاهده كنید. ولی برای اینكه از وجود ورتیسیلیوم مطمئن شوید باید نمونه ها را در آزمایشگاه كشت دهید.
با سرد شدن دوباره هوا، قارچ بار دیگر فعال می شود و رشد وتكثیر را از سر می گیرد. شاخه ها هر سال، در طول دوره های سرد، بارها مورد حمله قرار می گیرند.
كنترل:
هیچ راه مبارزه ای برای درختان آلوده شده وجود ندارد. هرس سرشاخه های آلوده توصیه می شود ولی نمی توان با این روش باعث عقب نشینی قارچ از درون شاخه ها شد. محل اصلی قارچ درون ریشه ها است و از آنجا به سمت شاخه ها پیش روی می كند. استفاده از قارچكش ها هم موثر نیست. حتی تركیبات سیستمیك هم اثر كمی در توقف قارچ ورتیسیلیوم دارند.
پیشگیری بهترین روش مبارزه است ولی همیشه امكان پذیر نیست ببسیاری از گیاهانی كه به عنوان خوراك دام به کار می روند،سبزیجات و گیاهان زینتی به ورتیسیلیوم حساسند. خاكها به آسانی قبل از كشت به ورتیسیلیوم آلوده می شوند. عامل بیماری می تواند تا چندین سال درون خاك زنده بماند و به محض كشت گیاه حساس، در صورت مناسب بودن شرایط آن را آلوده كند. بنا براین بهتر است تا جایی كه ممكن است از كشت در زمین های آلوده، به ویژه زمین هایی كه سبزیجات به مدت طولانی در آنها كشت می شده اند خودداری كنیم.
ضدعفونی خاك با حرارت دادن خاكهای مرطوب به مدت نیم ساعت تا ۷۱ درجه سانتیگراد باعث حذف ورتیسیلیوم از خاك گلخانه ها شده است ولی این روش در باغها عملی نیست .
آفتاب دهی (Soil Solarization) روشی موثر برای كاهش شیوع پژمردگی ورتیسیلیومی در بسیاری از باغها و زیتون های كشت شده در فضای سبز می باشد. قبل از كشت در محلی كه به وجود بیماری در آن شك دارید، آن را آبیاری كنید و عمیقا شخم بزنید . بعد از آن خاك را با یك پلاستیك شفاف به قطر ۴ تا ۶ میلیمتر به مدت ۸- ۶ هفته و یا اگر امكان دارد، بیش از این مدت، بپوشانید. لبه های پلاستیك را با خاك محكم كنید و روی چند نقطه از پلاستیك خاك بریزید تا مانع از حركت پلاستیك موقع وزش باد شود. محلی كه برای آفتاب دهی انتخاب می كنید باید كاملا در معرض نور خورشید باشد تا اشعه های خورشید بتواند ۳۰ ساتنیمتر اول خاك را گرم و ضدعفونی كند.
آفتاب دهی با موفقیت نسبی در باغهای زیتون مورد استفاده قرار گرفته است. قبل از استقرار پلاستیك ها علفهای هرز پای درختان را ازبین ببرید، شاخه های آلوده را قطع كنید و خاك را آبیاری كنید. پلاستیك ها باید با فاصله چندین سانتیمتر از محدوده سایه انداز درخت روی خاك قرار داده شوند. اگرچه دمای خاك در طول دوره های آفتابی كنترل بسیار بالا می رود، ولی درختان هیچ علائمی مبنی بر ناسازگاری نشان ندادند. طی آزمایشات انجام شده مقدار ورتیسیلیوم خاك با این روش كاهش پیدا كرد و جمعیت میكروارگانیسم های مفید خاك به طور معنی داری افزایش یافت. درخت بعد از آن به خوبی رشد كرد و دوباره كمتر به ورتیسیلیوم آلوده شد. ولی متاسفانه آلودگی های قبلی درخت هنوز وجود داشتند.
تدخین خاك (Soil Fumigation) روش دیگری است كه می توان انجام داد و البته اگرچه می توان با روش های تدخینی زمین را قبل از كشت ضدعفونی كرد ولی بهتر است از كشت در زمین آلوده خودداری كنیم زیرا تدخین روشی پرهزینه است و به ندرت باعث كنترل ۱۰۰% می شود و مصرف برخی از مواد تدخینی موثر مثل متیل بروماید، به خاطر آسیب هایی كه محیط زیست می زنند به تدریج منسوخ شده. انتخاب دقیق زمین و استفاده از نهال های سالم می تواند جلوی بسیاری از روش های پر هزینه را بگیرد.
مخلوط كلروپیكرین/ متیل بروماید و سم متام سدیم بیشترین سموم استفاده شده علیه ورتیسیلیوم برای تدخین خاك هستند.
نحوه استفاده از متیل بروماید در بخش كنترل قارچ Armillaria آمده است.
راه دیگر مبارزه استفاده از ارقام مقاوم است. واریته Ascalano اگرچه یك واریته مقاوم نیست ولی متحمل محسوب می شود.
بسیاری از گیاهان زراعی نظیر پنبه ( كه یك میزبان مطلوب است و اینوكولوم قارچ در مزارع پنبه به سرعت افزایش می یابد ) ، خانواده كدوئیان، فلفل، پسته، هسته داران، گوجه فرنگی و گیاهان زینتی مثل پیچ امین الدوله، یاس بنفش، ماگنولیا، درخت پر، درخت لاله و درختانی مثل افرا، نارون، اقاقیا، زبان گنجشك، درخت عرعر، سنجد و انجیر به ورتیسیلیوم حساسند.
از گیاهان مقاوم می توان بسیاری از بازدانگان مثل سرو، ژنكیو، نراد، سروكوهی، نوئل، سرخدار، تمام تك لپه ای ها مثل خرما، برخی از دولپه ای ها ( سیب، گلابی، به، زالزالك، شاه بلوط، بلوط، مركبات، توت، گردو، چنار، تبریزی، نمدار، بید ) را نام برد.
اقدامات زراعی مثل استفاده از كودها، مدیریت صحیح آبیاری و كنترل علفهای هرزكم و بیش در کنترل پژمردگی ورتیسیلیومی موفق بوده اند. هدف اكثر آنها افزایش قدرت گیاه برای جلوگیری از بروز علائم بیماری است. البته هیچكدام از آنها باعث معالجه بیماری و حذف آن از درخت نمی شوند.
۲) پوسیدگی آرمیلاریایی ریشه زیتون : Armillaria Root Rot
عامل بیماری : Armillaria mellea
رده بندی عامل بیماری: Basidiomycota , Basidiomycets , Agaricales , Tricholomataceae
علائم :
این قارچ که به قارچ عسلی (Honey fungus) هم معروف است به ریشه ها حمله می كند. ریشه هایی كه توسط آرمیلاریا آلوده شده اند، دارای صفحات بادبزنی شكل به رنگ سفید مایل به زرد بین پوست و چوب خود هستند. گاهی اوقات ریزومرف هایی به رنگ قهوه ای تیره تا سیاه در سطح ریشه ها قابل مشاهده اند.( ریزومرف ها شامل مجموعه ای از ریسه ها هستند. یک تا سه میلیمتر قطر دارند و به عنوان عامل بقای قارچ ازفصلی به فصل دیگر و در شرایط نامناسب مثل خشکی و آتش عمل می کنند. در ضمن می توانند در ریشه های گیاهان میزبان نفوذ کرده و آنها را آلوده کنند. ) قارچ آرمیلاریا گاهی به زیتون حمله می كند و در برخی اوقات باعث مرگ درخت می شود.
علائم هوایی مشابه علائم ایجاد شده در اثر سایر بیماری های ریشه است مثل کاهش رشد، کوچکی و زرد شدن برگها، خشکیدگی شاخه ها و ضعف عمومی درخت.
در بعضی از گیاهان، كلاهك های قارچ در پایه درختان آلوده به آرمیلاریا، در طول پاییزهایی كه هوا سرد و بارانی است، دیده می شوند. ولی چنین موردی به ندرت در درختان زیتون مشاهده شده است.● شرح بیماری :
قارچ به صورت میسلیوم یا ریزومرف در درختان آلوده یا در ریشه های در حال فساد زندگی می کند. روش اصلی انتقال آن از درختی به درخت دیگر به وسیله ریزومرف ها یا تماس مستقیم ریشه ها است. اسپورهایی که از کلاهک های قارچ بوجود می آیند، عمدتا ابتدا بر کنده های مرده یا مواد چوبی رشد می کنند و سپس با تولید ریزومرف به ریشه های زنده ( به طور مستقیم یا از راه زخم ) حمله می کنند.
مبارزه:
- جمع آوری کنده ها و ریشه های درختان قطع شده تا قارچ آنها را آلوده نکند و اینوکولوم افزایش نیابد.
- عدم کشت در زمین های آلوده
- گاهی اوقات خندقی دور تا دور درختان آلوده حفر می کنند تا مانع از رشد ریزومرف ها به طرف درختان سالم شود.
ـ تدخین خاک با استفاده از مواد شیمیایی:
برای تدخین از متیل بروماید استفاده می کنیم. خاک باید رطوبت کمی داشته باشد و درجه حرارت متوسط آن بیش از ۱۰ درجه باشد. میزان مصرف متیل بروماید بستگی به نوع خاک دارد و بین ۴۰۰ـ۲۰۰ کیلو در هکتار متغیر است. در خاکهای رسی بیشتر و در خاکهای شنی کمتر مصرف میشود. اگر بخواهیم فقط محل درخت آلوده را ضدعفونی کنیم، ۲۵۰ گرم سم برای هر محل درخت به قطر سه متر، کافی خواهد بود.
قبل از مبارزه شیمیایی، تمام درختان و كنده های آلوده و در صورت امكان تمام ریشه هایی كه بیش از ۲.۵ سانتیمتر قطر دارند را خارج كنید. درختان به ظاهر سالمی كه در نزدیكی درختان آلوده قرار دارند نیزاغلب بیمارند. این درختان را نیز از بین ببرید و محدوده آلوده را با استفاده از سموم تدخینی ضدعفونی كنید. درختان، كنده ها و ریشه های خارج شده را باید سوزاند و یا در جایی نگه داشت كه آبهای جاری شده از بارندگی، از آنجا به زمین های زراعی جاری نمی شوند.
برای خشك نگه داشتن خاك در طول تابستان از گیاهان پوششی مثل سودان گراس یا آفتابگردان استفاده كنید.هرچه خاك خشك تر باشد، سم ( متیل بروماید ) بیشتر درون آن نفوذ خواهد كرد. بعد از خشك شدن زمین آن را شخم عمیق بزنید. اگر خاك خیلی نرم و پودری است، بعد از اولین بارندگی شخم زدن و تدخین را انجام دهید. شخم زمین های رسی باعث بوجود آمدن كلوخ هایی در سطح آن می شود. افزایش دوز سم باعث افزایش نفوذ آن در خاك می شود ولی این مساله در خاكهای مرطوب چندان صحیح نیست، به ویژه در خاكهایی كه رس زیادی دارند. متیل بروماید را تا عمق ۷۵ـ ۴۵ سانتیمتری به وسیله چیزل در خاک تزریق کنید و خاک را با پوشش ضدگاز بپوشانید. پوشش روی زمین را حداقل تا دو هفته برندارید و خاک را تا یك ماه قبل از كشت هوا دهید. زمان تدخین خاك می تواند از اواخر تابستان تا اویل پاییز باشد.
●● نكته :
به ندرت می توان قارچ را ریشه كن كرد، مگر در نواحی محدود. اگر خاك خیس است و تا اعماقی كه ریشه ها رشد می كنند، دارای لایه های رسی است، تدخین كردن زیاد موفق نیست. بهترین ریشه كنی در خاكهایی كم عمق با عمق كمتر از ۱.۵ متر صورت می گیرد.
۳ ) پوسیدگی های فیتوفترایی ریشه و طوقه زیتون : Phytophthora Root And Crown Rot
● عامل بیماری :
گونه های مختلفی از فیتوفترا به زیتون حمله می كنند كه از نقاط مختلف گزارش شده اند. در استرالیا Ph . cinnamomi در كالیفرنیا Ph . citricola و Ph .dreschleri به عنوان عوامل اصلی پوسیدگی ریشه و طوقه زیتون شناخته شده اند. در ایتالیا هم گونه Ph .palmivora به عنوان عامل مرگ درختان جوان شناسایی شده است.
● رده بندی عامل بیماری :
Stramenopila , Oomycota , Oomycetes , Peronosporales , Pythiaceae
● شرح بیماری :در بیشتر نقاط این بیماری، بیماری خیلی مهمی محسوب نمی شود و همانند سایر بیماری های ناشی از فیتوفترا تحت شرایط خنك و خیسی خاك و بالا بودن رطوبت نسبی بوجود می آید. بنابراین در بخش های پست باغ و كلا در مناطقی كه زهكشی خوبی ندارند، رخ میدهد. در بیشتر موارد فیتوفترا اول در سطح خاك یا نزدیك به آن به گیاه حمله می كند و باعث آبسوختگی پوست می شود كه بعدا به صورت نواحی سیاه در می آید. اگر این ناحیه دور تا دور تنه درخت را بگیرد باعث مرگ درخت می گردد. در مراحل اول بیماری پوست ساقه محكم و دست نخورده است در حالی كه بعدا پوست لعابی شده و ممكن است دارای تراوشات صمغی و آبكی باشد.
فیتوفترا به ریشه ها هم حمله می كند و باعث پوسیدگی و قهوه ای رنگ شدن ریشه های اصلی یا فرعی می شود.
علائم هوایی به صورت كاهش شدید برگها، كم پشت شدن شاخ و برگ، خشكیدگی سرشاخه ها و عدم رشد انتهایی و بالاخره مرگ اندام های هوایی بالای ناحیه آلوده می باشد. درختان آلوده ممكن است به تدریج ضعیف شوند و طی چندین سال ازبین بروند و یا در همان فصل زراعی كه علائم هوایی ظاهر می شوند، بمیرند.
فیتوفترا در بافتهای آلوده به صورت میسلیوم، اووسپور یا كلامیدوسپور زمستان گذرانی میكند. گونه های فیتوفترا می توانند تا چند سال در خاك زنده بمانند و بیماری های ناشی از آنها در شرایط مرطوب تشدید می شود.
● كنترل:
ـ رعایت بهداشت زراعی : ضدعفونی وسایل مورد استفاده ( عامل بیماری حتی به وسیله كفش ها هم می تواند در باغ پخش شود )
ـ آگاهی از سابقه كشت زمین و بیماری های آن چون فیتوفترا داری دامنه میزبانی وسیعی است و عدم كشت در زمین های آلوده.
ـ اصلی ترین راه كنترل فیتوفترا مدیریت صحیح آبیاری باغ است. باید از كشت در خاكهایی كه در معرض غرقاب شدن هستند خودداری كرد و نازل های سیستم آبیاری را دور از تنه درختان نگه داشت. بهبود وضع زهكشی زمین اثرات مطلوبی خواهد داشت. ( كشت در خاكهای سبك با زهكشی سریع )
ـ هیچ نوع كنترل شیمیایی برای فیتوفترا در زیتون انجام نمی شود ( البته در برخی موارد در نهالستان ها از متالاكسیل استفاده می كنند ولی در باغهای زیتون خیر ).
۴) لكه طاووسی زیتون (Olive Peacock Spot) :
عامل بیماری : Spilocaea oleagina
رده بندی عامل بیماری : Deuteromycota , Deuteromycetes , Hyphales , Dematiaceae
علائم و خسارت :
این بیماری به نام لكه چشم پرنده ای (Bird&#۰۳۹;s Eye Spot) زیتون هم خوانده می شود. علائم به صورت لكه هایی است كه روی برگها، میوه ها و دم میوه ها بوجود می آیند ولی اكثر آنها روی برگها دیده می شوند. روی برگ، این لكه ها گرد یا حلقوی و ابتدا دودی رنگند ولی بعدا به رنگ قهوه ای در می آیند كه هاله ای زرد رنگ اطراف آنها را گرفته است. این لكه ها در ظاهر شبیه به لكه های چشم مانند روی پرهای دم طاووس است و به همین دلیل به این بیماری لكه طاووسی می گویند. اگر تعداد لكه های ایجاد شده روی دمگل ها (Pedicel) زیاد باشد، باعث ریزش شدید میوه می شود. برگهای آلوده كلروزه شده، در نهایت می ریزند. سرشاخه ها نیز ممكن است در اثر ریزش برگها از بین بروند. ریزش شدید برگها باعث ضعیف شدن درخت یا مرگ درختان كوچك می شود و مقدار محصول كاهش می یابد. البته چند سال طول می كشد تا بیماری روی درخت به صورت حاد درآید.
بیولوژی :
قارچ درون لكه های موجود در برگهایی كه روی درخت باقی مانده اند، زمستان گذرانی می كند.كنیدی هایی كه در برگهای ریخته شده تشكیل می شوند، نقش بسیار كمی در گسترش بیماری دارند. ایجاد آلودگی رابطه نزدیكی با بارندگی دارد و بیشتر آلودگی ها در طول زمستان ایجاد می شوند. دماهای بالا جوانه زدن و رشد اسپورها را محدود می كند. به همین دلیل بیماری در طول تابستان های گرم و خشك غیرفعال است. در مناطقی كه تابستان خشك و زمستان های ملایم دارند، دوره مناسب بیماری پاییز و زمستان ، و درنواحی كه زمستان سردتر است، بهار و اوایل تابستان می باشد.
آلودگی هایی كه در فصل اخیر ایجاد شده اند، می توانند در فصل بعدی آشكار شوند چون قارچ می تواند در شرایط نامناسب به صورت نهان (Latent) باقی بماند. در شرایط مناسب، دوره نهفته بیماری (Incubation Period) حدود دو هفته است.
اپیدمیولوژی :
شرایط مناسب برای توسعه بیماری عبارتند از : یك تا دو روز رطوبت نسبی بالا ( نزدیك به اشباع )، دامنه دمایی گسترده ولی اپتیمم بین ۲۱- ۱۸ درجه . تابستان های گرم و خشكیهای طولانی مدت از عوامل محدود كننده بیماری اند.
مبارزه :
رطوبت و سایه اندازی كنوپی را كاهش دهید. با هرس عبور هوا را در شاخ و برگ افزایش دهید این كار در باغهای متركم و نهالستان ها اهمیت دارد.
همانطور كه در بخش مبارزه با گره زیتون گفته شد، علیه این بیماری از سموم مسی استفاده می شود كه معمولا یكبار سمپاشی در سال، در اواخر پاییز، قبل از شروع بارندگی های زمستانه كافی خواهد بود
۵) سرکوسپوریوز زیتون: Cercosporiose Of Olive
عامل بیماری : Mycocentrospora cladosporioides
رده بندی عامل : Deuteromycota , Deuteromycetes , Hyphales
● علائم و شرح بیماری:
قارچ دارای اسكلروت هایی به رنگ قهوه ای مایل به سبز، دایره ای یا تا حدودی سیلندری شكل است. كنیدی ها سبز زیتونی و كمی خمیده هستند و ۶-۲ عدد دیواره عرضی دارند. این قارچ باعث بوجود آمدن لكه برگی های خفیفی در زیتون می شود. علائم به شكل لكه های خاكستری تا سربی رنگی است كه در سطح زیرین برگ وجود دارند و بعدا كاملا سیاه رنگ می شوند. سطح بالایی برگها كلروزه یا زرد شده، برگهای مسن تر شاخه های خارجی تاج درخت، به ویژه در طول بهار و تابستان، می ریزند.
بیولوژی:
اسكلروت ها عمل بقای قارچ هستند و میسلیوم های جدید از آنها بوجود آمده، در سطح زیرین برگ رشد می كنند. البته گاهی قارچ روی میوه ها تولید كنیدی و كنیدیو فر می كند.
اپیدمیولوژی :
اطلاعات كمی درباره نحوه پخش این بیماری در دسترس است. باران نقش مهمی در انتقال كنیدی ها از برگهای آلوده به برگهای سالم دارد. در ضمن باد هم می تواند كنیدی ها را از برگهای افتاده در كف باغ به سایر برگها منتقل كند. آلودگی های اولیه در پاییز، بعد از اولین بارندگی، از اسكلروت ها بوجود می آیند.
۶)آنتراکنوز زیتون : Olive Anthracnose
عامل بیماری : Glomerella cingulata که آنامورف آن قارچ Colletotrichum gloeosporioides می باشد.اخیرآ قارچ دیگری به نام C.acutatum در میوه های پوسیده پیدا شده است.
رده بندی عامل بیماری :
قارچ Glomerella در ویرایش چهارم کتاب قارچ شناسی الکسوپولوس همراه با جنس های Polystigma و Phyllachora در راسته Phyllachorales از آسکومیست ها قرار می گیرد و خانواده ای برای آن تعیین نشده است ولی در سایر رده بندی ها این قارچ در خانواده Phyllachoraceae از راسته Polystigmatales از آسکومیست ها قرار داده شده است.
● شرح بیماری :
این بیماری برای اولین بار از پرتغال گزارش شد.در سطح میوه میتوان با چشم غیر مسلح جوش هایی را دید كه توده های اسپور روی آنها درون آسروول قرار گرفته است.
فرورفتگی های كوچكی در سطح میوه ها بوجود می آید كه با آسروول ها پوشیده می شوند. این فرو رفتگی ها ابتدا به رنگ آجری مایل به كرم هستند كه در نهایت به رنگ قهوه ای در می آیند. اندازه این فرورفتگی ها به تدریج در میوه افزایش پیدا می كند و سرانجام تقریبا تمام سطح میوه را می گیرد و باعث چروكیدگی و پژمردگی آن می شود.در شرایط مرطوب توده های مخاطی نارنجی رنگی از اسپورها در سطح میوه بوجود می آید. برگهای نزدیك میوه ازبین می روند ولی برگهای انتهای شاخه به صورت دسته ای در می آیند ( یعنی برگها از یك نقطه یا از نقاط نزدیك به هم روییده اند ) . روی این برگها نقاط قهوه ای رنگی ( كه در ابتدا زرد رنگند ) دیده می شود كه با یك هاله تیره احاطه شده است. این برگها در طول پیچ می خورند و به شكل ناودان ( جوی ) درمی آیند.
● بیولوژی :
آلودگی های اولیه در اثر اسپورهای تولید شده در آسروول های روی میوه ، برگها و یا شاخه های جوان بوجود می آید. علائم پوسیدگی هایی که در مراحل اولیه تشکیل میوه بوجود می آیند، ممکن است در زمان رسیدگی میوه ها ظاهر شود. این قارچ می تواند میوه را در تمام مراحل رشد آلوده کند. آسیب های ایجاد شده در اثر ضربه، برداشت نامناسب، استرس های مختلف، سوختگی های ناشی از آفتاب و سمپاشی، رسیدگی بیش از حد یا انبار شدن طولانی مدت، آلودگی را راحت تر می سازند. دوره بحرانی حمله بیماری زمانی است كه رنگ میوه ها در حال تغییر است و شرایط محیطی مناسب وجود دارد . شیوع بیماری ممكن است با افزایش حمله مگس زیتون Dacus oleae با نام انگلیسی Olive Fly تشدید شود.
● اپیدمیولوژی :
بهترین شرایط برای توسعه قارچ دمای ۲۵ درجه سانتیگراد و حداقل رطوبت نسبی مورد نیاز آن ۹۲ درصد است. جوش هایی كه در سطح نواحی آلوده بوجود می آیند، از كنیدی هایی تشكیل شده اند كه در یك ماده ژله مانند گرانوله ( دانه دانه ) قرار دارد. این جوش ها در آب باران حل می شوند و در طول درخت پخش می گردند و یا باد و باران ، هر دو ، كنیدی ها را از درختی به درخت دیگر انتقال می دهند.● مبارزه :
مبارزه بیشتر به روش شیمیایی صورت می گیرد ، با استفاده از سموم مسی یا قارچكش های آلی . سمپاشی را باید قبل از آغاز بارندگی های پاییزه انجام داد.
آنتراکنوز زیتون و لکه طاووسی را می توان با سموم زیر کنترل کرد:
ـ هیدروکسید مس ( مثل Kocide ۵۰۰ WP که خاصیت قارچکشی دارد ) و اکسی کلرید مس ( مانند Cuprox ۵۰۰ WP که خاصیت قارچکشی و باکتری کشی دارد ) .
در ضمن باید از كلتیوارهایی استفاده كرد كه حساسیت كمتری دارند و میوه هاشان دیرتر می رسد. هرس مناسب سالیانه باعث كاهش اینوكولوم و بهبود گردش هوا در درخت می گردد.
۷) سایر بیماری های قارچی :
ـ شانکر Diplodia : در برخی مناطق گزارش شده است که البته خسارت آن کم است و باعث آسیب مستقیم به درخت نمی شود ولی میتواند باعث تشدید خسارت های ناشی از غدد باکتریایی شود. در حال حاضر مبارزه ای علیه آن صورت نمی گیرد.
ـ پوسیدگی ریشه :علاوه بر قارچ هایی که قبلا به عنوان عامل پوسیدگی ریشه ذکر کردیم، قارچ های دیگری مثل Rhizoctonia ، Pythium و Rosellinia necatrix هم می توانند به ریشه زیتون حمله کنند.
ـ زوال شاخه ها ( Shoot Dieback ) :
Tip Dieback و مرگ شاخه ها به طورغیر مستقیم، می تواند ناشی از پوسیدگی ریشه باشد . با این وجود، این علائم در درختانی که هیچ مشکل واضحی در سیستم ریشه ای ندارند هم دیده شده است. در شاخه های جوان، قارچ Botrytis به عنوان عامل مرگ نوک شاخه ها شناخته شده است ولی در درختان مسن هیچ ارگانیزمی در این رابطه کشف نشده است.
ـ قارچ های عامل پوسیدگی میوه :
Alternaria , Cladosporium و Ulocladium نیز به عنوان عوامل پوسیدگی میوه از بسیاری از کلتیوارها گزارش شده اند. این قارچ ها می توانند هم به عنوان عوامل اولیه و هم به عنوان عوامل ثانویه پوسیدگی به میوه ها حمله کنند. برخی از پوسیدگی های ایجاد شده مثل پوسیدگی نوک میوه که در کلتیوار Sevillano دیده می شود، می تواند در اثر استرس های رطوبتی، مصرف زیاده از حد کودهای ازته و یا متعادل نبودن میزان بر و کلسیم خاک باشد.
در اسپانیا هم عارضه ای که " خشکیدگی نوک میوه Apical Fruit Desiccation" یا " پوسیدگی راسی Apical Rot " نامیده می شود، در اثر تغییرات ناگهانی در دما و رطوبت که باعث دی هیدراتاسیون موضعی در میوه زیتون، به ویژه در نوک آن، می شود، بوجود می آید.
قارچ های دیگری نیز مثل Capnodium ( عامل ایجاد فوماژین در میوه ها ) ، Phoma و Macrophoma از درختان زیتون گزارش شده اند.
۸) بیماری هایی با عوامل ناشناخته :
ـ لکه های سفید روی برگها : White Spots On Leaves
در بسیاری از واریته ها دیده می شود ( Hardy Mammoth , Manzanillo , Jumbo , Paragon ) .
لایه اپیدرمی از بقیه سلول ها فاصله می گیرد و این امر باعث سفید شدن رنگ سطح برگ می شود. این عارضه فقط در درختان جوان دیده شده است.
ـ لکه دار شدن و رگه رگه شدن: Spotting And Flecking
لکه هایی که ناشی از مرگ و فرو رفتن بافتها هستند در دو طرف برگ دیده می شوند. این عارضه بیشتر در گیاهان جوان واریته Barnea ، به ویژه در برگهای مسن، دیده شده است. این عارضه احتمالآ در اثر استرس بوجود می آید.
ـ پیچ خوردگی برگ : Leaf Distortion
برگها زبر شده و تقریبآ به شکل داس در می آیند. این برگها معمولآروی شاخه های جوان دیده می شوند و در کل برگهای شاخه این عارضه دیده می شود. اگر این شاخه ها را قطع کنیم، بخشهای پائینی رشد طبیعی خود را از سر می گیرند. این عارضه اولین بار در واریته های Frantoio , Picual و Barnea که یک تا دو ساله بودند دیده شد. تصور می شد که این عارضه در اثر کنه جوانه زیتون ( Olive Bud Mite ) بوجود می آید ولی هیچ کنه ای در گیاهان آلوده دیده نشد. سپس احتمال ویروسی بودن این بیماری مطرح شد ولی تا کنون ویروسی روی درخت کشف نشده است. به غیر از استرالیا، عوارض مشابهی هم از کالیفرنیا، ایتالیا، پرتغال و شیلی گزارش شده است که عارضه داسی شدن برگ ( Sickle Leaf Disorder ) نامیده می شود. این عارضه توسط ارگانیزمی که از طریق پیوند قابل انتقال است، بوجود می آید و احتمالآ یک ارگانیزم ویروس مانند می باشد که میوه ها را آلوده نمی کند. در ضمن برخی این عارضه را ناشی از کمبود بر و تغذیه حشرات می دانند.
ـ مرگ ساقه ها : Stem Death
در بسیاری از واریته ها دیده می شود . معمولآ در نهالهای زیر دو سال، چندین سانتیمتر از بافتهای ساقه اصلی، تقریبآ به فاصله ۱۲-۸ سانت از سطح زمین، از بین می روند.بدین ترتیب بافتهای بالای منطقه آلوده می میرند ولی بخشهای زیرین به رشد خود ادامه می دهند. اگر ساقه اصلی را درست از زیر منطقه مرده قطع کنیم، گیاه از پایه تولید ساقه های دیگری خواهد کرد و به رشد خود ادامه خواهد داد. Botryosphaeria تنها قارچی است که تا به حال از منطقه مرده گزارش شده است ولی این قارچ به احتمال زیاد یک عامل پوسیدگی ثانویه است.در ضمن باکتری های مختلفی از این ناحیه جدا شده اند ولی هیچ کدام عامل بیماری نبودند و به عنوان عواملی که بعدآ بافتهای مرده را آلوده کرده اند، شناخته شدند. قارچ های رایزوکتونیا، فیتوفترا و پیتیوم نیز از ریشه یرخی از درختان آلوده جدا سازی شدند ولی غیرمتحمل است که پاتوژن های ریشه بتوانند، در فاصله ای بالاتر از سطح خاک، به ساقه آسیب برسانند. سرمازدگی هم به عنوان یک عامل در نظر گرفته شده است ولی برخی از نمونه ها در منطقه ای نبودند که در معرض سرمازدگی قرار گرفته باشند.
ـ عفونت های پیوندی : Graft Infection
چندین قارچ و باکتری از پیوندهای آلوده جداسازی شده اند که باعث ازبین رفتن پیوندک و مرگ بافتهای بالایی محل پیوند شده اند. ولی هیچ کدام به عنوان عامل اصلی بیماری شناخته نشده اند. اکثر آنها به آسانی قادر به نفوذ در زخمهای ایجاد شده از پیوند زدن هستند. با رطوبتی که در اثر پیچیدن محل پیوند بوجود می آید، آلودگی در شرایط ایده آلی پیشرفت می کند. بنابراین در هنگام پیوند و تکثیر باید بهداشت را کاملآ رعایت کرد تامانع از آلودگی پیوند به این ارگانیزم های فرصت طلب شویم.
● نماتدهای زیتون : Olive Nematodes
نماتدهای مختلفی به ریشه زیتون حمله می کنند، مانند نماتد مولد غده ( Root Not Nematod ) شامل گونه های مختلفی از جنس Meloidogyne ، نماتد مرکبات ( Tylenchulus semipenetrans )، نماتدهای مولد زخم ( Root Lesion Nematodes ) شامل گونه های مختلفی از جنس Pratylenchus و همینطور دو نماتد دیگر که اهمیت کمتری دارند، شامل نماتد غلاف ( Sheat Nematode ) به نام Hemicycliophora arenaria و نماتد سوزنی ( needle Nematode ) با نام Paralongidorus eucalipti .
● نماتد مولد غده : Root Not Nematode
این نماتد به بسیاری از گیاهان باغی و زراعی، شامل بسیاری از سبزیجات، درختان میوه، انگور، شبدر و یونجه حمله می کند. این نماتد باعث بوجود آمدن گال یا گره روی ریشه ها و کاهش قدرت گیاه، با اختلال در عملکرد ریشه ها می گردد. خسارت در خاکهای سبک و شنی بالاتر است و اگر درختان زیتون در خاکهایی که دارای جمعیت بالایی از این نماتد است کشت شوند، رشد ضعیفی خواهند داشت. این نماتد باعث چروکیدگی و دیر باز شدن شکوفه ها می شود. گزارش شده است که کلتیوارهای Meashon و Tofany به گونه M. incognita مقاومند. کلتیوارهای Krygula و Picual به پوسیدگی ریشه و نماتد M. incognita مقاوم هستند. کلتیوار Allegra که توسط دانشگاه کالیفرنیا ارائه شده است به گونه های مختلف نماتد مولد غده مقاوم است.
نماتد مرکبات : Citrus Nematode
این نماتد مخصوصآ در زمین هایی که قبلآ در آنها مرکبات و انگور کشت می شده است، وجود دارد و در ضمن به خاکهای شنی هم محدود نمی شود. بیش از ۵ هزار نماتد ماده در هر ده گرم خاک بالاتر از آستانه خسارت محسوب می شود و چنین زمینی باید با نماتدکشها سمپاشی شود. این نماتد در مرکبات باعث زوال تدریجی درخت می شود و به آن ظاهری ترکه ای ( twiggy )می دهد. تا به حال رقم مقاومی نسبت به این نماتد گزارش نشده است و بهتراست از کشت در خاکهای حاوی این نماتد اجتناب کرد.
نماتد های مولد زخم : Root Lesion Nematodes
گونه های مختلفی از جنس Pratylenchus به زیتون حمله می کنند مانند P.valnus و P. penetrans .این نماتد علاوه بر زیتون از گیاهان دیگری مانند انگور، سبزیجات، درختان میوه، گیاهان زینتی و شبدر گزارش شده است.این نماتد باعث کوتولگی و مرگ شاخه ها در درختان جوان می شود. بافتهای ریشه های فرعی و بخشهایی از ریشه های قطورتر، در اثر تغذیه نماتد از بین می روند و پوسیده شده، تیره رنگ می گردند. خسارت ناشی از پوسیدگی ریشه و پژمردگی های قارچی درگیاهانی که در معرض حمله این نماتدها قرار گرفته اند، شدیدتر است.
برخی معتقدند که P. neglectus از ریشه درختان زیتون تغذیه نمی کند.
سایر نماتدها :
نماتدهای دیگری مثل گونه های مختلفی از جنسهای Helicotylenchus , Xiphinema
Rotylenchulus , Hoplolaimus و Criconemella از باغهای زیتون سایر کشورها گزارش شده اند. ولی میزان خسارت آنها هنوز برآورد نشده است.● کنترل نماتدها :
۱- در صورت امکان از کشت در زمین های آلوده خودداری کنید.
۲- برای تعیین نوع و میزان جمعیت نماتدها، قبل از کشت در زمین، از آن نمونه برداری کنید.
۳- از نهالهای سالم که در مراکز معتبر تهیه شده اند استفاده کنید.
۴- اگر جمعیت نماتدها در خاک زیاد بود، قبل از کشت خاک را با سموم تدخینی ضدعفونی کنید ( با استفاده از متیل بروماید، متام سدیم یا Basamid granular ® ) یا زمین را آیش بگذارید و یا از گیاهان پوششی مقاوم به نماتدها استفاده کنید تا زمانی که جمعیت آنها در خاک کاهش یابد. می توانید برای کم شدن هزینه ها از تدخین نواری استفاده کنید ( Strip Fumigation ) ولی آلودگی مجددآ می تواند از مناطق آلوده به نواحی سالم منتقل شود.
۵- مواد آلی اصلاح کننده خاک در برخی از گیاهان زراعی می توانند تحمل گیاه را نسبت به نماتدها افزایش دهند ولی هنگامی که جمعیت نماتدها بالا است، استفاده از آنها به تنهایی کافی نیست.
۶- نماتدکش هایی که بعد از کشت استفاده می شوند مثل Nemacure برای درختان زیتون توصیه نشده اند.
۷- درختان آلوده و ضعیف شده را بیشتر آبیاری کنید تا به درخت استرس وارد نشود. در ضمن توجه داشته باشید که اکثر گیاهانی که به عنوان گیاهان پوششی ( Cover Crops ) به کار می روند، میزبان نماتدهای مولد غده و مولد زخم هستند.
نحوه تدخین خاک :
نحوه استفاده از متیل بروماید در بخش مبارزه با قارچ آرمیلاریا شرح داده شد. در این بخش نحوه تدخین با متام سدیم را شرح می دهیم:
برای استفاده از متام سدیم خاک باید مرطوب باشد ( برعکس متیل بروماید ) به همین دلیل، برای بدست آوردن نتیجه مناسب، خاک را از آب اشباع کنید ( نه غرقاب ) . در ضمن به آبی که در طول مبارزه به زمین می دهید حتمآ مقداری متام سدیم اضافه کنید، طوری که غلظت سم در تمام لوله های آبیاری یکنواخت باشد.
بعد از کاربرد سم در خاکهایی که بافت سبک دارند، به آسانی زهکشی می شوند و گرم هستند، به مدت ۲۱ - ۱۴ روز از کشت خودداری کنید. وقتی خاک سرد است و بافت ریزی دارد یا مقدار آلودگی در آن بالا است، ۶۰ - ۳۰ روز از کشت کردن خودداری کنید.این روش ( استفاده از متام سدیم در آب آبیاری ) به ندرت اعماق بیش از یک متر را ضدعفونی می کند. این ماده کمتر از متیل بروماید که تحت شرایط خشک به کار می رود موثر است اما در نقاطی که خاک بیش از اندازه برای استفاده از متیل بروماید مرطوب است ،می توان از متام سدیم استفاده کرد.
برای ضد عفونی خاک باید زمین را به عمق ۲۰ - ۱۵ سانتیمتر شخم زد و تسطیح نمود و سپس سم را به نسبت ۶ - ۵ درصد با آب مخلوط کرد . ۱۵۰ لیتر از این محلول برای سمپاشی ۱۰۰ متر مربع کافی است. بعد از آن زمین را باید آبیاری کرد تا رطوبت به عمق ۱۵ سانتیمتری برسد.
از متام سدیم ( واپام ) همیشه قبل از کشت استفاده می کنیم و این سم در زمانی که گیاه در مزرعه وجود دارد یا در زمین های مجاور قطعات کشت شده یا باغها قابل استفاده نیست.در ضمن متام سدیم در خاکهایی که حرارتی کمتر از ۱۵ درجه دارند، تبخیر نمی شود و ضدعفونی بی فایده خواهد بود.
اگر بخواهیم محل درخت آلوده را ضدعفونی کنیم، درخت آلوده و تمام بقایای آن را خارج می کنیم . حفره ای به قطر ۳ متر در محل حفر کرده و با ۵/۰ لیتر متام سدیم ( که دارای ۳۱ درصد سم خالص است ) حفره را ضدعفونی کرده محل را آبیاری می نماییم.
● بیماری های ویروسی زیتون:
ـ ویروس لکه حلقوی پنهان زیتون : (Olive Latent Ringspot Virus ( OLRSV
این ویروس از ویروس های آلوده کننده گیاهان است و اولین بار از Lazio در ایتالیا گزارش شد. این ویروس متعلق به جنس Nepovirus از خانواده Comoviridea است.دارای نوکلئوکپسید ایزومتریک با قطر ۲۸ نانومتر که زاویه دار به نظر می رسد. ماده ژنتیکی به شکل ss_RNA است.
میزبان طبیعی این ویروس درخت زیتون ( کلآ Olea spp ) است که هیچ علائم ظاهری در درخت دیده نمی شود.
این ویروس را می توان در مزوفیل و اپیدرم برگها و سیتوپلاسم و واکوئول سلول ها پیدا کرد.سلول های آلوده دارای Inclusion هستند که در واقع کریستالهای داخل سلولی و اجسام غشاء دار سلولند که ویریون ها را در بر می گیرند.سایر تغییرات سیتوپلاسمی شامل دسته دسته شدن کلروپلاست ها و رشد انگشتی شکل سلول به طرف خارج می باشد.
این ویروس از طریق روشهای مکانیکی و پیوند انتقال می یابد. پراکندگی آن در کشور ایتالیا است.
ـ ( OLive latent Virus ۱ : ( OLV_۱
از ویروس های آلوده کننده گیاهان است و به جنس Necrovirus از خانواده Tombusviridea تعلق دارد. اولین با از O. europaea از Apulina در ایتالیا گزارش شد.
این ویروس دارای نوکلئوکپسیدهای ایزومتریک به قطر ۳۰ نانومتر و زاویه دار است. دارای ss_RNA مثبت است. ویریون ها دارای ۸۳ درصد پروتئین و فاقد لیپید هستند.
میزبان طبیعی آن زیتون است که هیچ علائمی روری آن دیده نمی شود. انتقال از طریق تلقیح مکانیکی است.
شیره گیاهی دارای تعداد زیادی ویریون است. ویریون ها در برگ ( در سیتوپلاسم مزوفیل ) دیده می شوند. Inclusion ها در سیتوپلاسم وجود دارند. اندامک های وزیکولی و لوله ای سلول دارای ویریون هستند.
ـ ( Olive Latent Virus ۲ : ( OLV_۲
متعلق به جنس Oleavirus از خانواده Bromoviridea است. اولین بار از جنوب ایتالیا از Apulina از درختان زیتون گزارش شد.
دارای ss_ RNA است و ویریون ها را می توان در سیتوپلاسم سلولهای مزوفیل برگ پیدا کرد . سلولهای آلوده فاقد Inclusion هستند. ارگانلهای بزرگ سلولی به غیر از هسته تحت تاثیر ویروس قرار می گیرند.میزبان طبیعی آن زیتون است، بدون علامت. انتقال از طریق مکانیکی.
به نظر می رسد که این ویروس یک نوع Ilarvirus باشد یا نسبتی با ویروس موزائیک یونجه داشته باشد. بیشتر خصوصیات آن شبیه ویروس zonate spot شمعدانی عطری ( Pelargonium ) است.
● بیماری های ناشی از عوامل غیر زنده : بیماری های فیزیولوژیك
ـ سرمای بی موقع و یخبندان:
سرمای بی موقع د ر ابتدای پاییز می تواند به میوه های برداشت نشده که که برای کنسرو کردن در نظر گرفته شده اند آسیب برساند. چنین سرماهایی معمولآ باعث آسیب رسیدن به بخشی از محصول می شود . چون زیتون در طول یک مدت طولانی برداشت می شود و قسمت اعظم محصول معمولآ قبل از بروز سرما برداشت شده است. چند روز پس از سرما زدگی ، تاول هایی در میوه بوجود می آید . تاولها نشان دهنده آسیب رسیدن به بافتهای داخلی میوه هستند و این زیتون ها دیگر برای تولید کنسرو مناسب نیستند و از آنها در تهیه روغن استفاده می شود.
سرماهای سخت اکثرآ بعد از برداشت زیتون به وقوع می پیوندند، بنابراین بیشترین خسارت را به محصول سال بعد وارد می کنند. دماهای زیر ۵.۵ - درجه باعث آسیب دیدن یا از بین رفتن درختان کوچک و شاخه های گل دهنده می شوند و محصول سال بعد را کاهش می دهند. دماهای زیر ۹.۵ - درجه می توانند باعث مرگ شاخه های اصلی یا کل درخت شوند.
در ضمن سرماهای سخت باعث تشدید خسارت بیماری گره زیتون می شوند و ترکهایی را در درخت ایجاد می کنند که برای ورود باکتری بسیار مناسب است و درنهایت ممکن است درخت در اثر آسیب ناشی از گره زیتون از بین برود.
برای حل این مشکل باید از ارقام مقاوم به سرما استفاده کرد. درختان Manzanillo بسیار حساستر از ارقام Mission , Sevillano و Ascolando هستند.
ـ سرماهای طولانی مدت :
بروز هوای سرد و مرطوب در بهار خطری طبیعی است که مکررآ در زراعت زیتون اتفاق می افتد. سرماهای طولانی و غیر طبیعی در طول فروردین و اردیبهشت نمو جوانه ها را به تاخیر می اندازد و باردهی را کاهش می دهد. گلهای ماده آسیب می بینند و این امر باعث کاهش تولید محصول می شود.
ـ تگرگ :
بارش تگرگ باعث ایجاد فرورفتگی ها یا زخمهایی قهوه ای رنگ در سطح میوه می شود و زیتون های آسیب دیده برای پرورده کردن مناسب نیستند و به قیمتهای پایینی به فروش می رسند. در برخی موارد بارش تگرگ می تواند به ۶۰ درصد از محصول خسارت وارد کند.
ـ خشکسالی :
اگرچه درختان زیتون تا حدودی به خشکی مقاومند ولی کمبود رطوبت در طول دوره تکمیل جوانه های گل، باعث کاهش محصول می شود. استرس ناشی از فقدان آب و مواد غذایی منجر به ریزش گلهای ماده و قسمت عمده ای از گلهای نر می شود.
البته در کشتهای آبی این مشکل وجود ندارد ولی باید دقت کرد که در هر دور آبیاری، آب کافی در اختیار گیاه قرار گیرد.
ـ بارندگی های شدید و سیل :
خاکهایی که زهکش مناسب ندارند و یا دارای یک لایه نفوذ ناپذیر هستند، در طول بارندگی های طولانی مدت و شدید، آب را در خود نگه می دارند و این امر موجب تهویه نامطلوب و از بین رفتن ریشه ها می شود.اشباع ماندن خاک به مدت زیاد باعث خشک شدن پاجوش ها و در برخی موارد کل درخت می شود. به علاوه، خاکهای اشباع باعث توسعه عوامل بیماری زای خاکزاد مانند فیتوفترا و ورتیسیلیوم می شوند. بارندگی های شدید بیشتر در زمستان و بهار اتفاق می افتند. سیلاب های بهاری هم ممکن است به درختان آسیب وارد کنند و باعث کاهش گلدهی و باردهی درخت شوند.
ـ باد و گرمای شدید :
درختان زیتون به طور طبیعی در مناطق گرم و خشک به خوبی زندگی می کنند ولی گرمای شدید در دوره گلدهی باعث افزایش ریزش گلها و کاهش محصول میشود.
ـ آتش :
آتش می تواند کل بخش هوایی درخت را از بین ببرد. آتش سوزی به ندرت در باغهای زیتون اتفاق می افتد ولی دیده شده است که برخی از باغداران در بین ردیفهای درختان جو می کارند و جوهای خشک شده احتمال آتش سوزی را بالا می برند. کوتاهی در کنترل علفهای هرز هم می تواند باعث آتش سوزی شود چون علفهای هرز پس از اسقرار و رشد در باغ، خشک می شوند و ممکن است باعث بروز آتش سوزی و خسارت شوند.

 

منابع :
Olive Notes : University of California Cooprative Extension Tulare County , December ۲۰۰۰
www. inra.fr/Intrnet/Produits/HYP۳/pathogene/۶pssysa.htm
www.hort.purdue.edu/newcrop/proceedings۱۹۹۶/V۳-۴۱۶.html
www.hamshahri.org.hamnews/۱۳۸۱/۸۱۰۴۰۶/abksh.htm
www.refahweekly.com/cities/rxojzn۴r.htm
اصول قارچ شناسی ، الكسوپولوس، كنستانتین جان ، ترجمه حسین صارمی، ابراهیم پیغامی، مقصود پژوهنده، ویرایش چهارم
آسیب شناسی گیاهی، اگریوس، جرج ، ترجمه حمید مهرآوران
www.ipm.ucdavis.edu/PMG/r۵۸۳۱۰۰۱۱۱.htm
UC pest management guidelines , UNIVERSITY OF CALIFORNIA , Statewide Integrated Pest Management Program
www.ipm.ucdavis.edu/PMG/r۵۸۳۱۰۰۲۱۱.htm
UC pest management guidelines , UNIVERSITY OF CALIFORNIA , Statewide Integrated Pest Management Program
www.ag.unr.edu/wsj/Factsheets/۹۶-۳۰VWilt.pdf
University Of Nevada , Reno , cooperative Extension
www.sordi.sa.gov.au/pages/horticulture/pathology/hort_pn_oliveborne.htm
By G.E.WALKER , Sardi Plant Research Centre

 

منبع : پرشین بلاگ


همچنین مشاهده کنید

برگرفته از : http://vista.ir/article

زیتون Olive

زیتون

Olive

Olea europaea

زیتون (به انگلیسی: Olive) و با (نام علمی: Olea europaea) شامل تقریباً ۲۰ گونه درختان کوچک از خانواده زیتونیان بوده و در جهان کهن از حوزه دریای مدیترانه، شمال آفریقا، جنوب شرقی آسیا، شمال تا جنوب چین، اسکاتلند و شرق استرالیا پراکندگی گسترده‌ای داشته‌اند. آن‌ها همیشه سبز بوده و دارای برگ‌هایی کوچک و یک‌پارچه هستند که روبروی هم قرار گرفته‌اند. میوه این گیاه یک شفت است.

پیشینه

نمایی از کوه زیتون در اورشلیم از نمادهای مذهبی یهودیان و مسیحیان.

تخمین دقیق زمانی که زیتون از حالت وحشی خارج شد، تحت کنترل کشاورزان درآمد و به صورت میوهٔ باغی مورد استفاده قرار گرفت، ممکن نیست. اشارات فراوانی که در انجیل درباره این گیاه و تولید آن وجود دارد و فراوانی ضمنی آن در سرزمین کنعان و منطقه‌ای در سوریه، که همیشه زیتون برای اقتصاد ساکنین آن مهم بوده‌است، موجب این نتیجه‌گیری می‌شود که سوریه محل تولد زیتون پرورش یافته است. احتمالاً در آغاز، یک گونه اصلاح شده به دست تعدادی از فرقه کوچک سامی افتاد و به تدریج در قبایل اطراف نیز گسترش یافت و با حداقل تلاش به میزان بسیار زیادی پرورش یافت؛ این ماده روغنی در آب و هوای خشک شرق، ماده‌ای بسیار حیاتی برای سلامتی به شمار می‌رفت و میوه این درخت در آن دوران ابتدایی در بین جنگجویان بربری نمادی از صلح و حسن نیت بود. دورانی بعد و هم‌زمان با توسعه سازمان‌های دریایی این روغن به‌عنوان یکی از اقلام تجاری به کشورهای آسیای صغیر و مناطق دریایی انتقال یافت و بی‌تردید گیاه زیتون نیز در پی آن گسترش یافت.

زیتون در یونان باستان

در دنیای هومر همان‌گونه که در ایلیاد مشخص است، روغن زیتون فقط به‌عنوان یک ماده برای ثروتمندان – محصول خارجی – شناخته شده و بیشتر به سبب ارزش آن برای آرایش پهلوانان مورد توجه بوده‌است؛ جنگجویان بعد از استحمام به خودشان روغن زیتون می‌زدند و بدن پاتروکلوس هم عیناً با روغن زیتون پوشیده می‌شد. اما نه اشاره‌ای به کشت این گیاه شده و نه بر روی تاکستانی که روی سپر آشیل نقش شده، وجود دارد. اما اگرچه در ایلیاد هیچ اشاره‌ای به کشت زیتون نشده، وجود آن در باغ السینوس و دیگر کنایه‌های آشنا، نشان‌دهنده این حقیقت است که زیتون در زمان نگارش ادیسه شناخته شده‌است.

هر زمان به معرفی این گیاه می‌رسیم تمامی روایات به تپه‌های آهکی آتیکا به‌عنوان اولین مکان کشت آن در شبه جزیره یونانی اشاره دارد. زمانی که پوزئیدون (خدای دریا) و آتنا (الهه عقل و زیبایی) برای شهر آینده رقابت می‌کردند، به خواست الهه یک زیتون از صخره‌های لم‌یزرع پدیدار شد (نگهبان هنرهایی که بر آن وضعیت رو به افزایش تأثیر جاودانی گذاشت). این‌که این افسانه ارتباطی با اولین کشت زیتون در یونان دارد، با توجه به داستان جالبی که توسط هرودوت در مورد اهالی اپیداروس نقل شده قطعی به نظر می‌رسد. آن‌ها به علت از دست دادن محصول‌شان مجبور به مشورت با (پیشگوی معبد دلفی) شدند و مقرر شد تا مجسمه‌های دامیا و هورای (هردو از نمادهای حاصلخیزی) را از چوب باغ‌های زیتون بتراشند. سپس تنها در اختیار مردم آتن قرار گیرد. آتنی‌ها به درخواست مردم اپیداروس درختی را به آن‌ها اعطا کردند مشروط به آنکه هر سال برای آتنا الهه عقل و زیبایی (نگهبان آن) قربانی کنند. بنابراین آن‌ها دستور پیشگو را اطاعت کرده و سرزمین‌شان دوباره حاصل‌خیز شد.

درخت زیتون، نمایی از شاخه، برگ‌ها و میوه.

درخت مقدس الهه مدت طولانی در آکروپلیس قرار داشت و اگرچه در حمله ایرانیان نابود شد، دوباره از ریشه جوانه زد (گفته می‌شود بعضی مکنده‌های این ریشه، درختان زیتون باغ محل تحصیل افلاطون را به وجود آورده‌اند که پس از گذشت سال‌ها هنوز بسیار قابل احترام هستند).

در زمان سولن حقوق‌دان یونانی، زیتون به قدری گسترده شده بود که او وضع قوانینی را برای کشت منظم این درخت در آتیکا ضروری دانست. این منطقه‌ای بود که احتمال زیتون از آن‌جا به تدریج در تمام نواحی هم‌پیمان با یونان و کشورهای انشعابی از آن انتشار یافت. در ساحل آسیای صغیر که در آن‌جا مقدار فراوانی از این درخت در زمان تاله‌ها وجود داشت، این درخت ممکن است در سال‌هایی پیش‌تر از آن توسط کشتی‌های فینیقی آورده شده باشد. برخی از جزایر دریای اژه نیز ممکن است آن را از همین منبع به دست آورده باشند؛ زیتون جزیره رودز و جزیره کرت نیز شاید ریشه‌ای مانند این‌ها داشته باشند. اگر از لقب اسکیلس استفاده کنیم، جزیره ساموس باید سال‌ها زیادی قبل از جنگ‌های ایران دارای درختان زیتون میوه‌دار بوده باشند.

زیتون جایگزین مناسبی برای چربی‌های حیوانی و کره مصرفی مردم نواحی شمال شد و در بین ملل جنوب نیز همین‌طور. در بین یونانیان روغن زیتون به‌عنوان یک ماده غذایی مهم و نیز برای کاربردهای خارجی اهمیت زیادی داشت. رومیان بیشتر از آن در آشپزی و غذا استفاده می‌کردند و به‌عنوان ماده‌ای ضروری برای آرایش پرارزش بود و در روزهای پرشکوه امپراتوری بعدی این به صورت یک اصل درآمد که زندگی طولانی و خوش به دو مایع بستگی دارد: با شراب و بدون روغن.

طراحی قرن نوزدهم میلادی

پلینی به صورت مبهمی پانزده گونه زیتون کشت شده در دوران خودش را توصیف می‌کند که با ارزش‌ترین آنها لینکیان نامیده می‌شد و روغن به دست آمده از آن در ونافروم در ناحیه کامپانیای ایتالیا عالی‌ترین نوع شناخته شده برای خبرگان رومی بود؛ تولید شده در ایستریا و بائتیکا در شبه جزیره ایتالیا به‌عنوان رده دوم مورد توجه قرار داشت.

خوراک‌شناس امپراتور با خواباندن زیتون خام در آب نمک به‌عنوان تحریک‌کننده اشتها به این میوه ارزش بیشتری بخشید که کمتر از انواع جدید آن نبودند و ترشی زیتون با حفظ خصوصیات طعم خود در انبارهای زیر خاک پمپئی یافت شده‌اند. آب تلخ زیتون یا پس مانده حاصل از آن در خلال روغن‌گیری (به نام آمورکا) و برگ‌های گس آن دارای خواص بسیاری هستند که نویسندگان دوران بسیار دور به آن‌ها اشاره کرده‌اند. پزشکان رومی از روغن زیتون تلخ وحشی در پزشکی استفاده می‌کردند ولی کاربرد آن به‌عنوان غذا یا در آشپزی مشخص نیست.

در عصر حاضر این میوه گستردگی فراوانی در جهان پیدا کرده‌است و اگر چه ناحیه مدیترانه که خاستگاه آن است هم‌چنان تولیدکننده عمده زیتون است، این درخت اکنون در نواحی بسیار زیادی که برای توزیع‌کنندگان اولیه آن ناشناخته است، با موفقیت کشت می‌شود. یک درخت زیتون که با دیوارهای آجری بلند محافظت می‌شود در باغ فیزیک چلسی لندن نگهداری می‌شود. زیتون مدت زمان کمی پس از کشف قاره آمریکا توسط ساکنین اسپانیایی به آن‌جا انتقال یافت.

تاج زیتون از نمادهای بازی‌های باستانی المپیک.

این گیاه در شیلی به فراوانی سرزمین اصلی زیتون کشت می‌شود (گاهی اوقات تنه درخت قطور می‌شود) درحالی که روغن به دست آمده از میوه آن کیفیتی متوسط دارد. بعد از آن، زیتون وارد کشور پرو شد اما به موفقی شیلی نبوده است. در قرن ۱۷ (مبلغان مذهبی یسوعی) آن را به مکزیک بردند و توسط همین نمایندگان در کالیفرنیا کاشته شد که در آن‌جا بر اثر مدیریت بی‌دقت فاتحان انگلوساکسون کشت آن متوقف شد. در ایالات جنوب شرقی نیز به کشت آن مبادرت شده مخصوصاً در کارولینای جنوبی، فلوریدا و می‌سی‌سی‌پی. این گیاه درون بسیاری از کشورهای نیم‌کره شرقی کشت شده که به علت نوع کشت در قدیم ناسازگار محسوب می‌شده است. در ایران و ارمنستان آن را در دوران نسبتاً اولیه تاریخ می‌شناختند و در حال حاضر باغ‌های زیتون بسیار زیادی در مصر علیا نیز وجود دارد. درخت زیتون به کشاورزی چین نیز معرفی شده است و یکی از منابع مهم افزوده شده برای کشاورزان استرالیایی است. کوینزلند دارای آب و هوایی بسیار مطلوب برای زیتون است. در جنوب استرالیا نزدیک آدلاید شدیداً رشد می‌کند و احتمالاً مناطق ساحلی فراوانی در این قاره جزیره‌ای وسیع وجود دارد که امکان پرورش این گیاه در آن‌ها نیست. هم‌چنین زیتون با موفقیت در برخی قسمت‌های جزایر مهاجرنشین معرفی شده است.

زیتون به عنوان نماد

در گذشته زیتون نه تنها نشانی از صلح بلکه نمایان‌گر ثروت و وفور کشور بود؛ حمل شاخه‌های آن در جشن‌های بزرگ یونان، افشاندن زیتون وحشی برای قهرمانان المپیک، تاج زیتون فاتحان رومی در مراسم استقبال، و مواردی که سواره‌نظام‌ها در بازدیدهای امپراتوری همانند هدیه‌های نمادین صلح بکار می‌بردند (دوران بربرها) که فقط با پیروزی حفظ می‌شدند.

تاج زیتون، شاخه‌ای از درخت زیتون است که بدور حلقه‌ای پیچیده شده و در بازی‌های باستانی المپیک یونان به قهرمان اعطا می‌شده است. در المپیک ۲۰۰۴ آتن سنت اهدای تاج زیتون تجدید شد و به همراه مدال طلا به قهرمانان اعطا شد.

شاخه زیتون در پرچم سازمان ملل متحد نیز به عنوان نماد صلح استفاده شده است.

کشت زیتون در ایران

درخت زیتون در رودبار

درخت زیتون هم زمان با کوچاندن کرمانج زبانان نواحی شمال سوریه و حلب، به این منطقه راه پیدا کرد. این اتفاق در زمان شاه عباس بزرگ، ۶۰۰ سال پیش رخ داد. پیش از این تصور می شد کشت زیتون در رودبار قدمت ۸۰۰ ساله دارد اما تازه‌ترین کشفیات باستان‌شناسی در تپه باستانی کلورز رستم‌آباد بیانگر این است که کشت زیتون در این منطقه به بیش از دو هزار سال پیش باز می‌گردد.[۱] ناصرخسرو در سفرنامه خود از وجود زیتون در رودبار سخن گفته است.

کشورهای عمده تولیدکننده زیتون

کشورهای اصلی تولیدکننده زیتون در سال ۲۰۱۱[۲]
رتبه کشور/ منطقه تولید
(برحسب تن)
سطح زیرکشت
(برحسب هکتار)
جهان ۱۹٬۸۴۵٬۳۰۰ ۹٬۶۳۴٬۵۷۶
۰۱ Flag of Spain.svg اسپانیا ۶٬۹۴۰٬۲۳۰ ۲٬۳۳۰٬۴۰۰
۰۲ Flag of Italy.svg ایتالیا ۳٬۱۸۲٬۲۰۰ ۱٬۱۴۴٬۴۲۰
۰۳ Flag of Greece.svg یونان ۲٬۰۰۰٬۰۰۰ ۸۵۰٬۰۰۰
۰۴ Flag of Turkey.svg ترکیه ۱٬۷۵۰٬۰۰۰ ۷۹۸٬۴۹۳
۰۵ Flag of Morocco.svg مراکش ۱٬۳۶۴٬۶۹۰ ۵۹۷٬۵۱۳
۰۶ Flag of Syria.svg سوریه ۱٬۰۹۵٬۰۴۰ ۶۸۴٬۴۹۰
۰۷ Flag of Tunisia.svg تونس ۸۶۳٬۰۰۰ ۱٬۷۷۹٬۹۵۰
۰۸ Flag of Egypt.svg مصر ۴۵۹٬۶۵۰ ۵۲٬۶۶۸
۰۹ Flag of Portugal.svg پرتغال ۴۴۳٬۸۰۰ ۳۴۳٬۲۰۰
۱۰ Flag of Algeria.svg الجزایر ۴۲۰٬۰۰۰ ۲۹۵٬۰۰۰
۱۱ Flag of Argentina.svg آرژانتین ۱۷۰٬۰۰۰ ۶۲٬۴۹۸
۱۲ Flag of Peru.svg پرو ۱۶۰٬۹۱۴ ۱۲٬۹۶۲
۱۳ Flag of Libya.svg لیبی ۱۳۹٬۰۹۱ ۲۱۶٬۰۱۳
۱۴ Flag of Jordan.svg اردن ۱۳۱٬۸۴۷ ۶۲٬۰۸۸
۱۵ Flag of Palestine.svg فلسطین ۱۱۵٬۵۵۱ ۱۰۹٬۲۱۳
۱۶ Flag of Australia.svg استرالیا ۹۱٬۰۶۷ ۳۰٬۴۰۷

دیگر کشورهای دارای تولید معنادار زیتون به ترتیب عبارتند از لبنان، اسرائیل، آلبانی، آمریکا، شیلی، ایران، کرواسی و فرانسه.

گونه‌ها

معروف‌ترین گونه شناخته شده این گیاه زیتون اروپایی نام دارد که از دوران باستان برای تهیه روغن زیتون و نیز برای خوردن خود میوه آن کاربرد داشته است (که در حالت طبیعی تلخ است و باید در معرض تخمیر طبیعی قرار گیرد و یا به منظور قابل خوردن شدن، آن را در آب نمک بخوابانند).

Olive.jpg

زیتون وحشی به شکل درخت کوچک یا بوته‌هایی با رشد هرزه و تیغ‌دار است که دارای برگ‌هایی دوک مانند و تیز، رنگ سبز مایل به خاکستری در قسمت بالا است. زیتون وحشی جوان در قسمت پایین سفید رنگ و دارای پولک‌هایی مایل به سفید است. گل‌های سفید کوچکی دارد که کاسه و جام گل‌ها دارای چهار درز کاسه گل، دو پرچم و کلاله شکافته است. این گل‌ها به تدریج به شکل خوشه‌هایی که از کنار برگ‌ها ظاهر می‌شوند و بر روی چوب‌های سال‌های آخر می‌روید. شفت (میوه) در گیاه وحشی، کوچک و دارای غلافی گوشت‌داراست. این غلاف که تعیین‌کننده ارزش اقتصادی میوه است، در نوع وحشی نسبتاً نازک است. انواع کشت شده خصوصیات متفاوتی دارند اما فشرده‌تر، حاصلخیزتر و بی‌خار است.

از دیدگاه پرورش‌دهندگان مدرن، تنوع زیتون‌های شناخته شده بسیار زیاد است. فقط در ایتالیا حداقل ۳۰۰ گونه وجود دارد اما تعداد کمی از آن‌ها تا حد مناسبی رشد می‌کنند. گونه‌های اصلی ایتالیا Leccino ، Frantoio و Carolea هستند. هیچ‌کدام از آن‌ها را نمی‌توان با توصیفات باستانی همانند دانست. اگرچه بعید نیست بعضی از گونه‌های نازک‌برگ، که بیش از همه مورد توجه هستند، از تبار Licinian معروف باشند. درختان پهن‌برگ اسپانیا میوه‌های درشت می‌دهند اما غلاف آن‌ها طعمی نسبتاً تلخ‌تر دارد و کیفیت روغن آن‌ها نامرغوب‌تر است.این زیتون‌های اسپانیایی هستند که معمولاً پس ازسوراخ سوراخ شدن و پر شدن، پرورده شده وپس از خواباندن در آب نمک تازه خوردنی می‌شوند(با فلفل ترشی، پیاز ترشی یا سایر چاشنی‌ها).

گونه‌های دیگر

رده زیتونیان شامل گونه‌های دیگر بااهمیت اقتصادی هستند. Olearia paniculata درخت بزرگ‌تری است در جنگل‌های کوئینزلند که ارتفاع آن به ۱۵ یا ۱۸ متر می‌رسد (۵۰ یا ۶۰ فوت) که از چوب آن الوارهایی سخت و محکم می‌سازند. هنوز چوب سخت Olea laurifolia در استان ناتال آفریقای جنوبی، چوب آهن سیاه مناطق مهاجرنشین است.

خصوصیات

Kalabrien Oliven 2257.jpg

درختان زیتون حتی زمانی که بدون هرس رشد آزادانه دارند، دارای رشد بسیار آهسته‌ای هستند. اما هنگامی که امکان رشد طبیعی را در طول چند سال پیدا می‌کنند، گاهی قطر تنه آن‌ها به میزان چشمگیری افزایش می‌یابد. دوکاندول محیطی بیش از ۱۰ متر (۳۳ پا) را به ثبت رسانده که احتمال می‌رود عمر آن به چند قرن برسد. قدمت بعضی از درختان زیتون ایتالیا را به اولین سال‌های امپراتوری یا حتی روزهای جمهوری روم نسبت می‌دهند؛ اما همیشه سن چنین درختان باستانی در زمان رشد مورد تردید قرار می‌گیرد و شناسایی آن‌ها با توصیفات قدیمی هنوز دشوارتر است. درختان تحت پرورش به ندرت به ارتفاع بیش از ۱۵ متر می‌رسند (۵۰ فوت) و معمولاً در فرانسه و ایتالیا به وسیله هرس کردن‌های زیاد به ابعادی بسیار محدودتر منحصر می‌شوند. چوب آن که به رنگ زرد یا قهوه‌ای مایل به سبز روشن است اغلب با ته‌رنگ تیره‌تری رگه‌دار شده‌است و بسیار سخت و متراکم است. چوب آن برای قفسه‌سازان و خراطان تزئینی بسیار باارزش است.

اقلیم و خاک مناسب

منطقه بومی و مسلم آن در سوریه و قسمت‌های ساحلی آسیای میانه، فراوانی آن در یونان و مجمع الجزایر آن است. کنایات فراوانی که توسط شعرای قدیمی در مورد آن بکار رفته نشان می‌دهد که زیتون بومی این نواحی بوده‌است اما در نواحی دور افتاده از مشرق زمین زیتون کشت نشده و کم و بیش به شکل نوع ابتدایی خود بازگشته است. این مسئله نشان‌دهنده مزیتی ویژه برای خاک‌های آهکی و تمایل به نسیم دریایی است. درحالی که شکوه و جلال خاصی بر روی سراشیبی‌های آهکی و پرتگاه‌هایی که بیش‌تر سواحل شبه جزیره یونان و جزایر کنار آن را تشکیل می‌دهند، ایجاد شده‌است.

نگهداری و تکثیر

درخت زیتون از راه‌های مختلفی تکثیر می‌شود اما معمولاً روش قلمه‌زدن یا خوابانیدن شاخه ارجح است. این درخت در خاک‌های مساعد به آسانی درخت بید ریشه می‌کند و زمانی که قطع شود، مکنده‌ها را از ریشه جدا می‌کند. شاخه‌های مختلف این درخت را به اندازه‌های چند سانتی‌متری برش می‌دهند و به صورت نسبتاً عمیقی در زمین‌های کود داده شده می‌کارند. قطعات کوچک‌تر را گاهی اوقات به طور افقی داخل شیارهای کم‌عمقی قرار می‌دهند که اگر با چند سانتی‌متر خاک پوشیده شوند، به سرعت جوانه‌هایی شبه‌مکنده روی آن‌ها ظاهر می‌شود.

در یونان و جزایر آن پیوندزدن درختان اهلی با انواع وحشی عملی متداول است. در ایتالیا جوانه‌های جنینی، که برجستگی‌های کوچکی را روی شاخه به وجود می‌آورند، را به دقت جدا کرده و زیر خاک می‌کارند (که درآن‌جا می‌توانند رشد کنند). این جوانه‌های جنینی خیلی زود جوانه‌های قوی‌تری را تشکیل می‌دهند. بعضی اوقات شاخه‌های بزرگ‌تر را می‌برند و با این کار شاخه‌های جوانی به دست می‌آید. هم‌چنین گاهی مواقع زیتون از دانه رشد می‌کنند؛ برای این کار غلاف‌های روغنی را به منظور تسریع در رشد ابتدا در آب گرم یا در محلول‌های قلیایی خیس کرده و نرم می‌کنند.

در مشرق زمین کشاورزان به درختان زیتون توجه زیادی نمی‌کنند و شاخه‌ها بی آن‌که به وسیله چاقوهای هرس‌کاری کوتاه شوند، آزادانه رشد می‌کنند. با این همه در دوران خشکسالی طولانی و برای حفظ محصول باید آب لازم را تأمین کرد. این بی توجهی به کشت زیتون موجب می‌شود تا درختان در فواصل سه یا چهار سال محصول باردار بدهند. بنابراین اگرچه رشد وحشی از نظر ایجاد منظره زیبا مورد توجه است، این کار در زمین‌های مناسب و اقتصادی توصیه نمی‌شود. در نواحی مانند لانگیدوک و پروونس که در کشت این میوه دقت زیادی می‌شود، آن‌ها را در ردیف‌هایی با فواصل معین می‌کارند که این فاصله‌ها بر حسب گونه زیتون متفاوت است. درختان هرس شده و شاخه‌هایی که در سال گذشته دارای شکوفه بودند، حفظ می‌شوند و به منظور چیدن آسان میوه‌ها، نوک درخت را کوتاه نگه می‌دارند. هدف هرس کنندگان ایجاد شکلی گنبدی یا گرد برای درخت است.

گاهی اوقات فضای بین درختان را کود یا مواد نیتروژنی دیگری می‌ریزند. در فرانسه استفاده از کهنه‌های مندرس پشمی برای این کار مورد توجه قرار دارد. گاهی محصولات سالانه متنوعی در این ردیف‌ها کشت می‌شوند. در کالابریا حتی گندم را با این روش می‌کارند. اما درختانی که در طول سال فاقد برداشت دوباره هستند، برای این کار مناسب‌ترند. اخیراً گونه‌ای درخت کوتاه و پربار با میوه‌های سبز در مناطق خاصی مخصوصاً در آمریکا مورد توجه قرار گرفته که گفته می‌شود در این کشور یک محصول دو یا سه فصل بعد از کاشت تولید می‌شود. انواع معمولی قبل از گذشت پنج تا هفت سال از کاشتن قلمه‌ها، در زمین‌های زیتون برای پرورش‌دهندگان، سودمند نخواهند بود.

جدای خساراتی که بر اثر آب و هوا یا آفات آلی به زیتون وارد می‌شود، این میوه حتی در پرورش‌های بسیار دقیق هم در خطر است و درختان پرورش‌نیافته بزرگی که در ایتالیا و اسپانیا دیده می‌شوند، میزان درآمد خاصی را که موسسات برای پرورش‌دهندگان نسبت می‌دهند، حاصل نمی‌کنند. این درختان پیر اغلب محصول فراوان دارند اما به ندرت در دوسال متوالی این اتفاق می‌افتد و در بسیاری از موارد در ششمین یا هفتمین فصل می‌توان انتظار یک برداشت پربار را داشت.

زمانی که این میوه می‌رسد، پرورش‌دهندگان دقیق، آن را با دست چیده و برای انتقال به کارخانه درون پارچه یا سبدهایی می‌گذارند. اما در بسیاری از نواحی اسپانیا و یونان و به خصوص در آسیا، زیتون‌ها را با استفاده از اشیاء بلند یا با تکان‌دادن شاخه‌ها می‌چینند یا حتی اجازه می‌دهند تا آن‌ها به طور طبیعی روی زمین بیفتند تا وقتی که مالکان به راحتی اجازه جمع‌آوری آن‌ها را بدهند؛ بیشترین علت نامرغوبی روغن زیتون مربوط به بی‌دقتی مالکان درخت‌هاست. برداشت این محصول در جنوب اروپا در ماه‌های زمستان انجام شده و تا چند هفته ادامه می‌یابد؛ اما این زمان در هر کشور و نیز با هر فصل و نوع برداشت متفاوت می‌شود.

آفت Pseudomonas savastanoi که به شکل گرهی روی شاخه‌های زیتون رشد کرده است. این آفت علت باکتریایی دارد.

مقدار روغن موجود در زیتون بیشتر به نوع میوه بستگی دارد؛ معمولاً پیرابر گیاه از ۶۰ تا ۷۰ درصد محصول می‌دهد. در دوران باستان پرورش‌دهندگان زیتون معتقد بودند اگر این گیاه را به فاصله بیش از چند لیگ از دریا بکارند، گیاه موفقی نخواهد بود (تئوفراستوس طولی حداقل حدود ۵۵۵۰۰ متر را معین می‌کند). اما تجربیات جدید این نظر را تایید نمی‌کند و اگرچه ساحل مزیتی دارد اما زیتون مدت‌های طولانی در نواحی بسیار دوری داخل کشورها کاشته شده‌است. ظاهراً خاک‌های دارای کلسیم اگرچه خشک و ضعیف باشند، برای رشد سلامت این گیاه بسیار مناسب است. اگرچه این گیاه درصورت زهکشی خوب در هر نوع خاک سبک و حتی در خاک‌های رسی پرورش می‌یابد. اما همان‌گونه که پلینی اظهار می‌کند، این گیاه در خاک‌های غنی بیشتر مستعد بیماری است.

در برخی سال‌ها زیتون در معرض حمله آفات گوناگونی است. یک عامل قارچی در چند فصل پربار تمام درخت را فراگرفته و خسارت شدیدی را به باغ وارد می‌کند. گونه‌ای از گوییزه‌ها به نام Pseudomonas savastanoi به شکل غده در شاخه‌ها رشد می‌کند و کرم‌های پلک بالی از گل‌ها و برگ‌ها تغذیه می‌کنند. در حالی که خسارت اصلی بر اثر حشراتی است که به میوه حمله می‌کنند. در فرانسه و شمال و مرکز ایتالیا درختان زیتون گاهی اوقات از سرما رنج می‌برند؛ در اوایل قرن هجدهم بسیاری از درختان براثر سرمای بسیار شدید و غیر عادی کنده شده و بر زمین افتادند. بادهای شدید و باران‌های مداوم در خلال فصل برداشت نیز موجب آزار میوه می‌شود.

محصولات

Marinated olives.jpg

زیتون در دستورهای غذایی متفاوتی کاربرد دارد: در مخلوط‌های نوشیدنی چاشنی معروفی برای مارتینی است. در سوسیس‌ها ممکن است در مورد استفاده قرار بگیرد و .... استفاده از آن درپخت نان نیز بسیار رایج است.

روغن زیتون

نوشتار اصلی: روغن زیتون

روغن زیتون را از میوه درخت زیتون استخراج می‌کنند. روغن زیتون را با فشردن میوه زیتون به دست می‌آورند. روغن زیتون دارای مقدار زیادی چربی اشباع نشده است. روغن به وسیلهٔ خرد کردن کامل زیتون و جدا کردن روغن به وسیلهٔ روش‌های مکانیکی یا شیمیایی تولید می‌شود. این روغن به وفور در آشپزی، لوازم آرایش، دارو و صابون در قدیم به عنوان سوخت چراغ‌های روغنی استفاده می شود. روغن زیتون در سرتاسر جهان استفاده می‌شود، مصرف عمدهٔ آن در کشورهای حوزه مدیترانه است.

انواع کیفیت روغن زیتون

  • روغن زیتون بکر: به روغن زیتونی گفته می‌شود که تنها توسط فرایندهای فیزیکی استخراج شده و هیچ نوع فرایند شیمیایی بر روی آن صورت نگرفته است.
  • روغن زیتون تصفیه شده: این روغن با استفاده از فرایندهای شیمیایی تصفیه شده و مقدار اسید چرب آزاد آن کاهش یافته است. این روغن در مقایسه با روغن زیتون بکر از ارزش تجاری کمتری برخوردار است.
  • روغن تفاله زیتون: این روغن با استفاده از استخراج حلالی روغن موجود درگوشت میوه زیتون به وسیله هگزان به دست می‌آید.

زیتون پرورده

نوشتار اصلی: زیتون پرورده

زیتون پَرورده، گونه‌ای خوراک تهیه‌شده از زیتون و مواد دیگر است. زیتون پرورده ویژه شمال ایران است. از زیتون پرورده بیشتر به عنوان چاشنی کنار غذای اصلی استفاده می‌کنند.

سودمندی‌های زیتون و روغن آن

Olive oil.jpg

حاوی میزان زیادی روغن غیراشباع مونو است. حاوی مواد شیمیایی گیاهی است که باعث کاهش کلسترول و خطر ابتلا به سرطان می‌شود. حاوی میزان زیادی آنتی اکسیدان است. دوام و مدت نگاهداری آن نسبت به روغن‌های دیگر بیشتر است و حتی می‌توان آن را فریز کرد.

مصرف روغن زیتون خطر سرطان سینه را کاهش می‌دهد پژوهشگران به زنان توصیه می‌کنند که در رژیم غذایی خود از زیتون و روغن آن استفاده کنند. همچنین روغن زیتون به جز خاصیت ضد سرطانی فواید فراوانی دارد که از آن جمله ملین بودن آن و نرم کردن عضلات و آرام‌بخشی درد استخوان است. هم‌چنین روغن زیتون به موها نرمی و لطافت خاصی می‌بخشد و باعث تقویت مو می‌شود. عصاره زیتون برای چین و چروک پوست بسیار مفید است و باعث لطافت و نرمی و شادابی پوست صورت می‌شود. اخیراً دارویی بنام زیتونکس در ایران تولید شده است که از عصاره برگ زیتون تهیه شده است و برای درمان تبخال از آن استفاده می شود. زیتون نقرس و رماتیسم را درمان می‌کند. برگ زیتون با اثر مقوی درمان‌کننده فشار خون و زخم‌های عفونی است. شیرابه‌ای قندی تحت نام (مان زیتون) از ساقه این درخت ترشح می‌شود که مصرف خوراکی دارد. هم‌چنین برگ زیتون نیز حاوی گلوکزید، مواد قندی، مواد تلخ، کلروفیل، اسید گالیک، تائن، موم و مانیت است. روغن زیتون، سوزش و درد ناشی از سوختگی را تسکین داده و از بروز تاول جلوگیری می‌کند. کمپرس پوست در موارد آفتاب‌سوختگی، سرمازدگی، گزش مار، عقرب و حشرات با روغن زیتون سبب تسکین درد و سوزش و التیام می‌شود. هم‌چنین ماساژ پوست با روغن زیتون، تعریق زیاد را کاهش داده، مژه و ابرو را تقویت می‌کند. این در حالی است که ماساژ پوست سر با روغن زیتون سبب تقویت پوست و مو گشته و شوره سر را برطرف کرده و موهای سپید شده را سیاه می‌کند. چند قطره روغن زیتون سریعاً خارش و سوزش چشم و پلک را تسکین داده و آبریزش چشم را برطرف ساخته و قوه بینایی را تقویت می‌کند.

مخلوط مساوی روغن زیتون و گلیسیرین نیز نقش مفیدی در معالجه پوست پای ترک خورده، درمان شوره سر و ریزش مو، جلوگیری از سفیدی مو دارد. پوست و برگ درخت زیتون دارای خاصیت تب‌بر است.

تأثیر روغن زیتون در بهبود جریان خون

اجزای مغذی خاص در روغن زیتون و برخی غذاهای دیگر می‌تواند دلیل تأثیر مثبت رژیم غذایی مدیترانه‌ای بر سلامت قلب باشد. این ترکیبات که فنل نامیده می‌شوند، اثر آنتی‌اکسیدانی، ضدالتهابی و جلوگیری از تشکیل لخته در عروق دارند. در یک مطالعه تأثیر سودمند روغن‌های زیتون سرشار از فنل بر عملکرد عروق خونی مشخص شده‌است. مصرف غذاهای غنی از ترکیبات فنلی می‌تواند سلامت قلبی عروقی را بهبود بخشد و بر قلب نیز تأثیر حفاظتی دارد.

تحقیقات نشان داده که مصرف روزانه دو قاشق غذا خوری (۲۳ گرم) روغن زیتون، خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی را کاهش می‌دهد که این امر، به دلیل وجود چربی‌های اشباع نشده در این روغن است. بنابراین برای جلوگیری از ابتلا به این بیماری، بهتر است که به جای چربی‌های اشباع شده از روغن زیتون استفاده شود تا میزان مصرف کالری روزانه از حد لازم بیشتر نباشد.

روغن زیتون دفع کننده سنگ کیسه صفرا است برای این منظور باید آن‌را با آبلیمو مصرف کرد. روغن زیتون برای رفع سرفه‌های خشک مفید است. برای رفع پیوره لثه، باید روغن زیتون را بر روی لثه مالید. برای برطرف کردن خراش و ترک پوست جویدن برگ زیتون برای از بین بردن زخم‌های دهان مفید است و زیتون تقویت‌کننده نیروی جنسی است. مصرف روزانه زیتون از امراض قلبی و سرطان جلوگیری می‌کند و بالاخره روغن زیتون بهترین روغن برای پخت‌وپز است زیرا در اثر حرارات خراب نمی‌شود.

زیان‌ها

با گرم شدن، کمی از طعم و بوی این روغن از دست می‌رود. گرم شدن در دمای بالا می‌تواند باعث بی ثباتی و ناپایداری روغن شود که باعث ایجاد بیماری‌های قلبی در مصرف‌کنندگان شود. زیتون درختی پر ثمر و روغن میوه آن، غذا و دارویی مفید و در درمان اختلالات گوارشی، کبدی، کلیوی، پوستی وعفونی است. مصرف زیاد میوه زیتون سبب لاغری، بی‌خوابی واختلالات تنفسی می‌شود.

برگرفته از : http://fa.wikipedia.org